اعترافات تکان‌دهنده یک مأمور سرکوب: گوشواره‌های دختربچه را کندند و پیکرش را در کامیون بستنی میهن انداختند

یادبود محل جان‌باختن جوان معترض در مرودشتشاهد علوی - ایران اینترنشنال

یکی از نیروهای سرکوب فعال در جنایات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، جزییات هولناکی از کشتار در تهران افشا می‌کند. 


از توزیع سلاح بین اراذل در اطلاعات سپاه پاسداران تا شلیک تیر خلاص به زخمی‌ها، استفاده از کامیون‌های یخچال‌دار شرکت میهن برای حمل اجساد و کندن گوشواره و گردنبند دختربچه‌های جان‌باخته.
کاظم (نام مستعار)، ۴۰ ساله و ساکن تهران که شغل آزاد دارد، یکی از کسانی است که در دو شب پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی‌ماه به عنوان بخشی از ماشین سرکوب در خیابان‌های تهران حضور داشته است.

او که به‌دلیل وابستگی‌های خانودگی پیش از این با برخی نهادهای حکومتی در ارتباط بوده، می‌گوید در جریان یک اتفاق و به خاطر آن‌چه یک اشتباه بد می‌خواند، مدتی نسبتا طولانی در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران بوده و با قول همکاری آزاد شده است.

کاظم با ذکر تجربه دو شب خونین دی‌ماه در تهران به عنوان «تجربه‌ای هولناک»، با تاکید بر این‌که دستش به خون کسی آغشته نیست، می‌گوید به‌دلیل همان تعهدی که برای آزادی خود داده و این‌که از او نقطه ضعف دارند، تحت فشار و تهدید جانی، ناچار است هر زمان سازمان اطلاعات سپاه اراده کند، با آن‌ها همکاری کند.

آن‌چه این عضو دستگاه سرکوب روایت می‌کند، جزییاتی از شیوه تجهیز سرکوب‌گران و عملکرد آنان در تهران ارائه می‌دهد که رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری در هفته‌های اخیر کلیاتی از آن را گزارش کرده‌اند.
دختر معترض در بندرعباس - ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴توزیع سلاح و مجوز آدمکشی
کاظم می‌گوید عصر چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه، زمانی که از سر کار به خانه‌اش برمی‌گشته، تماسی از رابط امنیتی دریافت می‌کند تا صبح پنج‌شنبه ساعت ۱۰ به پادگان ولی‌عصر سپاه پاسداران مراجعه کند.

او می‌گوید رابط امنیتی درباره این‌که دلیل این احضار چیست چیزی به او نگفته است: «من البته حدس زدم به فراخوان پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ارتباط داشته باشد.»

مجموعه معاونت اطلاعات سپاه تهران بزرگ در این پادگان و ساختمان‌های اقماری اطراف آن مستقر است و اعزام نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی به شهر تهران از این نقطه مدیریت و هماهنگ می‌شود.

به گفته کاظم، صبح پنج‌شنبه شمار زیادی از افراد آن‌جا بوده‌اند که او چند نفر از آن‌ها را پیش‌تر نیز در مناسبت‌های مشابه دیده بوده:‌ «غیر از چند نفر آشنا، دو تیپ آدم آن‌جا دیده می‌شد. شماری با ظاهر کارمندی و کاسب؛ احتمالا مثل من دستشان زیر ساطور این‌ها بود و شماری هم تیپ اراذل و اوباش بودند و همین‌ها خیلی هم وحشیانه رفتار می‌کردند.»

کاظم می‌گوید آن‌ها را که ۵۰ یا ۶۰ نفری می‌شدند به یک سالن بردند و یک مسئول اطلاعاتی درباره «احتمال آشوب در دو شب پیش‌ رو» توضیحاتی داده و تاکید کرده که آن‌ها در کنار سایر نیروهای عمل‌کننده «به کنترل اغتشاشات» کمک می‌کنند.

به گفته او، پس از آن با توجه به این‌که شماری از افراد سابقه قبلی استفاده از سلاح نداشته‌اند، آموزش کوتاه استفاده از اسلحه به آن‌ها داده‌اند و بین افراد بر حسب تجربه استفاده از سلاح، مجوزهایی از قبل آماده شده برای تحویل گرفتن و استفاده از کلاشنیکف و کلت کمری و گلوله، توزیع شده است.

