گلهای پرپر شده ایران؛ خانواده‌هایی که دست جمهوری اسلامی برای «شهید» نامیدن فرزندان‌شان را پس زدند

علی امیراصلانی را با تیر جنگی زدند، در بیمارستان جان سپرد 

ایران وایر: طبق اطلاعات رسیده به «ایران وایر»، «علی امیراصلانی» شهروند ۳۰ ساله، ۱۸دی۱۴۰۴ در خیابان سلسبیل تهران مورد هدف گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و کشته شد. 


یک فرد آگاه در گفت‌وگو با ایران وایر گفته است که علی امیراصلانی شامگاه ۱۸دی از ناحیه پا با گلوله جنگی نیروهای حکومتی به شدت مصدوم شد، اما به کمک تعدادی از شهروندان، خودش را به بیمارستان «لقمان» تهران می‌رساند. این فرد آگاه گفته است که علی امیراصلانی به دلیل «عدم رسیدگی پزشکی» و براثر «خون‌ریزی شدید» در بیمارستان جان خود را از دست داد. 
پیکر او ۲۰دی در «کهریزک» بهشت‌زهرا توسط خانواده‌اش شناسایی و ۲۲دی۱۴۰۴ در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. 

فرد آگاه به ایران وایر گفته است که برای تحویل پیکر علی امیراصلانی از خانواده‌اش وجهی دریافت نکردند، اما با وجود گذشت ۴۰ روز از کشته شدن او، همچنان از «بنیاد شهید» برای «شهید» لقب دادن او با والدینش تماس می‌گیرند. 

خانواده امیراصلانی با «شهید» نامیدن فرزندشان از سوی جمهوری اسلامی مخالفت کرده‌اند. 

فرد آگاه به ایران وایر گفته است که علی امیراصلانی راننده پیک موتوری بود، به صورت حرفه‌ای ورزش بدنسازی را دنبال می‌کرد و به فوتبال و تیم استقلال علاقه‌ای عاشقانه داشت.
مهرشاد شفائی هنگام کمک به مجروحان با شلیک به قلب کشته شد بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «مهرشاد شفائی» ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در حوالی پارک طالقانی ساوه با اصابت دو گلوله به ناحیه قلب جان باخت.

به گفته منابع آگاه، مهرشاد حدود ساعت ۹ شب از دسترس خارج شد و حوالی ساعت ۱۰ شب از بیمارستان فاطمه زهرا ساوه با خانواده او تماس گرفته شد و اعلام شد وضعیتش مساعد نیست. با حضور خانواده در بیمارستان مشخص شد که او پیش از رسیدن به مرکز درمانی جان خود را از دست داده است. منابع آگاه می‌گویند آثار خونریزی از ناحیه گوش و بینی او مشاهده شده بود و خانواده تنها تا مقابل سردخانه اجازه همراهی پیکر را داشتند.

بر اساس این اطلاعات، مهرشاد در حالی هدف شلیک قرار گرفت که برای کمک به فردی مجروح به محل نزدیک شده بود. گفته می‌شود پس از اصابت گلوله، پیکر او مدتی در محل باقی مانده و سپس با خودرو به بیمارستان منتقل شده است.

منابع آگاه تأکید کرده‌اند پیکر او در روز ۱۸ دی در بیمارستان دیده شد، اما تحویل رسمی آن تا ۲۴ دی به تعویق افتاد و در نهایت از بهشت رضوان ساوه تحویل و همان‌جا به خاک سپرده شد.

