روایت پزشکان از قتل مجروحان اعتراضات در بیمارستانها؛ «بیمار را از آیسییو به سردخانه میبردند»
رأی دهید
در روزهایی که خیابانهای ایران صحنه سرکوب و کشتار گسترده اعتراضات مردمی در جریان انقلاب ملی ایرانیان بودند، بیمارستانهای شهرهای مختلف نیز از فشار امنیتی ماموران سرکوبگر در امان نماندند. روایتهای رسیده از پزشکان و اعضای کادر درمان در شهرهای مختلف به ایندیپندنت فارسی، نشان میدهد مراکز درمانی که باید پناهگاه مجروحان باشند، در مواردی به مکانی برای محرومسازی از درمان، پنهانکاری، بازداشت و حتی قتل عمدی بیماران تبدیل شدند.
یک پزشک متخصص شاغل در اصفهان، روز پنجشنبه ۱۶ بهمن به ایندیپندنت فارسی گفت آنچه در بخشهای اورژانس و جراحی دید، «با هیچ معیار حرفهای و انسانی قابلتوضیح نیست». به گفته او، در روزهای اوج اعتراضها، یعنی حدفاصل ۱۸ تا ۲۳ دیماه، اولویت درمان نه بر اساس شدت جراحت، بلکه بر پایه «برچسب امنیتی» بیماران تعیین میشد.
او میافزاید: «برخی مجروحان غیرنظامی و مردم عادی ساعتها در اورژانس معطل میماندند، در حالی که مجروحان وابسته به نیروهای امنیتی و نظامی که سرکوبگر بودند، با تهدید و فشار، بلافاصله به اتاق عمل منتقل میشدند.»
این پزشک از مواردی سخن میگوید که در آنها، قطع عامدانه روند درمان به مرگ بیمار انجامید: «مجروحانی بودند که لوله تنفسی داشتند و به دستگاه اکسیژن وصل بودند. دستور داده شد دستگاهها جدا شود. بعضی از آنها را در حالی که هنوز علائم حیاتی داشتند، از آیسییو به سردخانه بردند.» به گفته او، پرستارانی که حاضر به اجرای این دستورات نمیشدند، با تهدید احضار و بازداشت روبرو بودند.
پزشکی دیگر از کرمانشاه روایت میکند که فضای امنیتی عملا بیمارستان را فلج کرده بود. او گفت: «بسیاری از مجروحان با اصابت گلوله به ناحیه سر و گردن منتقل میشدند، اما تماس با جراحان کشیک به دلیل قطعی کامل خطوط تلفن و اینترنت ممکن نبود. همه ارتباطها قطع بود و تصمیمگیریهای پزشکی به تاخیر میافتاد.» او میگوید این تاخیرها در چند مورد، به از دست رفتن جان بیماران انجامید.
در تهران و کرج، روایتها شکل متفاوتی از پنهانکاری را نشان میدهند. یک پزشک متخصص که در چند بیمارستان این دو استان فعالیت دارد، میگوید برای جلوگیری از شناسایی و بازداشت مجروحان، تشخیصهای غیرواقعی در پروندهها ثبت میشد: «مجروح تیرخورده را با عنوان تصادف یا تومور بستری میکردیم. یا مثلا دلیل عمل جراحی دختری ۲۲ ساله را که گلوله به گلویش خورده بود، جراحی فک نوشتیم.»
شاهدان عینی در کرج از مراجعه پیاپی ماموران امنیتی به بیمارستانها خبر دادهاند؛ مراجعاتی که در مواردی، با ارائه حکم قضایی و درخواست فهرست کامل بیماران بستری همراه بود. به گفته این منابع، حتی اطلاعات پرداختکنندگان هزینههای درمان نیز جمعآوری شد و در مواردی، از دادههای بانکی برای شناسایی هویت مجروحان استفاده شد.
