شبکه‌ پیچیده تونل‌های پایتخت؛ قالیباف چگونه زیر پای تهران را خالی کرد؟

سایه رحیمی - ایندیپندنت فارسی

حمله هوایی پانزدهم اسفندماه ۱۴۰۴ به مجتمع موسوم به «بیت رهبری»، درباره پناهگاه علی خامنه‌ای رازهای تازه‌ای فاش کرد؛ پناهگاهی که شبیه یک شهرک زیرزمینی با گلوگاه‌های مختلف در نقاط پرتردد شهر و در مجاورت مراکز درمانی و آموزشی است.


اندکی قبل از آن در دی‌ماه نیز فاش شده بود که تونلی پنج‌هزارمتری زیر بازار تهران حفر شده است. مسئولان شهری حفر این تونل را به «حفاران ناشناس» نسبت دادند و بهانه آن را تعبیه انبار زیر مغازه‌های شهر عنوان کردند تا به این وسیله ماجرا را به‌اصطلاح جمع کنند.

در جریان جنگ ۱۲ روزه، نیز اطلاعاتی درز کرد که جلسه شورای عالی امنیت ملی در مکانی زیرزمینی در غرب تهران هدف قرار گرفت؛ مکانی که با توجه به نقطه حمله هوایی اسرائیل، براورد می‌شد که زیر بزرگراه خرازی است و یک خروجی اضطراری هم به مجتمع «ایران‌مال» دارد. پیش‌تر درباره تونل‌های زیرزمینی در مصلای تهران و لویزان هم بارها زمزمه‌هایی شنیده شد.

این تونل‌ها که بعید نیست به هم ارتباط داشته باشند، حاصل یک پروژه بلندمدت‌اند که پیشینه ساخت بخش بزرگی از آن‌ها را می‌توان در دوران ۱۲ ساله تصدی محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران جست‌وجو کرد. یعنی زمانی که رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی با شعار «مدیریت جهادی» و در پوشش حفاری مترو و پروژه‌های عمرانی، ساخت یکی از مخوف‌ترین شهرهای زیرزمینی امنیتی را در زیر شهر تهران کلید زد.
کلیدواژه «مدیریت جهادی»
داستان از سال ۱۳۸۴ و پس از آن آغاز شد که محمدباقر قالیباف در پی شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری، در شورای شهر دوم تهران به‌عنوان شهردار انتخاب شد. او در دوره سوم شورای شهر تهران بین سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ نیز بدون هیچ چالشی در مقامش ابقا شد تا اینکه دوره چهارم شورای شهر فرارسید.

طبق قوانین جمهوری اسلامی از جمله ماده ۳۵ قانون تشکیلات و وظایف شوراها مصوب ۱۳۶۹، هیچ فردی نمی‌تواند سه دوره متوالی شهردار بماند، اما همان‌طور که جمهوری اسلامی هرجا نیاز داشته باشد، قوانین خود را نیز دور می‌زند، این قانون در مورد قالیباف اجرا نشد و او به مدد پشتیبانی بلامنازع مهدی چمران در مقام رئیس شورای شهر و حمایت علی لاریجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود، در سال ۱۳۹۲ برای سومین بار به‌عنوان شهردار تهران ابقا شد.
شبکه تونل‌های تهران
محمدباقر قالیباف در دوران تصدی‌ در شهرداری تهران، کلیدواژه‌ها و شعارهای مشخصی مانند «مدیریت جهادی» و «هر ماه یک ایستگاه مترو» داشت. علاوه بر این، به فعالیت‌ها در اعماق زمین و حفاری تونل هم علاقه‌ خاصی نشان می‌داد. در دوره ۱۲ ساله تصدی‌ او، چند تونل بزرگ در تهران با اهداف اعلامی «کاهش ترافیک» و «اتصال شمال به جنوب و شرق به غرب شهر» ساخته شدند که مهم‌ترین آن‌ها تونل توحید، تونل نیایش و تونل امیرکبیر بودند.

