هفده سال زندگی هنری تتلو از موسیقی زیرزمینی تهران تا ویلای استانبول

بی بی سی:علی همدانی
برای توصیف حال سال‌های اخیر امیر تتلو، کلمه کم می‌آورم. حتی نمی‌توانم برای آنچه که هست عنوانی انتخاب کنم. امیر تتلو خواننده است؟ چهره فضای مجازی است؟ رهبر یک فرقه است؟ متهم به سوءاستفاده از شهرت برای آزار جنسی است؟ همه یا هیچ‌کدام؟


قطعا پاسخ به این سوال، هفده سال پیش، وقتی که در آغاز کار و شهرتش بود، آسان‌تر بود.
زیرزمین موسیقی ایران در دوران محمود احمدی‌نژاد
وقتی رادیوی فارسی بی‌بی‌سی برنامه ویژه نوجوانان و جوانانش، زیگزاگ را در سال ۱۳۸۵ آغاز کرد، موسیقی زیرزمینی در ایران در اوج بود و بخش عمده‌ای ازبرنامه رادیویی دو ساعته به معرفی این هنرمندان زیرزمینی اختصاص داشت. من، به عنوان خبرنگار تازه‌کار مامور کشف دنیای زیرزمینی جوانانی شده بودم که صدایشان هیچ خانه‌ای نداشت. جوانانی که تا پیش از این، محدودیت‌های حکومتی مانع از فعالیت هنری آنها می‌شد، به لطف کامپیوترهای خانگی و اینترنت، شروع به ساختن ترانه‌هایی کرده بودند که با هر آنچه در داخل ایران مجوز می‌گرفت یا در خارج از کشور منتشر می‌شد فرق داشت.

در ابتدا، ملودی‌ها اکثرا کپی ملودی‌‌های خارجی بود و ترانه‌ها خارج از چارچوب ترانه‌سرایی و بر اساس زندگی روزمره نوجوانانی بود که در ایران انقلاب‌زده، در دوران نخست ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، می‌خواستند سری در سرها دربیاورند. از ترس حکومت، نام‌های مستعار انتخاب می‌کردند، با حداقل امکانات ترانه‌هایی اکثرا در سبک رپ می‌ساختند و بر اینترنت منتشر می‌کردند. اگر شرایط مالی اقتضا می‌کرد و جراتش بود، برای ترانه‌ها موزیک ویدیو هم می‌ساختند و از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌کردند. خیلی زود این ترانه‌ها فراتر از شنوندگان خاصش شنیده شد. در فروشگاه‌های عرضه موسیقی، به صورت مخفیانه، به فروش می‌رفتند و در اتوموبیل‌ها و حتی تاکسی‌ها شنیده می‌شدند. کار به جایی رسیده بود که تشخیص اینکه کدام ترانه زیرزمینی و به اصطلاح غیرمجاز است، با ترانه‌های مجاز و محصولاتی که در لس‌آنجلس تولید می‌شدند آسان نبود.
امیر تتلو، حسین تهی و اردلان طعمه در کنار علی همدانی برنامه نوروزی زیگزاگ ۱۳۸۶امیر تتلو و دوستانش از جمله همین خوانندگان بودند. تفاوت تتلو با هم‌نسلانش این بود که اکثر آنها رپ می‌خواندند اما امیر تتلو اصرار داشت که سبک او موسیقی آران‌بی است. سبکی که آمریکایی‌های آفریقایی تبار در قالب موسیقی مردمی آفریدند و امیر تتلو می‌گفت نخستین خواننده این سبک در ایران است. نتیجه این شد که ترانه‌های دسته جمعی خوانندگان رپ مشهور آن دوره مانند حسین‌تهی، رضا پیشرو، شاهین فلاکت و دیاکو، با آران‌بی خوانی امیر تتلو همراه می‌شد. در واقع صدای امیر تتلو، چاشنی ترانه‌های سایرین شد و مشهورش کرد.