به گفته این منابع، برای تحویل پیکر وجهی دریافت نشد، اما برای برگزاری مراسم خاکسپاری محدودیت‌هایی اعمال شد. همچنین با وجود گذشت زمان از خاکسپاری، هنوز جواز دفن به خانواده او تحویل داده نشده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، پدر مهرشاد حدود پنج سال پیش بر اثر ابتلا به سرطان خون جان باخته بود و خانواده او همچنان در سوگ آن فقدان به‌سر می‌بردند. منابع آگاه می‌گویند پس از مراسم خاکسپاری نیز تماس‌هایی با خانواده برقرار شده تا او «شهید» اعلام شود، اما این درخواست پذیرفته نشده و این تماس‌ها همچنان ادامه دارد.
 حسین پوریوسفی، شیرینی‌پز ۱۹ ساله را با شلیک به سر کشتند 
طبق اطلاعات رسیده به «ایران وایر»، «حسین پوریوسفی»، شهروند ۱۹ ساله، ۱۹دی۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری با شلیک گلوله جنگی نیروهای حکومتی در خیابان «سرگل» شهر رشت کشته شده است. 

حسین پوریوسفی متولد سال ۱۳۸۵، پس از گذراندن دوره‌ «شیرینی‌پزی» در حال تدارک رویایش برای راه‌اندازی یک کارگاه شخصی شیرینی‌پزی در زادگاهش شهر رشت بود. اوقات فراغت خود را با «منبت‌کاری» می‌گذراند و به مردم‌داری و مهربانی مشهور بود. 

نیروهای جمهوری اسلامی ۱۹دی با هدف گرفتن سر حسین پوریوسفی او را به قتل رساندند. پیکر او ۲۱دی۱۴۰۴ در «باغ رضوان» شهر رشت به خاک سپرده شد. 
 علیرضا حبیبی پورراد پدر دو کودک را در فردیس کرج کشتند 
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «علیرضا (مهرداد) حبیبی پورراد» ۴۴ ساله، شامگاه ۱۹دی‌۱۴۰۴ در فردیس کرج هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت.

به گفته منبع آگاه، یک گلوله جنگی به پهلوی او اصابت کرده و همچنین یک گلوله ساچمه‌ای به دستش برخورد کرده بود. با وجود جراحات، او با پای خود به بیمارستان مراجعه کرد، اما ساعتی بعد در همان‌جا جان خود را از دست داد.

به گفته منابع آگاه، او پس از جان باختن از بیمارستان به کهریزک منتقل شد و به خانواده اعلام شد برای تحویل به آنجا مراجعه کنند.

به گفته این منبع، برای تحویل پیکر از خانواده «پول تیر» دریافت شده و تعهدهای متعددی از آن‌ها گرفته‌اند، از جمله اینکه مراسمی برگزار نکنند و تجمعی صورت نگیرد.

این منبع می‌افزاید که، خانواده در تاریخ ۲۱دی پیکر را از کهریزک تحویل گرفتند و به دلیل نبود آمبولانس، انتقال پیکر با تاخیر انجام شد و مراسم خاکسپاری به روز دوشنبه ۲۲دی موکول شد. بنا به خواست خانواده، پیکر علیرضا حبیبی پورراد در زادگاهش، آستانه اشرفیه، به خاک سپرده شد. نزدیکان او می‌گویند روند خاکسپاری نیز با محدودیت‌ها و فشارهایی همراه بوده است.

به گفته منابع ایران‌وایر، همچنان تماس‌هایی برای اعلام او به عنوان «شهید» برقرار می‌شود، اما خانواده این پیشنهاد را نپذیرفته‌اند.

علیرضا حبیبی پورراد مهندس بازرسی در شرکت پارس‌خودرو بود و به گفته اطرافیان، از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بود و دغدغه معیشتی نداشت. او همچنین دو فرزند خردسال داشت.
 محسن سهرابی برای کمک به دوستش رفت و کشته شد 
بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «محسن سهرابی» ۵۲ساله روز پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در اعتراضات منطقه «آریاشهر» تهران با شلیک گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی کشته شده است.

یک فرد نزدیک به خانواده محسن سهرابی به ایران‌وایر می‌گوید: «چهارشنبه ۲۹بهمن۱۴۰۴ قرار است مراسم چهل‌ام محسن در خانه برگزار شود چون ماموران امنیتی اجازه نمی‌دهند خانواده‌اش مسجد بگیرند یا به سر مزارش بروند.»

