لاریجانی، چگونه تاجبخش، کلیددار کاخ قدرت و «همه کاره» کشور شد؟
رأی دهید
«علی لاریجانی»، سیاستمدار کهنهکاری است که بعد از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی به چهره محوری نظام بدل شد. مصاحبههایش به صورت کامل پوشش داده میشود، آمریکا را به چالش میطلبد و عملا در جایگاه «همه کاره» نظام نشسته است.
او دههها است که در سایه روشن قدرت در جمهوری اسلامی چرخیده؛ ریاست صداوسیما و مجلس را بر عهده داشته، نامش به سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ و ۱۴۰۴ گره خورده و در همه این سالها در کنار«آیتالله سیدعلی خامنهای» رهبر سابق جمهوری اسلامی بوده است. او اکنون به عنوان دبیر شورای عالی امنیت در قلب حاکمیت نشسته است.
این مرد موطلاییکه خود را در سیاست، عملگرا و میانهرو جا زده، زمانی نمادی برای سازشهای نظام با غرب بوده، اما حالا در دوره جنگ میگوید: «ما با ایالات متحده مذاکره نخواهیم کرد.» لاریجانی حتی میگوید: «ترامپ را ولش نمیکنیم باید تاوان دهد. او که اکنون در قلب قدرت است میخواهد با تثبیت جایگاهش در رهبری جدید، نقش«میانجی قدرت» را نیز ایفا کند؛ نقشی که برخی آن را با اقدامات «محمدعلی فروغی» نخستوزیر سابق ایران مقایسه کردهاند که در انتقال سلطنت در دوره پهلوی از پدر به پسر کوشید.
اگرچه او بر اساس خبر «ایرانوایر»یکی از چهرههای مخالف «سید مجتبی خامنهای» رهبر جدید جمهوری اسلامی بوده اما به نظر میرسد هواداران مجتبی خامنهای در بدنه باقیمانده از حاکمیت توانستهاند او را قانع کنند تا مسیر را برای رهبری پسر خامنهای هموار کند. او در بامداد ۱۸ اسفند، پس از نهایی شدن این انتقال، در تلویزیون گفت این انتخاب باید «مظهر وفاق» باشد.
معمار انتقال و تاجبخشِ نظام
در ۲۱ شهریور «ایران وایر» در یک گزارش از زبان یک دیپلمات ایرانی توضیح داد که «لاریجانی با گروههای مختلف از جمله اصلاحطلبان، فرماندهان سپاه و آیات عظام در تماس هستند. ایشان میخواهند کشور را برای دوران گذار آماده کنند، هم از نظر وضعیت اقتصادی، هم جایگاه دیپلماتیک و هم نظامی.» او توضیح میدهد که در مقابل لاریجانی، «محمد مخبر» قرار گرفته است. او توضیح داده بود «این دو با هم رقابت دارند و هر کدام خود را برای دوران پسا خامنهای آماده میکنند.»
پیش از آغاز جنگ نیز روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشته بود لاریجانی بعد از جنگ ۱۲ روزه عملا به قدرتمندترین چهره اجرایی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
این گزارش توضیح میداد او علاوه بر مهار نارضایتیهای داخلی، هماهنگی با متحدانی مانند روسیه، ارتباط با بازیگران منطقهای و نظارت بر مذاکرات هستهای با واشنگتن را نیز بر عهده دارد. این گزارش همچنین تاکید میکرد که برنامهریزی برای اداره ایران در صورت وقوع جنگ با آمریکا نیز از جمله وظایف کنونی لاریجانی خواهد بود.
ضمن داشتن چنین جایگاهی، آنچه لاریجانی را در دهم اسفند ۱۴۰۴ به «همهکاره» نظام بدل کرد، بهرهبرداری استراتژیک از خلأ قدرت و بنبستهای قانونی بعد از مرگ رهبر در شرایط جنگی بود. او با استناد به اصل ۱۱۱ قانون اساسی، ضمن تبیین وظایف «شورای موقت رهبری»، خود را مجری اصلی این انتقال معرفی کرده است.