تونل توحید که بزرگراه چمران در شمال را به بزرگراه نواب در جنوب متصل می‌کند، سال ۱۳۸۸ افتتاح شد. تونل نیایش که اتصال‌دهنده بزرگراه نیایش در غرب به بزرگراه صدر در شرق است، در سال ۱۳۹۲ افتتاح شد و در واقع بخشی از پروژه صدر‌ــ‌‌نیایش بود. این تونل از زیر مناطقی مانند ونک، پارک‌وی و الهیه عبور می‌کند. تونل امیرکبیر نیز بزرگراه امام علی را به بزرگراه شهید محلاتی و خیابان‌های مرکزی متصل می‌کند. این تونل در سال‌های پایانی دوره قالیباف به بهره‌برداری رسید.

قالیباف در تمام مدتی که این پروژه‌ها با بودجه‌های کلان در حال احداث بودند، مدام شعار «مدیریت جهادی» را تکرار می‌کرد. علی خامنه‌ای نیز با استفاده از همین کلیدواژه «مدیریت جهادی»، عملکرد محمدباقر قالیباف را «الگویی» برای سایر مدیران می‌دانست و از او تمجید می‌کرد. در حالی که کارشناسان شهری تاکید داشتند برخی از این پروژه‌ها در کاهش ترافیک نقش تعیین‌کننده‌ای ندارند و شهرداری به جای سرمایه‌گذاری بر بخش حمل‌ونقل عمومی، تهران را هرچه بیشتر به سمت خودرومحوری سوق داده است. به خصوص درباره پروژه صدر‌ــ‌نیایش که انتقادهای کارشناسان فراوان‌تر بود.
حفاری در پوشش مترو
علاقه‌ محمدباقر قالیباف به اعماق زمین به حفاری تونل‌های شهری محدود نبود. بخش بزرگی از این علاقه‌مندی در پوشش حفاری‌های مترو طی ۱۲ سال دنبال شد. در این دوره دو خط ۳ و ۷ مترو تهران به بهره‌برداری رسیدند. علاوه بر آن، چند توسعه و انشعاب هم در خطوط دیگر در همین دوره راه افتاد: توسعه‌های خط ۴، انشعاب فرودگاه مهرآباد و انشعاب فرودگاهی خط ۱ به شهر آفتاب و فرودگاه «امام خمینی» که در آن مقطع، بعضی منابع از آن با عنوان خط ۸ هم یاد کردند. هرچند نزد مردم به‌عنوان شاخه‌ای از خط ۱ شناخته می‌شود.

جالب است بدانیم تمرکز قالیباف بر حفاری‌های مترو با شعار «هر ماه یک ایستگاه» آن‌قدر زیاد بود که صدای محسن هاشمی، رئیس سابق مترو، را هم درآورد. او معتقد بود که قالیباف، به‌ویژه در اواخر دوره تصدی‌اش، تمام بودجه مترو را صرف حفر تونل و بتن‌ریزی می‌کند تا آمار کمی بالا برود، اما برای خرید واگن مترو سرمایه‌گذاری نمی‌کند: «آنچه به عنوان راه‌اندازی مترو اعلام می‌شود عمدتا آمار ساخت تونل است نه مترو.»

نتیجه این سیاست سرفاصله‌های طولانی بود. به‌ طوری که در برخی خطوط تازه افتتاح‌شده، مسافران باید ۴۵ تا ۵۰ دقیقه منتظر قطار می‌ماندند و برخی خطوط نیز در روز فقط بین دو تا سه ساعت فعال بودند. ضمن اینکه بعدها گفته شد برخی از ایستگاه‌های مترو در حالی‌ که آماده نبودند، افتتاح شدند. مثلا محسن پورسیدآقایی که پس از پایان دوره قالیباف و در زمان تصدی محمدعلی نجفی در شهرداری، معاون حمل‌ونقل و ترافیک بود، گفت که «قطارهای خط ۷ را با جرثقیل از دهانه شفت به پایین فرستادند تا فقط برای افتتاح آماده شود، در حالی که این خط هنوز پایانه و تعمیرگاه نداشت».

