چگونه امیرعلی حاجی‌زاده الگوی شهرهای موشکی کره‌ شمالی را در ایران اجرا کرد؟

تصویری از یک شهر موشکیایندیپندنت فارسی:علی خامنه‌ای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، شهریور ۱۳۹۴، در حالی که افکار عمومی در ایران و جهان تحت تاثیر امضای توافق‌نامه «برجام» در تیرماه همان سال، به دنبال نشانه‌هایی از تنش‌زدایی بود، مسیری متفاوت را برگزید و طی سخنانی ادعا کرد که «اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید». کمتر از یک ماه پس از این سخنرانی که به گفتمان نیروهای تندرو نظام اسلامی تبدیل شد، امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، با حضور در یک برنامه تلویزیونی، از لایه‌ عملیاتی این گفتمان رونمایی کرد و گفت که شهرهای موشکی در تمامی استان‌ها و زیر کوه‌های بلند و در اعماق ۵۰۰ متری زمین، مستقر و آماده‌ مقابله با تهدیدهای «دشمنان»‌اند.

هرچند در همان زمان هم این تصور وجود داشت که جمهوری اسلامی، بخش قابل‌توجهی از منابع ملی را صرف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی کرده است، شاید کمتر کسی می‌دانست که گستره شهرهای موشکی حتی از برخی شهرهای ایران نیز بیشتر است و ساخت این تونل‌های زیرزمینی پیامدهای انسانی و زیست‌محیطی فاجعه‌باری داشته‌اند.

امیرعلی حاجی‌زاده بار دیگر شهریور ۱۳۹۹ در یک مصاحبه تلویزیونی، از «فعالیت شبانه‌روزی» برای ساخت شهرهای موشکی خبر داد و گفت که ایده اولیه این پروژه از دهه ۱۳۶۰ شکل گرفت. او همچنین مدعی شد تونل‌هایی که برای سایت‌های موشکی حفر شدند، برای «دشمنان» قابل‌شناسایی نیستند.

حاجی‌زاده در جریان جنگ ۱۲روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی کشته شد. پس از مرگ او، یکی از اعضای سپاه پاسداران به نام ناصر کاوه، در کتابی نوشت که حاجی‌زاده نخستین فردی بود که در جمهوری اسلامی ایده ایجاد شهرک‌های موشکی را مطرح کرد و به‌نوعی بنیان‌گذار آن به‌ شمار می‌رفت.

کرمی ادعا کرد که حاجی‌زاده این پروژه را با چند جوان آغاز کرد. به‌گونه‌ای که ابتدا تونل‌ها و زاغه‌هایی ساخته شد و به‌تدریج این ساختارها به شهرک‌های موشکی تبدیل شدند. او درباره الگوی اولیه این شهرک‌ها، به نمونه‌هایی در روسیه، آمریکا، چین و کره شمالی اشاره کرد و نوشت که این کشورها نیز سیلوهای مشابهی دارند. به گفته او، حاجی‌زاده در یکی از سفرهایش به کره شمالی، با این ایده آشنا شد و آن را به ایران منتقل و اجرا کرد.

کرمی در توصیف این شهرهای موشکی، توضیح داد که ساختار آن‌ها مشابه سایت فردو است. به‌ طوری‌ که تاسیسات در عمق زمین قرار دارند و هدف قرار دادن آن‌ها دشوار است. در این سیلوها لانچر مستقر است و صفحه‌ای پوشاننده وجود دارد که کنار می‌رود و پس از شلیک، دوباره بسته می‌شود.

بر اساس روایت این عضو سپاه پاسداران، در آزمایش نخستین موشک از یک شهر موشکی، علاوه بر حاجی‌زاده، حسن طهرانی‌مقدم، محمدباقر قالیباف و برخی دیگر از فرماندهان سپاه پاسداران نیز حضور داشتند.
رونمایی امیرعلی حاجی‌زاده از شهرهای موشکی
موضوع شهرهای موشکی و آزمایش موشکی که روی آن جمله‌ای علیه موجودیت اسرائیل نوشته شده بود، مهرماه ۱۳۹۴ جنجال خبری گسترده‌ای به‌ دنبال داشت. آمریکا و اروپا این اقدام را تنش‌زا و ناقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل دانستند.

