امیری: نگران برخوردها هستیم! قبل از مصاحبه ، می دانستیم که احتمالا با مدیری روبرو خواهیم شد که با سابقه و با هوش است . مدیری که در بحبوحه فعالیتهای سیاسی، زمانی که کسی به فکر سایت و اینترنت نیفتاده بود اقدام به تاسیس و سیاست گذاری پرمخاطب ترین سایت های خبری ، اینترنتی نمود گرچه فضای کاری سردار در ساختمان نوسازی شهرداری واقع در خیابان کریمخان ، موید پیش بینی ما بود اما در طول مصاحبه دریافتیم که این مدیر هوشمند کماکان یک «نسل اولی» است و بسیاری از ویژگی های شخصیتی و فکری هم نسلان خود را دارد. آنچه می خوانید گفتگوی یک ساعته با سردار سرتیپ امیرعلی امیری مدیرمسئول سایت خبری - تحلیلی تابناک است. وی در این مصاحبه از گذشته خود و ماجرای توقیف سایت بازتاب و جایگزینی آن با تابناک میگوید: برای شروع، یک توضیح مختصر ازگذشته وسوابق کاری تا رسیدن به بازتاب و تابناک بفرمایید. امیری: در یک خانواده کشاورز روستایی متولد شدم و تحصیلات ابتدایی را در یکی از روستاهای استان فارس و بعد دوره متوسطه را در شهرستان اقلید همان استان گذراندم. پس از اخذ مدرک دیپلم در دانشسرای تربیت معلم پذیرفته شدم. در سال 54 همزمان با ورود به دانشسرا، وارد فعالیتهای سیاسی و مبارزات دانشجویی آن زمان شدم و در سال 56 توسط ساواک دستگیر و مدتی را در بازداشت ساواک بودم. سپس به خدمت سربازیاعزام شدم. خدمت سربازی ما با تظاهرات مردم و فعالیتهای دوران انقلاب و صدور فرمان امام خمینی مبنی بر اینکه سربازان از پادگانها فرار کنند همزمان بود. در آذرماه سال 57 ما فرمان امام را اجرا و از پادگان ها فرار کردیم و به مبارزات انقلابی خودمان ادامه دادیم تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب به دلیل اینکه من مدتی در خدمت سربازی بودم و فعالیت مسلحانهای را علیه رژیم انجام میدادم در تقسیم کاری که بین دوستان صورت گرفت به عنوان مسئول عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان فسا، یکی از شهرستانهای استان فارس که در دوران فرار از سربازی در آنجا فعالیت میکردم مشغول به کار شدم به همین دلیل شروع خدمت ما با سپاه بعد از انقلاب اسلامی همراه بود و در واقع فعالیتهای اجتماعی من به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برمیگردد.مدت زمانی در پروژه راهاندازی سپاه، فعالیت میکردم و پس از مدتی در سال 58 فرمانده سپاه پاسداران فسا شدم که با شروع جنگ تحمیلی مصادف شد و ما به انجام وظیفه اصلی که بر عهدهمان بود اقدام کردیم. در سال اول جنگ به آبادان رفتیم. آبادان در آن زمان در محاصره عراقیها بود که از آنجا خدمت ما در جبهه و جنگ شروع شد و در طی هشت سال دفاع مقدس این توفیق را داشتیم که در جبهه حضور داشته که عمدتا هم جبهههای جنوب بود. در این سالها در مسئولیتهای مختلفی فعالیت میکردم از جمله مسئولیتهای آموزشی و نیروهای انسانی. گرچه عمده مسئولیتم در قرارگاه خاتمالانبیاء سپاه بود.پس از اتمام جنگ، در ستاد مشترک سپاه، در بخش نیروی انسانی مسئولیت پذیرفتم، همزمان تحصیلم را نیز ادامه دادم و در رشته مدیریت، مدرک کارشناسی ارشدم را اخذ کردم. پس از این پست در ستاد مشترک سپاه، چند سالی جانشینی رییس دانشگاه امام حسین(ع) را برعهده داشتم. خدمت بعدی من جانشینی فرماندهی نیروی مقاومت بسیج کشور بود که طی سالهای 80 تا 82 در آنجا خدمت کردم. آخرین مسئولیتی که من در کارهای نظامی داشتم جانشینی آقای قالیباف در نیروی انتظامی کشور بود. برای شرکت در انتخابات مجلس هفتم باید از شغل نظامیگری براساس قانون کنارهگیری میکردم. پس از کنارهگیری از فعالیتهای نظامی، وارد فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی شدم و از آن زمان تا به امروز در فعالیتهای سیاسی با عنوان خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی که از تشکلهای سیاسی است که در زمان انتخابات مجلس هفتم شکل گرفت حضور به هم رساندم که به عنوان دبیر کل این تشکیلات، هم در انتخابات مجلس هفتم، هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم در انتخابات شورای شهر سوم شرکت داشتم و در انتخابات شورای شهر سوم، کاندیدا هم بودم که به عنوان عضو علیالبدل شورای شهر تهران انتخاب شدم. البته در مقطعی هم در تشخیص مصلحت فعالیت میکردم.اما علاقه ام به انجام کارهای رسانهای سبب شد که به این موضوع نیزبپردازم و بخشی از وقتم را به آن اختصاص دهم. شروع این همکاری وقتی بود که سایت خبری «بازتاب» شکل گرفت و من به عنوان یکی از مسئولان این سایت در شورای سیاستگذاری و هیئت امنا فعالیت داشتم و مطالبی را مینوشتم و دراداره این سایت با دوستان دیگر همکاری داشتم تا اینکه این سایت فیلتر و پس از مدتی هم توقیف و فعالیتش متوقف شد. علاقه به ادامه کار و توانمندیهایی که در این زمینه فراهم شده بود اجازه نداد که این کار را به کلی با متوقف شدن سایت «بازتاب» کنار بگذارم به همین دلیل سایتی به نام سایت خبری – تحلیلی «تابناک» راهاندازی کردم که این سایت فعال است و امیدواریم که بتواند رسالت رسانهای خودش را انجام دهد. به نظر شما چرا بازتاب فیلتر شد؟ کجای کار اشتباه بود؟ آیا اصلا بازتاب اشتباهی را مرتکب شده بود؟ امیری: خیر، ما قائل نیستیم به اینکه در سایت بازتاب اشتباه ما باعث بسته شدنش شده است. ظرفیت کشور در مقاطع مختلف نسبت به کاری که رسانهها انجام میدهند، متفاوت است و این هم خودش یک معرفی از حاکمیت نسبت به کار رسانهای شفاف است. البته اینکه کدام بخش از حاکمیت و تا چه اندازه مقابل این جریان ایستادگی میکند متفاوت است. سایت بازتاب نه تنها در دولت نهم مورد بیمهری قرار گرفت بلکه در دولت هشتم که مدعی توسعه سیاسی و آزادی فضای مطبوعاتی و شعار «دانستن، حق مردم است» بود، نیز از این بیمهری بینصیب نماند و در آن دولت هم ما3 بار فیلتر شدیم. این آستانه تحمل دولتهاست که میزان گستردگی فعالیت یک رسانه را تعیین میکند و بعضا ممکن است این آستانه تحمل به حدی پایین بیاید که دیگر برای آن، رسانهای قابل تحمل نباشد و بسته شود و ما در واقع در هر دو دولت هم مورد عدم تحمل دولتها قرار گرفتیم، نه قوه قضاییه و یا جاهایی که تخلفی را رسیدگی میکنند، بلکه بیشتر قوه مجریه و در دولت قبلی ،هم قوه مجریه و هم دبیرخانه شورای عالی امنیت، عامل اصلی فشار برای بسته شدن سایت بازتاب بودند که یکی، دو مورد هم اتفاق افتاد و در نهایت دوباره بازگشایی شد. ساز و کار قانونی برای این امر طی نشده و مسیر قانونی که آنها تعریف میکنند از نظر ما و از نظر حقوقی قابل قبول نیست. ما میتوانستیم این ادعا که یک فرآیند قانونی برای بسته و یا فیلتر شدن سایت بازتاب طی نشده را مطرح و ثابت کنیم اما قدرت مقابله ما هم بیشتر از این نبوده که بتوانیم ایستادگی کنیم به همین جهت نیز این سایت تا به امروز فعالیتش متوقف شده است. آیا رفتار رسانه ای تابناک نیز همانند بازتاب است یعنی به همان شکل، یک رسانه انتقادی است؟ امیری: در شروع کار تابناک من در یک مطلبی ذکر کردم که خمیرمایه رسالت تابناک با بازتاب مشترک است و خمیرمایه این رسالتی که ما قائل به آن هستیم این است که ما از زاویه مطالبات انقلاب اسلامی، آرمانهای امام و شهدا و ارزشهای انقلاب به هر آنچه در کشور میگذرد نگاه کنیم. هر میزانی که این اتفاقات با آن آرمانها تفاوت داشته باشد به همان میزان مورد نقد ما قرار میگیرد. ملاحظهای از این بابت، مانع اظهارنظر ما نخواهد بود. ملاحظاتی از قبیل اینکه آیا این گروهی که با آرمانهای انقلاب زاویه پیدا میکند، همگروه، همخط، همفکر، دوست و رفیق ماست، از چه صنفی است، در قدرت است یا در قدرت نیست، در آینده ممکن است در قدرت قرار بگیرد یا نه؟ ما به این ملاحظهها توجهی نمیکنیم بلکه ملاحظه اصلی ما این است که به منافع ملی خدشهای وارد نشود و تنها خطقرمز ما، ارزشهای انقلاب و منافع ملی است و این موارد میتوانند برای اینکه ما مطلبی را بیان نکنیم، مانعی باشند ولی هیچچیز دیگری غیر از اینها مانع کار ما نمیشود، لذا خمیرمایه ما در تابناک وبازتاب از این نظر مشترک است. ما حتما تجربیاتی که در سایت بازتاب داشتیم چه مثبت و منفی، در تابناک مورد استفاده قرار میدهیم تا بتوانیم با تدابیری از این محدودیتها، از فیلترینگ و توقیف شدن آن جلوگیری کنیم. در واقع هنر رسانهای این است که ادبیات به نحوی تنظیم شود که بهانهای برای بسته شدن سایت به دست افراد ندهد، البته بدون بهانه هم ممکن است رسانه و سایتی توقیف شود و ما مشابه این امر را داشتهایم که رسانهها و سایتهایی بدون بهانه و دلیل توقیف شدهاند ولی سعی ما بر این است که این بهانه را به دست کسی برای این اقدام ندهیم و تا چه حد موفق شویم دیگر با خداست. آیاتابناک، بازتاب نیست؟ امیری: تابناک، تابناک است، هویت حقوقی و مدیرمسئول مستقلی دارد و بنده مدیرمسئول تابناک هستم. من در بازتاب مدیرمسئول نبودم و بخشی از نیروهایی که در بازتاب فعالیت میکردند طبیعتا با بسته شدن این سایت آزاد میشدند و ما بخشی از این نیروها را در تابناک هم مورد استفاده قرار دادیم. خود من هم پس از توقیف بازتاب، آن مقدار وقتی که در آنجا میگذاشتم را به تابناک اختصاص دادم بعضی از دوستان هم این کار را کردند ولی افرادی نیز مثل آقای فواد صادقی که یکی از عناصر فعال تیم بازتاب بود، اینک در تابناک حضور ندارند. در واقع این دو سایت از نظر حقوقی و تیم اجرایی کاملا با هم متفاوتنداما همانطور که عرض کردم رسالتی که ما قائل برآنیم تفاوتی نکرده،چون هر کدام از ما که این فکر را دنبال میکردیم در کار جدید نیز به این فکر معتقد و مقید خواهیم بود. شما همکاریتان را با سایت بازتاب از ابتدای کار شروع کردید یا پس از آنکه در مدیریتش تغییری ایجاد شد؟ یعنی پس از کنارهگیری آقای صادقی؟ امیری: خیر، من قبل از کنارهگیری آقای صادقی هم با سایت بازتاب همکاری داشتم. البته بنده از ابتدای کار سایت، به دلیل خدمت در نیروی انتظامی و اینکه فرصت این نوع فعالیتها را نداشتم حضور نداشتم. من تقریبا از سال 83 وارد فعالیتهای سیاسی و رسانهای شدم و در آن زمان حدود یک سال، یک سال و نیم از عمر بازتاب که طول عمرش حدود 5 سال بود میگذشت. به دلیل حضورم در نیروی انتظامی در یک سال و نیم ابتدایی فعالیت سایت حضور نداشتم ولی پس از آن مرحله، در کنار دوستان بودم و همکاری داشتم و در زمان تغییر مدیریت و کنارهگیری آقای صادقی بنده رییس شورای سیاستگذاری سایت بودم. فرمودید که در بازتاب مدیرمسئول نبودید در حالیکه در همان آذرماه سال 84 رسمااعلام شد که شما به جای آقای صادقی مدیرمسئول هستید. امیری: یک مقطع کوتاهی پس از کنارهگیری آقای صادقی تا مشخص شدن مسئول جدید، من، هم ریاست شورای سیاستگذاری را برعهده داشتم و هم مدیرمسئولی را اما آخرین دوران فعالیت بازتاب که با فیلتر شدنش همزمان شده بود دیگر من مسئول نبودم. چه کسی مدیرمسئول بود؟ امیری: آخرین مدیرمسئول سایت بازتاب آقای بربریان بود. مسئلهای که به خصوص در رسانههای مکتوب خیلی شنیده میشود این است که میگویند مدیرمسئولها خیلی برکار سرویسها اشراف ندارند نمونهاش هم آقای کروبی هستند که در مصاحبهای که با ما داشتند گفتند خیلی در جریان آنچه در اعتماد ملی منعکس می شود نیستند. آیاشما در جریان تمام فعالیتهای تابناک و در آن زمان، بازتاب بوده و هستید؟ امیری: بله. قاعدتا مدیرمسئول باید پاسخگو باشد. او مسئول آن چیزهایی است که در رسانه ظاهر میشود و اگر مدیرمسئولی این کار را بنا به دلایلی انجام نمیدهد در واقع نقش مدیرمسئولیاش را به خوبی ایفا نمیکند این بدان معنی نیست که خودش بخواهد همه کارهای تولیدی را انجام دهد چون به هر صورت سرویسهای مختلف یک رسانه از تخصصهای متفاوتی برخوردارند و ممکن است که مدیرمسئول در همه آنها کارشناس نباشد. هر کدام از بخشها اعم از سیاسی، اجتماعی، ورزشی، هنری، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و... یک علمی را میطلبد. مدیرمسئول مدیریت میکند اما باید در همه این موارد پاسخگو باشد. تطبیق محصولاتی که استخراج میشود با سیاستها و ملاحظات رسانهای در واقع کار مدیرمسئول است. از ابتدای کار سایت بازتاب و الان هم سایت تابناک این مسئله در اذهان بوده و هست که این سایتها منتسب به دکتر رضایی هستند. آیا اساسا چنین انتسابی وجود دارد و تا چه سطحی ؟ امیری: سایت بازتاب یک ارتباط فکری با آقای دکتر رضایی داشت و مجموعه دوستانی که آنجا فعالیت میکردند و سیاستگذار بودند از فکر و راهنماییهای ایشان در بعضی زمینهها استفاده میکردند و این ارتباط، یک ارتباط پراکنده نبود و نسبتا یک ارتباط منسجم بود. ما سعی میکردیم که روند فعالیت سایت یک تاثیرپذیری از افکار ایشان داشته باشد و این کار را در عمل نیز انجام میدادیم، ولی این بدان معنی نیست که ایشان یک مسئولیت تشکیلاتی و ارگانیک در سایت بازتاب داشتند، هر کدام از دوستانی که بهعنوان شورای سیاستگذاری، هیئت امنا، سرویسها و تحریریه سایت بازتاب فعالیت میکردند در جایگاه خودشان مسئولیت حقوقی و حرفهای داشتند که انجام میدادند، فرصت ایشان هم اقتضا نمیکرد که مسئولیت مستقیمی را در اداره یک رسانه داشته باشند ولی ما سعی میکردیم هر مقدار که میتوانستیم از فکر و راهنماییهای ایشان استفاده کنیم، اما در مورد سایت تابناک این ارتباط کمرنگتر شده. ما تمایل داریم و مصر هم هستیم که بتوانیم ارتباط بیشتری در این سایت با آقای رضایی داشته باشیم، اما استقلال و هویت مستقل سایت تابناک باعث شده ارتباطش با آقای رضایی نسبت به سایت بازتاب کمتر باشد گرچه ما برای این ارتباط فکری اهمیت قائل هستیم. از مسایلی که حول محور سایت بازتاب مطرح میشد این بود که این سایت وابسته است به محافل نظامی، امنیتی و بهطور مشخص از سپاه نام میبردند حتی در جایی خواندیم که بعضی از سربازان سپاه در سایت بازتاب فعالیت میکنند.نکته دیگر در مورد منابع مالی سایت بود که میگفتند اگر این سایت وابسته به ارگانی نیست و یک سایت کومتی نمیباشد پس به چه صورت خود را از نظر مالی تامین میکند؟ لطفادر مورد ساختار سایت ،هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ نیروی انسانی کمی توضیح دهید. امیری: اگر سوابق و پرونده افرادی را که در سایت بازتاب فعالیت میکردند مورد بررسی قرار دهید، میبینید که مسنترین و نظامیترین فرد، خود بنده بودم و شخص دیگری را در این سن و سال و با این سابقه نظامیگری نداشتیم و همه دوستانی که در این سایت فعالیت میکردند در سن و سالی بودند که هنوز سابقه آنچنانی نداشتند که بشود گفت این سابقه نظامی بود یا غیرنظامی؛ یعنی دوستانی بودند که هنوز تحصیلاتشان به پایان نرسیده بود و در مقطع کارشناسی دانشجو بودند و هماکنون نیز در مقطع کارشناسی ارشد و برخی هم در مقطع دکتری مشغول به تحصیلند. این دوستان یک وجهه شغلی خاص که مثلا بگویم ده سال در یک نهاد فرهنگی، نظامی یا امنیتی کارکرده باشند یا پاسدار بودند، نداشتند و هنوز هم اکثر آن دوستان فارغالتحصیل قطعی نشدهاند که در یک صنف و شغلی وارد شوند و منتسب به آن صنف شوند. پس افرادی که بهطور تمام وقت در تحریریه سایت بازتاب فعال بودند اصلا وجهه و سابقه شغلی آنچنانی نداشتند و اکثرا دانشجویانی بودند که هم کار میکردند و هم تحصیل و همه زیر سی سال سن داشتند و الان هم افرادی که در سایت تابناک فعالیت میکنند در این سطح هستند. لذا این ادعا که آنها وابسته به برخی محافل بودند اصلا صحت ندارد اما در ارتباط با منابع پشتیبانی مالی سایت، خیلی از افرادی که چنین قضاوتهایی را میکنند پرورش یافتگان بخش دولتی کشور هستند. در مدیریت دولتی انجام چنین کاری هزینههای بسیار زیادی را به همراه