مشکلات یکی دو تا نبودند. فقدان پله فرار و خروجی اضطراری، نقص سیستم تهویه و هواکش و نبود سیستم سیگنالینگ کامل که باعث می‌شد قطارها با هدایت دستی و بی‌سیم جابه‌جا شوند، از دیگر مشکلات بود، اما احتمالا برای «مدیر جهادی» محبوب خامنه‌ای هیچ‌یک از این‌ها، جز پیشبرد هدف اصلی که همان ایجاد شهر زیرزمینی زیر پای پایتخت بود، اهمیت نداشت.
نقش قرارگاه خاتم‌الانبیا در پروژه‌های شهری
ورود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پروژه‌های بزرگ عمرانی در تهران به دهه ۱۳۷۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که برخی پروژه‌های زیرساختی مانند ساخت پل‌ها و سازه‌های شهری به پیمانکاران وابسته به سپاه واگذار شد، اما این حضور از دهه ۱۳۸۰ به بعد، به‌ویژه در دوره شهرداری محمود احمدی‌نژاد و سپس محمدباقر قالیباف، به شکل چشمگیری گسترش یافت.

در این دوره، سپاه و بازوی اقتصادی آن یعنی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا به یکی از بازیگران اصلی و در بسیاری موارد پیمانکار انحصاری پروژه‌های بزرگ شهری در تهران تبدیل شدند و بخش مهمی از پروژه‌های بزرگ شهری از بزرگراه‌ها و تونل‌های شهری گرفته تا خطوط مترو و پروژه‌های عمرانی بزرگ در این سال‌ها به قرارگاه خاتم‌الانبیا واگذار شدند. منتقدان می‌گویند بسیاری از این قراردادها بدون طی مراحل معمول مناقصه و تشریفات قانونی، به صورت مستقیم و یک‌طرفه به این نهاد نظامی سپرده شد.

ابعاد مالی این همکاری‌ها تا سال‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. با این حال در اردیبهشت ۱۴۰۰، محمدجواد حق‌شناس، عضو وقت شورای شهر تهران، در یک مصاحبه رسانه‌ای بخشی از این ساختار مالی را افشا کرد. او خبر داد که در دوران شهرداری قالیباف قراردادهای محرمانه‌ای میان شهرداری تهران و قرارگاه خاتم‌الانبیا منعقد شد که حجم مالی آن‌ها حتی از بودجه سالانه شهرداری نیز بیشتر بود.

حق‌شناس در این مصاحبه، از دو قرارداد با عنوان «فاینانس ۱» و «فاینانس ۲» نام برد که در دهه ۱۳۹۰ به صورت محرمانه با قرارگاه خاتم امضا شده بودند. بر اساس این قراردادها، تامین مالی پروژه‌هایی که خارج از روند قانونی به این قرارگاه واگذار شده بودند، از طریق سازوکارهایی مانند شهرفروشی و فروش تراکم ساختمانی انجام می‌شد. به بیان دیگر، منابع مالی پروژه‌های عمرانی به‌جای آنکه از مسیر شفاف بودجه شهرداری تامین شود، از محل صدور مجوزهای ساختمانی و تراکم‌فروشی فراهم می‌شد.

به گفته حق‌شناس، بخش عمده قراردادهای میان شهرداری تهران و سپاه در آن سال‌ها محرمانه تلقی شدند که نه‌تنها امکان نظارت عمومی که حتی امکان نظارت شورای شهر را بر آن‌ها محدود کرد. او تاکید کرد که در زمان انعقاد این قراردادها، بسیاری از اعضای شورای شهر از جزئیات آن بی‌اطلاع بودند و تنها محمدباقر قالیباف و قائم‌مقام او، عیسی شریفی، از مفاد دقیق آن‌ها خبر داشتند.