همان سال به اصرار شنوندگان برنامه زیگزاگ و کنجکاوی خودم، عزمم را جزم کردم تا امیر تتلو را پیدا کنم.
«می‌خواهم فوق ستاره بشوم»
در آذر ۱۳۸۵، بعد از هفته‌ها تلاش، شماره تلفن امیرحسین مقصدلو یا امیر تتلو را پیدا کردم. حاضر به گفتگو نشد. جلب اعتماد زیرزمینی‌‌ها برای ملاقات و گفتگو با رسانه‌ها به ویژه به دلیل ملاحظات امنیتی آسان نبود. بعد از اصرار فراوان، امیر تتلو قبول کرد که من را در کافه‌ای در شهرک غرب تهران ملاقات کند. این نخستین گفتگوی او با یک رسانه بود. تتلو با یک ساعت تاخیر، سوار بر اتوموبیل پراید که به سبک آن‌روزها، ارتفاعش کم شده بود و تقریبا هم‌سطح زمین حرکت می‌کرد پیدایش شد.

ظاهری بسیار ساده داشت. نه خبری از خالکوبی‌های این روزها در چهره‌اش بود و نه کلامش مانند امروز زننده. با هم تا کافه قدم زدیم و در همان مسیر کوتاه چندین دختر و پسر جوان او را شناختند و با تلفن‌های دوربین‌دار اولیه‌شان عکس گرفتند. به وضوح خوشحال بود که او را در چنین موقعیتی می‌بینم. اتفاقی که چندین بار دیگر در هنگام انجام مصاحبه در کافی‌شاپ تکرار شد و کار به جایی رسید که به دلیل ازدحام جمعیت، صاحب کافه عذرمان را خواست و البته قبل از آنکه ما را بیرون کند با امیر تتلو عکسی هم گرفت.
بعدها فهمیدم که در این نخستین دیدار نوزده ساله بود و متولد ۱۳۶۶، اما دوست داشت خودش را چهار سال بزرگتر و بالغ‌تر نشان دهد. پشت سر هم سیگار دود می‌کرد و حتی برایم حافظ خواند. دیپلمه ریاضی فیزیک بود، دوست داشت دانشگاه برود و موسیقی بخواند که نرفت. پدرش را تازه از دست داده بود. نام مستعار تتلو را هم خواهرزاده تازه به حرف آمده‌اش روی او گذاشته بود. تلاش ناکام یک کودک خردسال برای تلفظ نام خانوادگی مقصدلو، تتلو از آب در آمده بود.

دو سالی بود که می‌خواند و اول قصد داشته خواننده موسیقی پاپ بشود. «با ترانه‌های انگلیسی همخوانی‌ می‌کردم و با سایر بچه‌های موسیقی رپ آشنا شدم. یک روز به طور اتفاقی در استودیو بودم و رضا پیشرو (خواننده رپ) مشغول ضبط ترانه واقعیتش بود. وسط ترانه به من گفت امیر تو که صدایت خوب است، می توانی یک شعری بنویسی و به صورت آر ان بی اجرا کنی؟ که کردم و بسیار گرفت. همین شد که سراغ موسیقی آر ان بی رفتم. من اولین خواننده این سبک در ایرانم و حتی در حال تربیت خوانندگان دیگر هستم که در این سبک بخوانند.»

«بعد از آن ترانه برو از پیش من را با حسین تهی و روزبه خواندیم و موزیک ویدیویش را برای تلویزیون موسیقی پی ام سی فرستادیم و خیلی گل کرد.»

ترانه‌های امیر تتلو همه از شکست عشقی بود، خیانت معشوق و عبور از عشق‌های بی‌سرانجام با زبانی که خودش می‌گفت از ادبیات خیابانی ریشه گرفته است و گویشش، آنطور که خودش گفت گویش شرق تهران بود. همان گویشی که واژه ج در آن ز تلفظ می‌شود.

ترانه‌های تتلو که همه را خود می‌نوشت، چون هم‌وزن احساس آن روز نوجوانان بود، به دل همسن و سال‌های خودش نشست.

از همان ابتدا امیر تتلو قصد داشت هر طور که شده به مشهورترین خواننده ایرانی تبدیل شود. «با خودم گفتم که بالا آمدن میان این همه خواننده بسیار سخت است. این شد که گفتم کاری خواهم کرد که به یک فوق ستاره تبدیل بشوم.»