اما در واقعیت، قدرت او فراتر از متن قانون است. لاریجانی با تکیه بر اصل ۱۷۶ و ۷۹ قانون اساسی، اکنون در مرکز ثقل تصمیمگیری کشور جای دارد و میتواند از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی به اجازه قانون بهره برداری کند.
در شرایطی که شورای موقت رهبری در وضعیتهای فوقالعاده دچار کندی در عمل است، لاریجانی فرماندهی نظامی و امنیتی را در قالب یک ساختار مقتدر موازی هدایت میکند. این جایگاه که به نظر میرسد پیشتر توسط خامنهای برای تضمین بقای نظام در شرایط جنگی طراحی شده، لاریجانی را به تنها معمار سرکوب داخلی و دیپلماسی سیاسی و نظامی ایران بدل کرده است. همین قدرت قانونی، نظامی و سیاسی است که او را در جایگاه «تاجبخش» نشانده است و رهبر جدید جمهوری اسلامی، در هماهنگی با او عمل خواهد کرد.
لاریجانی چهرهای برای سرکوب
نام لاریجانی بارها در سالهای گذشته به سرکوب گره خورده است. وی یکی از چهرههای کلیدی در بیاعتبار سازی و قتل برخی از روشنفکران کشور در دهه ۷۰ بود. بعدتر نامش در سرکوب جنبشهای اجتماعی مانند سال ۸۸ نیز شنیده شد. اما اخیرا از او به عنوان «طراح و هماهنگکننده اصلی» سرکوبهای خونبار دیماه ۱۴۰۴ یاد میشود.
چرا که لاریجانی در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی، بین قوای مختلف درگیر در سرکوب هماهنگی ایجاد کرده و نقش رابط مستقیم میان بیت رهبری و نیروهای مسلح برای اجرای فرمان «تیراندازی به قصد کشت» بوده است. همچنین او با استفاده از اختیارات قانونی خود، دستور قطع سراسری اینترنت را صادر کرد.
گفته میشود لاریجانی با الگوبرداری از مدل «دنگ ژیائوپینگ»، رهبر سابق جمهوری خلق چین، یعنی ترکیب سرکوب خشن مشابه میدان تیانآنمن با گشایشهای محدود اقتصادی و فرهنگی، سعی دارد با نمایش قاطعیت در برخورد با مخالفان، حمایت سرداران سپاه و تندروهای نظام را جلب کند. او کشتار در ۱۸ و ۱۹ دی را «تنشهای تروریستی شهری» دانست و با تهدید علنی آمریکا و اسراییل در شبکه ایکس، بخشی از ماشین روایت سازی حاکمیت علیه معترضان را نیز بر عهده دارد. مجموعه نقشهایی که منجر به تحریم مستقیم او توسط وزارت خزانهداری آمریکا به اتهام نقض حقوق بشر شد.
بعد از کشتار گسترده شهروندان اومردم معترض را «اوباش» و «دستنشانده اسراییل» خواند هرچند که در جایی دیگر گفت: «باید بپذیریم که نیاز به اصلاحات اساسی داریم».
اما این گفته او برای اصلاحات را کسی باور نکرد و دستان خونین او برای بسیاری عیان شد و بر همین اساس نیز با اعتراضات گسترده ایرانیان مقیم آمریکا و پیگیری نمایندگان کنگره، دختر او «فاطمه اردشیر لاریجانی» در دانشگاه «اِمُری» جورجیا مشغول به کار بود، از آنجا اخراج شد تا هزینه اقدامات پدرش به کانون خانواده او نیز سرایت کند.
