نگاه رسانه‌های غربی به رهبریت مجتبی خامنه‌ای ؛ «بازگشت به نظام سلطنتی بدون تغییر رژیم»

رسانه‌های غربی عمدتا این نگاه را بازتاب داده‌اند که انتخاب مجتبی خامنه‌ای بیش از آنکه نشانه تغییر باشد، بیانگر تداوم مسیر پیشین جمهوری اسلامی استبی بی سی: رسانه‌های غربی انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی را عمدتا ادامه مسیر پیشین حکومت ایران توصیف کرده‌اند تا نشانه‌ای از آغاز تغییر در آن.

بسیاری از این رسانه‌ها پیوند نزدیک او با سپاه پاسداران، نقش امنیتی‌ شدن ساختار قدرت در ایران، و همچنین تناقض میان شعارهای اولیه انقلاب ۱۳۵۷ درباره نفی سلطنت و جانشینی پسر به جای پدر را برجسته کرده‌اند.


با وجود این، تحلیل رسانه‌های غربی از انتخاب او در میانه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران یکسان نیست. برخی انتخاب او را واکنشی به جنگ و فشار خارجی دانسته‌اند، بعضی آن را نشانه تشدید نقش نهادهای نظامی در سیاست ایران می‌دانند و برخی دیگر بیشتر بر شکاف جامعه ایران و ابهام درباره آینده حکومت تمرکز کرده‌اند.

تحلیل‌ها و اظهارنظرها درباره رهبر جدید جمهوری اسلامی در حالی صورت می‌گیرد که او پس از انتخاب هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده و این مسئله به ابهام و گمانه‌زنی درباره شرایط و موقعیت او دامن زده است.
وال‌استریت ژورنال؛ «بازگشت به نظام سلطنتی»
وال‌استریت ژورنال در دو مقاله، یکی به قلم جیمز هوک‌وی و دیگری نوشته روئل مارک گرشت و ری تکیه، تصویری از مجتبی خامنه‌ای ارائه می‌کند که در آن نقش ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی برجسته است.

در گزارش جیمز هوک‌وی، مجتبی خامنه‌ای «مردی نشان‌شده» توصیف شده است؛ کسی که به باور نویسنده در همان لحظه‌ای که به رهبری رسید، خود به هدف بالقوه حملات آمریکا و اسرائیل تبدیل شد. این گزارش می‌گوید طول کشیدن روند انتخاب او می‌تواند نشانه اختلاف‌نظرها و تردیدهایی درون حکومت بوده باشد، اما در نهایت همین انتخاب نشان داد که اولویت اصلی نظام حفظ ساختار قدرت و تکیه بر سپاه پاسداران بوده است.

به نوشته وال‌استریت ژورنال، مجتبی خامنه‌ای سال‌ها با فرماندهان سپاه ارتباط نزدیک داشته و در دوره‌های مختلف در کنار ساختارهای امنیتی حکومت قرار گرفته است. در این روایت، انتخاب او نشانه تقویت دولت امنیتی در جمهوری اسلامی است؛ دولتی که برای بقای خود بیش از گذشته به نیروهای نظامی و امنیتی تکیه می‌کند.

این گزارش همچنین به تجربه‌های شخصی او در جنگ ایران و عراق و نقش او در تحولات سیاسی سال‌های بعد اشاره می‌کند و می‌نویسد که سابقه و موقعیت او نشانه‌ای از تغییر مسیر در جمهوری اسلامی به دست نمی‌دهد. از نگاه این مقاله، رهبر جدید جمهوری اسلامی احتمالا همان مسیر پدرش را ادامه خواهد داد: سختگیری در داخل و ایستادگی در برابر فشار خارجی.

در مقاله تحلیلی دیگری در همین روزنامه، روئل مارک گرشت و ری تکیه انتخاب مجتبی خامنه‌ای را بازگشت نوعی نظام سلطنتی به ایران بدون تغییر رژیم توصیف می‌کنند. آن‌ها می‌نویسند جمهوری اسلامی که زمانی خود را در تقابل با سلطنت تعریف می‌کرد، اکنون با انتقال رهبری از پدر به پسر، از آخرین ادعاهای خود درباره نفی وراثت سیاسی فاصله گرفته است.

این نویسندگان مجتبی خامنه‌ای را نماینده «نسل جنگ» می‌دانند؛ نسلی که انقلاب را رهبری نکرد اما در جریان جنگ ایران و عراق و در ساختارهای ایدئولوژیک و امنیتی جمهوری اسلامی شکل گرفت. به باور آنان، این نسل در حفظ نظم انقلابی و در برخورد سخت با مخالفان انعطاف چندانی نشان نداده است.