اصطلاح «فوق‌ستاره» که امیر تتلو در این گفتگو اختراع کرد بعدا به ترانه‌هایش هم راه یافت. هدفی که در سال‌های اول فعالیتش، وسیله‌ای به جز ترانه‌هایش نداشت.
بازداشت زیرزمینی‌ها، فرار تتلو
بعد از این گفتگو، او را مرتب می‌دیدم. بسیار مشهور شده بود و خودش می‌گفت به سختی در خیابان راه می‌رود. با وجود شهرت، از گزند روزمرگی‌های زندگی در ایران در امان نبود. یک بار برای انجام مصاحبه، در رستورانی در بالای برج سفید در خیابان پاسداران تهران قرار گذاشتیم. هر چه صبر کردم نیامد. به او تلفن کردم و گفت نیروهای گشت تازه ظهور کرده ارشاد، جلوی در برج ایستاده‌اند و می‌ترسد به دلیل موی بلند و لباسش بازداشتش کنند. در حین مکالمه تلفنی توجه یکی از ماموران به او جلب شد و تتلو مجبور به فرار شد.
از سمت چپ: امیرتتلو، علی همدانی، رضایا و آرمین – ۱۳۸۷در بهار ۱۳۸۷، به دنبال پلمب آنچه نیروی انتظامی استودیوهای غیرمجاز خواند و در پی دستگیری برخی از چهره‌های موسیقی زیرزمینی، امیر تتلو و چند نفر دیگر از تهران رفتند. او چند ماهی در جزیره کیش زندگی مخفیانه داشت تا به قول خودش آب‌ها از آسیاب بیافتد.

در یک گفتگوی کوتاه با من، امیر تتلوی بیست ساله، از شهرت گرم بود واز حکومت دل‌سرد. «مگر ما چه کار کردیم که دنبالمان راه افتادند؟ من از عشق و عاشقی خواندم، مردم را خوشحال کردم. »

در آن موج دستگیری‌ها، امیر تتلو دستگیر نشد و چون از خدمت سربازی معاف بود و گذرنامه داشت، از اولین خوانندگان موسیقی زیرزمینی بود که برای اجرای برنامه از ایران خارج شد و در دوبی روی صحنه رفت. آن موقع، سفر خوانندگان ایرانی مقیم لس‌انجلس به دوبی برای اجرای کنسرت بسیار رونق داشت و تتلو با آنها روی صحنه رفت. در این اقامت در دوبی بود که با خوانندگان برون‌مرزی ایرانی مانند افشین هم ترانه اجرا کرد. اقامت او در دوبی کوتاه بود و به تهران بازگشت.

دوشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۷ او را برای ضبط یک گفتگوی تصویری در خانه ویلایی یکی از دوستانش در شمال شهر تهران ملاقات کردم. عادت تازه‌ای پیدا کرده بود که همیشه در جمع گروهی از طرفدارانش باشد که کارهایش را رتق و فتق کنند. منبع درآمدش هم هم‌خوانی با ترانه‌ خوان‌های تازه کار بود تا با خواندن در کنار امیر تتلو مشهور شوند. امیر تتلو تغییر کرده بود. مست از غرور بود و می‌کوشید همه چیز آنطور که او می‌خواهد پیش برود. « الان رقابت سنگین شده است. قبلا ما بچه بودیم اما حالا نیستیم. باید بیشتر تلاش کنیم تا ستاره بمانیم.»

در این گفتگو او ترانه‌های جدیدیش را برایم پخش کرد که اشعارش به قول خودش جدی‌تر از گذشته و منعکس کننده احساساتش در آن زمان بودند.

وقتی از او پرسیدم آرزویش چیست، بر خلاف گذشته که فوق ستاره شدن را آرزو می‌کرد گفت: «دوست دارم محبوب باشم تا مشهور. دوست دارم به جای صد نفر، پنجاه نفر من را بشناسند اما آن پنجاه نفر واقعا دوستم داشته باشند.»

بعد تلفن موبایلش را بیرون آورد و صدها پیامک خوانده نشده را نشانم داد که برخی از آنها تمجید از او بود اما بیشتر حمله به او. «نمی دانم چرا مردم به من فحش می‌دهند. مگر من چه کردم؟»

این آخرین ملاقات من با امیر تتلو در ایران بود. فردای آن روز، امیر تتلو به دلیل فعالیت‌هایش بازداشت شد، و آنطور که بعدها برایم تعریف کرد چند ماه را در زندان اوین گذراند.
در جریان انتخابات مناقشه برانگیز ۱۳۸۸ که محمود احمدی‌نژاد برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب شد، برخی نامزدها برای جلب توجه جوان‌ها به خوانندگان زیرزمینی روی آورده بودند. امیر تتلو در اردوی میرحسین موسوی ایستاد و ساسی مانکن در اردوی مهدی کروبی. در ترانه امیر تتلو برای میرحسین موسوی، او ناجی ایران از فقر و فساد معرفی شد.

