پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران
رأی دهید
ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در بهار ۱۴۰۵ در حال تجربه عمیقترین دگردیسی تاریخ خود از سال ۱۳۵۷ تاکنون است. تقاطع سه بحران اساسی شامل جنگ، فروپاشی اقتصادی و خلاء رهبری، هسته سخت قدرت را به سمت یک جراحی بزرگ و حذف کامل نهادهای انتخابی و دیوانسالاری سنتی سوق داده است.
گزارشهای اخیر بهوضوح نشان میدهند که مدل حکمرانی دوگانه (دولت-حاکمیت) به پایان راه خود رسیده و سپاه پاسداران با عبور از پشتپرده، رسما در حال استقرار یک دیکتاتوری نظامی خالص با پوشش یک رهبری ضعیف و موروثی است.
این دگردیسی دیگر یک سناریوی احتمالی نیست، بلکه واقعیتی است که در پاستور و مخفیگاههای زیرزمینی سپاه پاسداران در حال پیادهسازی است.
کالبدشکافی یک کودتای ساختاری و اولتیماتوم اقتصادی
تنش میان مسعود پزشکیان و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، صرفا یک اختلاف نظر مدیریتی نیست، بلکه پردهبرداری از پایان عمر نهاد «دولت» در جمهوری اسلامی است.
رد صلاحیت تمام گزینههای پیشنهادی برای وزارت اطلاعات، از جمله حسین دهقان که خود پیشینهای نظامی-سپاهی دارد، ثابت میکند که سپاه پاسداران دیگر حتی به نظامیان بهاصطلاح «میانهرو» یا «بوروکراتها» نیز اعتماد ندارد.
استدلال وحیدی مبنی بر لزوم کنترل مستقیم پستهای کلیدی توسط سپاه بهدلیل «شرایط بحرانی جنگ»، در ادبیات علوم سیاسی، اسم رمز تعلیق قانون اساسی و برقراری وضعیت حکومت نظامی اعلامنشده است.
در این میان، آنچه کاتالیزور این تغییر ساختاری شده، بحران بیسابقه مالی است. پزشکیان بهصراحت هشدار داده است که اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه بدون برقراری آتشبس با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
اما پاسخ سپاه به این اولتیماتوم، متهم کردن دولت به کمکاری است. این تقابل نشان میدهد سپاه پاسداران در دوگانه «بقا ایدئولوژیک-نظامی» و «نجات معیشت عمومی»، با آگاهی کامل گزینه اول را انتخاب کرده و آماده است تا هزینههای فروپاشی اقتصادی را با سرکوب مطلق امنیتی پاسخ دهد.
سراب جانشینی موروثی و انزوای هسته مرکزی
مهمترین بخش تحولات اخیر، درک استراتژی سپاه در قبال مساله جانشینی است. انتخاب مجتبی خامنهای تحت فشار سپاه توسط مجلس خبرگان، نه نماد قدرت او، بلکه نشاندهنده ضعف اوست.
گزارشها از وضعیت جسمی نامساعد رهبر جدید و ناتوانی او در ارتباط مستمر با مقامات، این واقعیت را آشکار میکند که مجتبی خامنهای بیش از آنکه یک رهبر مقتدر باشد، به «گروگانی نمادین» در دست یک «شورای نظامی» تبدیل شده است.
ایجاد حصار امنیتی پیرامون او و قطع ارتباطش با رییس دولت، یک الگوی کلاسیک از کنترل قدرت توسط گارد پِرتورین (Praetorian Guard) است که به نام رهبر، اما با اراده فرماندهان نظامی حکومت میکنند.
واکنشهای درونسیستمی به این سناریو نیز قابل تامل است. مخالفت صریح و تلاش چهرههای پرنفوذ امنیتی-حوزوی مانند علیاصغر حجازی و علیرضا اعرافی برای بازگرداندن قدرت به «شورای موقت رهبری»، آخرین تقلای بازماندگان نظام سنتی روحانیت برای جلوگیری از بلعیده شدن کامل توسط هیولای نظامیگری است.
هشدار پیشین حجازی مبنی بر اینکه انتخاب مجتبی بهمعنای تسلیم کامل کشور به سپاه پاسداران و حذف همیشگی نهادهای اداری خواهد بود، اکنون دقیقا در حال وقوع است.
سپاه برای تثبیت این مدل جدید، چارهای جز تصفیه خونین لایههای سنتی دفتر دیکتاتور کشتهشده جمهوری اسلامی ندارد.
فروپاشی انسجام داخلی و مشروعیتبخشی خارجی به نظامیان
پزشکیان بعد از جنگ ۱۲ روزه در صحن مجلس بهصراحت پرده از وحشت عمیق درونسیستمی برداشت و گفت: «اگر اتفاقی برای رهبری رخ دهد، ما با همدیگر دعوا میکنیم و لازم نیست اسرائیل بیاید.»
این اعتراف بیسابقه نشاندهنده فقدان هرگونه انسجام ارگانیک در درون جمهوری اسلامی است؛ نظامی که در آن، جناحهای سیاسی برای نابودی یکدیگر تنها منتظر حذف فیزیکی شخص اول هستند، از منظر راهبردی یک سیستم از پیش فروپاشیده تلقی میشود.
در همین زمان، متغیرهای خارجی نیز میخ آخر را بر تابوت دولت بیاختیار کوبیدهاند.
موضعگیری دونالد ترامپ مبنی بر اینکه محمدباقر قالیباف طرف گفتوگوی واشینگتن با تهران است، به معنای آن است که آمریکا با نادیده گرفتن کامل دولت پزشکیان و به رسمیت شناختن یک فرمانده سابق سپاه و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی بهعنوان طرف حساب اصلی، عملا واقعیت «حاکمیت مطلق نظامیان» را پذیرفته است.
در کنار این موضوع، مخالفت صریح ترامپ با رهبری مجتبی خامنهای، بحران مشروعیت این رهبر در حصار را در عرصه بینالمللی نیز به نقطه بیبازگشت رسانده است.
دورنمای راهبردی: در آستانه پرتگاه سیستمی
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، تصویر نهایی شفاف میشود: جمهوری اسلامیِ مبتنی بر ائتلاف روحانیت و نهادهای شبهجمهوری، مرده است.
هسته سخت قدرت با بهرهگیری از بحرانهای متقاطع، در حال استقرار یک دولت پادگانی است که در آن، پاستور تنها یک نهاد تدارکاتی بیاهمیت و بیت رهبری یک ویترین ایزولهشده است.
با توجه به ضربالاجل یکماهه برای فروپاشی کامل اقتصادی، فرماندهان نظامی زمان بسیار اندکی برای تثبیت این «کودتای خزنده» دارند.
آنها در حال قمار بر سر موجودیت سیستمی هستند که همزمان از درون (شکاف در دفتر رهبر غائب و وحشت در دولت)، از بیرون (فشار بینالمللی و جنگ) و از پایین (خروش قریبالوقوع جامعه) در حال فرو ریختن است.
گزارشهای اخیر بهوضوح نشان میدهند که مدل حکمرانی دوگانه (دولت-حاکمیت) به پایان راه خود رسیده و سپاه پاسداران با عبور از پشتپرده، رسما در حال استقرار یک دیکتاتوری نظامی خالص با پوشش یک رهبری ضعیف و موروثی است.
این دگردیسی دیگر یک سناریوی احتمالی نیست، بلکه واقعیتی است که در پاستور و مخفیگاههای زیرزمینی سپاه پاسداران در حال پیادهسازی است.
کالبدشکافی یک کودتای ساختاری و اولتیماتوم اقتصادی
تنش میان مسعود پزشکیان و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، صرفا یک اختلاف نظر مدیریتی نیست، بلکه پردهبرداری از پایان عمر نهاد «دولت» در جمهوری اسلامی است.
رد صلاحیت تمام گزینههای پیشنهادی برای وزارت اطلاعات، از جمله حسین دهقان که خود پیشینهای نظامی-سپاهی دارد، ثابت میکند که سپاه پاسداران دیگر حتی به نظامیان بهاصطلاح «میانهرو» یا «بوروکراتها» نیز اعتماد ندارد.
استدلال وحیدی مبنی بر لزوم کنترل مستقیم پستهای کلیدی توسط سپاه بهدلیل «شرایط بحرانی جنگ»، در ادبیات علوم سیاسی، اسم رمز تعلیق قانون اساسی و برقراری وضعیت حکومت نظامی اعلامنشده است.
در این میان، آنچه کاتالیزور این تغییر ساختاری شده، بحران بیسابقه مالی است. پزشکیان بهصراحت هشدار داده است که اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه بدون برقراری آتشبس با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
اما پاسخ سپاه به این اولتیماتوم، متهم کردن دولت به کمکاری است. این تقابل نشان میدهد سپاه پاسداران در دوگانه «بقا ایدئولوژیک-نظامی» و «نجات معیشت عمومی»، با آگاهی کامل گزینه اول را انتخاب کرده و آماده است تا هزینههای فروپاشی اقتصادی را با سرکوب مطلق امنیتی پاسخ دهد.
سراب جانشینی موروثی و انزوای هسته مرکزی
مهمترین بخش تحولات اخیر، درک استراتژی سپاه در قبال مساله جانشینی است. انتخاب مجتبی خامنهای تحت فشار سپاه توسط مجلس خبرگان، نه نماد قدرت او، بلکه نشاندهنده ضعف اوست.
گزارشها از وضعیت جسمی نامساعد رهبر جدید و ناتوانی او در ارتباط مستمر با مقامات، این واقعیت را آشکار میکند که مجتبی خامنهای بیش از آنکه یک رهبر مقتدر باشد، به «گروگانی نمادین» در دست یک «شورای نظامی» تبدیل شده است.
ایجاد حصار امنیتی پیرامون او و قطع ارتباطش با رییس دولت، یک الگوی کلاسیک از کنترل قدرت توسط گارد پِرتورین (Praetorian Guard) است که به نام رهبر، اما با اراده فرماندهان نظامی حکومت میکنند.
واکنشهای درونسیستمی به این سناریو نیز قابل تامل است. مخالفت صریح و تلاش چهرههای پرنفوذ امنیتی-حوزوی مانند علیاصغر حجازی و علیرضا اعرافی برای بازگرداندن قدرت به «شورای موقت رهبری»، آخرین تقلای بازماندگان نظام سنتی روحانیت برای جلوگیری از بلعیده شدن کامل توسط هیولای نظامیگری است.
هشدار پیشین حجازی مبنی بر اینکه انتخاب مجتبی بهمعنای تسلیم کامل کشور به سپاه پاسداران و حذف همیشگی نهادهای اداری خواهد بود، اکنون دقیقا در حال وقوع است.
سپاه برای تثبیت این مدل جدید، چارهای جز تصفیه خونین لایههای سنتی دفتر دیکتاتور کشتهشده جمهوری اسلامی ندارد.
فروپاشی انسجام داخلی و مشروعیتبخشی خارجی به نظامیان
پزشکیان بعد از جنگ ۱۲ روزه در صحن مجلس بهصراحت پرده از وحشت عمیق درونسیستمی برداشت و گفت: «اگر اتفاقی برای رهبری رخ دهد، ما با همدیگر دعوا میکنیم و لازم نیست اسرائیل بیاید.»
این اعتراف بیسابقه نشاندهنده فقدان هرگونه انسجام ارگانیک در درون جمهوری اسلامی است؛ نظامی که در آن، جناحهای سیاسی برای نابودی یکدیگر تنها منتظر حذف فیزیکی شخص اول هستند، از منظر راهبردی یک سیستم از پیش فروپاشیده تلقی میشود.
در همین زمان، متغیرهای خارجی نیز میخ آخر را بر تابوت دولت بیاختیار کوبیدهاند.
موضعگیری دونالد ترامپ مبنی بر اینکه محمدباقر قالیباف طرف گفتوگوی واشینگتن با تهران است، به معنای آن است که آمریکا با نادیده گرفتن کامل دولت پزشکیان و به رسمیت شناختن یک فرمانده سابق سپاه و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی بهعنوان طرف حساب اصلی، عملا واقعیت «حاکمیت مطلق نظامیان» را پذیرفته است.
در کنار این موضوع، مخالفت صریح ترامپ با رهبری مجتبی خامنهای، بحران مشروعیت این رهبر در حصار را در عرصه بینالمللی نیز به نقطه بیبازگشت رسانده است.
دورنمای راهبردی: در آستانه پرتگاه سیستمی
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، تصویر نهایی شفاف میشود: جمهوری اسلامیِ مبتنی بر ائتلاف روحانیت و نهادهای شبهجمهوری، مرده است.
هسته سخت قدرت با بهرهگیری از بحرانهای متقاطع، در حال استقرار یک دولت پادگانی است که در آن، پاستور تنها یک نهاد تدارکاتی بیاهمیت و بیت رهبری یک ویترین ایزولهشده است.
با توجه به ضربالاجل یکماهه برای فروپاشی کامل اقتصادی، فرماندهان نظامی زمان بسیار اندکی برای تثبیت این «کودتای خزنده» دارند.
آنها در حال قمار بر سر موجودیت سیستمی هستند که همزمان از درون (شکاف در دفتر رهبر غائب و وحشت در دولت)، از بیرون (فشار بینالمللی و جنگ) و از پایین (خروش قریبالوقوع جامعه) در حال فرو ریختن است.
دیدگاه خوانندگان
۴۵
Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
دیگه چیزی از این نکبت متعفن اسه....لی نمونده دیگه آخرشه بره زبالهدان تاریخ
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
۶۹
Arezooo - زوریخ ، سوییس
چو بیدادگر شد جهان دار مرد , ز گردش بماند جهان لاجرد. همان ظلم خود خانه ویران کند , دل مرد بیداد طوفان کند. نماند ستمکار بر تخت و گاه , بماند به جز نام نیکی به راه. هر آن کس که بنیاد بد برنهاد , زمانه همان بد به او بازداد مرگ و لعنت بر آخوند لواط کار ، شریر و تمام کاسه لیسان ، جیره خوارشان در سپاه ، و شکر خداوند قادر مطلق را .✌️🌹🇺🇲🇮🇱
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
۶۹
Arezooo - زوریخ ، سوییس
چو بیدادگر شد جهان دار مرد , ز گردش بماند جهان لاجرد. همان ظلم خود خانه ویران کند , دل مرد بیداد طوفان کند. نماند ستمکار بر تخت و گاه , بماند به جز نام نیکی به راه. هر آن کس که بنیاد بد برنهاد , زمانه همان بد به او بازداد مرگ و لعنت بر آخوند لواط کار ، شریر و تمام کاسه لیسان ، جیره خوارشان در سپاه ، و شکر خداوند قادر مطلق را .✌️🌹🇺🇲🇮🇱
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
۴۵
Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
دیگه چیزی از این نکبت متعفن اسه....لی نمونده دیگه آخرشه بره زبالهدان تاریخ
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
۴۵
Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
دیگه چیزی از این نکبت متعفن اسه....لی نمونده دیگه آخرشه بره زبالهدان تاریخ
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
۶۹
Arezooo - زوریخ ، سوییس
چو بیدادگر شد جهان دار مرد , ز گردش بماند جهان لاجرد. همان ظلم خود خانه ویران کند , دل مرد بیداد طوفان کند. نماند ستمکار بر تخت و گاه , بماند به جز نام نیکی به راه. هر آن کس که بنیاد بد برنهاد , زمانه همان بد به او بازداد مرگ و لعنت بر آخوند لواط کار ، شریر و تمام کاسه لیسان ، جیره خوارشان در سپاه ، و شکر خداوند قادر مطلق را .✌️🌹🇺🇲🇮🇱
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
۴۵
Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
دیگه چیزی از این نکبت متعفن اسه....لی نمونده دیگه آخرشه بره زبالهدان تاریخ
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
۶۹
Arezooo - زوریخ ، سوییس
چو بیدادگر شد جهان دار مرد , ز گردش بماند جهان لاجرد. همان ظلم خود خانه ویران کند , دل مرد بیداد طوفان کند. نماند ستمکار بر تخت و گاه , بماند به جز نام نیکی به راه. هر آن کس که بنیاد بد برنهاد , زمانه همان بد به او بازداد مرگ و لعنت بر آخوند لواط کار ، شریر و تمام کاسه لیسان ، جیره خوارشان در سپاه ، و شکر خداوند قادر مطلق را .✌️🌹🇺🇲🇮🇱
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
۶۹
Arezooo - زوریخ ، سوییس
چو بیدادگر شد جهان دار مرد , ز گردش بماند جهان لاجرد. همان ظلم خود خانه ویران کند , دل مرد بیداد طوفان کند. نماند ستمکار بر تخت و گاه , بماند به جز نام نیکی به راه. هر آن کس که بنیاد بد برنهاد , زمانه همان بد به او بازداد مرگ و لعنت بر آخوند لواط کار ، شریر و تمام کاسه لیسان ، جیره خوارشان در سپاه ، و شکر خداوند قادر مطلق را .✌️🌹🇺🇲🇮🇱
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
۴۵
Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
دیگه چیزی از این نکبت متعفن اسه....لی نمونده دیگه آخرشه بره زبالهدان تاریخ
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