کاظم می‌گوید مجوزی که به او داده شد، یک حکم ماموریت موقت بود که سربرگ «سپاه محمد رسول‌الله» را داشت و جانشین معاونت عملیات سپاه تهران بزرگ در قرارگاه «امام علی» آن را امضا کرده بود: «من یک سلاح از اسلحه‌خانه گرفتم و قرار شد ساعت پنج عصر به ناحیه مقاومت بسیج قدس در جنت‌آباد بروم تا آن‌جا مشغول شوم.»

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای و شواهد میدانی متعدد، علاوه بر نیروهای سپاهی، بسیجی و یگان ویژه، نیروهای لباس‌شخصی، نیروهای غیررسمی و اراذل و اوباش هم در سرکوب روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه حضور داشته‌اند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر هم پیش‌تر در گزارشی به نقل از شاهدان عینی خبر از شلیک بی‌محابای نیروهای لباس شخصی داده است.
کشتار در صادقیه؛ دو الگوی شکار انسان
به گفته این مامور غیررسمی سرکوب، در بسیج جنت‌آباد، نیروهای زیادی از بسیجی و لباس شخصی جمع می‌شوند: «تقسیم افراد چند ساعتی طول کشید و برای هر گروهی یک محدوده را مشخص ‌کردند، افراد دو به دو سوار موتورسیکلت شدند و شماری هم با تویوتای هایلوکس یا پژو عازم شدند. من هم با یکی دیگر سوار یک وسیله نقلیه شدیم و قبل از ساعت هشت در محدوده‌ای بودیم که برای ما تعیین شده بود.»

صادقیه، منطقه‌ای است که بر اساس گزارش‌های متعدد رسانه‌ها، ویدیوهای مردمی و منابع بیمارستانی که در یکی از گزارش‌های عفو بین‌الملل به آن استناد شده، از مهم‌ترین کانون‌های درگیری و کشتار در آن دو شب بود.

کاظم می‌گوید او شب پنج‌شنبه و جمعه شب دو الگوی تازه از کشتار مردم را دیده که در اعتراضات پیشین که او حضور داشته، سابقه نداشته است. دو الگویی که او از آن به عنوان «شکار لیدرها و کمین مرگ» نام می‌برد.

به گفته کاظم، شماری از «ماموران زبده» اطلاعات سپاه در میان جمعیت معترض نفوذ کرده و ظاهرا با آن‌ها همراهی می‌کردند اما وظیفه اصلی آنان شناسایی لیدرها یا کسانی بود که پیشگام بوده و اکثرا ظاهری ورزیده و ورزشکاری داشتند: «آن‌ها پس از شناسایی هدف، در یک موقعیت مناسب از جمله در تاریکی خیابان‌هایی که چراغ‌های روشنائی‌اش قطع شده بود، از فاصله نزدیک آن‌ها را از پشت سر با کلت می‌زدند یا در تماس با تک‌تیراندازهای مستقر در پشت‌بام‌های اطراف، مشخصات ظاهری پوشش مثل رنگ و نوع لباس فرد را می‌دادند و آن‌ها فرد موردنظر را هدف می‌گرفتند.»

نام‌ها و تصاویر زیادی از ورزشکاران جان‌باخته در رشته‌های مختلف در سطوح محلی، استانی و ملی منتشر شده که این شهادت نشان می‌دهد در چارچوب یک سیاست کشتار هدف قرار گرفته‌اند.

به گفته او، دیگر الگوی کشتن در این دو شب خونین، راندن و هدایت جمعیت هراسان از صدای تیراندازی به کوچه‌های بن‌بست یا مکان‌هایی بود که از قبل در کنترل نیروهای امنیتی بود و آن‌جا منتظر شکار مردم بودند: «این الگو به خصوص جمعه شب در منطقه‌ای از تهران که من بودم، بارها تکرار شد. هدف کشتن بیشترین تعداد بود. آن جا قرار نبود کسی بازداشت شود، خیلی‌ها در کمین‌گاه‌ها افتادند و کشته شدند.»

ویدیوهای متعدد رسیده به ایران‌اینترنشنال و گزارش‌های مستندی که در رسانه‌ها از جمله در ایران‌اینترنشنال و رویترز منتشر شده و یا عفو بین‌الملل راستی‌آزمایی کرده استقرار تک‌تیراندازها روی پشت‌بام‌ها (از جمله یک کلانتری) و شلیک به سر و بالاتنه معترضان را تایید می‌کنند.