دارد. خیلی از رسانههای الکترونیکی که فعال هستند چون منتسب و در اختیار برخی از بخشهای دولت هستند برای اداره خود، هزینههای گزافی را میپردازند. چون اصلا با دیدگاه دولتی اداره میشوند ولی اگر این مجموعه فعالیتها در چارچوب و مدیریت بخش خصوصی انجام شود هرگز به این میزان هزینههایی که در ذهن آنها وجود دارد نیازی نیست. بازتاب نه تنها کاملا مستقل و خودکفا اداره میشد بلکه مازاد درآمد هم داشت. طیف نیروی انسانی که در بازتاب مورد استفاده قرار میگرفت یا دانشجو بودند یا پارهوقت فعالیت میکردند، پس بار حقوقی آنچنانی که الان در جاهای دیگر و نظامهای دولتی مطرح است را ما نداشتیم و از نظر مکانی هم کل فعالیت سایت بازتاب در یک آپارتمان 200 متری انجام میشد. برای راهاندازی سایت چه مقدار هزینه صرف کردید؟ امیری: همین الان هم اگر شما تجهیزات سایت را در طی آن پنج سال بهصورت تدریجی خریداری و مورد استفاده قرار گرفتهاند، مورد ارزیابی قرار دهید بیش از 5/5 میلیون تومان نخواهد شد که اکثرا دستگاههای کامپیوتر و تعدادی هم میز و صندلی هستند و امکانات گرانقیمت که هزینههای گزافی را برای ما داشته باشند نبودهاند و هزینههای مربوط به اینترنت، سرور، تلفن و... همه و همه نیز به ماهی 500 هزار تومان هم نمیرسند، یعنی آگهیهایی که سایت بازتاب بهخصوص در 5/2 سال پایانی جذب میکرد،نه تنها هزینههای سایت را تامین میکرد بلکه مازاد درآمد هم داشتیم، هماکنون هم در سایت تابناک ما ریز آنالیز این هزینهها را داریم و اگر کسی بخواهد الان یک سایت خبری – تحلیلی راهاندازی کند، بنده حاضرم با وی قرارداد ببندم و با هزینه ماهانه پنج میلیون تومان این سایت را راهاندازی کنم و به او تحویل دهم که بتواند کار کند، پس ببینید اگر یک هزینه این چنینی در ذهن وجود داشته باشد، برای هیچکس این سوال پیش نمیآید که پشتیبانی مالیاش از کجاست.آگهیها را ببینید و این هزینهها را هم در نظر بگیرید به هر حال طبیعی است که مشکلی پیش نمیآید. اما چون سایتهای مشابهی هستند که با مدیریت دولتی اداره میشوند و سالانه ممکن است یک میلیارد تومان هم بودجه بگیرند و هزینه کنند، در دید و ذهن نمیگنجد که این سایت بتواند خودش از نظر مالی مستقل باشد. آنطور که به نظر میرسد سایت بازتاب در انتقاد به دولت نهم و شخص آقای دکتر احمدینژاد کمی از دایره رسانهای حرفهای و انتقاد منصفانه خارج شده است آخرین نمونه از آرشیو سایت بازتاب را برایتان مثال میزنم که در مورد ترمیم کابینه بود. یکسال قبل سایت بازتاب تندترین انتقادها را به وزیر صنایع و باز تندترین انتقادها را به آقای وزیری هامانه وزیر نفت کرده بود، اما درست از زمانی که رییس جمهورکابینه را ترمیم کرده و این دو وزیر برکنار شدهاند تندترین انتقادها را به دولت و شخص رییسجمهور کردهاند که چرا این دو وزیر برکنار شدهاند و حتی استدلال کردهاندکه برکناری آنها براساس روابط بوده. فکر نمیکنید که بازتاب در انتقاد از دولت کمی تندروی کرده است؟ امیری: همانطور که شما این مسئله را مستند مطرح کردید ما به انتصابهای آقای احمدینژاد در کابینه، انتقاداتی داشتیم، انتقادات هم، انتقادات تندی بود و مطرح کردیم که چه انتصابهایی که به نتیجه نرسید و چه انتصابها و وزرایی که معرفی کردند و توانستند رای اعتماد بگیرند و ما به آنها معترض بودیم، اعتراض و انتقادهای آن زمان ما غرضورزی و غلط تلقی میشد و به قول شما خارج از حیطه رسانهای بود، اما پس از مدتی، دولت در تغییر دادن آنها به نتیجهای که ما رسیده بودیم، رسید. دربرخی موارد هم نرسید، مثلا خبری که بازتاب دو سال قبل در خصوص تغییر رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کار کرده. اتفاقی که تاکنون رخ نداده است! امیری: حال اینکه ما در این تغییرات چه موضعی داریم شما دست نگه دارید. انتقادهای ما در انتصابآن افراد پس از مدت زمانی به تایید خود دولت هم رسید ما در ابتدای انتخاب وزیر با توجه به سوابق و شناختی که عرضه میشود انتقاد داشتیم، اما دولت این را یک سال تجربه میکند و این تجربهای است که نباید نظام ما هزینههایش را دوباره بپردازد. رسانههای مرتبط با دولت، انتقاداتی تندتر از انتقادات ما در زمان انتصاب ودر زمان تغییربه این وزرا وارد میکنند. ببینید، هر تغییری که موجب بهتر شدن نمیشود بهتر است تغییر نکند. بحث الان ما این است که این تغییرات در تضعیف، نسبت به گذشته است نه در بهتر شدنش. چون وقتی میبینیم وزیری که به جای آقای طهماسبی وزیر صنایع شده،تحصیلاتش مهندسی عمران است و بالاترین سابقه کاریاش ضمن اینکه در دانشکده مسئول خدمات بوده یا مثلا در اردبیل مسئول فلان کار بوده، همین تبصره 13 و بحثهای راجع به سوخت است که نتایج حاصله را مشاهده میکنیم وقتی همین فرد با این سوابق میخواهد سکاندار صنعت کشور که وزارت صنایع امروز کشور، وزارت صنایع سبک و سنگین و معادن و فلزات گذشته است و سه وزیر، در راس آنها مسئول بودند را بر عهده بگیرد میخواهید ما انتقاد نداشته باشیم؟ انتقاد ما به انتصاب در خلاف جهت بهتر شدن است نه در جهت بهتر شدن. هر تغییری ارزشمندنیست، تغییری دارای ارزش است که رو به کمال باشد. الان نیز منتقد هستیم چون بلافاصله که این دو را آقای احمدینژاد کنار گذاشتند سرپرست منصوب کردند که ما میدانیم این سرپرستها برای وزیر شدن منصوب شدند هر چند که در ابتدای کار تکذیب میکنند. نهایتا شما میبینید که این اتفاق میافتد. انتقاد ما هم همین حالا به این انتصابات است نه به دلیل اعتراض به تغییرات.آنها از ابتدا نباید منصوب میشدند که پس از گذشت دو سال و گرفتن وقت دولت نهم حالا عوض شوند. تغییر باید در جهت اصلاح و رو به جلو باشد. خیلیها عملکرد بازتاب در برخورد با دولت را با همان توجیهاتی که شما در موردشان توضیح دادید مشابه عملکرد روزنامههای زنجیره ای دوران اصلاحات میدانند. آیا اساسااین نظریه را قبول دارید و می پذیرید که سایت بازتاب پس از توقیف مثل روزنامه جامعه فقط لوگو و اسمش ظاهرا تغییر کرده ولی همه دستاندرکارانش، سردبیر و کادر،همان کادر قبلی هستند؟ امیری: این مقایسه را اصلا قبول ندارم. علت هم این است که عملکرد سایت بازتاب در زمان دولت اصلاحات را هم باید به کارنامه سایت بازتاب نسبت داد و همه را با هم دید. البته نقاط مثبتی هم که از دولت نهم در سایت بازتاب منعکس شده را نیز باید در نظر گرفت. ما رویکردهایی ازدولت نهم را مورد تعریف و تمجید قرار دادیم که همه آنها را قبول داریم و فکر میکنیم از نقاط قوت دولت نهم هستند جنبه مردمی بودن دولت نهم، که این دولت فاصلههای ارتباطی را که دولتهای قبلی با مردم پیدا کرده بودند از بین برد و همت فردی خود آقای احمدینژاد و وارد کردن بقیه اعضای دولت به این ارتباط، چیزهایی بوده که ما همیشه از آنها به نیکی یاد کردهایم و هماکنون نیز این کار را میکنیم و قبول داریم که اینچنین اتفاقی در نگرش و رویکرد دولت در ارتباط با مردم، در دولت نهم ایجاد شده است. پرکاری و تلاش شبانهروزی در دولت نهم واقعا نسبت به دولتهای گذشته خیلی پررنگتر بوده و ما این را قبول داریم و مورد تمجید ما هم هست. یعنی شما در مجموع دولت نهم را موفقتر از دولت هشتم میبینید؟ امیری: ما در مجموع بحثی نمیکنیم. من بخشهایی که مربوط به بحث است را مطرح میکنم. البته در خیلی از زمینهها منتقد دولت هشتم هستم و قطعا دولت نهم وضع بهتری نسبت به دولت قبلی دارد و در برخی زمینهها هم اگر عملکرد بهتری نسبت به دولت هشتم نداشته باشد، بدتر هم نیست. دولت هشتم واقعا فرصتسوزی کرد چه در سیاست بینالمللی و خارجی و چه در سیاست داخلی. اما قبول دارید انتقادات شما به دولت نهم بیشتر ازدولت هشتم است؟ امیری: نه، ما در مقایسه قطعا اینچنین نیستیم. انتظارات ما از دولت نهم بیشتر است یعنی ما خودمان را منتسب به طیف اصولگرا میدانیم. فکر میکنم انتظاراتی که از دولت نهم باید داشته باشیم، خیلی بیشتر از انتظاراتی است که از دولت هشتم داشتیم، دولت هشتم دولتی بوده که خط مشیاش به طور کلی موردقبول ما نبوده، اصلا در کل، رویکرد و عملکردش مورد نقد ما بوده ولی دولت نهم را دولتی منتسب به خودمان میدانیم. در دولت هشتم یک طیف انحراف فرهنگی وجود داشت از عملکرد آقای مهاجرانی گرفته تا بعد اما در دولت نهم ما یک انحراف فرهنگی را نمیتوانیم تحمل کنیم. در آن دولت ممکن بود صدها انحراف وجود داشته باشد و ما یک انتقاد میکردیم اما در دولت نهم کافی است که فقط یک کتاب بد منتشر شود، میبینید که احساسات ما بیشتر برانگیخته میشود چون انتظار این اعمال را نداریم. اگر دولت نهم مورد نقد ما قرار میگیرد، از این بابت است که انتظارات ما از دولت نهم بیشتر است. از دولت هشتم زیاد انتظار نداشتیم چون دولت ماهیتاش اصلا مورد قبول ما نبود اما با آن همه در بحثهایی که در منافع ملی ما تاثیرگذار بود، شدت عمل داشتیم. به خصوص در بحث انرژی هستهای، سیاست خارجی و انفعالی که در سیاست خارجی بود. امروز تلاش دولت برای خارج شدن سیاست خارجی از حالت انفعالی که موجب بالا رفتن عزت جمهوری اسلامی در مجامع بینالمللی شد واقعا ستودنی است و واقعا همان چیزی است که ما در انتقاد به دولت هشتم مطرح کردیم که اینجا حل شد اما بخش دیگری هم که مورد انتقاد ماست، بخش مربوط به ماجراجویی یا تندروی است. منظور شما از ماجراجویی دقیقا چیست؟ امیری: ما در سیاست خارجی معتقدیم که نباید منفعل و ماجراجو باشیم. اما ماجراجو نباشیم به این معناست که کشور را نباید درگیر بحران و جنگ کنیم. ما باید با تدبیر حقوقی حق خودمان را حفظ و از آن دفاع کنیم و اجازه ندهیم که بهانه به دست دشمنانی که در دنیا با منطق عمل نمیکنند، بیفتد. ما باید با تدبیر بتوانیم ضمن حفظ حقوقمان با این دشمنان که وحشیانه عمل میکنند، برخورد کنیم. در واقع ما باید این تعادل را در بحث سیاست خارجیمان حفظ کنیم. البته این تعادل را دقیقا خطی میدانیم که رهبری نظام بر آن نظر دارد یعنی مقام معظم رهبری به اعتدال همراه با عزت، مصلحت و حکمت قائل است. ما میگوییم باید دولتها بتوانند این تدبیر را در عمل پیاده کنند. حالا یک دولتی مثل دولت هشتم در این زمینه ضعیف عمل میکند و ما در آن زمان منفعل بودیم و فقط امتیاز میدادیم و هیچ امتیازی نمیگرفتیم. دولت نهم در خیلی از زمینهها این اشکال را برطرف کرد. لازم است که دولت نهم مراقب باشد با تندروی به ماجراجویی کشیده نشود. کدامیک از رفتارهای دولت را دقیقا تندروی و ماجراجویی میدانید؟