این شکل تکرار شونده‌ای از رنج مضاعفی است که جمهوری اسلامی بر خانواده‌های دادخواه کشته‌شدگان جنبش‌های اجتماعی تحمیل می‌کند.

حصر خانواده «مهرشاد شهیدی» در اراک، خانواده «ژینا مهسا امینی »در سقز و «حمیدرضا روحی» در تهران از نمونه‌های اخیر این اتفاق است.

به گفته فرد نزدیک به خانواده سهرابی او با مادرش زندگی می‌کرد و مجرد بود: « پدر محسن ۲۴ سال قبل از دنیا رفت و حالا محسن را هم در کنار او به خاک سپرده‌اند.»

محسن سهرابی ۱۸دی حوالی ۸ شب همراه با خواهرش به خیابان ستارخان آریاشهر رفت: «در اعتراضات دوست محسن تیر خورد. محسن رفته بود که دوستش را از وسط خیابان به جای امنی بکشاند که مامورها از پشت سر به او شلیک کردند و خواهرش شاهد بود.»

ماموران اما بلافاصله پیکرش را می‌برند و خانواده محسن سهرابی سه روز در میان انبوه پیکرهای بی‌جان در کهریزک به‌دنبال او گشتند: «روز ۲۲دی۱۴۰۴ پیکرش را تحویل دادند با این پیش شرط که در سکوت و فقط حضور خانواده درجه اول  به خاک سپرده شد.»

محسن سهرابی فرد متمولی بود: «کارش بازرگانی و مرغداری بود و مشکل مالی نداشت. با مادرش زندگی می‌کرد و خیلی شوخ و آزاد اندیش بود.»

محسن سهرابی اصالتا لر و اهل الیگودرز بود.

نزدیکانش می‌گویند نیروهای امنیتی اجازه ندادند عبارت «جاویدنام» روی سنگ مزارش ثبت شود: «پیشنهاد داده بودند که او را بسیجی اعلام کنند تا به فهرست شهدای حکومت اضافه شود اما نپذیرفتند.»
 میلاد بهادری را در اعتراضات فردیس کشتند 
بنابر اطلاع ایران‌وایر، «میلاد بهادری» ۳۴ ساله، پنج‌شنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در اعتراضات «فردیس» کرج با شلیک دو گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شد.

ماموران حکومتی دو گلوله جنگی را به دست و پهلوی میلاد شلیک می‌کنند،‌ گلوله‌ها بعد از اصابت به او، از تن میلاد خارج می‌شوند.

میلاد را بعد از اصابت گلوله‌های جنگی، به بیمارستانی در همان فردیس می‌برند، بیمارستان میلاد را می‌پذیرد، بامداد جمعه حوالی ساعت ۴ صبح، به خانواده خبر می‌دهند که برای تحویل پیکر عزیزشان به مرکز پزشکی قانونی «کهریزک» بروند.

یک‌شنبه ۲۱دی، پیکر میلاد بهادری در «بهشت زهرا» تهران به خاک سپرده شد.

اگرچه جمهوری اسلامی در ازای تحویل پیکر میلاد، پول یا تعهدی نگرفت اما از دو هفته پیش «بنیاد شهید» با نزدیکان میلاد بهادری تماس گرفت تا او را به‌عنوان «شهید» معرفی کنند اما خانواده میلاد مقاومت کرد و این خواسته حکومت را پاسخ منفی داد.

میلاد بهادری به شغل آزاد مشغول بود. دو ماه پیش از این کشتار، در آبان سال جاری مراسم سال‌گرد ازدواجش را برگزار کرده بود. پسر بزرگ خانواده که پدرش را سال‌ها پیش از دست داده بود و مادرش به تنهایی دو پسر خود را بزرگ کرده بود. پسرها وقتی از آب‌وگل درآمدند سرپرستی مادرشان را برعهده داشتند.

