ویتکاف: به دستور مستقیم ترامپ با شاهزاده رضا پهلوی دیدار کردم
رأی دهید
او در این گفتگو اذعان داشت که فکر میکند که شاهزاده رضا پهلوی «برای کشور خودش یک گزینه قوی باشد و به کشورش اهمیت میدهد.»
ویتکاف در عین حال گفت که تصمیمگیری در خصوص ایران «به سیاست مورد نظر آقای ترامپ بستگی دارد و نه به سیاستهای آقای پهلوی و فکر میکنم رییسجمهور آمریکا علاقهمند به شنیدن نظرات همه است.»
او در این گفتگو تاکید کرد که رییسجمهور آمریکا پرسیده است چرا با وجود همه فشارهای ایالات متحده، تهران هنوز خواستههای واشنگتن را نپذیرفته است.
ویتکاف گفت «نمیخواهم از لفظ "ناامید" استفاده کنم زیرا رییسجمهور آمریکا گزینههای زیادی دارد، اما کنجکاو است که بداند چرا تاکنون آنها - ایران - خواستههای ما را نپذیرفتهاند.»
به گفته این عضو مذاکرهکننده، آمریکا برای «کاری که آماده انجام آن است» در حال انتقال نیروهای نظامی به منطقه است و البته این انتقال «دشوار» است.
ویتکاف در بخش دیگری از این گفتگو به «دستورالعملهایی» که دونالد ترامپ به او و «کوشنر»، داماد و مشاور ارشد خود داده اشاره کرد و گفت که یکی از آنها «غنیسازی صفر» و دیگری «پس دادن مواد غنیسازی شده» است.
او گفت که ایران ادعا میکند که برنامه هستهای غیرنظامی دارد «با این حال، آنها بسیار فراتر از نیاز غیرنظامی غنیسازی کردهاند و آنها احتمالا یک هفته تا رسیدن به درجه صنعتی برای ساخت بمب فاصله دارند، و این واقعا خطرناک است و ما نمیتوانیم آن را بپذیریم.»
------------------
اخبار مرتبط:
اکسیوس: استیو ویتکاف محرمانه با شاهزاده رضا پهلوی دیدار و گفتوگوکرد باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، بعدازظهر سهشنبه ۲۳ دی خبر داد که استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، با شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، «محرمانه» دیدار و گفتوگو کرده است.
او به نقل از یک «مقام ارشد آمریکایی» که نامش فاش نشده است، نوشته که محور این دیدار و گفتوگو، اعتراضات گسترده در ایران بوده است.
مقامات آمریکا هنوز بهطور رسمی این خبر را تأیید نکردهاند.
اکسیوس میگوید این نخستین دیدار در سطح بالا میان اپوزیسیون ایران و دولت ترامپ از زمان آغاز اعتراضات ایران در روز هفتم دی است.
به نوشته این سایت، شاهزاده رضا پهلوی در تلاش است خود را در موقعیتی قرار دهد که اگر رژیم سقوط کرد، بهعنوان رهبر «دوران گذار» وارد عمل شود.
آقای ویتکاف پیشتر نماینده ترامپ در مذاکرات هستهای با نمایندگان جمهوری اسلامی بود.
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت تیم امنیت ملی کاخ سفید صبح سهشنبه جلسهای درباره گزینههای پاسخ به اعتراضات برگزار کرد. رئیسجمهور ترامپ در این جلسه حضور نداشت.
شاهزاده رضا پهلوی سرشناسترین چهره مخالف جمهوری اسلامی است که پنجشنبه و جمعه گذشته فراخوانهایی برای تجمع معترضان در ایران داده بود که بر اساس گزارشها و ویدئوهای منتشر شده، جمعیت زیادی در آنها شرکت کردند و علیه مقامهای جمهوری اسلامی و سیاستهای آنها شعار دادند.
در همین تجمعات بود که نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی دست به کشتار گسترده معترضان زدند که به گفته سازمانهای حقوق بشری، صدها نفر را شامل میشود. با این حال، آمار واقعی بسیار بیشتر از این ارزیابی میشود.
او به نقل از یک «مقام ارشد آمریکایی» که نامش فاش نشده است، نوشته که محور این دیدار و گفتوگو، اعتراضات گسترده در ایران بوده است.
مقامات آمریکا هنوز بهطور رسمی این خبر را تأیید نکردهاند.
اکسیوس میگوید این نخستین دیدار در سطح بالا میان اپوزیسیون ایران و دولت ترامپ از زمان آغاز اعتراضات ایران در روز هفتم دی است.