حق‌شناس دراین‌باره گفته بود: «کسی در این سال‌ها سوال نکرد که چرا قراردادی که امروز آن را با عنوان فاینانس ۱ و فاینانس ۲ می‌شناسیم، باید محرمانه باشد. اصلا چه مرجعی تشخیص داد که این قرارداد محرمانه باشد؟ وقتی شهردار یا قائم‌مقام او این قراردادها را امضا کردند، بر چه مبنایی عنوان محرمانه روی آن گذاشتند؟ چرا یک قرارداد شهری که قرار است در تهران اجرا شود و برای آن چند هزار پروانه هولوگرام صادر می‌شود، به جای اینکه درآمدش به خزانه شهرداری برود، به جای دیگری منتقل می‌شود؟»
مدیریت یک سپاهی در مترو
علاوه بر اینکه مجری پروژه‌های شهرداری تهران، قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران بود، مدیر شرکت بهره‌برداری راه‌آهن شهری تهران و حومه (مترو تهران) را نیز یک سپاهی به نام هابیل درویشی برعهده داشت. در واقع مثلث قالیباف (با سابقه فرماندهی نیروی هوایی و انتظامی)، هابیل درویشی (با سابقه عضویت در سپاه پاسداران) و قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا (پیمانکار اصلی مترو)، ترکیبی را ساختند که می‌توانست پروژه شهر زیرزمینی و اهداف امنیتی حاکمیت در زیر تهران را در امنیت کامل پیش ببرد.

اصلا بعید نیست که بسیاری از افرادی که آن زمان در این پروژه شرکت داشتند، مانند مهندسان و کارگران و نیروهای خدماتی، تصورشان این بود که در پروژه احداث مترو مشارکت دارند؛ درصورتی‌که هم‌زمان پروژه دیگری نیز در حال پیشروی بود.

هابیل درویشی که طی سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۶ مدیرعامل مترو بود، بیشتر مواقع با لباس کار، کلاه ایمنی و چکمه‌های بلند مخصوص کار در گل‌ولای در اعماق تونل‌های شهری تهران حضور داشت و مورداعتماد کامل قالیباف بود. بیشتر افتتاحیه‌های بزرگ مترو از جمله تکمیل خط ۳، خط ۴ و بخش‌های بزرگی از خط ۶ و ۷ در دوران مدیریت او انجام شد.

یکی از مهم‌ترین حاشیه‌های معنادار حضور او در مترو تهران ماجرای دستگاه‌های فولادی «تی‌بی‌ام» (TBM) بود که شبیه به یک عملیات لجستیکی پیچیده در دوران جنگ عمل می‌کند. این دستگاه‌های غول‌آسا ابزار اصلی ادعای قالیباف برای ساخت «مترو با سرعت جهادی» بودند.

شهرداری در دوران قالیباف، چندین دستگاه تی‌بی‌ام پیشرفته خرید که قطری حدود ۹ متر داشتند و هم‌زمان که زمین را حفر می‌کردند، دیواره‌های بتنی (سگمنت) را هم نصب می‌کردند و تونل آماده تحویل می‌دادند. با این دستگاه‌ها رکورد حفاری در تهران به ۱۵ تا ۲۰ متر در روز رسید.

واردات این دستگاه‌ها و قطعات یدکی آن‌ها در اوج تحریم‌های دهه ۱۳۹۰ شمسی یکی از چالش‌های بزرگ بود، اما چون دلیل خرید آن‌ها حفاری اعلام شد، به نتیجه رسید. حال‌ آنکه استفاده از این دستگاه‌های سنگین در بافت شهری تهران بدون ریسک نبود. به عنوان مثال، در یکی از پروژه‌ها برخورد دستگاه تی‌بی‌ام با لایه‌های پیش‌بینی‌نشده خاک و نشت فاضلاب دردسرساز شد. در مواردی نیز، سرعت بالای حفاری با تی‌بی‌ام باعث لرزش ساختمان‌های قدیمی در مناطق مرکزی (مثل منیریه و مولوی) شد و ترک‌های جدی در خانه‌های مردم ایجاد کرد.

جالب اینکه پس از پایان دوره قالیباف، یکی از نقدهای جدی این بود که شهرداری تعداد زیادی تی‌بی‌ام خریداری کرد که اکنون در پروژه‌های جدید بلااستفاده مانده یا هزینه نگهداری آن‌ها بسیار بالا است.