از طرفداری مذاکره تا نفی گفتگو
لاریجانی پیش از جنگ اخیر یکی از چهرههای مدافع توافق با غرب بود. او حتی علیرغم مخالفتهای صریح و تشکیکهای جدی خامنهای گفته بود «رهبر ایران هیچگاه با غرب دشمنی نداشته است» و اینگونه راه را برای مذاکره باز کرده بود.
حتی وی زمانی که به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی فعالیت کرد و در اواسط دهه ۸۰ مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران شد اما در ۱۳۸۶ به دلیل اختلاف با «محمود احمدینژاد» رییسجمهور وقت استعفا داد چرا که دولت راه مذاکره را سد کرده بود. از ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹ نماینده قم در مجلس شورای اسلامی بود و به مدت ۱۲ سال رییس مجلس شورای اسلامی شد؛ در این جایگاه از توافق برجام حمایت کرد و در این دوره بود که او به عنوان چهرهای عملگرا (پراگماتیست) شناخته شد.
بعد از جنگ ۱۲ روزه او تاکید کرد جنگ نظامی با اسراییل «هنوز تمام نشده» و مقامات جمهوری اسلامی در این زمینه باید همچنان آماده باشند. با همین رویکرد، تا پیش از جنگ اخیر تلاشی دو جانبه برای آمادگی جهت جنگ و دیپلماسی داشت. این رویکرد لاریجانی را میتوان در مورد مذاکرات با اروپا بر سر موضوع مکانیسم ماشه دید که عملا با گفتن «ما همه راهها را برای مذاکره رفتهایم» توپ را به زمین غرب و آژانس انداخت تا آنها تصمیم بگیرند.
با این حال، همزمان با پیشبرد مذاکرات با آمریکا در دور اخیر نیز او لحنی تند علیه شروط آمریکا برگزید و با صراحت اعلام کرد که ایران حتی به قیمت «رویارویی تمامعیار» عقبنشینی از توان موشکی را نخواهد پذیرفت؛ موضعی که نشان میداد او در حال اجرای یک استراتژی دوگانه «دیپلماسی در سایه تهدید» است.
در زمستان ۱۴۰۴، فعالیتهای لاریجانی به اوج خود رسید و او تهران در مثلث مسکو، دوحه و مسقط تبدیل شد. سفر ناگهانی او به کرملین در ۱۰ بهمن و دیدار مستقیم با «ولادیمیر پوتین» رییسجمهور این کشور، حکایت از یک رایزنی استراتژیک برای یافتن چتر حمایتی یا انتقال پیامهای نهایی داشت. او در ۲۲ بهمن، در قطر با رهبران حماس دیدار کرد تا آخرین قطعات پازل منطقهای را پیش از وقوع طوفان قطعی بچیند. دیداری که پس از گفتگو با سخنگوی انصارالله یمن در عمان انجام شده بود و شبیه به آخرین وصیتهای جمهوری اسلامی برای محور مقاومت بود.
اما به نظر آنچه لاریجانی در ذهن داشت وقوع جنگ بود. او در آبان ماه به صراحت تاکید کرده بود حتی به قیمت رویارویی تمامعیار، خواستههای آمریکا را نخواهد پذیرفت. همین گونه هم شد و مذاکرات بینتیجه ایران را به جنگ کشاند. پس از جنگ مواضع لاریجانی نشاندهنده چرخی محسوس او از رویکرد دیپلماسی به سمت یک ادبیات تهاجمی است.
روز اول جنگ در ایکس نوشت: «تبهکاران صهیونیست و آمریکائیان بیصفت را پشیمان میکنیم.» او به خونخواهی از خامنهای نیز برخاست و مرگ او را به سوخته شدن «قلب ملت ایران» تشبیه کرد و گفت «قلبشان را میسوزانیم»
لاریجانی؛ مقتدر یا منفور؟
اما مردم ایران در شبکههای اجتماعی واکنشهای متعارضی به حضور او در قلب سیاست این روزها دارند. بسیاری از کاربران مخالف حکومت او را نماد ادامه بحران میدانند؛ برای نمونه، «علی شریفی زارچی»، استاد سابق دانشگاه شریف، مینویسد: «بازماندگان رژیم نظیر لاریجانی، پزشکیان، قالیباف و اژهای از او [خامنهای] هم جنایتکارتر هستند، چرا که هم خامنهای را در قتلعام پیشین یاری کردند، هم اکنون با عدم تسلیم قدرت به مردم، ایران را هدف حملات کردهاند.» برخی نیز معتقدند «برخلاف خامنهای، او ایدئولوژیک نیست و بقای حکومت و خودش برایش در اولویت است.»
