فاش شدن هویت ۵۵ فرمانده و سرباز خامنه‌ای برای قطع اینترنت

ایران اینترنشنال: یک ماه پس از سرکوب خونین در ایران، هویت فرماندهان خامنه‌ای برای قطع اینترنت همزمان با کشتار معترضین را فاش شده. کسانی که همراه با بیش از چهل نیروی شرکت دوران در تهران، پروژه خاموشی دیجیتال کشور را اجرا، و به قتل عام ده‌ها هزار ایرانی کمک کردند.

مجتبا پورمحسن در گزارش روزش، به افشای هویت ۱۵ فرمانده خامنه‌ای برای قطع اینترنت همزمان با کشتار معترضین می‌پردازد و از هویت بیش از ۴۰ نیروی شرکت دوران در تهران می‌گوید که به حکومت در اجرای پروژه خاموشی دیجیتال کشور کمک کردند.



مسلط به زبان مرگ؛ تهران، سال ۶۷ را در ابعادی گسترده تکرار می‌کندایران اینترنشنال: لادن بازرگان
کشتاری که ماه گذشته (دی ماه) سراسر ایران را درنوردید، خاطرات سال ۱۳۶۷ را برای ایرانیان زنده کرد. سالی که جمهوری اسلامی هزاران زندانی سیاسی را در سکوت حذف کرد، و برادرم، بیژن، نیز در میان آنان بود.

در حالی که شاید جهان آمار تکان‌دهنده جان‌باختگان اعتراضات دی ماه را انفجاری بی‌سابقه از خشونت ببیند، ما که دهه‌ها در پی دادخواهی بوده‌ایم، چیز دیگری می‌بینیم: استمرار هولناک رژیمی که برای بقا، همواره تنها یک راه را شناخته است.

برای ما، قتل‌عام هزاران معترض غیرمسلح به معنای فروپاشی سیستم نیست. این دقیقا همان سیستمی است که درست طبق طراحی خود عمل می‌کند.

شباهت‌ها با سال ۶۷، به همان اندازه که عامدانه‌اند، دلهره‌آور نیز هستند.

در آن زمان، جمهوری اسلامی بایکوت خبری کامل اعمال کرد. درهای زندان قفل شد. خطوط تلفن قطع گردید. ملاقات‌های خانوادگی بدون توضیح به حالت تعلیق درآمد. خانواده‌ها در برزخی شکنجه‌آور رها شدند، سرگردان میان درهای زندان و ادارات دولتی، و تنها با سکوت یا دروغ روبه‌رو می‌شدند.

ماه‌ها بعد، حقیقت به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن آشکار شد: یک ساک از وسایل شخصی که به دست پدری داده شد، دستوری مبنی بر ممنوعیت عزاداری، و درک این واقعیت که عزیزی از دست رفته است.

امروز، رژیم همان سکوت را از طریق تاریکی دیجیتال، قطع سراسری اینترنت، تکرار می‌کند. اما مقیاس تغییر کرده است.

در سال ۱۳۶۷، مقامات می‌توانستند خانواده‌ها را تک‌تک مرعوب کنند. به ما دستور دادند مراسم ختم نگیریم، گریه نکنیم، و به همسایگان چیزی نگوییم. آن‌ها گمان می‌کردند با پنهان کردن اجساد، می‌توانند جنایت را پنهان کنند.پنهان‌کاری ناممکن شد
در سال ۱۴۰۴، اعداد چنان بزرگ‌اند که پنهان‌کاری دیگر ممکن نیست. وقتی آمار گزارش‌شده کشته‌شدگان در یک هفته به ۳۰ هزار نفر می‌رسد، اندوه تبدیل به موجی سهمگین می‌شود که هیچ خاموشی و بایکوت خبری نمی‌تواند آن را مهار کند. تاکتیک‌های آشنای ارعاب، اخاذی «پول تیر»، ربودن مجروحان از تخت بیمارستان‌ها، هتک حرمت مزارها، دیگر آن‌گونه که انتظار می‌رفت کارساز نیستند.

سال ۶۷، رژیم جنایات خود را زیر خاک خاوران پنهان کرد. سال ۱۴۰۴، با قساوتی غیرقابل تصور، جنایات خود را در برابر دیدگان همگان به صحنه برد.

ویدیوهایی که به‌رغم قطع اینترنت منتشر شد، کشور را لرزاند: صدها جسد بی‌جان، بسته‌بندی شده در پلاستیک‌های سیاه، که مانند زباله‌های دورریخته در حاشیه پیاده‌روها و بیرون ساختمان‌های خاکستری ردیف شده بودند.

خانواده‌ها مجبور شدند در میان این ردیف‌های بی‌پایان قدم بزنند و آیینی سادیستی از شناسایی اجساد عزیزان خود را به جا آورند.