با پایان دوره سوم تصدی قالیباف در شهرداری تهران، هابیل درویشی نیز استعفا کرد و به حوزه‌های حساس اجرایی و اقتصادی در نهادهای نظامی بازگشت.
احداث تونل‌های زیرزمینی
با توضیحاتی که تا اینجای گزارش ارائه شد، بخش مهمی از قطعات پازل احداث تونل‌های زیرزمینی در تهران سر جای خود قرار می‌گیرد. بخش مهم دیگری از این پازل هم با بررسی استفاده از دستگاه‌های پیشرفته و بسیار گران‌قیمت تی‌بی‌ام تکمیل می‌شود؛ دستگاه‌هایی که به‌طور معمول برای حفاری تونل‌های مترو به کار می‌روند، اما به نظر می‌رسد ظرفیت و توان آن‌ها فراتر از نیازهای معمول شبکه مترو تهران بوده است.

برخی کارشناسان شهری معتقدند این دستگاه‌ها توانایی حفاری در اعماق بسیار بیشتر از عمق معمول خطوط مترو را دارند؛ اعماقی که می‌توان آن‌ها را در طبقات زیرین شهر، مانند طبقه منفی ۲ یا ۳، تصور کرد. چنین عمقی می‌تواند بستری برای ایجاد شبکه‌ای از تونل‌های چندمنظوره، فضاهای پشتیبانی یا حتی پناهگاه‌های راهبردی و امنیتی باشد که در نقشه رسمی خطوط مترو دیده نمی‌شود.

قطعه دیگر این پازل را می‌توان در ماجرای تمدید حضور محمدباقر قالیباف برای سومین دوره در شهرداری تهران جست‌وجو کرد. قالیباف که از چهره‌های مورداعتماد ساختار قدرت و شخص علی خامنه‌ای محسوب می‌شد، قطعا پس از پایان کار در شهرداری بیکار نمی‌ماند و به‌سرعت به مقامی دیگر منصوب می‌شد. کمااینکه پس از خروج از شهرداری، رئیس مجلس شد. حال این پرسش مطرح است که چرا مجموعه حاکمیت تا این اندازه بر ادامه حضور او در شهرداری برای دوره سوم اصرار داشت.

پروژه‌هایی با چنین ابعاد و کارکرد نیازمند سطح بالایی از محرمانگی‌اند، زیرا انتشار جزئیات آن‌ها می‌تواند پیامدهای امنیتی داشته باشد. در چنین شرایطی، تغییر ناگهانی مدیریت شهری و ورود یک تیم سیاسی جدید می‌توانست خطر افشای اطلاعات یا توقف پروژه‌هایی را که از نظر حاکمیت جنبه راهبردی داشتند، به همراه داشته باشد. به بیان دیگر، اگر در سال ۱۳۹۲ فردی خارج از حلقه مورداعتماد ساختار قدرت به شهرداری تهران می‌رسید، ممکن بود به نقشه‌ها، اطلاعات فنی یا مسیرهای زیرزمینی‌ که در طبقه‌بندی‌های امنیتی قرار داشتند، دسترسی پیدا کند.

به این ترتیب، ماندن قالیباف برای دوره سوم در شهرداری تهران می‌توانست این اطمینان را برای تصمیم‌گیران ایجاد کند که این مجموعه پروژه‌های زیرزمینی بدون وقفه، بدون تغییر مسیر و بدون درز اطلاعات، ادامه ‌می‌یابد تا دست‌کم به مرحله‌ای از تثبیت برسد.
گستره جغرافیایی تونل‌های تهران
حالا ما دست‌کم درباره وجود سه تونل یا پناهگاه زیرزمینی در تهران اطمینان داریم؛ یکی از آن‌ها تونل یا مجموعه زیرزمینی مرتبط با مجتمع موسوم به «بیت رهبری» در مرکز شهر است که هدف حمله هوایی قرار گرفت. مورد دیگر تونل زیر بازار تهران است که حدود پنج کیلومتر طول دارد و سومین مورد، تونل زیرزمینی غرب تهران در محدوده ایران‌مال و سالن پذیرایی دوکوهه که در دو سوی بزرگراه خرازی واقع‌ است و چه بسا از طریق کانال‌های زیرزمینی به یکدیگر راه داشته باشند؛ مسیری پنهانی که احتمالا در این دو مرکز خروجی اضطراری دارند.

نکته قابل‌توجه دیگر اینکه مالک مجتمع ایران‌مال، علی انصاری، مدیرعامل بانک منحل‌شده آینده، است که با مجتبی خامنه‌ای ارتباط نزدیکی دارد و مامور امین او برای خروج پول از کشور است.