در این تحلیل، انتخاب او نشانه تقویت بیشتر نقش سپاه پاسداران در سیاست ایران توصیف می‌شود و نویسندگان استدلال می‌کنند که اگر جمهوری اسلامی از بحران کنونی عبور کند، ممکن است در آینده رادیکال‌تر و امنیتی‌تر از گذشته عمل کند.
نیویورکر؛ «معنای نمادین» انتخاب رهبر جدید
در نیویورکر، رابین رایت انتخاب مجتبی خامنه‌ای را در چارچوبی تاریخی و هم‌زمان در بستر جنگ اخیر در خاورمیانه بررسی می‌کند.

او یادآوری می‌کند که آیت‌الله خمینی در نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ بارها با ایده جانشینی موروثی مخالفت کرده بود، اما اکنون جمهوری اسلامی با انتخاب پسر رهبر پیشین عملا نوعی دودمان سیاسی ایجاد کرده است.

رابین رایت می‌نویسد اعلام نام مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید، زیر فشار شدید نظامی و سیاسی، معنای نمادین نیز دارد: جمهوری اسلامی می‌خواست نشان دهد که با وجود حملات و تهدیدها، فرو نریخته و آماده تغییر مسیر به خواست دشمنان خود نیست.

در این مقاله، مجتبی خامنه‌ای شخصیتی کم‌حضور در عرصه عمومی توصیف می‌شود که سال‌ها در دفتر رهبری فعالیت داشته و در میان فرماندهان سپاه پاسداران نیز نفوذ قابل توجهی پیدا کرده است.

برخی از مقام‌ها و تحلیلگرانی که در این گزارش نقل‌قول شده‌اند، انتخاب او را نشانه حرکت ایران به سوی ساختاری حتی امنیتی‌تر می‌دانند. از نظر آنان، با تقویت نقش سپاه پاسداران در سیاست و اقتصاد، جمهوری اسلامی ممکن است بیش از گذشته به یک دولت امنیتی تبدیل شود.

رابین رایت در عین حال به چالش‌های بزرگی اشاره می‌کند که رهبر جدید جمهوری اسلامی با آن روبه‌رو است. او باید در شرایطی حکومت کند که هم مشروعیت نظام کاهش یافته، هم جنگ ادامه دارد و هم تهدیدهای مستقیم علیه جان او مطرح است.
رسانه‌های غربی مجتبی خامنه‌ای را چهره‌ای برخاسته از هسته امنیتی قدرت در ایران توصیف کرده‌اندگاردین؛ «چهره‌ای نسبتا ناشناخته»
گاردین نیز مقالاتی به قلم پاتریک وینتور و دیپا پارنت، به انتخاب مجتبی خامنه‌ای پرداخته است.

پاتریک وینتور در گزارش خود می‌نویسد جمهوری اسلامی می‌کوشد ارتقای مجتبی خامنه‌ای را نشانه ثبات و تداوم معرفی کند، اما در واقع او برای بسیاری از مردم ایران و حتی برای بسیاری از تحلیلگران غربی چهره‌ای نسبتا ناشناخته است.

او می‌نویسد که انتخاب رهبر جدید «عنصری تازه، غیرقابل پیش‌بینی و حتی مرموز به بحران خاورمیانه وارد می‌کند، زیرا همان‌طور که برای واشنگتن ناشناخته است، برای ایرانیان عادی نیز چهره‌ای به‌شدت مبهم و ناشناخته به شمار می‌آید».

نویسنده می‌گوید مجتبی خامنه‌ای سال‌ها در پشت صحنه سیاست ایران فعالیت کرده و بیشتر به عنوان حلقه ارتباطی با رهبر پیشین شناخته می‌شد. به نوشته وینتور، او در طول دو دهه گذشته به تدریج به گزینه مورد حمایت سپاه پاسداران تبدیل شد.

این مقاله همچنین به دشواری‌های روند انتخاب او اشاره می‌کند. از جمله تردیدهایی درباره جایگاه مذهبی او، نگرانی‌هایی درباره اصل وراثت در رهبری جمهوری اسلامی و همچنین دشواری تشکیل مجلس خبرگان در شرایط جنگی.

وینتور می‌نویسد اکنون پرسش اصلی این است که رهبر جدید چگونه از قدرت خود استفاده خواهد کرد. نویسنده از برخی تحلیلگران نقل می‌کند که او احتمالا مانند پدرش نسبت به آمریکا بی‌اعتماد خواهد بود و سیاست خارجی ایران همچنان بر اساس تقابل و مقاومت شکل خواهد گرفت.