به نوشته این سایت، شاهزاده رضا پهلوی در تلاش است خود را در موقعیتی قرار دهد که اگر رژیم سقوط کرد، بهعنوان رهبر «دوران گذار» وارد عمل شود.
آقای ویتکاف پیشتر نماینده ترامپ در مذاکرات هستهای با نمایندگان جمهوری اسلامی بود.
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت تیم امنیت ملی کاخ سفید صبح سهشنبه جلسهای درباره گزینههای پاسخ به اعتراضات برگزار کرد. رئیسجمهور ترامپ در این جلسه حضور نداشت.
شاهزاده رضا پهلوی سرشناسترین چهره مخالف جمهوری اسلامی است که پنجشنبه و جمعه گذشته فراخوانهایی برای تجمع معترضان در ایران داده بود که بر اساس گزارشها و ویدئوهای منتشر شده، جمعیت زیادی در آنها شرکت کردند و علیه مقامهای جمهوری اسلامی و سیاستهای آنها شعار دادند.
در همین تجمعات بود که نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی دست به کشتار گسترده معترضان زدند که به گفته سازمانهای حقوق بشری، صدها نفر را شامل میشود. با این حال، آمار واقعی بسیار بیشتر از این ارزیابی میشود.
دیدگاه خوانندگان
۲۵
کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
تو بزن موشعلی رو بفرست تو فاضلاب،بعد با هرکی خواستی دیدار کن. نمیدونم رو چه حساب و تحلیلی ضامن جون موشعلی شدن تا الان؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۲
۲۶
فاطی کماندو - قرچک، ایران
به به چه خبری ، این خبر آنقدر داغه که سولاخ هر چی ارزشیه رو کباب میکنه، مشدق روحت شاش ترایاکی، ژن ژندگی اژادی از رفقای پر و پا قرصه رهبر کثیفش دژمن دژمن و دوست عزیز افغانیشون فاطمه زهرا از فاطمیون افغان، اینا الان همه تشت آب یخ لازم شدن که....... رو بزارن توش ولی اشکال نداره همون رو زانوی اخوند بتمریگد شاید با .....گر گرفتتون یکم خنک شه...
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
این قصه برای کسیست که از آخوند متنفر است. اما هنوز دلش برای تاج میتپد. یکی به اسم دین خر میسازد،. یکی به اسم شاهنشاهی،. اما هر دو یک چیز میخواهند:. گردنی که دنبال افسار بگردد. حالا قصه را بخوان…. ⸻. روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند. گورخر از خر پرسید:. پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟. این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟. خر آهی کشید و گفت:. از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد… اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده. گورخر گفت:. چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب. خر گفت:. من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم. گورخر گفت:. همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان. فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!.
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!. اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:. پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد… ما آمدی. م آن طرف، خرِ کی باشیم؟؟؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!. اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:. پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد… ما آمدی. م آن طرف، خرِ کی باشیم؟؟؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
این قصه برای کسیست که از آخوند متنفر است. اما هنوز دلش برای تاج میتپد. یکی به اسم دین خر میسازد،. یکی به اسم شاهنشاهی،. اما هر دو یک چیز میخواهند:. گردنی که دنبال افسار بگردد. حالا قصه را بخوان…. ⸻. روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند. گورخر از خر پرسید:. پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟. این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟. خر آهی کشید و گفت:. از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد… اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده. گورخر گفت:. چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب. خر گفت:. من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم. گورخر گفت:. همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان. فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!.
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲
۲۶
فاطی کماندو - قرچک، ایران
به به چه خبری ، این خبر آنقدر داغه که سولاخ هر چی ارزشیه رو کباب میکنه، مشدق روحت شاش ترایاکی، ژن ژندگی اژادی از رفقای پر و پا قرصه رهبر کثیفش دژمن دژمن و دوست عزیز افغانیشون فاطمه زهرا از فاطمیون افغان، اینا الان همه تشت آب یخ لازم شدن که....... رو بزارن توش ولی اشکال نداره همون رو زانوی اخوند بتمریگد شاید با .....گر گرفتتون یکم خنک شه...
