روزی که بهار روی همه را کم کرد!

روزی که بهار روی همه را کم کرد!

پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.

امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:خروس ، انگور ، درفش ، سنگو بهار اینچنین سرود :برخاست خروس صبح برخیز ای دوستخون دل انگور فکن در رگ و پوستعشق من و تو قصۀ مشت است و درفشجور تو و دل ، صحبت سنگ است و سبوستسپس واژه های :تسبیح ، چراغ ، نمک ، چناربهار سرود :با خرقه و تسبیح مرا دید چو یارگفتا ز چراغ زهد ناید ا نو ا رکس شهد ندیده است در کام نمککس میوه نچیده است از شاخ چنارو در آخر:گل رازقی ، سیگار ، لاله ، کشکو بهار چنین سرود :ای برده گل رازقی از روی تو رشکدر دیدۀ مه ز دود سیگار تو اشکگفتم که چو لاله داغدار است دلمگفتی که دهم کام دلت یعنی کشکبهار خود می گوید : در آن مجلس جوانی بود طناز و خودساز که از رعنایی به رعونت ساخته و از شوخی به شوخگنی پرداخته با این امتحانات دشوار و رباعیات بدیهه باز هل من مزید گفته و چهارچیز دیگر به کاغذ نوشت و گفت تواند بود که در آن اسامی تبانی شده باشد و برای اذعان کردن و ایمان آوردن من ، بایستی بهار این چهار چیز را بسراید :آینه ، اره ، کفش ، غورهمن برای تنبیه آن شوخ چشم دست اطاعت بر دیده نهاده ، وی را هجایی کردم که منظور آن شوخ هم در آن هجو به حصول پیوست و آن این است :چون آینه نورخیز گشتی احسنت !چون اره به خلق تیز گشتی احسنت!در کفش ادیبان جهان کردی پایغوره نشده مویز گشتی احسنت*منبع: گروه اینترنتی سرزمین مادری

بنده ی تنهای خدا - قطر - دوحه
باریکلا....جالب بید :-)
سه‌شنبه 29 شهریور 1390

iranian_x - ایران - وطنم
سلام.درود و رحمت خدا به اینچنین مردان بزرگی که باعث افتخار ایران و ایرانی است.روحش شاد باد.
سه‌شنبه 29 شهریور 1390

Negah* - الما ن - فرانکفورت
بهار برای شرکت در جشنی، دارد می‏رود به روسیه. وقتی طیاره را وصف می‏کند، می‏گوید:. روز آدینه ببستیم ز ری رخت سفر**. پر کشیدیم سوی دیلم و دریای خزر**. بر بساطی بنشستیم، سلیمان کردار**. که صبا خادم او بود و شمالش چاکر**. به یکی پرش، از بر رسیدیم به بحر**. به دگر پرش، از بحر رسیدیم به بر**.
سه‌شنبه 29 شهریور 1390

ensanam arezoost - ایران - خارگ
جالب بود...سپاس
سه‌شنبه 29 شهریور 1390

m18 - ایران - مشهد
مرغ سحر ناله سر کن ........
چهار‌شنبه 30 شهریور 1390

رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • نتانیاهو خطاب به ایرانیان: در روزهای آینده شرایطی فراهم می‌شود تا سرنوشت خود را به دست بگیرید
  • ارتش آمریکا ۱۶ فروند شناور مین‌گذار جمهوری اسلامی را نزدیک تنگه هرمز منهدم کرد + ویدیو
  • احمدرضا و امیرحسین فیضی؛ دو برادردو برادر ۱۵ و ۱۹ ساله که بخاطر شادی برای مرگ خامنه‌ای کشته شدند
  • رادان: هرکسی که به خواست دشمن به خیابان بیائید همه بچه‌های ما هم دست به ماشه آماده‌اند
  • کاخ سفید: تسلیم رسمی یا غیررسمی ایران پایان جنگ خواهد بود
  • مجتبی خامنه‌ای؛ بازیگر پشت‌ پرده «نظام»
  • حمله آمریکا به ناوچه ایرانی «دنا»، ناوچه‌ای بی‌دفاع و بدون مهمات؛ چالشی برای بی‌طرفی هند
  • نماینده پارلمان کانادا: برخی افراد وابسته به سپاه با دریافت« گواهی غسل تعمید» پیشینه خود را پنهان می کنند
  • دوران محمدرضا شاهی؛ اتحاد شاه و ملت (صد سال پهلوی؛ ۱۳۰۴ تا ۱۴۰۴) - بخش هفتاد و سوم
  • دمشق: فرمانده یگان‌های مدافع خلق کُرد به عنوان معاون وزیر دفاع سوریه منصوب شد