عامل درگیری مرگبار با دختر غریبه پای میز محاکمه
رأی دهید
وقتی مادر مقتول از موضوع کشتهشدن فرزندش مطلع شد، به ایران آمد و علیه عامل قتل شکایت کرد.
به این ترتیب، پرونده با صدور کیفرخواست علیه متهم برای رسیدگی کیفری به استان تهران فرستاده شد. هرچند ولیدم در دادگاه حضور نداشت، اما با توجه به شکایتی که مطرح کرده بود، وکیل او درخواست مادر زیبا را خطاب به قضات خواند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من تازه ماشین خریده بودم. به دوستم سینا گفتم بیا برویم دوری بزنیم. میخواستم کمی با ماشینم و دوستم خوش بگذرانیم. به سمت خیابان اندرزگو رفتیم. میخواستم شام ماشینم را به دوستم بدهم. وارد یک رستوران شدیم تا غذا بخوریم. در رستوران بودیم که سینا سوئیچ ماشین را از من گرفت و گفت برمیگردد. من فکر کردم چیزی جا گذاشته است. چند دقیقهای گذشت و برنگشت. وقتی دم ماشین رفتم دیدم او دختری را سوار ماشین کرده و با هم صحبت میکنند. از سینا پرسیدم چه خبر است؟ این دختر کیست؟ سینا گفت داخل رستوران برو من چند دقیقه دیگر میآیم؛ اما نیامد. من نیمساعت بعد دوباره رفتم و دیدم دختر هنوز در ماشین است و سینا هم نشسته است. خیلی ناراحت شدم. البته ناراحتی من از دست سینا بود چون من او را دوست خودم میدانستم و از اینکه از من سوءاستفاده کرده بود، ناراحت شدم. با او جروبحث کردم و بعد سوار ماشین شدم، به دختر گفتم پیاده شود چون میخواهم بروم؛ اما توجهی نکرد. متهم در ادامه اظهاراتش گفت: من اصلا آن دختر را نمیشناختم. به او گفتم من تو را نمیشناسم و هر مسئلهای داری به سینا مربوط است.
از ماشین پیاده شو و دنبال دردسر نباش. باز هم به حرفم گوش نداد. دختر لجبازی بود، گفت از میهمانی برای دیدن سینا آمده و قرار بوده سینا به او پول بدهد و حالا تا پولش را نگیرد نمیرود و حتما باید با پول به آن میهمانی برگردد. من گفتم این مسائل به من مربوط نیست از ماشین پیاده شو. دختر قبول نکرد و داد و فریاد راه انداخت. برای اینکه او را بترسانم کارد میوهخوری را که در ماشین بود، درآوردم و به او گفتم اگر پیاده نشود او را میزنم. دختر با من درگیر شد و درحالیکه تقلا میکرد، چاقو به پایش برخورد کرد. البته من اصلا خودم متوجه نشدم چاقو به او برخورد کرده است. وقتی دختر جوان پیاده شد داشت داد و فریاد میکرد و من هم از ترس آبرویم گاز دادم و رفتم. بعد از گفتههای این مرد جوان هیئت قضات وارد شور شدند و به اتفاق آرا متهم را در قتل شبهعمد مجرم شناختند و به پرداخت دیه محکوم کردند. این حکم مورد اعتراض مادر مقتول قرار گرفت و پرونده برای بررسی مجدد به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان عالی کشور حکم دیه را نقض و پرونده را برای بررسی مجدد به شعبه همعرض ارسال کردند. متهم یک بار دیگر در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. او باز هم قتل را انکار کرد و گفت: من به عمد زیبا را نزدم. من نه با او دشمنی داشتم و نه اصلا او را میشناختم، فقط خواستم وادارش کنم از ماشین پیاده شود. زیبا پول میخواست و چون سینا به او پول نداده بود، سعی داشت من را وادار کند که به او پول بدهم. من هیچ نسبتی با آن دختر نداشتم و هرگز هم او را ندیده بودم. وقتی در ماشین با هم درگیر شدیم، فقط قصد داشتم او را از ماشینم بیرون کنم و اصلا قصد کشتن او را نداشتم. حتی متوجه نشدم ضربه به پایش هم چطور زده شد. من اگر قصد کشتن او را داشتم ضربه را به بالاتنهاش میزدم، اما ضربه به ران پایش برخورد کرده است. من حتی سعی کردم با دست او را هل بدهم و از ماشین بیرون بیندازم، اما نمیرفت و میگفت پولی را که سینا قول داده، میخواهد و تا پول را نگیرد نمیرود.