می‌گویند که میلاد جوانی «سالم، سربه‌زیر و کاری» بود. با دوستانش رفاقت داشت. میلاد در آخرین مکالمه‌ با دوستانش گفته بود: «ما که کاری نمی‌خواهیم بکنیم، فقط می‌خواهیم راه برویم. چرا باید ما را بکشند؟»

میلاد را که کشتند، جمعه ۱۹دی، تعدادی از رفقایش «برای خون‌خواهی» میلاد به خیابان رفتند. ماموران مسلح جمهوری اسلامی شامگاه جمعه، دو تن از رفقای میلاد را هم کشتند.
 محمد اسدی با اصابت گلوله در ملک‌شهر اصفهان کشته شد 
بر اساس اطلاعات رسیده، «محمد اسدی» ۲۲ ساله، شامگاه ۱۹ دی در خیابان رباط سوم ملک‌شهر هدف شلیک گلوله قرار گرفت و بر اثر شدت خونریزی جان باخت.

به گفته منابع مطلع، تیر به ناحیه ران پای او اصابت کرده و محمد اسدی ساعت ۲۳ همان شب در بیمارستان غرضی پذیرش شده است. او پس از انتقال به اتاق احیا و سپس اتاق عمل، حدود ساعت ۳ بامداد به دلیل خونریزی شدید جان خود را از دست داده است.

به گفته منبع آگاه، خانواده محمد اسدی صبح همان روز در بیمارستان پیکر او را دیده‌اند. به گفته آنان، پیکر محمد بعد از جان دادن به باغ رضوان منتقل شده و روز سه شنبه ۲۳ دی از سمت باغ رضوان پیکر محمد به امامزاده سید محمد منتقل شده است.

پیکر محمد اسدی روز سه شنبه ۲۳ دی پس از شناسایی خانواده در امامزاده سیدمحمد خمینی‌شهر به خاک سپرده شده است.

منابع نزدیک به خانواده تأکید کرده‌اند که از آنان برای تحویل پیکر درخواست پول نشده، اما هشدار داده شده که در صورت ثبت یا انتشار عکس و ویدیو از مراسم خاکسپاری، با «دردسر» مواجه خواهند شد. همچنین به خانواده پیشنهاد شده بود که محمد اسدی را «بسیجی» معرفی کنند که آنان این درخواست را نپذیرفته‌اند.

محمد اسدی در حیطه نرده استیل فعالیت داشت و به گفته نزدیکانش محمد قصد داشت همان هفته برای راه‌اندازی یک مغازه اقدام کند، اما پیش از رسیدن به این برنامه‌ها جان خود را از دست داد. به گفته نزدیکانش، او دو هفته بعد قرار بود تولدش را جشن بگیرد.
 محمد جباری می‌خواست جلوی ورود ماموران مسلح را بگیرد، او را کشتند 
بنابر اطلاع ایران‌وایر، «محمد جباری» شامگاه پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در اعتراضات «کرج» از فاصله نزدیک هدف گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان‌باخت.

ویدیوی او پیش‌تر به‌شکل گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. او همان جوان سیاه‌پوشی است که سعی داشت با نگه داشتن در ورودی ساختمان، جلوی ورود نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را به داخل ساختمان بگیرد. ویدیو وقتی قطع می‌شود که ماموران حکومتی وارد ساختمان می‌شوند، محمد جباری از تصویر خارج می‌شود. ماموران جمهوری اسلامی او را به قتل رساندند.

یکی از نزدیکان محمد جباری به ایران‌وایر گفت او که در تجمع اعتراضی ۱۸دی در محله «مصباح» کرج شرکت کرده بود، پس از آغاز تیراندازی ماموران سرکوب به سمت «میدان هفت‌تیر» و «کوچه میری» رفتند.

محمد جباری و دوستانش در کوچه میری به خانه‌ای پناه می‌برند که درش را روی معترضانی که از شلیک نیروهای سرکوب گریخته بودند، باز گذاشته بود. او آخرین نفری بود که وارد این خانه شد، سعی کرد در را ببندد تا دوستانش موفق شوند در طبقات پناه بگیرند اما ماموران سرکوب موفق شدند که وارد خانه شوند و از فاصله نزدیک به او با گلوله جنگی شلیک کردند.

