برنامه منشوری ؛ مهمانی غیرمنتظره «بهاره افشاری» وسط جنگ!
+1
رأی دهید
-6
عصر ایران ؛ نیکی رسولیان - روزی مردی نزد روانپزشک معروف شهر رفت و از غمهای بزرگی که در دل داشت برای او گفت. مرد گفت: دلم از آدمها گرفته، از قضاوتها، از تلخیها، تهمتها و تنهاییها، از خیلیها ... از این زندگی خسته شدهام، از این دنیا بیزارم ولی نمیدانم چه باید کنم، نمیدانم برای مداوا غمهایم را پیش چه کسی ببرم.پزشک به مرد گفت: من کسی را میشناسم که میتواند حداقل برای دقایقی مشکل تو را حل کند. به فلان سیرک برو، او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد میکند، همه را میخنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل میشود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد ماند.
مرد تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج میشد رو به پزشک کرد و گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم!
وقتی گفتوگوی «نعیمه نظامدوست» با «بهاره افشاری» در برنامه «منشور» را دیدم ناخودآگاه این قصه در ذهنم جاری شد. خانم «نظامدوست» بازیگر شایستهای است و قطعاً میداند اینجا «دلقک» در معنای «هنرمند» به کار رفته است و بار منفی ندارد اما روایت صمیمانه، باورپذیر، انسانی و پر اندوهی که او از زندگیاش بیان کرد، هم جسورانه بود و هم تکاندهنده.

او را با نقشهای کمدی، قهقههها، بذلهگویی و بداهههایی که در آستین دارد میشناختم. اما در این برنامه دست به خودافشاگری شجاعانهای زد که معمولاً در ایران باب نیست.
البته مثل فیلمهای سینمایی و تلویزیونی که از او دیدهایم بیننده را به خنده وامیدارد اما به ناگاه بُرشهایی از روزگارش را تعریف میکند که خنده روی لب آدم میماسد. این گفتوگو برای من که معمولاً تمام پادکستها و برنامههای گفتوگومحور را دنبال میکنم از این منظر خوشایند بود که بار دیگر یادم آورد گاهی انسانهایی پیرامون ما نفس میکشند که برای «دیگران» منبع شور، شوق، الهام و زندگی هستند اما در تنهاییشان کولهباری از رنجها را بر دوش میکشند که کمتر کسی از آن خبر دارد. چیزی شبیه همان «دلقک» قصه.
برنامه گفتوگومحور «منشور» با کارگردانی «محسن احتشامی» البته «ماه عسل» نیست- دستکم در قسمت اولی که از آن در پلتفرم «فیلمنت» پخش شد- اتفاقاً به واسطه میزبانی «بهاره افشاری» که بیشتر او را به عنوان یک بازیگر میشناسیم و اینجا به عنوان یک گفتوگو کننده، خوب ظاهر شد و دکوری که به عنوان «خانه» انتخاب شده، یک گپ و گفت دوستانه بدون حضور مستقیم دوربین و عوامل ضبظ برنامه است (از قرار معلوم دوربینها را در زوایای مختلف دکور بزرگ به نحوی کار گذاشتهاند که حس یک مهمانی واقعی بدهد).

افشاری به واسطه دوستی که با مهمان دارد صمیمت واقعی را به برنامه تزریق میکند و تلاش نمیکند با پرسشهای مکرر یا ذکر خاطرات مشترک یا حتی قرار گرفتن در جای دانای کل – ویروسی که خیلی وقتها دامن میزبان چنین برنامههایی از این دست را میگیرد- ریتم برنامه را کُند کند.
او حتی مثل برخی از میزبانان که ناخواسته در پوستین «بازجو» فرو میروند و به زور و برای خوشایند مخاطب سعی میکنند از زیر زبان مهمان حرف نگفته بکشند، گفتوگو را به سمت و سویی که خودش میخواهد سوق نمیدهد و همین سیال بودن حرفها باعث میشود مهمان رهاتر حرف بزند و بیننده هر لحظه با یک غافلگیری تازه روبرو شود. یا یک نعیمه نظامدوستی که تقریباً نمیشناسیم اما واقعیت دارد!
در ابتدای «منشور» مونولوگی با صدای بهاره افشاری پخش میشود که در آن مشخص میشود این برنامه در پاییز ضبط شده و در اختیار فیلمنت قرار گرفته است، یعنی نه هنوز دیماه تلخ رسیده بود و نه مهمانان و میزبان و عوامل تهیه برنامه خبر از سایه شوم جنگ داشتند.
باید دید میزبانی بازیگر «او یک فرشته بود» و مهمانانش در قسمتهای بعدی هم مثل گفتوگو با نظامدوست غافلگیرکننده از کار در خواهد آمد یا نه؟