بر اساس شهادت یک شاهد عینی در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال، صبح یکشنبه ۲۱ دی‌ماه، با وجود این‌که ماشین‌های آب‌‌پاش شهرداری خون را از خیابان‌ها را شسته بودند، اما هنوز رد خون در خیابان اشرفی اصفهانی در صادقیه بر خیابان و پیاده‌روها مانده بود:‌ «در بخشی از پیاده‌رو همین خیابان، رد خونی جای پاهای کسی دیده می‌شد که به نظر می‌‌رسید در حال گریختن بود.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال هم، در جلسه‌ای اضطراری با حضور مقامات درمانی تهران که صبح ۱۹ دی‌ماه برگزار شد، یکی از مسئولان عالی‌رتبه درمانی اعلام کرده که تجمیع آمار مراکز درمانی تهران تا آن لحظه نشان داده دست‌کم ۱۸۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان در شامگاه ۱۸ دی‌ماه کشته شده‌اند.
تیراندازی ماموران سرکوب به مردم در گرگان، جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴تیرخلاص و قصابی کودکان
روایت کاظم از صحنه‌های مواجهه با مجروحان، تصویری هولناک از شیوه قتل‌عام مردم به دست ماموران سرکوب به دست می‌دهد. او روایت می‌کند که در یکی از خیابان‌های جنوب تهران بالای سر معترضی رفت که مجروح شده و خون زیادی از او رفته بود: «التماس کرد که بچه کوچک دارم، نزن.» کاظم می‌گوید به او گفته خودش را به مردن بزند تا بهش تیر خلاص نزنند، اما دقایقی بعد شاهد بوده که: «یک موتورسیکلت کنار این مرد مجروح متوقف شد. مامور با پا لگدی به او زد و وقتی از زنده‌بودنش مطمئن شد از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرد.»

اما هولناک‌ترین بخش روایت این مامور سرکوب، مربوط به کودکان است. کاظم می‌گوید با توجه به برآوردی که از تعداد کودکان کشته‌شده در دو شب سرکوب در صادقیه و منطقه‌ای در جنوب تهران دارد، تخمین می‌زند دست‌کم ۲۰۰ کودک در آن دو شب در تهران کشته شده‌اند.

او می‌گوید: «مثل اعتراضات ۱۴۰۱، این‌جا هم از کامیون‌های یخچال‌دار بستنی میهن استفاده شد. از آن‌ها برای تخلیه و جابه‌جایی اجساد معترضان استفاده می‌شد. من خودم به بار کردن جسدها کمک کردم.»

اما مساله فقط کشتن مردم نبود، ماموران کشتار گویی برای خود حق غنیمت گرفتن هم قائل بودند. کاظم گفت: «داشتیم در یکی از مناطق تهران کشته‌ها را در یک کامیون میهن بار می‌زدیم، دیدم بغل‌دستی من قبل از این‌که یک دختربچه کشته‌شده ۹ یا ۱۰ ساله را در کامیون بندازد، گردنبند و گوشواره او را کند و در جیبش گذاشت. با ترس نگاهش کردم، طوری نگاهم کرد که ترسیدم و گفتم حقت است برش داری، من چکار دارم.»

سازمان حقوق بشر ایران هم در گزارشی که ۱۴ بهمن منتشر کرد با استناد به یک شاهد عینی در لرستان تایید کرده که ماموران امنیتی پیکر کشته‌شدگان را با کامیون‌های یخچال‌دار بستنی میهن به حیاط یکی از بیمارستان‌ها در این استان منتقل کردند.

ایران‌اینترنشنال با بستنی میهن تماس گرفت تا از آن‌ها درباره استفاده از کامیون‌های این شرکت برای جابه‌جایی پیکر جان‌باخته‌ها در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بپرسد و این‌که آن‌ها این خبر را تائید می کنند یا نه، اما تا زمان انتشار این گزارش پاسخی از این شرکت دریافت نکرد.

فرانس ۲۴ و عفو بین‌الملل دفتر سوئیس، در گزارش‌های خود استفاده از خودروهای حمل مواد غذایی و کانتینرها برای جابه‌جایی پیکر جان‌باخته‌ها را تایید کرده‌اند.
آتش‌زدن اموال عمومی و حضور نیروهای خارجی
این نیروی میدانی تایید می‌کند که تا جای که او شاهدش بوده، آتش زدن بانک‌ها و مساجد کار خود ماموران بوده است: «همه جا ابتدا تا جایی که می‌توانستند آن مکان را پیش از سوزاندنش تخلیه می‌کردند، یک مورد را شخصا شاهد بودم پیش از آتش زدن مسجد تاکید شد وسایل ارزشمند مسجد از آن خارج شود.»