در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، امیر تتلو بار دیگر دستگیر شد. ماجراهای این دستگیری را ماه‌ها بعد وقتی از ایران خارج شد برایم تعریف کرد. « یک بار سربازی که من را می‌شناخت از من خواست تا برایش ترانه بخوانم. به او گفتم آخر در زندان ترانه خواندن برایم دردسر درست می‌کند. سرباز اصرار کرد و من خواندم. چند دقیقه نگذشته بود که همان سرباز با چند نفر دیگر آمدند و من را به جرم آوازخواندن در زندان بردند و بازخواست کردند.»

بعد از چند ماه بازداشت، امیر تتلو از زندان آزاد شد ودر پاییز ۱۳۸۸ به دوبی رفت. « فکر کردیم شاید شرایط در ایران تغییر کند و من بتوانم کنسرت بگذارم که نشد. حالا به دوبی آمدم و با چند کمپانی موسیقی در آمریکا مشغول مذاکره هستم تا هم آلبومم را منتشر کنند و هم برایم در شهرهای مختلف کنسرت بگذارند. منتظر هستم ببینم چه می‌شود و آیا می‌توانم ویزای آمریکا بگیرم.»

که نتوانست، بیماری مادرش را بهانه کرد و به ایران بازگشت و بار دیگر دستگیر شد.
امیر تتلوی حکومتی، حکومت امیر تتلو
بعد از این دور آزاد شدن از زندان بود که پدیده امیر تتلوی حکومتی ظهور کرد. تتلوی حامی حجاب اجباری، انرژی هسته‌ای و شهدای جمهوری اسلامی. تتلویی که برای امام هشتم شیعیان ترانه خوانده بود و در جریان کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ با ابراهیم رییسی، رییس وقت قوه قضاییه دیدار کرد تا جزییات موزیک ویدیوی این ترانه را برای او شرح دهد. او خالکوبی‌های دستانش را به رییس وقت قوه قضاییه نشان ‌داد، از اسلام سخن ‌گفت و از اینکه می‌خواهد پشت آقا (رهبر جمهوری اسلامی) و حاج آقا (ابراهیم رییسی) بایستد.

در همان سال، در جریان مراسمی که خبرگزاری فارس برای تقدیر از چهره‌های مدافع نظام در فضای مجازی برگزار کرده بود، حمید رسایی، از چهره‌های تندروی اصولگرایان، از امیر تتلو تقدیر کرد.
این چهره تازه، هیچ اثری از جوان ۱۹ ساله‌ای که یازده سال قبلش، برای اولین بار در کافه‌ای در تهران دیدم در خود نداشت. شهرتش را از فعالیت‌های هنری زیرزمینی‌اش داشت و محتاج قدرت بود. بعدا گفت که سعی می‌کرده با نزدیک شدن به اصولگرایان راه را برای دریافت مجوز برای انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت در داخل ایران باز کند که نکرد. او بار دیگر دستگیر شد و سرانجام از ایران به ترکیه رفت.

امیر تتلوی جدید، ساکن ترکیه، به رهبر فرقه‌ای شبیه بود که خود، آن را تتلیتی می‌نامید. از خانه ویلایی‌اش در استانبول بیرون نمی‌رفت و چنان که عادتش بود در میان حلقه‌ای از دوستان نزدیک خودش را محصور کرده بود و با دنیای واقعیت تماس کمی داشت. مدام جبهه عوض می‌کرد و پل‌های پشت سرش را خراب می‌کرد. سرمایه‌گذارانی که شهرت امیر تتلو را فرصت تازه‌ای برای برگزاری کنسرت‌های چند هزار نفره یافته بودند را عاصی کرده بود. حتی اگر از انتشار ترانه‌ها و برگزاری کنسرت‌هایش حمایت می‌کردند، نمی‌خواستند نامشان آورده شود.
برخی نظرات او در شبکه‌های اجتماعی، نه تنها جنجال برانگیز بودند بلکه خشن، توهین‌آمیز، جنسیت زده، غیرقانونی و ناهمگون با باورهای رایج در جامعه مدنی پیشرو به حساب می‌‌‌آیند. استفاده از شهرت برای سوء استفاده جنسی از افراد هم اتهامی است که امیر تتلو با آن مواجه بود. برای جمهوری اسلامی، فحاشی او به دین اسلام و آنچه ترویج فساد خوانده شده، غیرقابل تحمل است.

جنجال تازه او، یعنی آنچه که خود، اخراج داوطلبانه از ترکیه و بازگشت به ایران نامیده، پدیده امیر تتلو را به کجا خواهد برد؟ مشهورترش می‌کند یا این، پایان فصل شهرت هجده ساله اوست؟ هیچکس نمی‌داند.

آیا نزدیک شدن مقطعی او به قدرت کمکش کرد؟ پاسخ منفی است. آیا آنطور که در روزهای اول می‌خواست فوق ستاره شد؟ برای برخی بله. آیا به آرزویش، یعنی محبوبیت میان عام مردم رسید؟ گمان نمی‌رود.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۵۷
ایران کهن - هوستن، ایالات متحده امریکا

تتلو هیچ .....نیست جز کاور آپ برا کثافتکاری و دزدی اخوندها. به موقع هم حذفش میکنند
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۰۶:۳۵
۴۹
kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد

با شورش ۵۷ ، لمپن ها طبقه حاکم جامعه شدند ، از دادگستری گرفته ، تا مجلس و دولت و شهرداری ، از پوسته همین سیستم پوسیده هنرمند لمپن زاییده میشه ، لات ها میشن الگوی جامعه ، قهرمان ملی ، تا حدی که در خاکسپاری گنده لات تهران یک میلیون جمع می‌شوند ، اما برای شاعر و هنرمند اصیل ۲۰۰ نفر
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۰۶:۵۳
۱۸
pirzan e irani - استکهلم، سوئد

1-اینگونه سنارویوها فقط مختص تتلو نیست. روح الله زم هم بنوعی قربانی همین روش شد. باید علت ها را جستجو کرد. ج.ا. اگر امکان استفاده از صدا وسیما و تبلیغات و آموزش موزیک وکنسرت ها را میداد، تتلوها با این حال و روز گرفتار نمی شدند.گیریم این تتلو به کلی حذف بشود،قطعاً تتلوهای دیگری رشد خواهند کرد.ما هم عادت کرده ایم بساط هیزم و آتش زدن اینگونه افراد را با جاروجنجال هایمان فراهم بکنیم. فقط وقتی طرف حذف شد آنموقع باورمان میشود.
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۰۸:۳۱
۱۸
pirzan e irani - استکهلم، سوئد
۲- نمونه اش روح الله زم اخبار دست اول را از کانال خودش دریافت و پخش میکرد، اتهام زدیم عامل رژیم است وپدرش آخونده. وقتیکه دستگیرش کردند، گفتیم ماموریتش تمام شده. وقتی اعدامش کردند تعدادی در همین سایت گفتند دروغه! گلهای روی قبرش قدیمیه و گوشه قبر زاویه اش کج هست.حالا همین راه برای تتلو می بینیم. تتلو انحراف ساختاری و ادبیاتی خودش را داشت، ولی استعداد هنری اورا نمیتوان انکار کرد!آهنگهای قابل قبول و هواداران بسیاری دارد.
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۰۸:۳۳
۸۱
گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
آدمی با استعداد که بعلت توهم شهرت و تمایل شدید به مطرح شدن همیشه منتظر هورای دیگران است و این توهمات که مسلما در جمهوری اسلامی با موانع برخورد کرده باعث زوال عقل او میشود و بصورت عصاره ای از کثافت و اعتیاد در می اید
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۷
۵۴
زنده باد رضاشاه دوم‌ پهلوی - پاریس، فرانسه
این رو نباید زندان کرد، باید فرستادش باغ وحش!
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۱۱:۰۳
۶۱
یا فاطمه زهرا - اودنسه ، دانمارک
تنهایی حوصله‌ات سر رفته است؟
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۱۲:۳۸
۵۴
زنده باد رضاشاه دوم‌ پهلوی - پاریس، فرانسه
نه فاطمه زهرات پیشمه! حوصله اون سر رفته 😂
دوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - ۰۰:۵۷
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.