درباره سایر تونل‌های احتمالی زیر تهران نیز می‌توان به مواردی مانند تپه‌های عباس‌آباد در محدوده مصلای تهران اشاره کرد که گفته می‌شود از طریق تونل‌های زیرزمینی به شبکه مترو و برخی نهادهای حکومتی اطراف متصل است.

درباره وجود پناهگاه‌های زیرزمینی در محدوده لویزان و سایت مژده هم شایعاتی وجود دارد. علاوه بر این، گزارش‌ها و شنیده‌هایی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه برخی خطوط یا شاخه‌های مترو مسیرها یا خروجی‌هایی به مراکز حساس حکومتی، پادگان‌ها یا بیمارستان‌های نظامی دارند.

البته درباره کاربری این تونل‌ها داده‌های دقیقی وجود ندارد و ما نمی‌دانیم که کارکرد آن‌ها امنیتی، دفاعی، پناهگاهی و یا تلفیقی از همه این‌ها است یا خیر. همچنین نمی‌دانیم تونل‌های زیرزمینی تهران تا چه اندازه با یکدیگر ارتباط دارند و حتی درباره طول و عرض جغرافیایی آن‌ها نیز داده‌های موثقی در دست نیست. با این حال، آنچه روشن است این است که در جریان حفاری‌ها از دستگاه‌های غیرمتعارف و پیشرفته برای رسیدن به اعماق زمین استفاده شد، قراردادهای شهرداری با قرارگاه خاتم‌الانبیا محرمانه بود و محمدباقر قالیباف با دور زدن محدودیت قانونی، سه دوره در مقام شهردار تهران باقی ماند. به گفته محمدعلی نجفی، او در نهایت شهرداری را با ۵۲ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان بدهی ترک کرد.
پیامدهای امنیتی و زیست‌محیطی
در جریان حفاری‌های گسترده، حوادثی نیز رخ داد که برخی از آن‌ها درباره ابعاد واقعی پروژه‌های زیرزمینی در تهران پرسش‌هایی ایجاد کرد.

یکی از مهم‌ترین این رخدادها حادثه شهران در سال ۱۳۹۵ بود. در این حادثه، انفجار خط لوله گاز حفره‌ای بزرگ در زمین ایجاد کرد و بررسی‌ها نشان داد بخشی از حفاری‌های مترو در محدوده‌ای انجام شد که در نقشه‌های رسمی شبکه گاز ثبت نشده بود. این اتفاق برای برخی کارشناسان نشانه‌ای از آن بود که نقشه‌های واقعی حفاری‌های زیرزمینی تهران با نقشه‌های عمومی شهری همپوشانی کامل ندارند و ممکن است لایه‌های محرمانه‌ای نیز در آن‌ها وجود داشته باشد.

توسعه گسترده فضاهای زیرزمینی در تهران علاوه بر هزینه‌های کلان، پیامدهای زیست‌محیطی قابل‌توجهی نیز به همراه داشت. یکی از نخستین هشدارها در جریان ساخت تونل توحید بروز کرد. وقتی تابستان ۱۳۸۸ در فاصله کوتاهی پس از افتتاح این تونل، بخشی از زمین در محدوده بزرگراه نواب نشست کرد. شهردار تهران در همان زمان اعلام کرد که علت اصلی این حادثه وجود قنات‌های متعدد در این منطقه است.

در همین زمینه، محمد حقانی، عضو پیشین شورای شهر تهران، با انتقاد از رویکرد توسعه شهری در پایتخت گفت: «حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ رشته قنات در تهران وجود داشت که به دلیل مدیریت نادرست، در عملیات متروسازی از بین رفتند.»

حقانی که از منتقدان قالیباف در شورای چهارم شهر تهران بود، معتقد است با از بین رفتن منابع آب زیرزمینی و جایگزین شدن آن‌ها با بتن و میلگرد، تهران به سازه‌ای سخت و فشرده تبدیل شد که توان سازگاری طبیعی با محیط اطراف خود را از دست داد.