این شرایط باعث شد بسیاری از مجروحان، از ترس بازداشت، درمان را نیمهکاره رها کنند. یکی از اعضای کادر پزشکی بابل، در استان مازندران میگوید: «بیمارانی داشتیم که با وجود جراحت جدی، اصرار میکردند مرخص شوند. میگفتند اگر بمانیم، میآیند ما را بازداشت میکنند.» او این وضعیت را «شبیه بیمارستان در منطقه جنگی» توصیف میکند؛ جایی که امنیت، جای درمان را میگیرد.
در برخی موارد، حتی از پذیرش مجروحان جلوگیری شد. یک شاهد عینی میگوید در یکی از بیمارستانهای کرج، به خانواده یک فرد زخمی گفته شد «این پرونده سیاسی است» و بیمار پذیرش نشود. این فرد در مسیر بازگشت به خانه جان باخت، در حالی که به گفته پزشکان، اگر بهموقع درمان میشد، زنده میماند.
روایتهای رسیده از بابل و کرمانشاه از صدور گواهی فوت بدون طی مراحل قانونی هم حکایت دارند. به گفته یک پزشک، برای اجساد بدون ارجاع به پزشکی قانونی، گواهی فوت صادر و شتابزده دفن میشدند و خانوادهها در فضایی آکنده از تهدید، یا ناچار به سکوت بودند یا با شروط مالی و تعهدنامه روبرو میشدند.
همزمان، گزارشهایی از انتقال برخی بیماران مجروح از تخت بیمارستان به مکانهای نامعلوم منتشر شده است. سرنوشت این افراد روشن نیست و همین موضوع نگرانیها درباره ناپدیدسازی قهری را افزایش داده است.
فشارها تنها متوجه بیماران نبود. پزشکان و پرستارانی که در تلاش برای نجات جان مجروحان بودند، نیز هدف تهدید و احضار قرار گرفتند. در اصفهان و کرج، یورش به بیمارستانها و حتی منازل پزشکان گزارش شده و گفته میشود پروندههای پزشکی از بیمارستانها خارج شده است. برخی اعضای کادر درمان از بازداشت همکارانشان خبر دادهاند، بیآنکه از وضعیت آنها اطلاعی در دست باشد.
روایتهایی که از شهرهای مختلف و بهصورت مستقل به دست ایندیپندنت فارسی رسیده، تصویری از الگویی نگرانکننده ارائه میدهد، که حاکی از تبدیل نظام درمانی ایران به بخشی از سازوکار سرکوب جمهوری اسلامی است؛ الگویی که در آن، محرومسازی از درمان، قتل مجروحان و ارعاب و بازداشت کادر درمان، همگی در خدمت خاموش کردن صدای معترضان قرار گرفتند و پیامد آن، جانهایی بودند که میتوانستند نجات پیدا کنند، اما در راهروهای بیمارستانها یا بازداشتگاهها از دست رفتند.
در همین خصوص روز چهارشنبه ۱۶ بهمن، شورای عالی نظام پزشکی ایران در بیانیهای، با ابراز نگرانی جدی درباره امنیت جانی، روانی و شغلی کادر درمان در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، از مسئولان و نهادهای ذیربط خواست تا امنیت مراکز درمانی را تضمین و از هرگونه برخورد غیرحرفهای، تهدیدآمیز یا مداخلهگرانه با پزشکان و کارکنان سلامت جلوگیری کنند.
یک پزشک متخصص شاغل در اصفهان، روز پنجشنبه ۱۶ بهمن به ایندیپندنت فارسی گفت آنچه در بخشهای اورژانس و جراحی دید، «با هیچ معیار حرفهای و انسانی قابلتوضیح نیست». به گفته او، در روزهای اوج اعتراضها، یعنی حدفاصل ۱۸ تا ۲۳ دیماه، اولویت درمان نه بر اساس شدت جراحت، بلکه بر پایه «برچسب امنیتی» بیماران تعیین میشد.
او میافزاید: «برخی مجروحان غیرنظامی و مردم عادی ساعتها در اورژانس معطل میماندند، در حالی که مجروحان وابسته به نیروهای امنیتی و نظامی که سرکوبگر بودند، با تهدید و فشار، بلافاصله به اتاق عمل منتقل میشدند.»
