آیا جمهوری اسلامی میتواند به خواستههای ترامپ تن دردهد؟
رأی دهید
کشتار دهها هزار جوان بیدفاع کشور به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، بسیاری را در جهان از جمله در کشورهای غربی شگفتزده و اندوهگین کرده است.
بیشتر کارشناسان و ناظران بینالمللی و ایرانی بر این عقیده اند که جمهوری اسلامی با به خون کشیدن تظاهرات اعتراضی دیماه ۱۴۰۴ باقیمانده رشتههای پیوند خود را با جامعه ایران گسست. حتی در میان کارگزاران پیشین رژیم نیز کم نیستند کسانی که از این کشتار بیسابقه به خشم آمده باشند و در بُهت و ناباوری فرو رفته باشند.
به نوشته عبدالرحمان الراشد، رئیس شورای تحریریه شبکه العربیه، جمهوری اسلامی حتی اگر بتواند موج سهمگین مخالفان و معترضان را سرکوب کند و از حملات اسرائیل و آمریکا جان به در بَرَد، دیر یا زود نابود خواهد شد. زیرا به شدت پیر و فرتوت شده است. به گفته او، این رژیم نتوانست هستههای حیاتی خود را نوسازی کند و با ضرورتهای اجتنابناپذیرِ زمان هماهنگ شود.
این حقیقت را غلامحسین کرباسچی، یکی از کارگزاران پیشین رژیم و مدیر مسئول روزنامه توقیف شده «هممیهن»، نیز به گونهای دیگر در مصاحبه با «ایران وایر» بر زبان آورده است.
به گفته او : مسأله این است که مسئولین جمهوری اسلامی چه اصلاحطلب و چه غیراصلاحطلب درک درستی از جامعه و نسلی که هماکنون در این کشور زندگی میکند و از جمعیتی که در طی بیست- سیسال گذشته بر جمعیت کشور افزوده شده، شناخت درستی ندارند و با خواستههاشان بیگانه اند.
به گفته او : نسلی که امروز در ایران هست نه ما را قبول دارد، نه ما را میشناسد و نه ما آنها را میشناسیم. آنها معیارها و ارزشهای خاص خودشان را دارند. ما در حفظ پستها و موقعیتها کاری کردیم که «شکاف نسلی» به «عناد نسلی» تبدیل شد. اکنون جوانها و نسل زِد، پنجاه وهفتی بودن را جرم میدانند.
سخنان این کارگزار پیشین جمهوری اسلامی گواه این حقیقت است که میان این رژیم و جامعه ایران بهویژه نسلهایی که پس از انقلاب به عرصه آمدهاند، شکافی گذرناپذیر گشوده شده که پُر کردنی نیست و دیر یا زود به فروپاشی یا نابودی ناگهانی رژیم خواهد انجامید. به گفته او: واقعیت این است که ما به لحاظ مدیریتی فرسوده و پیر هستیم.
هنگامی که بخش عظیمی از جامعه به لحاظ فرهنگ و دانش از ما جلوتر است، نخست باید آن را بشناسیم و بفهمیم و سپس امور کشور را به آن بخش بسپاریم. آنگاه در کنارشان بایستیم و اگر چیزی به عقلمان رسید بگوییم. آن بخش از جامعه است که باید تصمیم بگیرد و کشور را اداره کند.
در چند هفته گذشته، چند تن دیگر از کارگزاران پیشین رژیم نیز که زیر عنوان «اصلاحطلب» از آنان یاد میکنند، به اصلاحناپذیر بودن جمهوری اسلامی اعتراف کرده و نابودی نزدیک آن را پیشبینی کرده اند.
آنان در طی کوششهای چند دهه گذشته به تجربه دریافتهاند که این رژیم به سبب انجماد ایدئولوژیکی اش هیچگونه اصلاحی را برنمیتابد. بنابراین، سرنوشتی جز فروپاشی و نابودی ندارد.
به گفته عبدالرحمان الراشد، ایران یک قدرت اقتصادیِ فروخفته است که ایدئولوگهای اسلامی به همان گونه که کمونیستها در چین و اتحاد جماهیر شوروی عمل کردند، راه شکوفایی اقتصادی را بر آن بستند. ما از کشوری سخن میگوییم که سرشار از منابع طبیعی است. ایران فقط فرش و زعفران و خاویار نیست.