در مقاله دیگری در گاردین، دیپا پارنت واکنش‌های جامعه ایران به این انتخاب را بررسی می‌کند. او به تضاد میان تصاویر رسمی از تجمع‌های حمایتی و گزارش‌هایی اشاره می‌کند که از نگرانی و خشم بخشی از جامعه حکایت دارند.

در این گزارش، برخی از ایرانیان نقل شده‌اند که معتقدند مجتبی خامنه‌ای ممکن است از پدرش نیز تندروتر باشد، به ویژه به دلیل ارتباط نزدیک او با سپاه پاسداران و بسیج.

از نگاه این گزارش، انتخاب او برای بخشی از جامعه ایران نشانه بسته‌تر شدن فضای سیاسی و افزایش نقش نیروهای امنیتی در اداره کشور است.
نیویورک تایمز؛ «نمایشی از سرپیچی» یا «بن سلمان ایران»؟
در نیویورک تایمز، اریکا سالومون انتخاب مجتبی خامنه‌ای را «پیامی از تداوم» و هم‌زمان «نمایشی از سرپیچی» در برابر آمریکا و اسرائیل توصیف می‌کند.

به نوشته او، جمهوری اسلامی با این انتخاب نشان داد که با وجود فشارهای خارجی قصد تغییر مسیر ندارد. انتخاب فردی که به عنوان چهره‌ای نزدیک به سپاه پاسداران شناخته می‌شود، از نگاه او پیام روشنی به دشمنان ایران دارد.

سالومون می‌نویسد این تصمیم می‌تواند جنگ را طولانی‌تر کند، زیرا رهبر جدید ممکن است تمایل کمتری به مصالحه داشته باشد.

او همچنین به شکاف عمیق در جامعه ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد انتخاب یک رهبر تندرو دیگر می‌تواند این شکاف را عمیق‌تر کند.

در عین حال، برخی تحلیلگران در این گزارش احتمال داده‌اند که موقعیت مستحکم مجتبی خامنه‌ای در میان نیروهای تندرو شاید به او اجازه دهد در آینده نوعی اجماع درون‌ساختاری ایجاد کند.

برخی شهروندان نیز در این گزارش گفته‌اند که امیدوارند او الگویی مشابه محمد بن سلمان در عربستان سعودی را دنبال کند؛ یعنی حفظ اقتدار سیاسی همراه با اصلاحات اقتصادی یا اجتماعی محدود.

با این حال، جمع‌بندی مقاله این است که نتیجه انتخاب او هنوز نامشخص است و ممکن است در نهایت به تقویت موضع سختگیرانه‌تر ایران در سیاست داخلی و خارجی منجر شود.
 مسئله جانشینی موروثی در نگاه تحلیلگران غربی برجسته شده استفایننشال تایمز؛ «توازن قدرت در داخل جمهوری اسلامی»
تمرکز اصلی مقاله گیدئون رکمن در فایننشال تایمز بر پیام این انتخاب برای آمریکا است. او می‌نویسد دونالد ترامپ امیدوار بود بتواند در روند تعیین رهبری آینده ایران تاثیر بگذارد، اما انتخاب مجتبی خامنه‌ای نشان داد که تعیین‌کننده اصلی، توازن قدرت در داخل جمهوری اسلامی است.

نویسنده استدلال می‌کند که این انتخاب نشانه شکست راهبردی است که هدف آن تغییر در راس حکومت بدون تغییر نظام بود.

در گزارش دیگری از نجمه بزرگمهر و اندرو انگلند، توجه اصلی بر رابطه نزدیک مجتبی خامنه‌ای با سپاه پاسداران است.

این گزارش به تصاویر آرشیوی او در جنگ ایران و عراق اشاره می‌کند و می‌نویسد رسانه‌های حکومتی ایران نیز بلافاصله تلاش کردند همین سابقه را برجسته کنند.

به نوشته فایننشال تایمز، انتخاب او نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در این مرحله بحرانی قصد فاصله گرفتن از سیاست‌های پیشین خود را ندارد.

این گزارش همچنین اشاره می‌کند که کشته شدن اعضایی از خانواده او در حملات اخیر ممکن است مواضع او را در قبال آمریکا و اسرائیل سخت‌تر کند.

در عین حال، نویسندگان مقاله یادآوری می‌کنند که اگر جنگ پایان یابد و او در قدرت باقی بماند، مسئله جانشینی موروثی می‌تواند به منبع تازه‌ای از نارضایتی داخلی تبدیل شود.
ال‌پائیس؛ «نداشتن سابقه در مقام‌های اجرایی»
علی فلاحی در مقاله‌ای در روزنامه اسپانیایی‌زبان ال‌پائیس، انتخاب مجتبی خامنه‌ای را ادامه روندی می‌داند که سال‌ها پیش آغاز شده بود.