کاظم همچنین حضور نیروهای حشد الشعبی در شب هجدهم در صادقیه را تایید می‌کند: «اکثریت مطلق نیروهای عمل‌کننده، همین سپاهی‌ها، لباس‌شخصی‌ها، بسیجی‌ها و امنیتی‌ها بودند، اما من شب اول در صادقیه تعداد کمی نیروی حشد شعبی دیدم.»

او ادامه داد در جاهایی که او حضور داشته نیروهای پلیس و حتی یگان ویژه در هر دو شب نقش کمتری در سرکوب و کشتار مردم داشتند: «به نظرم آن‌ها خیلی برای کشتار در این سطح اماده نبودند.»

در گزارش‌های رسانه‌ای حضور محدود نیروهای حشد شعبی در برخی مناطق کشور در جریان سرکوب تایید شده است. بر اساس آن‌چه ویدیوهای رسیده از ایران هم نشان می‌دهد تخریب اموال عمومی به دست نیروهای امنیتی انجام شده است، ویدیوهایی که شماری از رسانه‌ها از جمله لوموند راستی‌آزمایی کرده‌اند.
تجارت حکومت با پیکر جان‌باخته‌ها
کاظم که به گفته خودش تا ساعات اولیه بامداد شنبه در منطقه‌ای در جنوب تهران در جریان سرکوب حضور داشته و دوباره تاکید می‌کند کسی را نکشته و فقط تیر هوایی شلیک کرده است، گفت او پیش از ظهر شنبه سلاحش را به پادگان ولی‌عصر پس داده است و پس از آن دیگر نیازی به کمک او نبوده است.

او اما تایید می‌کند که طبق شنیده‌هایش از کسانی که با او در ارتباط هستند میزان پولی که از خانواده جان‌باخته‌ها برای دریافت پیکر عزیزان‌شان طلب کرده‌اند، بر اساس «محل سکونت» و «میزان خسارات وارد شده در آن منطقه» محاسبه شده است: «از همه نتوانسته‌اند پول تیر بگیرند، اما از هر کسی که گرفته‌اند بر این اساس بوده که چقدر منطقه‌ای که فرد آن‌جا کشته‌شده، خسارت دیده است.»

ایران‌اینترنشنال در گزارش‌های متعددی اخاذی مالی از خانواده‌ جان‌باخته‌ها برای تحویل پیکر عزیزان آن‌ها را مستندسازی کرده است.

روایت این مامور سرکوب، یکی دیگر از قطعات پازلی است که نشان می‌دهد سرکوب خونین اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، نه صرفا یک واکنش خیابانی امنیتی به اعتراضات، که یک عملیات نظامی طراحی‌شده برای کشتار گسترده مردم معترض بود.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۶۳
سهراب هیچستانی - لاهه، هلند

خود خمینی ملعون گفته بود . بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه این است که فاتحه همه ما را میخوانند. اکنون آن روز رسیده است تا انبارهای عظیم باروت خشم و نفرت فروخورده مردم ایران از جنایات شما منفجر شود.
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۲
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران

بعد ترامپ با افتخار در جنگ ۱۲ روزه گفت که من خامنه ای را از مرگی ذلت بار نجات دادم؟!!اینم نتیجه اش جناب ترامپ پرزیدنت،اگر همون در جنگ ۱۲ روزه ادامه داده بودی،خودتم وارد میشدی،خامنه رو هم کتلت میکردی،چنین فجایعی رخ نمیداد و این کشته شدگان رو کمک تو حساب کرده بودند و از تو چشم یاری داشتند ،ولی خود غلط بود آنچه میپنداشتند.الانم هی لفتش بده،برو چند دور دیگه هم با این قاتلان مذاکره کن،خدا بزرگه،تا وقت بخرن،دومادای گلت و عروسای خلتم بغرست مذاکره با لاریجانی و عراقچی ،شایدم تو این فاصله بمب اتمی هم ساختند
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۳
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان

این انترنشنال کثافت ان قدر دروغ گفته اگر راست هم بگوید کسی باور نمی کند حتی اگر موضوع خبرش یک نمونه کوچک از جنایات بیشمار وحوش نظام اخوندی باشد ، همانطور که بر عکس ان هم صدق می کند ، یعنی جنایات شاه را که از طریق صدای و سیمای اخوندی بیان می شود را کسی جدی نمی گیرد ، این بده بستان ها بین شیخ و شاه هم از تعریف گرفته تا دشنام برای حفظ منافع این دو جریان زالو صفت است و فریب مردم
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۹
۴۶
antifascism - تهران، ایران