در مقابل، جمهوری اسلامی ادعا کرد که این موشک‌ها برای حمل کلاهک هسته‌ای طراحی نشده‌اند و بنابراین هیچ‌گونه نقض قطعنامه‌ای صورت نگرفته است. حال آنکه در همان بازه زمانی، حاجی‌زاده با کنایه به توافق برجام و کشورهای غربی گفته بود: «آن‌ها که دلخوش به گزینه‌های روی میزشان‌اند، تنها به گزینه‌های زیر میز سپاهیان اسلام نگاهی بیندازند.»

او در مصاحبه‌ای با صداوسیما، از گستردگی سایت‌های موشکی در سراسر ایران و استقرار آن‌ها زیر زمین سخن گفت و در همان زمان، برای نخستین‌بار تصاویر ویدیویی از یکی از این سایت‌ها که در دل کوه ساخته شده بود، منتشر شد. حاجی‌زاده حتی تهدید کرد که موشک‌ها در بردهای مختلف، روی پرتابگرها (لانچرها) مستقر و در انتظار دستور فرمانده کل قوا، آماده شلیک‌اند.

او همچنین از طراحی و ساخت انواع موشک‌های دوربرد، میان‌برد و کوتاه‌برد خبر داد و توان نظامی جمهوری اسلامی را به «کوه یخی» تشبیه کرد که تنها بخش کوچکی از آن قابل‌مشاهده است.

یک سال بعد، حسین سلامی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، و علی لاریجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، برای بازدید از دومین شهر موشکی برنامه‌ای ترتیب دادند، با این ادعا که تقویت توان نظامی و موشکی جمهوری اسلامی «معامله‌پذیر نیست».

تقریبا از اواخر دهه ۱۳۹۰ به بعد، به‌تناوب تصاویری از موشک‌های تولیدی و شهرهای موشکی سپاه پاسداران منتشر شد. فرماندهان سپاه پاسداران مدعی بودند برنامه موشکی جمهوری اسلامی که در تقویت بازدارندگی دفاعی ایران نقش مهمی ایفا می‌کنند، قابل‌شناسایی نیست و قدرت پاسخگویی ایران به هرگونه تهدید یا تجاوز احتمالی را افزایش می‌دهد.

با این حال، هدف قرار گرفتن پایگاه‌های موشکی در جنگ ۱۲روزه و عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا آشکار کرد که این سایت‌ها کاملا شناسایی شده‌اند. این رخداد نه‌تنها ادعای بازدارندگی را زیر سوال برد، بلکه به‌ دلیل موقعیت مکانی این پایگاه‌ها در مجاورت مناطق مسکونی و همچنین نزدیکی به آثار تاریخی و طبیعی، آن‌ها را به تهدیدی جدی برای جان انسان‌ها و میراث تمدنی تبدیل کرد.

اکنون عموم مردم اطلاع دارند که شهرهای موشکی با وسعت و عمق قابل‌توجه در نقاط مختلف ایران ایجاد شده‌اند. از جمله شهر موشکی یزد در دل کوه‌های گرانیتی، شهر موشکی خرم‌آباد، تبریز، بیدگنه، سمنان، حاجی‌آباد هرمزگان، لار، جم بوشهر، کرج، اصفهان، سایت‌های تهران و نیز شماری دیگر که جزئیات آن‌ها هرگز به‌طور کامل اعلام نشده است.

هر یک از این شهرها با صرف میلیون‌ها دلار از بودجه عمومی ساخته شده‌اند؛ بودجه‌ای که می‌توانست صرف توسعه زیرساخت‌های حیاتی، بهبود وضعیت معیشتی مردم و حفاظت از محیط زیست شود. با این حال، حاصل این سرمایه‌گذاری‌ها برای جامعه ایران نه رفاه که تشدید رویکرد جنگ‌افروزانه، گسترش فقر، افزایش فشار بر منابع آبی و تخریب زیستگاه‌های طبیعی بود.