دوستان محمد جباری آن شب، او را به یک درمانگاه در همان محل می‌برند، که پذیرش نمی‌شود. محمد جباری، ۳۸ ساله و راننده تاکسی، در راه درمانگاه دوم به‌دلیل شدت خون‌ریزی جان باخت.

به دلیل مخالفت خانواده جباری با «بسیجی» خواندن او، در آرامستان کلاک کرج به خاک سپرده شد.
 آراز سلیمیان، آرایشگر و دانشجوی حقوق توسط جمهوری‌اسلامی کشته شد 
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «آراز سلیمیان» ۲۷ ساله، دانشجوی حقوق و آرایشگر، روز ۱۸دی‌۱۴۰۴ در شهر چالوس با شلیک گلوله جنگی جان باخته است.

به گفته منابع آگاه، آراز سلیمیان تک‌فرزند خانواده و ساکن چالوس بوده است. شامگاه ۱۸دی، نیروهای مستقر بر بالای ساختمان بانک‌ها به سوی مردم به‌صورت رگباری تیراندازی کرده‌اند و او با اصابت یک گلوله جنگی به ناحیه گلو جان خود را از دست داده است.

بر اساس این روایت، پس از اصابت گلوله، پیکر او به بیمارستان منتقل نشده است. خانواده آراز از ساعت ۹ شب همان روز با مراجعه به کلانتری‌ها و بیمارستان‌های شهر در جست‌وجوی او بوده‌اند و سرانجام ساعت ۸ صبح روز بعد، پیکر وی را در مزار یوسف‌رضا تحویل گرفته‌اند.

پیکر آراز سلیمیان روز ۱۹دی‌ در مزار عرب‌خیل چالوس به خاک سپرده شده است. به گفته منابع ایران‌وایر، برای برگزاری مراسم خاکسپاری محدودیتی اعمال نشده و از خانواده او وجهی نیز مطالبه نشده است.

با این حال، به گفته منبع آگاه، از خانواده خواسته شده بود که اعلام کنند او «بسیجی» بوده است. درخواستی که خانواده آن را نپذیرفته‌اند.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۶۵
Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
ببین پاکسان، از بی‌ لیاقتی تو و سایر حکومتی‌های بیشرف، موساد و مجاهدین وارد کشور شدند و این گلها را پرپر کردند. جزائ بی‌ لیاقت‌ها هم آویخته شدن از دار مجازات است.
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۷
۶۵
چلیپا - جزایر سلیمان، جزایر سلیمان
اینا همه وضع مالیشون خوب و بدنساز حرفه یی و لی اونهمه اینترنشنال میگف. وضع مردم فقیر و بیپول و اینا.یا اون پخمه گف.وضع اقتصادی خراب کرده رهبر.کو پس? این تناقض چجوری حل میکنین?همهه این افراد ک تاحالا اسمشون اوره شده تا امروز.یکنفرم نبوده وضع بد مالی.همه شاغل و وضع مالی خوب تاحدیکه یارو 52 ساله رفته موها بدنشو لیزر کرده.
‌پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۷
۶۵
چلیپا - جزایر سلیمان، جزایر سلیمان
قبلنم گفتم. هرکی رهگذر و تصادفی بوده روحش شاد.تسلیت .ولی کسی مسجدومدرسه ومکان تاریخی اتیش زد.باید جریمه سنگین بشن.توهمون امریکاه ک پخمه هست.ای پخمه احمق.تو پارکجنگلی تو همون امریکاه اتیش کوچلو درست ک کباب کنی.پلیس برات جریمه.فراخان دادی پاش وایستا.مرد ک نیستی.یکبار مردونگی کن و قبول کن تقصیرترو.اما اگع نکنی.ب همون موسای نبی قسم. چنان عصای موسا رو ازپهنا توآستینت فرو مکنیم ک از پاچت دربیاد.
‌پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۳
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.