آیا شخصا سخنی از رییس جمهور را در نظر دارید که باعث تند شدن فضا و ماجراجویی شده باشد؟ علت پرسیدن این سوال این است که به نظر می رسد دولت نهم در بحث هسته ای همان راهی را می رود که شمادرزمان دولت هشتم پیشنهاد داده بودید. امیری: ما شروع کار دولت نهم را در بخش انرژی هستهای دقیقا بازگشت به همان پیشنهاداتی که در زمان دولت هشتم داشتیم، میدانیم و قبول هم داریم و در آن مقطع، ما این حمایت را از روند کار دولت داشتیم و این روند ادامه داشت تا زمانی که پرونده ما در بحث انرژی هستهای به دلیل از دست دادن فرصتها در دنیا امنیتی شد. مثلا؟ امیری: به عنوان مثال شما بسته پیشنهادی اروپا را در نظر بگیرید. با بسته پیشنهادی باید به نحوی برخورد میشد که برای توافقات ما مبنایی محسوب شود. یعنی شما معتقدید اقدام دولت در نپذیرفتن بسته پیشنهادی «ماجراجویی»بود؟ امیری: اینکه هر چیزی را که آنها پیشنهاد دادند، بپذیریم به معنای عدم تندروی نیست. این همان چیزی بود که در دولت هشتم عنوان میشد ولی اینکه ما بتوانیم با تدابیری از فرصتی که ایجاد شده بود، استفاده میکردیم برای اینکه برای بحثهای ما مبنایی شود، از این فرصتها به نحو شایسته استفاده نشد و موجب شد که پرونده ما به شورای امنیت برود. الان هم نقطه مورد اشکال ما به دولت در بحث انرژی هستهای همین مطلبی است که شاید موجب کنارهگیری یا برکناری آقای لاریجانی هم شده. ما سیاستی را که آقای لاریجانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت برای هدایت مسیر پرونده هستهای دنبال میکردند، یک سیاست فعال و همراه با عزت و دفاع از منافع ملی و حقوق ملت و با فاصله از ماجراجویی تلقی میکردیم. شما معتقد هستید که تغییر آقای لاریجانی، تغییر سیاستهای هستهای نظام بوده؟ امیری: نه، تغییر روشها و مدیریت کار است. سیاستهای هستهای در دولت هشتم به نحوی توسط رهبری کنترل میشد اما در عمل، این سیاستها انفعالی اجرا میشدند. شما سخنرانیهای رهبری را در دولت هشتم و نهم راجع به انرژی هستهای مقایسه کنید، میبینید که هیچ تفاوتی نکردهاند اما در عمل، این سیاستها در دولت نهم به چه صورتی پیش برده شدهاند و در دولت هشتم چطور؟ میبینید که در این مورد تفاوت وجود دارد. به نظر ما تیمی که با اعتدال و با تدبیر و به شکل خردمندانه سیاستهای رهبری را در بخش انرژی هستهای پیش میبرد، تیمی بود که مدیریت آن را آقای لاریجانی برعهده داشت اما عدم تحمل رییسجمهور در این مورد، خود نشاندهنده گرایشات تندروانه است. اجازه بدهید از بحث هستهای خارج شویم. ببینید در یکی دو سال گذشته انتقادات و اتهامات شدیداللحنی از سوی بازتاب و تابناک به دولت وارد شده. انتقاداتی که شاید غیر از بازتاب هیچ کس جرات ابراز آن را در کشور نداشته است نظیر همین فیلم ملاقات رئیس جمهور با آیتا... جوادی آملی یا مثلا در حوزههای مختلف نظیر سیاست خارجی هم انتقاداتی از سوی این دو سایت به دولت وارد شده که کمی عجیب به نظرمیرسد. من برای شما یک نمونه ازسایت تابناک را مثال میزنم، مثلا خبری که چند روز قبل در مورد تحت تعقیب قرار گرفتن مقامات کشور توسط پلیس بینالملل درجریان انفجار آمیا بر خروجی سایت قرار گرفته و این موضوع را آنطور که در متن خبر آمده ناشی از «برخی کمکاریهای دیپلماتیک و همچنین سوءتدبیر برخی افراد» دانسته و همانطور که درتیتر خبر آمده آنرا «دسته گل دیپلماتیک دولت» تعبیر نمودهاید. از این قبیل اخبار این روزها برخروجی تابناک زیاد دیده میشود عملکرد تابناک و بازتاب را در انعکاس چنین اتهاماتی تا چه حد قابل قبول میدانید؟ امیری: اگر شما بگویید خبرهایی که ما کار کردیم، واقعیت ندارند، اثباتش برعهده ماست که بگوییم این اتفاقها افتادهاند که ما هم کار کردهایم. ملاقات آقای احمدینژاد با آقای جوادی آملی که اتفاق افتاده و موجب افتخار هم بوده، چرا انتشار فیلمش اشکال دارد؟ ما که برای بینندگانمان هدفگذاری نکردیم. یک واقعه و اتفاقی را منعکس کردیم در انعکاس این خبر گفتیم آقای احمدینژاد در این ملاقات که محرمانه و خصوصی نبوده و ایشان هم تنها نبودهاند و از این مجلس فیلمبرداری نیز شده است گزارشی را از سفرخود به نیویورک به آقای جوادی آملی دادهاند و ایشان هم عکسالعمل نشان دادهاند. در این مسئله ما اظهارنظری نکردیم راجع به اینکه این حرف اصلا مثبت بود یا منفی که چه مثبت و چه منفی عملکردش اتفاق افتاده بعد هم مگر دولت و عملکرد دولت به عنوان یک قوه در کشور که هر چهار سال یا هشت سال یک بار هم تغییر میکند خط قرمز است که ما خط قرمز قائل شویم و اگر رسانهها به دولت انتقاد نکنند پس به چه کسی باید انتقاد کنند؟ بله، اما انتقادی که منصفانه باشد والا ما هم مثل شما دربسیاری از حوزه ها به عملکرد دولت انتقاد داریم، نه اینکه یکجا وزارت ارشاد را به خاطر اعمال ممیزی زیر سوال ببریم ودر جای دیگر از آن ایراد بگیریم که چرا در بحث سانسور کم کاری می کند! امیری: منصفانه و غیرمنصفانه بودن انتقاد را ما پاسخگو هستیم. چرا منصفانه نیست وقتی ما میگوییم از عملکرد وزارت ارشاد در یک پروسه زمانی میتوان سه ،چهار گاف بزرگ پیدا کرد و از آنها به عنوان خبر استفاده کرد، اگر آن خبرها کذب است، اگر مثلا در مورد کتابی که ما نوشتیم، وزارت ارشاد جدیدا مجوز انتشارش را داده اگر مجوز نداده که خب خبر ما را تکذیب کنند و ما هم تکذیبیه خبر را کار میکنیم و میگوییم که دروغ نوشتیم. فلان کتاب که مال فلان نویسنده آمریکای جنوبی است و خاطرات یک پیرمرد با پانصد روسپی را در آن ذکر کرده، اگر خبر مجوز دادن به این کتاب را ما در سایت کار کردیم، اگر میگویید این کتاب، منتشر نشده و میگویید وزارت ارشاد مجوز صادر نکرده ولی اگر صادر کرده درست همان موضع انتقاد ماست نه فقط موضع انتقاد، اتفاقا شدت هم داریم به دلیل همان انتظاری که قبلا عرض کردم تا زمانی که آقای مهاجرانی وزیر ارشاد است یک انتظاری داریم به دلایلی وزیر ارشاد جمهوری اسلامی شده و به فرض هم که وی به دولت تحمیل شده باشد اما زمانی وزیر ارشاد آقای صفار هرندی است، کسی که سابقه خدمت در سپاه را دارد و یک عنصر فرهنگی در جامعه اصولگرا بوده، او آمده در مسند وزارت ارشاد قرار گرفته از چنین فردی یک اشتباه هم قابل تحمل نیست در صورتی که ممکن است از آقای وزیر دولت هشتم تا ده اشتباه هم قابل تحمل باشد. اما اجازه بدهید بگویم اتهاماتی که به همکاران ما در مجله خانواده سبز زدید صحت نداشته است. امیری: اگر کذب بود، باید تکذیبیهاش را به ما میدادید و ما آن را مینوشتیم و از پخش مطلب کذب خود پوزش میخواستیم اما بخشی را که واقعیت داشته ما منعکس کردیم. البته این انتقاد به آقای شجاعیمهر وارد است و ما الان هم این انتقاد را میکنیم. این روزها بعضی از برنامههای ایشان که در سیما پخش میشود، بارها اتفاق افتاده و فرصتی پیش آمده که ببینیم ، ایشان واقعا دیگر برد بیست سال پیش را که مجری بود در صداوسیما ندارند. متاسفم برای صداوسیما که هنوز نتوانسته افرادی را جذب کند که بتوانند جایگزین این افراد باشند که دیگر این همه یک چهره تکرار نشود. ربع قرن مجری یک برنامه بودن از یک نوع و یک ریتم، اصلا موردقبول نیست. شما ببینید از آقای ...در صداوسیما به عنوان مجری استفاده میشود. وی که یک عقبهای در ذهن مردم دارد، در یک مقطع زمانی برخوردهایی با او صورت میگیرد ولی بعدها میآید و مجری برنامهای میشود درماه رمضان و از زبان ایشان برای مردم حدیث خوانده میشود. کسی را که خود صداوسیما به دلایلی که خلاف همه این احادیث هست، ممنوعالتصویرش میکند و با او برخورد میشود، بعد صداوسیما همان فرد را میآورد و از حدیث، قیامت، آخرت و نیکوکاری حرف میزند. فکر میکنید چه تاثیری روی بیننده و شنوده میگذارد؟ من معتقدم این جای انتقاد دارد. دوهفتهنامه خانوادهسبز که به نظر من باید اسمش را یک مجله زرد گذاشت، نباید برای جذب خواننده، ارضا یا فروش یا هر چیز دیگر به هرچیزی بپردازد. نباید مطالبی که در اطلاعات هفتگی قبل از انقلاب منتشر میشد، الگویی باشد برای مجلات ما. شما خانوادهسبز را مطالعه میکنید؟ امیری: بله، ولی من به عنوان یک خواننده طرفدار مجله مطالعهاش نمیکنم یعنی پول نمیدهم این مجله را بخرم و بخوانم. اینقدر هم فرصت ندارم که بخواهم همه مطبوعات و مجلات را رصد کنم، تجزیه و تحلیل کنم و بگویم که کدام مجله خوب است و کدام مجله خوب نیست اما دنبال بعضی از مطالب که در چنین مجلاتی منتشر شده، میگردم. مطالعه میکنم و وقتی آنها را به عنوان یک انحراف، یک اشکال یا یک ایراد میبینم، بعضا هم مورد انتقاد قرار میدهم. البته ما پاسخگوی این مسئله هستیم که اگر چیزی به اصطلاح غیرصحیح و غیرواقعی حالا چه در انتقاد به وزارت ارشاد یا دولت نهم یا یک مجله و یک رسانه نوشتیم، مسئولیت کاری را که انجام دادیم، میپذیریم اما اینکه ما خط قرمز قائل باشیم برای دولت، من متوجه منظور شما نمیشوم. یعنی چه؟ من عرض کردم خط قرمز ما منافع ملی، آرمانهای امام (ره)، شهدا و تدابیر رهبری است. پس شما معتقدید بازتاب وتابناک هیچ گاه از مرزهای حرفه ای رسانه عبور نکرده اند. امیری: مرز حرفهای این است که دروغ بنویسیم. البته ما نمیگوییم هیچ وقت اتفاق نیفتاده و این به این معنا نیست که به عمد دروغ میگوییم. شما خودتان در رسانه کار میکنید و منابعی را دارید که این منابع خبری یا کارشناسی شما بعضی وقتها اطلاعاتی را در اختیار شما قرار میدهند که شما به اعتماد آن افراد، اطلاعات را منتشر میکنید ولی بعدا معلوم میشود که صحت نداشته، این اتفاق ممکن است بیفتد. اگر چنین مواردی اتفاق بیفتد که ما مطلب غیرواقعی را زده باشیم، این جزو رویه ما نبوده که عبور از خط قرمز تلقی شود. اینکه مطالب غیرواقعی کار کرده باشیم، بارها پیش آمده و ما عذرخواهی کردیم و تکذیبیهاش را هم کار کردیم که البته اینگونه خبرها بعد از تحقیق معلوم شده که صحت نداشته یا اینکه بخشی از مطلب صحت داشته و بخشی از مطلب صحت نداشته است. اینکه ما فیلم ملاقات آقای احمدینژاد با آیت ا... جوادی آملی و مطالبی را که در آنجا مطرح شده منتشر کردیم، این کجا خلاف و غیررسانهای است؟ اگر خوب نبود چرا ایشان مطرح کردند.بعضی اوقات ما خبرهایی را کار میکنیم و به ما ایراد میگیرند که چرا این خبر را زدید. ما در جواب میگوییم شما به آن کسانی که این کار را انجام دادند، ایراد نمیگیرید. مثلا در مورد مفاسد اقتصادی، ما خبرهای زیادی درباره مفاسد اقتصادی در سایت بازتاب کار کردیم که یکی از حملات به ما ناشی از این قضیه است. دشمنانی که با بازتاب دشمن میشوند در رابطه با همین مفاسد اقتصادی هستند چرا که میگویند چرا شما نوشتید فلانی این کار را کرده؟ ما در جواب میگوییم به آن فرد نمیگویید چرا این کار را کرده، فساد کرده، چرا رفته حیف و میل کرده اما به ما میگویید چرا خبرش را زدید؟ اگر فساد اقتصادی بد است، پس چرا آن فرد انجام داده؟ نوشتن بعضی از این مطالب اگر مصداق اشاعه فحشا باشد، بله ما نباید آن مطالب را کار کنیم. مبارزه با مفاسد، مبارزه با انحرافات و نقد عملکرد دستگاههایی که مسئولیت دارند که نمیتواند به عنوان خط قرمز تلقی شود.من در این مصاحبه قرار بود به عنوان تابناک مخاطب باشم. مسئولیت پاسخگویی من به عنوان مدیرمسئول تابناک مستقیمتر است. من همانطور که عرض کردم در شورای سیاستگذاری سایت بازتاب بودم. در آن زمان روند فعالیتهایی که در بازتاب انجام میشد، به من مربوط بود و بنده پاسخگو بودم. الان هم فکر میکنم لااقل سهچهارم وقت مصاحبه ما به بازتاب گذشته و بنده هم به اندازه کافی جواب دادم. دوست دارم کمی هم به تابناک پرداخته شود. نحوه ارسال جوابیه به تابناک چگونه است؟با توجه به اینکه شماره تماس و یا نمابر برای ارسال جوابیه در هیچ کجای سایت قرار ندارد. امیری: زیر هر خبری، هم تماس با ما هست و هم نظر. آیکون تماس با ما در سایت تابناک دقیقا کانال ارتباطی ماست ضمن اینکه ارتباط تلفنی، فکس و ایمیل هم وجود دارد. رسانهای که دارای دو، سه خط تلفن هست، اگر بیاید و در رسانهاش این تلفنها را اعلام کند قاعدتا تلفنها به خاطر اشغال بودن هیچ وقت پاسخگو نخواهد بود. خیلیها با ما ارتباط تلفنی برقرار میکنند و مطالبشان را میگویند ولی الان در خود سایت تماس با ما یک کانال کاملا فعال است یعنی با کلیک روی آیکون تماس با ما هر نظری و مطلبی بلافاصله موجب تماس میشود. یعنی اگر کسی شماره تلفنی آنجا بگذارد، ما تماس میگیریم ضمن اینکه ما در تعامل رسانهای که داریم، میتوانیم شماره تلفن هم در اختیار شما بگذاریم که اگر خواستید بتوانید تماس بگیرید اما باید حق بدهید که ما نمیتوانیم مثل وزیر کشاورزی شماره موبایلمان را به مردم اعلام کنیم. میدانید بعد چه اتفاقی میافتد؟ آینده تابناک را چگونه پیشبینی میکنید؟ امیری: انتظارمان از جذب مخاطب تابناک خیلی پایینتر از این مقداری بود که اتفاق افتاد یعنی ما در همان هفتههای اول شروع کار تابناک مواجه بودیم با مخاطبین و بینندگان زیادی که واقعا انتظارش را نداشتیم که به این سرعت، این میزان بیننده را بتوانیم داشته باشیم و در همین مدت زمان کوتاه تابناک توانست فاصله خودش را با همه سایتهای الکترونیکی دیگر زیاد کند و در بالاترین رقم بیننده بین سایتهای فارسیزبان جدول قرار بگیرد. ما فکر میکنیم که اگر توفیق داشته باشیم و موفق شویم که رسالتمان را که تعریف کردیم خوب انجام بدهیم و نظر مخاطبینمان و اعتماد آنها را جلب کنیم، میتوانیم آینده خوبی داشته باشیم. مخاطبین ما طیفی از مردم هستند و با کسی هم بده بستان و تعارف ندارند. نگران نیستید اتفاقی که برای بازتاب رخ داد برای تابناک هم بیفتد؟ امیری: ما نگران اتخاذ تصمیمهای غیرمنطقی هستیم. نگران از جانب عملکرد خودمان نیستیم ولی همانطور که در برخورد با سایت بازتاب یک برخورد غیرمنطقی را دیدیم، این برای ما نگرانی ایجاد میکند. معمولا احساس ناامنی ناشی از برخورد غیرعادلانه و غیرمنطقی است وگرنه کسی که خلافکار است وقتی با او برخورد میکنند این را عدم امنیت نمیداند.یک دزد منتظر است هر لحظه او را بگیرند پس این برایش کاملا یک انتظار طبیعی است چون خلاف کرده الان از دید قانون مخفی است و هر لحظه ممکن است به او دستبند بزنند اما اگر کسی که بیگناه است، یک موقع دستبند به دستش بزنند این برای بارهای بعد هم برایش احساس ناامنی ایجاد میکند. نگران است که نکند دوباره اشتباهی یا از سوی غرضورزی بیایند و باز بازداشتش کنندو این برایش احساس ناامنی ایجاد میکند. البته چون ما چندین بار دیدیم که غیرمعقول و غیرمنطقی و بدون سازوکار قانونی سایت بازتاب را فیلتر کردند، این نگرانی را داریم که ممکن است از این تصمیمات غیرمنطقی مجددا هم اتفاق بیفتد ولی امیدواریم انشاءا... اتفاق نیفتد.نگرانی دیگر ما این است که فعالیت سایتهای خبری یا رسانههای الکترونیکی قانونمند نیست و این نداشتن قانون مشخص برای اینها موجب نگرانی میشود که سلیقهای برخورد شود و مثلا در مورد سایت بازتاب یکی از دلایلی که وزارت ارشاد مطرح میکرد، این بود که سایت بازتاب خود را در سایت سازماندهی رسانهها ثبت نکرده و به این دلیل ما توقیفش کردیم.ما سایتهای زیادی را سراغ داریم که خودشان را ثبت نکردهاند ولی چون همسو با سایتهای وزارت ارشاد و دولت هستند، کسی با آنها کاری ندارد یعنی آن دلایل برای ما دلیلی است برای بسته شدن و برای دیگری دلیلی است برای ادامه فعالیت. پس اینها نگرانی ایجاد میکند. امیدواریم با قانونمند شدن این امر کمی از برخوردهای سلیقهای هم محدود شده و فعالیتهای رسانههای الکترونیکی امنیت بیشتری پیدا کند. و سخن پایانی. امیری: عرض خاصی نیست. ممنون.
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.