در برخی موارد، پیامدهای این پروژه‌ها حتی به برخوردهای امنیتی با فعالان محیط زیست نیز انجامید و به تشکیل پرونده‌های قضایی برای آنان منجر شد.
اتهام امنیتی به فعالان محیط‌زیست
دادسرای عمومی و انقلاب تهران بهمن ۱۳۹۶، پس از بازداشت گروهی از فعالان محیط زیست، آنان را متهم کرد که «در برخی مناطق راهبردی کشور، دوربین‌هایی ظاهرا برای پایش محیط زیست نصب کرده بودند که در واقع پوششی برای رصد فعالیت‌های موشکی بود و اطلاعات آن را به بیگانگان منتقل می‌کرد».

در همان زمان، کاووس سیدامامی، از چهره‌های شناخته‌شده محیط زیست، در زندان به‌طور مشکوکی جان باخت. قوه قضاییه علت مرگ او را «خودکشی» اعلام کرد، اما این روایت با تردیدها و پرسش‌های گسترده‌ای روبرو شد.

چند روز بعد، در ۲۹ بهمن همان سال، هواپیمای شرکت هواپیمایی آسمان مسیر تهران به یاسوج سقوط کرد و تمامی ۶۵ سرنشین آن جان باختند. در میان قربانیان، ۱۷ نفر از فعالان محیط زیست و همکاران کاووس سیدامامی حضور داشتند که پیش‌تر درباره مرگ او و بازداشت سایر فعالان به اتهاماتی چون «جاسوسی» اعتراض کرده بودند.

روند یافتن لاشه هواپیما و تحویل پیکر قربانیان هم با تاخیر و ابهامات‌ بسیار همراه بود و برخی خانواده‌ها از جزئیات پس از حادثه، روایت‌هایی متفاوت مطرح کردند. مثلا اینکه تماس‌هایی از عزیزانشان دریافت کرده‌اند. در همان بازه زمانی، مرگ دو فعال محیط زیست دیگر در تصادف‌هایی که از سوی برخی «مشکوک» توصیف شد، بر فضای ابهام و نگرانی افزود.
هزینه‌های کلان برای تحقق رویای حکومت اسلامی
حالا دیگر بر کسی پوشیده نیست که شهرهای موشکی زیرزمینی با هدف تحقق رویای حکومت اسلامی علی خامنه‌ای ایجاد شدند و احتمالا علاوه بر کاربری نظامی، کارکردهای امنیتی و پناهگاهی برای مقام‌ها نیز دارند. هرچند آمار رسمی و شفافی درباره هزینه این پروژه‌ها وجود ندارد، دست‌کم این را می‌دانیم که با صرف مبالغ کلان و سرمایه‌گذاری‌های چند لایه ساخته شده‌اند.

هزینه‌های مربوط به حفاری و احداث سازه‌های زیرزمینی در اعماق ۱۰۰ تا ۵۰۰ متر بسیار بالا و نیازمند تجهیزات پیشرفته است. حفر تونل‌ها، ساخت سیلوها، لانچرها، سیستم‌های کنترل و فرماندهی، انبارهای امن، سامانه‌های حفاظتی و ارتباطی نیز هزینه‌های کلانی دارند. به این موارد باید پول موردنیاز برای تولید و استقرار موشک‌ها و نگهداری سامانه‌ها را نیز افزود.  