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶
۲۵
کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
تو بزن موشعلی رو بفرست تو فاضلاب،بعد با هرکی خواستی دیدار کن. نمیدونم رو چه حساب و تحلیلی ضامن جون موشعلی شدن تا الان؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۲
۲۵
کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
تو بزن موشعلی رو بفرست تو فاضلاب،بعد با هرکی خواستی دیدار کن. نمیدونم رو چه حساب و تحلیلی ضامن جون موشعلی شدن تا الان؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۲
۲۶
فاطی کماندو - قرچک، ایران
به به چه خبری ، این خبر آنقدر داغه که سولاخ هر چی ارزشیه رو کباب میکنه، مشدق روحت شاش ترایاکی، ژن ژندگی اژادی از رفقای پر و پا قرصه رهبر کثیفش دژمن دژمن و دوست عزیز افغانیشون فاطمه زهرا از فاطمیون افغان، اینا الان همه تشت آب یخ لازم شدن که....... رو بزارن توش ولی اشکال نداره همون رو زانوی اخوند بتمریگد شاید با .....گر گرفتتون یکم خنک شه...
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
این قصه برای کسیست که از آخوند متنفر است. اما هنوز دلش برای تاج میتپد. یکی به اسم دین خر میسازد،. یکی به اسم شاهنشاهی،. اما هر دو یک چیز میخواهند:. گردنی که دنبال افسار بگردد. حالا قصه را بخوان…. ⸻. روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند. گورخر از خر پرسید:. پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟. این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟. خر آهی کشید و گفت:. از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد… اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده. گورخر گفت:. چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب. خر گفت:. من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم. گورخر گفت:. همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان. فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!.
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!. اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:. پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد… ما آمدی. م آن طرف، خرِ کی باشیم؟؟؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴
۲۶
فاطی کماندو - قرچک، ایران
به به چه خبری ، این خبر آنقدر داغه که سولاخ هر چی ارزشیه رو کباب میکنه، مشدق روحت شاش ترایاکی، ژن ژندگی اژادی از رفقای پر و پا قرصه رهبر کثیفش دژمن دژمن و دوست عزیز افغانیشون فاطمه زهرا از فاطمیون افغان، اینا الان همه تشت آب یخ لازم شدن که....... رو بزارن توش ولی اشکال نداره همون رو زانوی اخوند بتمریگد شاید با .....گر گرفتتون یکم خنک شه...
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶
۲۵
کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
تو بزن موشعلی رو بفرست تو فاضلاب،بعد با هرکی خواستی دیدار کن. نمیدونم رو چه حساب و تحلیلی ضامن جون موشعلی شدن تا الان؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۲
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
این قصه برای کسیست که از آخوند متنفر است. اما هنوز دلش برای تاج میتپد. یکی به اسم دین خر میسازد،. یکی به اسم شاهنشاهی،. اما هر دو یک چیز میخواهند:. گردنی که دنبال افسار بگردد. حالا قصه را بخوان…. ⸻. روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند. گورخر از خر پرسید:. پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟. این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟. خر آهی کشید و گفت:. از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد… اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده. گورخر گفت:. چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب. خر گفت:. من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم. گورخر گفت:. همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان. فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!.
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!. اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:. پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد… ما آمدی. م آن طرف، خرِ کی باشیم؟؟؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
این قصه برای کسیست که از آخوند متنفر است. اما هنوز دلش برای تاج میتپد. یکی به اسم دین خر میسازد،. یکی به اسم شاهنشاهی،. اما هر دو یک چیز میخواهند:. گردنی که دنبال افسار بگردد. حالا قصه را بخوان…. ⸻. روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند. گورخر از خر پرسید:. پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟. این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟. خر آهی کشید و گفت:. از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد… اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده. گورخر گفت:. چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب. خر گفت:. من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم. گورخر گفت:. همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان. فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!.
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲
۴۷
nihad_finland - فین، فنلاند
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:. بیایید! اینجا آزادی است!. اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:. پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد… ما آمدی. م آن طرف، خرِ کی باشیم؟؟؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴
۲۵
کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
تو بزن موشعلی رو بفرست تو فاضلاب،بعد با هرکی خواستی دیدار کن. نمیدونم رو چه حساب و تحلیلی ضامن جون موشعلی شدن تا الان؟
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۲
۲۶
فاطی کماندو - قرچک، ایران
به به چه خبری ، این خبر آنقدر داغه که سولاخ هر چی ارزشیه رو کباب میکنه، مشدق روحت شاش ترایاکی، ژن ژندگی اژادی از رفقای پر و پا قرصه رهبر کثیفش دژمن دژمن و دوست عزیز افغانیشون فاطمه زهرا از فاطمیون افغان، اینا الان همه تشت آب یخ لازم شدن که....... رو بزارن توش ولی اشکال نداره همون رو زانوی اخوند بتمریگد شاید با .....گر گرفتتون یکم خنک شه...
یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۶
