علیاصغر حجازی «مرد امنیتی بیت خامنهای» که کشته شد که بود؟
رأی دهید
کشته شدن علیاصغر حجازی، از مهمترین چهرههای امنیتی دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در حمله اخیر اسرائیل به تهران، به معنای حذف یکی از کلیدیترین مدیران پشتپرده قدرت در جمهوری اسلامی است؛ فردی که سالها «مغز امنیتی بیت خامنهای» و حلقه اتصال رهبر با دستگاههای امنیتی محسوب میشد.
ارتش اسرائیل جمعه ۱۵ اسفند اعلام کرد حجازی در جریان حمله هوایی به تهران کشته شده است.
او در زمان مرگ، معاون ارشد دفتر رهبر جمهوری اسلامی و از چهرههای کلیدی در تصمیمهای امنیتی محسوب میشد.
این حمله بخشی از سلسله عملیات هدفمند علیه هسته مرکزی رهبری و فرماندهی امنیتی جمهوری اسلامی توصیف شده که پیشتر نیز به کشته شدن علی خامنهای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی انجامیده بود.
ورود به ساختار قدرت پس از انقلاب
این روحانی و سیاستمدار ایرانی در سال ۱۳۲۵ به دنیا آمد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ خیلی زود به حلقه نیروهای نزدیک به حاکمیت جدید پیوست.
در سالهای نخست پس از انقلاب، او در فرآیند موسوم به «پاکسازی ادارات» نقش ایفا کرد؛ روندی که هدف آن حذف کارمندان و مدیرانی بود که از نظر ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی همسو تلقی نمیشدند و بخشی از پروژه تثبیت سیاسی و اعتقادی نظام جدید به شمار میرفت.
با تشکیل وزارت اطلاعات در دهه ۱۳۶۰، حجازی به این نهاد پیوست و در ساختار اطلاعاتی نظام نقش گرفت.
برخی منابع او را در مقطعی معاون امور خارجی/ بینالملل وزارت اطلاعات معرفی میکنند؛ جایگاهی که او را درگیر ساماندهی شبکههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خارج از کشور و هماهنگی با سایر نهادهای امنیتی قرار میداد.
صعود به قلب بیت رهبری
پس از آنکه علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ به رهبری رسید، حجازی به دفتر او منتقل شد و طی سالها به یکی از مهمترین مدیران این دفتر بدل شد.
او در نهایت به سمت معاون ارشد/ قائممقام دفتر رهبر و مسئول امور سیاسی امنیتی ارتقا یافت؛ جایگاهی که در اسناد تحریمی اتحادیه اروپا و آمریکا از آن با عناوینی مانند «معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبری»، «رییس امنیت دفتر رهبر» و «مشاور اطلاعاتی رهبر جمهوری اسلامی» یاد شده است.
در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، دفتر رهبر یکی از اصلیترین مراکز هماهنگی میان نهادهای امنیتی و سیاسی است و بخش مهمی از تصمیمسازی پشت درهای بسته در این دفتر انجام میشود.
حجازی در این ساختار نقش محوری در هماهنگسازی میان سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و سایر دستگاههای امنیتی داشت و بهعنوان کسی شناخته میشد که تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی را به دستورالعملهای عملیاتی برای نیروهای امنیتی ترجمه میکرد.
به این ترتیب، در تقسیم کار درون بیت، در حالی که چهرههایی مانند محمد محمدی گلپایگانی اداره بخشهای علنیتر و اداری دفتر را بر عهده داشتند، مدیریت حوزههای غیرعلنی، امنیتی و اطلاعاتی عملا در اختیار حجازی بود؛ نقشی که باعث شد بسیاری از تحلیلگران از او بهعنوان «مرد سایهها در بیت رهبری» یاد کنند.
«رابط سرکوب»: نقش در شبکه امنیتی و اعتراضات
حجازی یکی از قدرتمندترین مقامهای غیرانتخابی جمهوری اسلامی بود و در بسیاری از ارزیابیهای تحلیلی، یکی از «معماران اصلی سرکوب» در دوره خامنهای محسوب میشد.
او در جلسات مهم امنیتی حضور داشت و به گفته منابع مختلف، در تصمیمگیریهای حساس امنیتی در کنار رهبر جمهوری اسلامی نقش مستقیم ایفا میکرد.
گزارشهای حقوق بشری او را چهرهای کلیدی در انتقال «دستورات خامنهای» به سپاه، بسیج، وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی در جریان سرکوب اعتراضات بزرگ معرفی کردهاند؛ از جمله اعتراضات پس از انتخابات بحثبرانگیز ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸.
سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ دستکم به کشته شدن دهها نفر، زخمی شدن هزاران نفر و مرگ تعدادی از بازداشتشدگان زیر شکنجه انجامید؛ در دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز صدها معترض در شهرهای مختلف کشته شدند.
در پروندههای حقوق بشری، حجازی بهعنوان معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبر، مسئول «برنامهریزی و هماهنگی سرکوب» توصیف شده است؛ کسی که هم در طراحی کلی سیاست سرکوب و هم در مدیریت عملیاتی، از طریق ابلاغ دستور، پیگیری اجرا و دریافت گزارش از دستگاههای امنیتی، نقش محوری داشته است.
تحریمهای بینالمللی و تصویر بیرونی
به دلیل همین نقش در سرکوب داخلی، نام حجازی در فهرست تحریمهای حقوقبشری اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفت.
اتحادیه اروپا در فروردین ۱۳۹۱/مارس ۲۰۱۲ او را بهدلیل مشارکت در «نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان» در ایران به فهرست تحریم افزود.
بر اساس بیانیه شورا، او از طراحان سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ معرفی شد و ورودش به کشورهای عضو اتحادیه و دسترسیاش به داراییهای احتمالی در اروپا ممنوع شد.
در سال ۲۰۱۳، وزارت خزانهداری آمریکا نیز او را با نامهای مختلف از جمله Asghar Mir-Hejazi و Ali Asghar Hejazi در فهرست تحریمهای حقوقبشری قرار داد؛ این تحریمها شامل مسدود شدن داراییها و ممنوعیت معامله اشخاص و نهادهای آمریکایی با او بود.
در اسناد آمریکا، حجازی بهعنوان «معاون رییس دفتر رهبر» و یکی از افراد «حلقه نزدیک خامنهای» معرفی شده که در تمام مباحث مربوط به امور نظامی و سیاست خارجی مشارکت دارد و به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات «حمایت مادی» ارائه میکند.
این تصویر باعث شد در بسیاری از گزارشهای تحلیلی غربی، حجازی در کنار چند چهره محدود دیگر، بهعنوان یکی از قدرتمندترین مسئولان اطلاعاتی ایران و عنصر کلیدی در حفظ انسجام هسته سخت قدرت توصیف شود.
حتی گزارشهایی منتشر شد که از تماسهای محرمانه او با مقامهای روسیه برای مهیا کردن راه خروج احتمالی از ایران در صورت تشدید بحران حکایت داشت؛ نشانهای از درک شکنندگی موقعیت رژیم در بالاترین سطوح.
نقش حجازی در پرونده هستهای و برجام
با وجود آنکه حجازی هیچگاه عضو رسمی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران نبود، بسیاری از تحلیلگران و گزارشهای پژوهشی او را یکی از چهرههای مهم در مدیریت امنیتی و سیاسی مذاکرات هستهای و توافق برجام میدانند.
نقش او در این پرونده بیشتر در سطح هماهنگی درونحاکمیتی و انتقال تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی به نهادهای امنیتی و سیاسی تعریف میشد.
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، تصمیمهای کلان در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی، بهویژه پرونده هستهای، در نهایت تحت نظر علی خامنهای گرفته میشد.
دفتر رهبر و حلقه نزدیکان او نقش مهمی در انتقال این تصمیمها به نهادهای اجرایی دارند. حجازی یکی از مهمترین افراد این حلقه محسوب میشد.
در دوره مذاکرات هستهای که به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ انجامید، حجازی بهعنوان یکی از مقامهای ارشد دفتر رهبر در جلسات و رایزنیهای مرتبط با سیاستهای امنیتی و راهبردی حضور داشت.
نقش او شامل چند محور اصلی بود: انتقال دیدگاهها و خطوط قرمز رهبر جمهوری اسلامی به شورای عالی امنیت ملی، هماهنگی میان دفتر رهبر و نهادهای امنیتی مانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، مدیریت نگرانیهای امنیتی درباره پیامدهای توافق هستهای، گزارشدهی به رهبر درباره روند مذاکرات.
یکی از مهمترین چالشهای مذاکرات هستهای، شکاف میان جناحهای مختلف جمهوری اسلامی بود. بخشهایی از سپاه پاسداران و جریانهای اصولگرا با توافق هستهای مخالف بودند و نسبت به پیامدهای آن برای ساختار قدرت جمهوری اسلامی تردید داشتند.
در این شرایط، دفتر رهبر تلاش میکرد میان این جریانها تعادل ایجاد کند. گزارشها نشان میدهد حجازی بهعنوان یکی از مدیران امنیتی در مدیریت این تنشهای داخلی نقش داشت.
او در انتقال پیامهای اطمینانبخش به نهادهای امنیتی و نظامی درباره کنترل روند مذاکرات نقش ایفا میکرد؛ نقشی که به حفظ انسجام درون ساختار قدرت در طول مذاکرات کمک کرد.
از این منظر، نقش او در پرونده برجام نه بهعنوان مذاکرهکننده، بلکه بهعنوان مدیر امنیتی و هماهنگکننده درون ساختار قدرت تعریف میشد؛ نقشی که اهمیت آن در نظام سیاسی ایران، که تصمیمهای کلان در حلقهای محدود از افراد گرفته میشود، قابل توجه بود. حذف یک چهره کلیدی پشتپرده
کشته شدن حجازی، در کنار حذف چند مقام ارشد دیگر، بخشی از راهبرد «حملات هدفمند علیه ساختار رهبری و امنیتی ایران» ارزیابی میشود؛ راهبردی که هدف آن، ضربه زدن به اتاق فرماندهی و شبکه هماهنگی امنیتی جمهوری اسلامی است.
اهمیت حذف او بهطور خاص در این است که حجازی یکی از حلقههای اصلی ارتباط میان رهبر جمهوری اسلامی و دستگاههای امنیتی کشور بود؛ فردی که بسیاری از تصمیمهای امنیتی نظام از طریق او به سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و دیگر نهادها منتقل و پیگیری میشد.
طی بیش از سه دهه حضور در بیت رهبری، حجازی به یکی از مهمترین مدیران پشتپرده جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ چهرهای کمحضور در رسانهها که اما در مرکز شبکه قدرت امنیتی نظام قرار داشت و بدون رای مردم، در حساسترین تصمیمهای سیاسی و امنیتی کشور مشارکت میکرد.
کشته شدن او نهتنها پایان زندگی یکی از پرنفوذترین مدیران امنیتی جمهوری اسلامی است، بلکه از نگاه بسیاری از تحلیلگران به معنای حذف یکی از مهمترین طراحان امنیتی و هماهنگکنندگان دستگاه سرکوب در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است.
ارتش اسرائیل جمعه ۱۵ اسفند اعلام کرد حجازی در جریان حمله هوایی به تهران کشته شده است.
او در زمان مرگ، معاون ارشد دفتر رهبر جمهوری اسلامی و از چهرههای کلیدی در تصمیمهای امنیتی محسوب میشد.
این حمله بخشی از سلسله عملیات هدفمند علیه هسته مرکزی رهبری و فرماندهی امنیتی جمهوری اسلامی توصیف شده که پیشتر نیز به کشته شدن علی خامنهای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی انجامیده بود.
ورود به ساختار قدرت پس از انقلاب
این روحانی و سیاستمدار ایرانی در سال ۱۳۲۵ به دنیا آمد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ خیلی زود به حلقه نیروهای نزدیک به حاکمیت جدید پیوست.
در سالهای نخست پس از انقلاب، او در فرآیند موسوم به «پاکسازی ادارات» نقش ایفا کرد؛ روندی که هدف آن حذف کارمندان و مدیرانی بود که از نظر ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی همسو تلقی نمیشدند و بخشی از پروژه تثبیت سیاسی و اعتقادی نظام جدید به شمار میرفت.
با تشکیل وزارت اطلاعات در دهه ۱۳۶۰، حجازی به این نهاد پیوست و در ساختار اطلاعاتی نظام نقش گرفت.
برخی منابع او را در مقطعی معاون امور خارجی/ بینالملل وزارت اطلاعات معرفی میکنند؛ جایگاهی که او را درگیر ساماندهی شبکههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خارج از کشور و هماهنگی با سایر نهادهای امنیتی قرار میداد.
صعود به قلب بیت رهبری
پس از آنکه علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ به رهبری رسید، حجازی به دفتر او منتقل شد و طی سالها به یکی از مهمترین مدیران این دفتر بدل شد.
او در نهایت به سمت معاون ارشد/ قائممقام دفتر رهبر و مسئول امور سیاسی امنیتی ارتقا یافت؛ جایگاهی که در اسناد تحریمی اتحادیه اروپا و آمریکا از آن با عناوینی مانند «معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبری»، «رییس امنیت دفتر رهبر» و «مشاور اطلاعاتی رهبر جمهوری اسلامی» یاد شده است.
در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، دفتر رهبر یکی از اصلیترین مراکز هماهنگی میان نهادهای امنیتی و سیاسی است و بخش مهمی از تصمیمسازی پشت درهای بسته در این دفتر انجام میشود.
حجازی در این ساختار نقش محوری در هماهنگسازی میان سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و سایر دستگاههای امنیتی داشت و بهعنوان کسی شناخته میشد که تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی را به دستورالعملهای عملیاتی برای نیروهای امنیتی ترجمه میکرد.
به این ترتیب، در تقسیم کار درون بیت، در حالی که چهرههایی مانند محمد محمدی گلپایگانی اداره بخشهای علنیتر و اداری دفتر را بر عهده داشتند، مدیریت حوزههای غیرعلنی، امنیتی و اطلاعاتی عملا در اختیار حجازی بود؛ نقشی که باعث شد بسیاری از تحلیلگران از او بهعنوان «مرد سایهها در بیت رهبری» یاد کنند.
«رابط سرکوب»: نقش در شبکه امنیتی و اعتراضات
حجازی یکی از قدرتمندترین مقامهای غیرانتخابی جمهوری اسلامی بود و در بسیاری از ارزیابیهای تحلیلی، یکی از «معماران اصلی سرکوب» در دوره خامنهای محسوب میشد.
او در جلسات مهم امنیتی حضور داشت و به گفته منابع مختلف، در تصمیمگیریهای حساس امنیتی در کنار رهبر جمهوری اسلامی نقش مستقیم ایفا میکرد.
گزارشهای حقوق بشری او را چهرهای کلیدی در انتقال «دستورات خامنهای» به سپاه، بسیج، وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی در جریان سرکوب اعتراضات بزرگ معرفی کردهاند؛ از جمله اعتراضات پس از انتخابات بحثبرانگیز ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸.
سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ دستکم به کشته شدن دهها نفر، زخمی شدن هزاران نفر و مرگ تعدادی از بازداشتشدگان زیر شکنجه انجامید؛ در دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز صدها معترض در شهرهای مختلف کشته شدند.
در پروندههای حقوق بشری، حجازی بهعنوان معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبر، مسئول «برنامهریزی و هماهنگی سرکوب» توصیف شده است؛ کسی که هم در طراحی کلی سیاست سرکوب و هم در مدیریت عملیاتی، از طریق ابلاغ دستور، پیگیری اجرا و دریافت گزارش از دستگاههای امنیتی، نقش محوری داشته است.
تحریمهای بینالمللی و تصویر بیرونی
به دلیل همین نقش در سرکوب داخلی، نام حجازی در فهرست تحریمهای حقوقبشری اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفت.
اتحادیه اروپا در فروردین ۱۳۹۱/مارس ۲۰۱۲ او را بهدلیل مشارکت در «نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان» در ایران به فهرست تحریم افزود.
بر اساس بیانیه شورا، او از طراحان سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ معرفی شد و ورودش به کشورهای عضو اتحادیه و دسترسیاش به داراییهای احتمالی در اروپا ممنوع شد.
در سال ۲۰۱۳، وزارت خزانهداری آمریکا نیز او را با نامهای مختلف از جمله Asghar Mir-Hejazi و Ali Asghar Hejazi در فهرست تحریمهای حقوقبشری قرار داد؛ این تحریمها شامل مسدود شدن داراییها و ممنوعیت معامله اشخاص و نهادهای آمریکایی با او بود.
در اسناد آمریکا، حجازی بهعنوان «معاون رییس دفتر رهبر» و یکی از افراد «حلقه نزدیک خامنهای» معرفی شده که در تمام مباحث مربوط به امور نظامی و سیاست خارجی مشارکت دارد و به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات «حمایت مادی» ارائه میکند.
این تصویر باعث شد در بسیاری از گزارشهای تحلیلی غربی، حجازی در کنار چند چهره محدود دیگر، بهعنوان یکی از قدرتمندترین مسئولان اطلاعاتی ایران و عنصر کلیدی در حفظ انسجام هسته سخت قدرت توصیف شود.
حتی گزارشهایی منتشر شد که از تماسهای محرمانه او با مقامهای روسیه برای مهیا کردن راه خروج احتمالی از ایران در صورت تشدید بحران حکایت داشت؛ نشانهای از درک شکنندگی موقعیت رژیم در بالاترین سطوح.
نقش حجازی در پرونده هستهای و برجام
با وجود آنکه حجازی هیچگاه عضو رسمی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران نبود، بسیاری از تحلیلگران و گزارشهای پژوهشی او را یکی از چهرههای مهم در مدیریت امنیتی و سیاسی مذاکرات هستهای و توافق برجام میدانند.
نقش او در این پرونده بیشتر در سطح هماهنگی درونحاکمیتی و انتقال تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی به نهادهای امنیتی و سیاسی تعریف میشد.
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، تصمیمهای کلان در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی، بهویژه پرونده هستهای، در نهایت تحت نظر علی خامنهای گرفته میشد.
دفتر رهبر و حلقه نزدیکان او نقش مهمی در انتقال این تصمیمها به نهادهای اجرایی دارند. حجازی یکی از مهمترین افراد این حلقه محسوب میشد.
در دوره مذاکرات هستهای که به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ انجامید، حجازی بهعنوان یکی از مقامهای ارشد دفتر رهبر در جلسات و رایزنیهای مرتبط با سیاستهای امنیتی و راهبردی حضور داشت.
نقش او شامل چند محور اصلی بود: انتقال دیدگاهها و خطوط قرمز رهبر جمهوری اسلامی به شورای عالی امنیت ملی، هماهنگی میان دفتر رهبر و نهادهای امنیتی مانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، مدیریت نگرانیهای امنیتی درباره پیامدهای توافق هستهای، گزارشدهی به رهبر درباره روند مذاکرات.
یکی از مهمترین چالشهای مذاکرات هستهای، شکاف میان جناحهای مختلف جمهوری اسلامی بود. بخشهایی از سپاه پاسداران و جریانهای اصولگرا با توافق هستهای مخالف بودند و نسبت به پیامدهای آن برای ساختار قدرت جمهوری اسلامی تردید داشتند.
در این شرایط، دفتر رهبر تلاش میکرد میان این جریانها تعادل ایجاد کند. گزارشها نشان میدهد حجازی بهعنوان یکی از مدیران امنیتی در مدیریت این تنشهای داخلی نقش داشت.
او در انتقال پیامهای اطمینانبخش به نهادهای امنیتی و نظامی درباره کنترل روند مذاکرات نقش ایفا میکرد؛ نقشی که به حفظ انسجام درون ساختار قدرت در طول مذاکرات کمک کرد.
از این منظر، نقش او در پرونده برجام نه بهعنوان مذاکرهکننده، بلکه بهعنوان مدیر امنیتی و هماهنگکننده درون ساختار قدرت تعریف میشد؛ نقشی که اهمیت آن در نظام سیاسی ایران، که تصمیمهای کلان در حلقهای محدود از افراد گرفته میشود، قابل توجه بود.
کشته شدن حجازی، در کنار حذف چند مقام ارشد دیگر، بخشی از راهبرد «حملات هدفمند علیه ساختار رهبری و امنیتی ایران» ارزیابی میشود؛ راهبردی که هدف آن، ضربه زدن به اتاق فرماندهی و شبکه هماهنگی امنیتی جمهوری اسلامی است.
اهمیت حذف او بهطور خاص در این است که حجازی یکی از حلقههای اصلی ارتباط میان رهبر جمهوری اسلامی و دستگاههای امنیتی کشور بود؛ فردی که بسیاری از تصمیمهای امنیتی نظام از طریق او به سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و دیگر نهادها منتقل و پیگیری میشد.
طی بیش از سه دهه حضور در بیت رهبری، حجازی به یکی از مهمترین مدیران پشتپرده جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ چهرهای کمحضور در رسانهها که اما در مرکز شبکه قدرت امنیتی نظام قرار داشت و بدون رای مردم، در حساسترین تصمیمهای سیاسی و امنیتی کشور مشارکت میکرد.
کشته شدن او نهتنها پایان زندگی یکی از پرنفوذترین مدیران امنیتی جمهوری اسلامی است، بلکه از نگاه بسیاری از تحلیلگران به معنای حذف یکی از مهمترین طراحان امنیتی و هماهنگکنندگان دستگاه سرکوب در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است.