آن کشور دومین ذخایر بزرگ گاز جهان را در اختیار دارد، اما به سبب تحریمها در انتهای فهرست کشورهای صادر کننده گاز و در رتبه هجدهم قرار دارد. ایران همچنین یک کشور بزرگِ نفتی و در عین حال یک بازار۹۰ میلیونی امیدبخش است که به سه دریا راه دارد.
به گفته این کارشناس، مشکل اصلی ایران در شیوه اداره کشور است؛ زیرا نظام جمهوری اسلامی خود را در نوعی «متافیزیک دینی» زندانی کرده و این سبب شده است که آن کشور به کشوری فقیر تبدیل شود. از سوی دیگر، جنگها آن را فرسوده کرده و تحلیل برده اند.
به عقیده این کارشناس سعودی، شتاب واشنگتن برای ایجاد تغییر در ایران، نه برای مجازات جمهوری اسلامی بلکه برای جلوگیری از سقوط سریع آن است. آمریکا به دنبال توافقی است که در آن ایرانِ ضعیف سه امتیاز کلیدی به ایالات متحد بدهد. نخست، محدودیت در غنیسازی اورانیوم؛ دوم، کنترل برنامه موشکهای بالستیک و سوم، توقف فعالیتهای عوامل منطقهای و نیابتی ایران.
به گفته این کارشناس سعودی، با توجه به نیاز فراینده آمریکا به انرژی برای تأمین زیرساختهای عظیم هوش مصنوعی، ایران اهمیت استراتژیک ویژهای برای ایالات متحد و جهان دارد. زیرا آن کشور دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی است.
در واقع، امروز برای آمریکا گاز از همان اهمیتی برخوردار است که نفت در استراتژی آن کشور در قرن گذشته داشت. به گفته او، در گذشته محاصره و منزویکردن ایران سیاست مناسبی بود، زیرا بسیاری از کشورهای نفتی میتوانستند نیاز بازار را تأمین کنند. اما امروز دیگر با توجه به نیاز روزافزون به منابع گاز، در انزوا قرار دادن ایران سیاست خردمندانهای نیست.
در این میان تکلیف اسرائیل و رژیم ایران و دشمنی شدید آنها چه خواهد شد؟ به باور این کارشناس سعودی، هنگامی که نظام سیاسی در ایران و سیاستهای آن تغییر کند، به احتمال زیاد آن کشور و اسرائیل به هم نزدیک خواهند شد و چه بسا از دشمنی دیرینه دست بکشند و به یک ائتلاف مصلحتجویانه وعملگرایانه تن دردهند.
اسرائیل از فناوری پیشرفته و توانایی «سرمایهگذاری» برخوردار است. اما آن کشور نیز به همکاری بلندمدت در بخش انرژی و دسترسی به بازاری بزرگ نیاز دارد. مانع اصلی، زمان لازم برای راهاندازی و بهرهبرداری از ذخایر گازی ایران خواهد بود که شاید پنج سال یا کمی بیشتر طول بکشد به شرط آن که دگرگونیها سببساز هرج و مرج در ایران نشوند.
پرسشی که در این میان بیپاسخ میماند چگونگی تغییر نظام در ایران است. شکی نیست که اگر جمهوری اسلامی به خواستههای ترامپ تن دردهد و آن سه امتیاز کلیدی را به آمریکا بدهد، علت وجودیاش را از دست خواهد داد و خیلی زود از درون فروخواهد ریخت.
کشتاری که نیروهای سپاه و بسیج از جوانان ایران کردند در اصل به این سبب بود که نظام هستی خود را در خطر میدید. بنابراین، اگر یقین کند که حملهای در کار نیست و تهدیدها و لشکرکشی ترامپ برای ترساندن آن است، بعید مینماید که به خواستههای او تن دردهد.
آنچه امروز پس از آن کشتار بیرحمانه میتوان گفت، این است که بسیاری از ایرانیان برای برچیدن بساط جمهوری اسلامی دیگر چندان امیدی به وعدههای قدرتهای خارجی ندارند. جوانان ایران برای رسیدن به توافق میان ترامپ و جمهوری اسلامی به پا نخاسته بودند. اگر رئیس جمهور آمریکا چنین قصدی داشت، نباید با دادن وعده کمک به جوانان، آنان را به برانداختن رژیم تشویق میکرد.