این هزینه‌ها در مجموع رقم قابل‌توجهی را تشکیل می‌دهند که می‌تواند میلیاردها دلار باشد؛ رقمی که با آن می‌توان بسیاری از مشکلات موجود جامعه در حوزه آموزش، سلامت و نوسازی زیرساخت‌های حیاتی را حل کرد. اینکه جمهوری اسلامی با هزینه ساخت هر شهر موشکی می‌توانست صدها مدرسه در نقاط مختلف ایران بسازد، اغراق نیست.
تخریب گسترده محیط زیست و حیات وحش ایران
فلات ایران در چهار دهه اخیر با بحران‌هایی فزاینده‌ در حوزه محیط زیست، منابع آب و حیات وحش روبرو بوده است. در این مدت، بخش قابل‌توجهی از کاریزها (قنات‌ها)، رودخانه‌ها و منابع آب زیرزمینی خشک یا به‌شدت تضعیف شدند. پدیده فرونشست زمین هم بسیاری از استان‌های ایران را درگیر کرده است و هم‌زمان، شمار زیادی از گونه‌های جانوری و گیاهی در معرض نابودی قرار گرفته یا به‌کلی از بین رفته‌اند.

با آشکار شدن ابعاد گسترده شهرهای موشکی در ایران، توجه افکار عمومی به پیامدهای زیست‌محیطی این پروژه‌ها افزایش یافت. از جمله تخریب زیستگاه‌ها، تغییر در ساختار زمین‌شناسی مناطق کوهستانی و آسیب به سیستم‌های آب‌رسانی سنتی مانند قنات‌ها که پیشینه‌ای چند هزار ساله دارند.

هرچند کارشناسان محیط زیست بر این باورند که همچنان باید نقش برنامه موسوم به «خودکفایی» را به‌عنوان مهم‌ترین عامل از بین رفتن منابع آب در نظر داشت، نمی‌توان انکار کرد که ساخت تونل‌های موشکی با وسعتی به اندازه یا حتی بیشتر از یک شهر، منجر به خشک شدن چشمه‌ها و قنات‌ها شده است.

قنات (کاریز) سیستمی سنتی برای انتقال آب زیرزمینی است که از طریق حفر مجموعه‌ای از چاه‌های عمودی و یک کانال افقی، آب سفره‌های زیرزمینی را بدون نیاز به پمپ، با استفاده از شیب طبیعی زمین، به سطح می‌رساند. این روش یکی از پایدارترین شیوه‌های تامین آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک به‌ شمار می‌رود.

پیشینه ایجاد قنات‌ها در ایران، به بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال پیش می‌رسد. قنات‌ها به‌خصوص در دوران هخامنشیان در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها، توسعه کشاورزی و پایداری زیست در سرزمین ایران نقشی اساسی داشتند و بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی این سرزمین محسوب می‌شوند.

شهرهای موشکی به‌ویژه به‌ علت ماهیت زیرزمینی و مقیاس وسیع حفاری‌ها، می‌توانند به‌طور مستقیم و غیرمستقیم قنات‌ها را تهدید کنند و به نابودی آن‌ها منجر شوند، زیرا حفاری‌های عمیق و گسترده در دل کوه‌ها و دشت‌ها مسیر طبیعی جریان آب‌های زیرزمینی را قطع یا منحرف می‌کنند. از آنجا که قنات‌ها به تعادل بسیار دقیقی در شیب زمین و سطح آب سفره‌های زیرزمینی وابسته‌اند، هرگونه تغییر در این تعادل، حتی در فاصله‌ای نه‌چندان نزدیک، می‌تواند باعث کاهش دبی آب یا خشک‌ شدن کامل قنات شود.

انفجارها و عملیات سنگین مهندسی هم که برای تثبیت یا توسعه این سازه‌ها به‌ کار می‌رود، ممکن است ترک‌ها و گسل‌های مصنوعی در لایه‌های زمین ایجاد کند و این تغییرات می‌تواند موجب نشت یا پراکندگی آب در مسیرهای جدید و در نتیجه از کار افتادن کانال‌های قنات شود.

به این موارد باید مصرف و انتقال منابع آب برای پشتیبانی از این تاسیسات را افزود که می‌تواند سطح آب‌های زیرزمینی را بیش‌ازپیش کاهش دهد. در چنین شرایطی، قنات‌هایی که قرن‌ها با حداقل برداشت و تعادل طبیعی، کار می‌کردند، به‌سرعت با افت سطح آب مواجه می‌شوند و از کار می‌افتند.
+9
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.