دادگاهی در آمریکا دستور آزادی حمید ضیایی، استاد بدنسازی و مهاجر بازداشتشده ایرانی را صادر کرد
رأی دهید
بر اساس این گزارش، وکلای حمید ضیایی، استاد بدنسازی، اعلام کردند او بدون پیشرفت مشخصی در روند اخراج به کشوری غیر از ایران نگه داشته میشد.
وکلای او به قاضی در شهر آلبوکرکی گفتند موکلشان نزدیک به شش ماه پس از آنکه در یک قرار ملاقات بررسی وضعیت با اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در کالیفرنیا بازداشت شد، در نقض تضمینهای دادرسی عادلانه به یک مرکز بازداشت مهاجران در ایالت نیومکزیکو فرستاده شد.
بر اساس اسناد دادگاه، ضیایی پس از انتقاد علنی از جمهوری اسلامی، از ایران گریخت و ژانویه ۲۰۲۴ وارد سندیگو در آمریکا شد. اگرچه درخواست پناهندگی او رد شد، اما در میانه سال ۲۰۲۴ به دلیل نگرانی از آزار در صورت بازگردانده شدن به ایران، با مجوز کار آزاد شد.
به گزارش آسوشیتد پرس، این نوع آزادی موقت نادرتر از پناهندگی است و به مقامها اجازه میدهد اخراج به کشوری امنتر را پیگیری کنند.
-------
اخبار مرتبط:
شوک بزرگ به جامعه مهاجران آمریکا؛ از لغو پناهندگی تا بازداشتهای خیابانی
پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، سیاستهای مهاجرتی ایالات متحده با تغییری بنیادین و تهاجمی روبرو شد که هدف آن اجرای بزرگترین عملیات اخراج دستهجمعی در تاریخ این کشور بود.
دولت جدید با صدور فرمانهای اجرایی فوری، اولویتهای دوران گذشته را لغو کرد و به اداره مهاجرت و گمرک (ICE) اختیارات بیسابقهای برای بازداشت و اخراج افراد، حتی در مکانهای حساس مانند مدارس، بیمارستانها و اماکن مذهبی اعطا کرد.
این رویکرد جدید تنها شامل افراد دارای سوابق کیفری نبود، بلکه آمارهای منتشر شده نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد بازداشتشدگان فاقد هرگونه پیشینه جنایی بودند و بسیاری از آنها سالها به عنوان اعضای فعال و قانونمدار در جوامع خود زندگی کرده بودند.
این موج گسترده بازداشتها که گاهی به ۱۰۰۰ مورد در روز میرسید، فضای وحشت و ناامنی عمیقی را در شهرهای بزرگ و مناطق موسوم به "پناهگاه" ایجاد کرد.
سختگیریهای قانونی و تغییر در رویههای قضایی، رنج و مشقت مهاجران را به اوج خود رساند. طبق دستورالعملهای جدید، دادستان کل اجازه ورود به خانههای مهاجران بدون حکم قضایی را صادر کرد و حق تودیع وثیقه برای بسیاری از بازداشتشدگان لغو شد، که این امر منجر به حبسهای طولانیمدت و اجباری در بازداشتگاههای پرجمعیت گردید.
این مراکز با بحرانهای بهداشتی، کمبود غذا و آب آشامیدنی روبرو شدند و گزارشها از افزایش بیسابقه مرگومیر در بازداشتگاههای ICE حکایت داشت. دولت همچنین با لغو برنامههای بشردوستانه برای کشورهایی نظیر کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا، صدها هزار نفر را که با مجوز قانونی در آمریکا بودند، ناگهان در معرض خطر اخراج قرار داد، که این موضوع باعث فروپاشی امنیت روانی و حقوقی خانوادههای بسیاری شد.
پیامدهای انسانی این سیاستها فراتر از آمارهای اخراج بود و باعث از هم پاشیدگی هزاران خانواده و ایجاد تروماهای ماندگار برای کودکان، به ویژه فرزندان دارای شهروندی آمریکا شد.
بسیاری از مهاجران از ترس بازداشت، از حضور در فضاهای عمومی، رفتن به محل کار یا حتی مراجعه به مراکز درمانی برای بیماریهای ضروری خودداری میکردند. این "زیستِ در سایه" منجر به تشدید بیماریهای روانی مانند اضطراب شدید، افسردگی و استرس پس از سانحه در میان جوامع مهاجر شد.
کودکان که شاهد بازداشت والدین خود در مقابل چشمانشان بودند، با بحرانهای رفتاری و تحصیلی جدی مواجه شدند و ترس از جدایی همیشگی، تاروپود زندگی روزمره میلیونها نفر را دربرگرفت.
در نهایت، فشار اقتصادی ناشی از این اخراجهای گسترده و خوداخراجیها (که بر اثر فشار روانی ایجاد شد)، باری مضاعف بر دوش خانوادههای مهاجر و حتی اقتصاد محلی آمریکا گذاشت.
بسیاری از خانوارها با از دست دادن نانآور خود به فقر مطلق دچار شدند و برآوردها نشان میدهد که این سیاستها باعث کاهش شدید درآمد در خانوادههای دارای وضعیت اقامتی مختلط شده است.
علاوه بر این، کمبود نیروی کار در بخشهای کشاورزی و ساختوساز و افزایش قیمت مواد غذایی، کل جامعه را تحت تأثیر قرار داد. مهاجران در این دوره نه تنها با تهدید فیزیکی اخراج، بلکه با لفاظیهای تندی روبرو شدند که آنها را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی میکرد؛ فضایی که به جای ادغام اجتماعی، بر پایه طرد و محرومیت بنا شده بود و زندگی را برای هر کسی که "ظاهر مهاجر" داشت، به نبردی روزانه برای بقا تبدیل کرد.