در حالی که بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی واکنشهای منفی به حضور او نشان داده و برخی اغلب با لحنی تند آرزوی مرگ و «کتلت شدن» او را مطرح کردهاند. در دیگر سوی ماجرا موافقان حاکمیت او را «صدای مقتدر نظام در این روزهای سخت» توصیف میکنند و میگویند: «لاریجانی نشان داد ایران هنوز ایستاده و تسلیم نمیشود.» آنها معتقدند جنگ طولانی مدت عاملی برای پیروزی است و لاریجانی این مسیر را فراهم خواهد کرد.
فارغ از نگاه طرفداران و مخالفان، او در موقعیتی جای گرفته است که میتواند بسیاری از سیاستهای کلان کشور را تعیین کند. او به واسطه جایگاهش در هرم قدرت، روابط حسنهای با گروههای سیاسی و نظامی برقرار کرده است و اکنون میتواند از این پیوندها برای حفظ بقای جمهوری اسلامی و جایگاه خویش بهره ببرد.
اما مأموریت اصلیتر او در این روزها، تأثیرگذاری بر تعیین رهبر جدید بود؛ لاریجانی در شرایطی که کشور درگیر جنگی ویرانگر است، نفوذ گستردهای بر مجلس خبرگان و نیروهای نظامی دارد و احتمال آن کم نبود تا فردی نزدیک به خود را به رهبری برساند. اگرچه لاریجانی با رهبر شدن مجتبی خامنهای پسر رهبر سابق جمهوری اسلامی مخالف بوده است، او اولین کسی بود که پس از انتخاب رهبر جدید با شبکه خبر گفتگو کرد.
در این مصاحبه وی ابراز امیدواری کرد که با انتخاب رهبر جدید اختلافات کنار گذاشته شده و شرایط برای پیروزی در نبرد فراهم شود. او ابراز امیدواری کرد «ایران در مسیر توسعه قرار گیرد، شرایط اقتصادی بهبود پیدا کند و آرامش و رفاه بیشتری برای مردم فراهم شود.»
دیدگاه خوانندگان
۴۱
کیانپور - ونکوور، کانادا
لاریجانی یهودی تبار و یهودی مخفی است. خود خمینی می گفت به اینها پست و مقام ندهید. احتمالا وابسته لژ فراماسونری انگلستان است
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۰
۴۱
کیانپور - ونکوور، کانادا
لاریجانی یهودی تبار و یهودی مخفی است. خود خمینی می گفت به اینها پست و مقام ندهید. احتمالا وابسته لژ فراماسونری انگلستان است
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۰
۴۱
کیانپور - ونکوور، کانادا
لاریجانی یهودی تبار و یهودی مخفی است. خود خمینی می گفت به اینها پست و مقام ندهید. احتمالا وابسته لژ فراماسونری انگلستان است
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۰
۴۱
کیانپور - ونکوور، کانادا
لاریجانی یهودی تبار و یهودی مخفی است. خود خمینی می گفت به اینها پست و مقام ندهید. احتمالا وابسته لژ فراماسونری انگلستان است
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۰
۴۱
کیانپور - ونکوور، کانادا
لاریجانی یهودی تبار و یهودی مخفی است. خود خمینی می گفت به اینها پست و مقام ندهید. احتمالا وابسته لژ فراماسونری انگلستان است
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۰