در کلیپی که به شکلی گسترده دست‌به‌دست شد، صدای پدری می‌لرزد که در حال جست‌وجو فریاد می‌زند: «سپهر، پسرم، سپهر بابا، کجایی؟»

دهه‌هاست که مادران خاوران، جمعی از مادران، پدران، خواهران، برادران و فرزندان جانباختگان دهه ۶۰، از تسلیم شدن به سکوت سر باز زده‌اند. آن‌ها نخستین کسانی بودند که سوگ را به نافرمانی سیاسی بدل کردند. آن‌ها در مراسم خاکسپاری و یادبود لباس سفید پوشیدند و رنگ سیاه تحمیلی رژیم را، که رنگِ اندوهِ رسمی بود، رد کردند.

سفید، اعلام بی‌گناهی بود. سفید، مشروعیت جلادان را رد می‌کرد.

آن‌ها با دستان خالی خاک خاوران را چنگ می‌زدند و در جست‌وجوی حقیقت بودند؛ حتی وقتی که پاسداران آن‌ها را کتک می‌زدند و گل‌هایشان را لگدمال می‌کردند.

آن روحیه مقاومت و دادخواهی از بین نرفته است. تکامل یافته است.

آنچه امروز می‌بینیم، مادرانی که بر سر مزار فرزندانشان می‌رقصند، به جای حلوا، شیرینی پخش می‌کنند، و به جای شیون دست می‌زنند، انکار واقعیت نیست. این نافرمانی است. این امتناع از اجازه دادن به یک حکومت دینی است که نزدیک به نیم قرن شهادت را به سلاح تبدیل کرده تا چگونگی درک مرگ را دیکته کند. همان‌طور که مادری گفت: قلب‌های ما شکسته است، اما روحمان خم نخواهد شد.

در سال ۶۷، مصونیت از مجازات، که با اشتیاق جامعه بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق از طریق قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل ممکن شد، تهران را متقاعد کرد که کشتار جمعی ابزاری کارآمد برای حکومت‌داری است.

ایرانِ سال ۱۴۰۴ متفاوت است. جهان به صورت زنده نظاره‌گر است. «لحظه نورنبرگ» که وکلای حقوق بشر مدت‌ها بر آن اصرار می‌ورزیدند، دیگر یک آرمان نیست. یک ضرورت است.

برادرم، بیژن، و هزاران نفری که در تابستان سیاه ۶۷ به قتل رسیدند، حتی از نمایش عدالت نیز محروم شدند: نه دادگاهی، نه سنگ قبری، و نه جایی در تاریخ رسمی.

جمهوری اسلامی گمان می‌کرد اجساد را گورهای دسته‌جمعی پنهان می‌کنند، اما داشت بذر مقاومت می‌کاشت.

آن بذرها اکنون سر بر آورده‌اند. میراث جان‌باختگان در خاک خاموش خاوران دفن نشده است؛ بلکه در وجود هر جوان ایرانی که استوار در برابر گلوله می‌ایستد، زنده است. ما دیگر صرفا بایگانی مردگان نیستیم. ما آمده‌ایم تا حساب پس بگیریم.

تاریخ هرگز در این حقیقت تردید نکرده است: هیچ استبدادی ابدی نیست. چوبه‌های دارشان آن‌ها را از طلوعِ صبح نجات نخواهد داد.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۲۶
راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش
در تاریخ 17 و 18 دی ماه رضا اجنبی جوانان رابه سلاخی فرستاد جانوران کمین کرده حامنه ای آنان را کشتند. این کشتار بقدری وحشتناک و بزرگ بود که روزهای بعد مردم فقط دنبال کشته و مجروحانشانبودندو روز 21 دوبارهشاه کشتارگاه دوباره فراخوان داد اینترنشنال مزدور هم مصاحبه ها کرد وبرنامه ها ذاشت وشعارهای جاوید شاه و پهلوی بر میگرده را پخش کرد. همه دروغ بود. هرامزادگان که مردم را به کشتارگاه فرستادند. اوباش شاه اللهی عرعر پیروزی سردادند و اربابشان در حال تنطیم سان دیدن و ورود با هواپیمای ایرفرانس بودو اینترنته قطع بود و سربازان گاو جاویدان هم از ایران پیام می‌دادند که پیروز شدیم. مادران داغدار بدنبال جسد بچه هایشان بودند.
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۲
۶۵
Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
عجب تفسیر معنا دار با دیکته زیبا مرقوم کردی. ببینم، از تهران برات فرستادن یا نوشته خودت بوده؟ یک مقدار پماد برای این شنبه آماده کن که وقتی‌ کلیپ‌های تظاهرات مونیخ و سایر شهر‌ها رو دیدی که عکس‌های شاهزاده تو دست مردمه برای رفع سوزش لازم خواهی‌ داشت.
‌سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۱
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.