این پزشک از مواردی سخن میگوید که در آنها، قطع عامدانه روند درمان به مرگ بیمار انجامید: «مجروحانی بودند که لوله تنفسی داشتند و به دستگاه اکسیژن وصل بودند. دستور داده شد دستگاهها جدا شود. بعضی از آنها را در حالی که هنوز علائم حیاتی داشتند، از آیسییو به سردخانه بردند.» به گفته او، پرستارانی که حاضر به اجرای این دستورات نمیشدند، با تهدید احضار و بازداشت روبرو بودند.
پزشکی دیگر از کرمانشاه روایت میکند که فضای امنیتی عملا بیمارستان را فلج کرده بود. او گفت: «بسیاری از مجروحان با اصابت گلوله به ناحیه سر و گردن منتقل میشدند، اما تماس با جراحان کشیک به دلیل قطعی کامل خطوط تلفن و اینترنت ممکن نبود. همه ارتباطها قطع بود و تصمیمگیریهای پزشکی به تاخیر میافتاد.» او میگوید این تاخیرها در چند مورد، به از دست رفتن جان بیماران انجامید.
در تهران و کرج، روایتها شکل متفاوتی از پنهانکاری را نشان میدهند. یک پزشک متخصص که در چند بیمارستان این دو استان فعالیت دارد، میگوید برای جلوگیری از شناسایی و بازداشت مجروحان، تشخیصهای غیرواقعی در پروندهها ثبت میشد: «مجروح تیرخورده را با عنوان تصادف یا تومور بستری میکردیم. یا مثلا دلیل عمل جراحی دختری ۲۲ ساله را که گلوله به گلویش خورده بود، جراحی فک نوشتیم.»
شاهدان عینی در کرج از مراجعه پیاپی ماموران امنیتی به بیمارستانها خبر دادهاند؛ مراجعاتی که در مواردی، با ارائه حکم قضایی و درخواست فهرست کامل بیماران بستری همراه بود. به گفته این منابع، حتی اطلاعات پرداختکنندگان هزینههای درمان نیز جمعآوری شد و در مواردی، از دادههای بانکی برای شناسایی هویت مجروحان استفاده شد.
این شرایط باعث شد بسیاری از مجروحان، از ترس بازداشت، درمان را نیمهکاره رها کنند. یکی از اعضای کادر پزشکی بابل، در استان مازندران میگوید: «بیمارانی داشتیم که با وجود جراحت جدی، اصرار میکردند مرخص شوند. میگفتند اگر بمانیم، میآیند ما را بازداشت میکنند.» او این وضعیت را «شبیه بیمارستان در منطقه جنگی» توصیف میکند؛ جایی که امنیت، جای درمان را میگیرد.
در برخی موارد، حتی از پذیرش مجروحان جلوگیری شد. یک شاهد عینی میگوید در یکی از بیمارستانهای کرج، به خانواده یک فرد زخمی گفته شد «این پرونده سیاسی است» و بیمار پذیرش نشود. این فرد در مسیر بازگشت به خانه جان باخت، در حالی که به گفته پزشکان، اگر بهموقع درمان میشد، زنده میماند.
روایتهای رسیده از بابل و کرمانشاه از صدور گواهی فوت بدون طی مراحل قانونی هم حکایت دارند. به گفته یک پزشک، برای اجساد بدون ارجاع به پزشکی قانونی، گواهی فوت صادر و شتابزده دفن میشدند و خانوادهها در فضایی آکنده از تهدید، یا ناچار به سکوت بودند یا با شروط مالی و تعهدنامه روبرو میشدند.
همزمان، گزارشهایی از انتقال برخی بیماران مجروح از تخت بیمارستان به مکانهای نامعلوم منتشر شده است. سرنوشت این افراد روشن نیست و همین موضوع نگرانیها درباره ناپدیدسازی قهری را افزایش داده است.