در سال‌های اخیر، افزایش نرخ فرونشست زمین در تهران به یکی از نگرانی‌های جدی کارشناسان تبدیل شده است. بسیاری از متخصصان معتقدند حفاری‌های عمیق در کنار برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی در تشدید این پدیده نقش داشتند. بر اساس برخی گزارش‌ها، نرخ فرونشست در بخش‌هایی از استان تهران به بیش از ۲۵ سانتی‌متر در سال رسیده است که از بالاترین نرخ‌های ثبت‌شده فرونشست در جهان به شمار می‌رود.

به همه این موارد باید این نکته را نیز افزود که احداث شبکه‌های زیرزمینی و پناهگاه‌های مخفی در زیر شهر، در شرایط بحرانی مانند جنگ می‌تواند پیامدهای امنیتی تازه‌ای ایجاد کند. در چنین وضعیتی، افرادی که از ماهیت واقعی این سازه‌ها و آنچه زیر پایشان ساخته شده است، بی‌اطلاع‌اند، به سپر انسانی ناخواسته برای مراکز حساس یا اهداف نظامی تبدیل می‌شوند.

با کنار هم قرار دادن همه قطعات این پازل، شاید بتوان بهتر فهمید که چرا پس از جنگ ۱۲ روزه، مدیریت شهری تهران در شب‌های متعددی اعلام می‌کرد که دهانه برخی تونل‌های شهری مانند نیایش، امیرکبیر و شهدای غزه «به دلیل عملیات تعمیر» مسدود است.

آیا در ساعت‌های مسدود شدن دهانه‌های این تونل‌ها رفت‌وآمدهایی از طریق مسیرها یا خروجی‌های پنهان در جریان بود؟ پاسخ دقیق این سوال را اکنون نمی‌دانیم، اما ممکن است به‌زودی با انتشار اسناد یا روایت‌های تازه، ابعاد بیشتری از آنچه در زیر تهران می‌گذرد، روشن شود.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۴۲
karaji - کرج ، ایران

این تونل‌ها فقط یک نشانه دارد و ان پشم بودن مردم ایران در هر شرایطی هست ، از سالها قبل قرار بر زنده ماندن فقط رهبران و پولداران یک کشور دروجود هر بحرانی بوده ، مثلا بیماری که واکسن فقط برای خودی هاست و در تحریم و گرسنگی فقط مردم عادی گرسنگی را تجربه می‌کنند و حالا با برملا شدن تونل‌ها این مردم عادی بودند که قرار بود به هوا بروند و رهبران و خودی ها محفوظ بمانند !! خدا فقط میدونه و میتونه چه کسانی رو رسوا بکنه ...لعنت به نامردی و خیانت به خلق .
‌چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۶
۴۴
paksan - ایران، ایران

قبول کنیم این مطالب اراجیف برای سرگرم کردن مردم به این مسائل چرند هستش. تونلی که در بازار تهران پیدا شد یک چاه قدیمی بود که به مرور زمان ریزش کرده بود و خود افراد محلی هم میگفتند که قدیمی است. کسی که این مطلب و چرندیات را نوشتی انقدر اسکولی یا مردم را اسکول فرض میکنی که فکر میکنی مثلا شهرداری تهران یا قالیباف اگر زیر تهران بخواهند تونل بزنند بدون پوشش بتن میزنند؟ مسیر های متروی تهران مشخصند و ایجاد پناهگاه و مسیرهای امن در تمام دنیا متداول هستش و کار شاغ و عجیبی نیست. الان اتاق امن رئیس جمهوری آمریکا در زمان حمله اتمی فکر کردید زیر زمین نیست؟ آیا کاخ سفید تونل برای خروج امن اضطراری نداره؟ یا نتانیاهو و دولتش تو چاه و زیر زمین قایم نشدند؟ چرا فکر میکنید مردم ایران انقدر احمق هستند که باید وقتشون را تلف کنند به حرفهای شماها که انگار دارید یک توطعه و اسرار سری را برای مردم ایران تعریف میکنید!!!! اسرائیل یک پادگان تونلی است که عمده تجهیزات هوایی و نظامی آنها همه زیر زمین هستش خود مقاماتشون هم زیر زمین زندگی میکنند
‌چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۶
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.