متهم در ادامه گفت: من به مادر مقتول تسلیت میگویم و از اینکه باعث مرگ دخترش شدم متأسفم، اما حاضرم قسم بخورم ضربه را به عمد نزدم و اصلا فکر نمیکردم یک ضربه به پا منجر به مرگ شود؛ حتی اگر یک درصد به فکرم میرسید که این ضربه میتواند کشنده باشد، خودم او را به بیمارستان میرساندم و نجاتش میدادم. بعد از پایان گفتههای متهم، هیئت قضات برای تصمیمگیری در این خصوص وارد شور شدند و متهم را یک بار دیگر در قتل شبهعمد مجرم شناخته و به پرداخت دیه محکوم کرده و از قتل عمد تبرئه کردند.
دیدگاه خوانندگان
۴۵
amirgheryou - تهران، ایران
خلاصه داستان برای قاضی: یه بچه علاف یه 206 خریده و با دو دختر بدبختر از خودش رفته مثلا در طویله اندرزگو چرخ بزنه. دوس دختر بدبختر از خودش به ماشینای مدل بالا و رانندهخ هاش توجه نامحسوس کرده و این بچه غربتی مفلس بهش برخورده و با هرچی دستش اومده زده تو سرو و بدن این دختر خاک بر سر. بدون چون و چرا اعدامش کنید بره اون دنیا به پی پی خوریش ادامه بده تا بفهمه حق زندگی هر انسان مال خودشه. بی شرف غربتی.
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰
۴۵
amirgheryou - تهران، ایران
خلاصه داستان برای قاضی: یه بچه علاف یه 206 خریده و با دو دختر بدبختر از خودش رفته مثلا در طویله اندرزگو چرخ بزنه. دوس دختر بدبختر از خودش به ماشینای مدل بالا و رانندهخ هاش توجه نامحسوس کرده و این بچه غربتی مفلس بهش برخورده و با هرچی دستش اومده زده تو سرو و بدن این دختر خاک بر سر. بدون چون و چرا اعدامش کنید بره اون دنیا به پی پی خوریش ادامه بده تا بفهمه حق زندگی هر انسان مال خودشه. بی شرف غربتی.
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰
۴۵
amirgheryou - تهران، ایران
خلاصه داستان برای قاضی: یه بچه علاف یه 206 خریده و با دو دختر بدبختر از خودش رفته مثلا در طویله اندرزگو چرخ بزنه. دوس دختر بدبختر از خودش به ماشینای مدل بالا و رانندهخ هاش توجه نامحسوس کرده و این بچه غربتی مفلس بهش برخورده و با هرچی دستش اومده زده تو سرو و بدن این دختر خاک بر سر. بدون چون و چرا اعدامش کنید بره اون دنیا به پی پی خوریش ادامه بده تا بفهمه حق زندگی هر انسان مال خودشه. بی شرف غربتی.
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰
۴۵
amirgheryou - تهران، ایران
خلاصه داستان برای قاضی: یه بچه علاف یه 206 خریده و با دو دختر بدبختر از خودش رفته مثلا در طویله اندرزگو چرخ بزنه. دوس دختر بدبختر از خودش به ماشینای مدل بالا و رانندهخ هاش توجه نامحسوس کرده و این بچه غربتی مفلس بهش برخورده و با هرچی دستش اومده زده تو سرو و بدن این دختر خاک بر سر. بدون چون و چرا اعدامش کنید بره اون دنیا به پی پی خوریش ادامه بده تا بفهمه حق زندگی هر انسان مال خودشه. بی شرف غربتی.
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰
۴۵
amirgheryou - تهران، ایران
خلاصه داستان برای قاضی: یه بچه علاف یه 206 خریده و با دو دختر بدبختر از خودش رفته مثلا در طویله اندرزگو چرخ بزنه. دوس دختر بدبختر از خودش به ماشینای مدل بالا و رانندهخ هاش توجه نامحسوس کرده و این بچه غربتی مفلس بهش برخورده و با هرچی دستش اومده زده تو سرو و بدن این دختر خاک بر سر. بدون چون و چرا اعدامش کنید بره اون دنیا به پی پی خوریش ادامه بده تا بفهمه حق زندگی هر انسان مال خودشه. بی شرف غربتی.
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