فشارها تنها متوجه بیماران نبود. پزشکان و پرستارانی که در تلاش برای نجات جان مجروحان بودند، نیز هدف تهدید و احضار قرار گرفتند. در اصفهان و کرج، یورش به بیمارستانها و حتی منازل پزشکان گزارش شده و گفته میشود پروندههای پزشکی از بیمارستانها خارج شده است. برخی اعضای کادر درمان از بازداشت همکارانشان خبر دادهاند، بیآنکه از وضعیت آنها اطلاعی در دست باشد.
روایتهایی که از شهرهای مختلف و بهصورت مستقل به دست ایندیپندنت فارسی رسیده، تصویری از الگویی نگرانکننده ارائه میدهد، که حاکی از تبدیل نظام درمانی ایران به بخشی از سازوکار سرکوب جمهوری اسلامی است؛ الگویی که در آن، محرومسازی از درمان، قتل مجروحان و ارعاب و بازداشت کادر درمان، همگی در خدمت خاموش کردن صدای معترضان قرار گرفتند و پیامد آن، جانهایی بودند که میتوانستند نجات پیدا کنند، اما در راهروهای بیمارستانها یا بازداشتگاهها از دست رفتند.
در همین خصوص روز چهارشنبه ۱۶ بهمن، شورای عالی نظام پزشکی ایران در بیانیهای، با ابراز نگرانی جدی درباره امنیت جانی، روانی و شغلی کادر درمان در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، از مسئولان و نهادهای ذیربط خواست تا امنیت مراکز درمانی را تضمین و از هرگونه برخورد غیرحرفهای، تهدیدآمیز یا مداخلهگرانه با پزشکان و کارکنان سلامت جلوگیری کنند.
دیدگاه خوانندگان
۴۷
We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
خوبه شاهد هم داریم وقت دار زدن این جنایت کارا که دیگه خانوادشون هم جلزوولز نکنن
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳
۴۶
Momijii - توکیو، ژاپن
یه زمانی میگفتن ، کینه شتری که ظاهراً کینه ملایمی بوده و سرجمع کینه بحساب نمیومده ! الان باید گفت کینه آخوندی ( مفعول عظما ) که نشأت میگیره از تعفنی به اسم اسلام ! اینها همه اش برمیگرده به نفرتی که مردم از حکومت و اصل وقاحت لعیم و شخص خامه عنی دارند و نتیجه کینه ای که این اهریمن ملعون و دست نشانده از ایران و مردم جان به لب رسیده ایران داره ! ولی شاهنامه آخرش خوشِ .
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۴
۴۴
paksan - ایران، ایران
. "روایت" یعنی یک داستانی که عوامل مزدور میسازند تا یه پولی بگیرند.
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۴
۳۸
آنتیکور - بروکسل، بلژیک
اون پول که تو میگیری بدبخت شنیدم ۵۰ میلیون به حسابتون ریختن این ماه با یه مشت خوراکی حق خون ریختن مردم خواستم بگم خیلی ارزون خودتون میفروشین بیچاره
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳
۳۸
آنتیکور - بروکسل، بلژیک
اون پول که تو میگیری بدبخت شنیدم ۵۰ میلیون به حسابتون ریختن این ماه با یه مشت خوراکی حق خون ریختن مردم خواستم بگم خیلی ارزون خودتون میفروشین بیچاره
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳
۴۴
paksan - ایران، ایران
. "روایت" یعنی یک داستانی که عوامل مزدور میسازند تا یه پولی بگیرند.
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۴
۴۶
Momijii - توکیو، ژاپن
یه زمانی میگفتن ، کینه شتری که ظاهراً کینه ملایمی بوده و سرجمع کینه بحساب نمیومده ! الان باید گفت کینه آخوندی ( مفعول عظما ) که نشأت میگیره از تعفنی به اسم اسلام ! اینها همه اش برمیگرده به نفرتی که مردم از حکومت و اصل وقاحت لعیم و شخص خامه عنی دارند و نتیجه کینه ای که این اهریمن ملعون و دست نشانده از ایران و مردم جان به لب رسیده ایران داره ! ولی شاهنامه آخرش خوشِ .