وحشیای بی ناموس ولدکفتار. به زودی همتونو میکسیم میندازیم جلوی سگها تا حداقل یه گوشت مفت بخورن. البته گوشت کثیفتون سوزونده بشه بهتره. من الان فقط انتقام میخوام. هیچی دیگه برام مهم نیست.
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۲
۵۶
hamid4053 - اصفهان، ایران

چقدر دردناک است که ببینی جانورهایی هستند که قتل برایشان تفریح میباشد😭 این جانورهای سادیسمی تنها راهی که وجود دارد نابود شدن است اینها انگل‌هایی هستند که بخاطر زندگی از بچگی تحت جنایت‌های مختلف از جمله تجاوز تحقیر بزرگ شده اند این انگل‌ها به هیچ عنوان درست نخواهند شد فقط باید نابود شوند. در جنگ دوازده روزه متآسفانه مردم همکاری نکردند و فرار کردند. آن دوران بهترین فرصت برای سرنگونی این اشغالگرها بود. در آن دوران هر یک از این انگل‌ها فقط به دنبال فرار بودند. این خونریزی‌ها ما را نه تنها ضعیف می‌کند بلکه ما را مستعد می‌کند تا بدنبال فرصت باشیم تا انتقام این دوران را از این وحشیهای اشغالگر اسلامی و مزدوران بی سروپایشان همچون سپاهی حشداالشعبی بسیجی فاطمیون لباس شخصیهای سادیسمی بگیریم ما ایرانمان را بازپس خواهیم گرفت.
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۶
۵۱
tabatabayi - آلمان، آلمان

بگو مردک پلید، اگر راست می گفتی به همان روش مخفیانه که آنها مردم را می زدند، تو هم می توانستی نیروهای سرکوبگر را بزنی. نه این که تیرهوایی بزنی و خودت را بیگناه جلوه بدی. به زودی خواهید دید بعد از آزادی ایران، همه این جنایتکارها و تیرخلاص زن ها خواهند گفت ما تیرهوایی زدیم و افغان ها و حشری ها بودند که به مردم شلیک می کردند! حـ... های بی وطن! شما نیازی به افغان و عرب ندارید، خودتان تخم مغول و عرب هستید. یک تصفیه نژادی بزرگ در راه است.
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۲
۴۷
سیمرغ ایران - برلین، آلمان

خوب تو برو صدا و سیما نگاه کن
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۶
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان

فرق بین اون رهبری که رفت تو سوراخ موش و دستور کشتار داد را با ان رهبری که رفت پشت شیشه ضد گلوله و دستور کشته شدن ؟ لابد شیشه است و سوراخ ؟ نه ؟ حالا شباهت و فرق رضا و رجوی را هم اگر بگی ، میتونم دلیل ... را بهت اثبات کنم ، البته اینم بگم از نظر من این سه تا هیچ فرقی با هم ندارند جز در اندازه جرات و شجاعت ، در مورد رضا ارثی است ، پدر بزرگش تا صدای تیر دوتا سرباز هندی را شنید در رفت و پدرش با شنیدن صدای اروق و باد معده خمینی از پاریس ، ولی سد علی بعد از شنیدن صدای بمب های اسراعیلی در نرفت و رفت تو سوراخ مثل رجوی که بعد شنیدن صدای بمب های امریکایی رفت ته چاه
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۵
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان

شقیقه را به رضا گاو ربط نده ، روغن ریخته را نذر امام حسین نکن ، موج را چپه سوار نشو ، همین ، جواب سوال را هم ندادی میزاریم به حساب سطلی بودنت ..
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۵
۴۴
paksan - ایران، ایران
ساخته عوامل استخدام شده موساد در این رسانه ها. الان هر کسی میتونه با این روش برای هر حجومتی همچین مطلب خیالی و بی نان و نشان را بسازه. خیلی واضحه از احساسات مردم با دقت فراوان با نامهایی که قبلا روشون کار شده مطلب را سرهم میکنند. الان منم میتونم از زبان یک نظامی جداشده و معترض موساد بیان همین مطلب را برای بک بچه مطلوم در غره بسازم .
‌چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۴
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.