او می‌نویسد نام مجتبی خامنه‌ای از مدت‌ها پیش به عنوان جانشین احتمالی مطرح بود و پروژه آماده‌سازی او برای رهبری از میانه دهه ۱۳۸۰ جدی‌تر شد.

ال‌پائیس می‌نویسد رهبر جدید نه سابقه طولانی در مقام‌های اجرایی دارد و نه حضور پررنگی در عرصه عمومی داشته است، اما پیوندهایش با ساختار امنیتی حکومت نقش مهمی در رسیدن او به قدرت داشته است.

این مقاله همچنین به ناامیدی بخشی از جامعه ایران اشاره می‌کند؛ کسانی که این انتخاب را نشانه بسته ماندن راه تغییر سیاسی در کشور می‌دانند.
زوددویچه سایتونگ؛ «ابهام درباره نحوه انتخاب»
رافائل گایگر در روزنامه آلمانی زوددویچه سایتونگ، با لحنی انتقادی به این انتخاب نگاه می‌کند.

او می‌نویسد هرچند از قبل پیش‌بینی می‌شد که مجتبی خامنه‌ای به قدرت برسد، اما نحوه انجام این انتقال قدرت نشان داد که سپاه پاسداران نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست ایران دارد.

به باور او، این روند باعث شده جمهوری اسلامی بیش از پیش به یک نظام سیاسی با ویژگی‌های نظامی و امنیتی تبدیل شود.

گایگر همچنین به ابهام درباره نحوه انتخاب او اشاره می‌کند و می‌نویسد حتی زمان و جزئیات دقیق تصمیم‌گیری نیز روشن نیست.

در پایان مقاله، او مجتبی خامنه‌ای را «وارث» ساختار قدرتی توصیف می‌کند که هنوز پابرجاست، اما در عین حال با چالش‌های بزرگی در داخل و خارج روبه‌رو است.

در مجموع، تصویری که رسانه‌های مهم غربی از رهبر جدید جمهوری اسلامی ارائه می‌کنند، با وجود تفاوت در لحن و زاویه نگاه، در چند نکته مشترک است: مجتبی خامنه‌ای چهره‌ای برخاسته از هسته امنیتی قدرت در ایران است؛ انتخاب او بیش از آنکه نشانه تغییر باشد، بیانگر تداوم مسیر پیشین جمهوری اسلامی است؛ و مسئله جانشینی موروثی نیز به یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده این نظام تبدیل شده است.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۴۶
Daheye 60 - نیویورک، ایالات متحده امریکا

به امید روزی که تک تکه این آخوندا , عرزشی ها , بسیجیا و سپاهی ها رو از روی کره زمین محو کنیم. مرگ بر جمهوری اسلامی.
‌سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۱
۲۵
کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
قاعدتا منظورشون باید نظام عنتَلَتی باشه نه سلطنتی. نظامی که بر پایه اعتقاد به بول و غائط بنا شده که غائط موروثی هم شده چه ربطی به نظام سلطنتی داره؟!
‌سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۶
۵۷
وطن نام تو نام نامداران - ستکهلم، سوئد
امیدواریم که این بزرگوار هم هرچه زودتر به پدر ملعون خود ملحق شود.
‌سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۶
۳۶
arian1 - ابادان، ایران
بابای کثیف او که لواط کار و از ریشه فاسد بود و این موش تبی هم فقط دزدی می داند البته اگر هنوز هم زنده باشد
‌سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۱
۲۶
فاطی کماندو - قرچک، ایران
به چپول های وال‌استریت ژورنال باید گفت نه زیاد نگران نباشید ما میدونیم که شما ولد ۲ زنا ها یک جمهوری مثل ترکیه و پاکستان و چاد و کنگو رو ترجیح میدین به یک پادشاهی مثل نوروژ و سوئد و دانمارک و بلژیک و غیره.
‌سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۷
۳۶
ایران آزاد من - ونکوور ، کانادا
این تحلیل‌ها ی آبکی را وللللش ، جمهوری اسلامی محکوم به سقوط است اینو از رفتارهای سردمداران اصلی این رژیم جنایتکار کاملاً آشکار هست که هر کدامشان رقص خودشان را میکنند ، موش تبا اصلا زنده نیست با این کارشون مثلاً خواستن به طرفداران شون روحیه بدن به امید آویزان کردن هر چی آخوند و قاتلان عرب پرست جاوید شاه پاینده ایران
‌سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۷
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.