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۴
۴۷
We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
خوبه شاهد هم داریم وقت دار زدن این جنایت کارا که دیگه خانوادشون هم جلزوولز نکنن
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳
۴۷
We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
خوبه شاهد هم داریم وقت دار زدن این جنایت کارا که دیگه خانوادشون هم جلزوولز نکنن
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳
۴۶
Momijii - توکیو، ژاپن
یه زمانی میگفتن ، کینه شتری که ظاهراً کینه ملایمی بوده و سرجمع کینه بحساب نمیومده ! الان باید گفت کینه آخوندی ( مفعول عظما ) که نشأت میگیره از تعفنی به اسم اسلام ! اینها همه اش برمیگرده به نفرتی که مردم از حکومت و اصل وقاحت لعیم و شخص خامه عنی دارند و نتیجه کینه ای که این اهریمن ملعون و دست نشانده از ایران و مردم جان به لب رسیده ایران داره ! ولی شاهنامه آخرش خوشِ .
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۴
۴۴
paksan - ایران، ایران
. "روایت" یعنی یک داستانی که عوامل مزدور میسازند تا یه پولی بگیرند.
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۴
۳۸
آنتیکور - بروکسل، بلژیک
اون پول که تو میگیری بدبخت شنیدم ۵۰ میلیون به حسابتون ریختن این ماه با یه مشت خوراکی حق خون ریختن مردم خواستم بگم خیلی ارزون خودتون میفروشین بیچاره
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳
۴۷
We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
خوبه شاهد هم داریم وقت دار زدن این جنایت کارا که دیگه خانوادشون هم جلزوولز نکنن
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳
۴۶
Momijii - توکیو، ژاپن
یه زمانی میگفتن ، کینه شتری که ظاهراً کینه ملایمی بوده و سرجمع کینه بحساب نمیومده ! الان باید گفت کینه آخوندی ( مفعول عظما ) که نشأت میگیره از تعفنی به اسم اسلام ! اینها همه اش برمیگرده به نفرتی که مردم از حکومت و اصل وقاحت لعیم و شخص خامه عنی دارند و نتیجه کینه ای که این اهریمن ملعون و دست نشانده از ایران و مردم جان به لب رسیده ایران داره ! ولی شاهنامه آخرش خوشِ .
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۴
۳۸
آنتیکور - بروکسل، بلژیک
اون پول که تو میگیری بدبخت شنیدم ۵۰ میلیون به حسابتون ریختن این ماه با یه مشت خوراکی حق خون ریختن مردم خواستم بگم خیلی ارزون خودتون میفروشین بیچاره
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳
۴۴
paksan - ایران، ایران
. "روایت" یعنی یک داستانی که عوامل مزدور میسازند تا یه پولی بگیرند.
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۴
۴۴
paksan - ایران، ایران
. "روایت" یعنی یک داستانی که عوامل مزدور میسازند تا یه پولی بگیرند.
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۴
۳۸
آنتیکور - بروکسل، بلژیک
اون پول که تو میگیری بدبخت شنیدم ۵۰ میلیون به حسابتون ریختن این ماه با یه مشت خوراکی حق خون ریختن مردم خواستم بگم خیلی ارزون خودتون میفروشین بیچاره
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳
۴۶
Momijii - توکیو، ژاپن
یه زمانی میگفتن ، کینه شتری که ظاهراً کینه ملایمی بوده و سرجمع کینه بحساب نمیومده ! الان باید گفت کینه آخوندی ( مفعول عظما ) که نشأت میگیره از تعفنی به اسم اسلام ! اینها همه اش برمیگرده به نفرتی که مردم از حکومت و اصل وقاحت لعیم و شخص خامه عنی دارند و نتیجه کینه ای که این اهریمن ملعون و دست نشانده از ایران و مردم جان به لب رسیده ایران داره ! ولی شاهنامه آخرش خوشِ .
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۴
۴۷
We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
خوبه شاهد هم داریم وقت دار زدن این جنایت کارا که دیگه خانوادشون هم جلزوولز نکنن
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳
