اکونومیست: پس از کشتار معترضان، تنشها در درون رژیم افزایش یافته است
رأی دهید
ایندیپندنت فارسی:در ظاهر، همهچیز دوباره آرام است. جمهوری اسلامی کنترل شهرهای ایران را به دست گرفته و فضای ارعاب و ترس که برای مدت کوتاهی از میان رفته بود، دوباره احیا شده است. با این حال اوضاع با قبل متفاوت است. مردان نقابدار در پایتخت، از غروب تا طلوع آفتاب ایستادهاند و نوعی حکومت نظامی غیررسمی اعمال میکنند. نیروهای امنیتی پشتبامها را برای یافتن دیشهای ماهواره و دستگاههای استارلینک جستجو میکنند. آنهایی که جرات کردند از اعتصاب مغازهداران و اعتراضهای مردمی حمایت کنند، دستگیر و اموالشان مصادره میشود و همه اینها پس از آن است که گزارشها از کشته و بازداشت دهها هزار نفر در ایران خبر میدهند.
پس از آنچه در جریان قیام اخیر مردم ایران علیه حاکمیت رخ داد، سلسلهمراتب قدرت در جمهوری اسلامی هنوز بدون تغییر مانده است. اگرچه در ابتدا ادعا شد که صدای معترضان شنیده میشود، بلافاصله ورق برگشت و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و سپس مقامهای قضایی، به معترضان اتهام «محاربه» زدند و آنها را «دشمنان خدا» نامیدند؛ اتهامی که حکم اعدام برای معترضان در پی خواهد داشت.
سپاه پاسداران و شبهنظامیان کمکی آن یعنی اعضای بسیج هم بلافاصله وارد عمل شدند و به سرکوب مرگبار معترضان پرداختند. به این ترتیب خامنهای نشان داد که قصد کنار رفتن از قدرت را ندارد و حتی با زور و خشونت، میخواهد مقامش را حفظ کند.
با این حال، زیر پوست حاکمیت اتفاقهایی در حال رخ دادن است و شواهدی که از تهران به دست میرسد، نشان میدهد برخی وفاداران جمهوری اسلامی معتقدند که حاکمیت از یک خط قرمز عبور کرده و دچار وضعیتی بهشدت ناپایدار شده است. ناظرانی که خویشاوندانی در ایران دارند، به نقل از آنها تاکید میکنند: «ایران به لحظهای آشنا در تاریخ رسیده است: فرسودگی ایدئولوژی حاکم.»
بخش عمدهای از انتقادهای داخلی به حکومت خامنهای ۸۶ ساله متمرکز است که ۳۶ سال است با استبداد بر مردم ایران حکومت میکند. منتقدان از عناد او در تعامل با غرب شکایت دارند و برخی دیگر خواهان محکومیت قضایی او به دلیل بازداشتها و کشتار مردم ایران در طول اعتراضها علیه حاکمیتاند.
برای تغییر حکومت، برخی مشتاقانه منتظر مداخله دونالد ترامپاند و از آنچه رئیسجمهوری آمریکا علیه رهبر ونزوئلا انجام داد، استقبال میکنند. البته برخی دیگر هم معتقدند که فروپاشی ممکن است از درون شکل بگیرد و احتمال کودتا را مطرح میکنند؛ با این حال آنچه واضح به نظر میرسد، این است که مسعود پزشکیان برای رهبری هرگونه مخالفت و کودتا علیه علی خامنهای بسیار ضعیف است.
نامهای دیگری هم بهعنوان گزینههایی که ممکن است علیه علی خامنهای کودتا کنند، شنیده میشود، اما هنوز باید منتظر نشانههای بیشتری بود، زیرا آن شکافی که در ارتش یا سپاه از آن سخن گفته میشود، بروز نکرده است. بهرغم این موضوع، آنچه مسلم است این است که سپاه نیرویی یکپارچه نیست. این نهاد متشکل از مجموعهای از افراد با منافع مذهبی، اقتصادی و نظامی متفاوت است و بخشی از فرماندهان سپاه ممکن است در نهایت، بقای شخصی و سازمانی خود را بر وفاداری سیاسی ترجیح دهند؛ بهویژه آنکه ساختار فرماندهی آن هم در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل در تابستان گذشته بهشدت آسیب دید و کاهش تعداد نمایندگان سپاه در شورای عالی امنیت ملی در مقایسه با ارتش، نشانهای از افت نفوذ سیاسی این نهاد است.
در حال حاضر، خامنهای با ترسی که در جامعه ایجاد کرده، هنوز پیشگام است. با این حال، شمشیر داموکلس دونالد ترامپ [تمثیلی از وضعیتی که در آن، خطری بزرگ و همیشگی بهصورت نامرئی بالای سر فرد قرار دارد] بر همه چیز سایه افکنده است. طبق گزارشها، یک گروه ضربت دریایی به بزرگی گروهی که او قبل از حمله تابستان ۲۰۲۵ تشکیل داد، از آسیا به خلیج فارس میرود. این اتفاق میتواند معادلات جمهوری اسلامی را بهکلی تغییر دهد.
پس از آنچه در جریان قیام اخیر مردم ایران علیه حاکمیت رخ داد، سلسلهمراتب قدرت در جمهوری اسلامی هنوز بدون تغییر مانده است. اگرچه در ابتدا ادعا شد که صدای معترضان شنیده میشود، بلافاصله ورق برگشت و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و سپس مقامهای قضایی، به معترضان اتهام «محاربه» زدند و آنها را «دشمنان خدا» نامیدند؛ اتهامی که حکم اعدام برای معترضان در پی خواهد داشت.
سپاه پاسداران و شبهنظامیان کمکی آن یعنی اعضای بسیج هم بلافاصله وارد عمل شدند و به سرکوب مرگبار معترضان پرداختند. به این ترتیب خامنهای نشان داد که قصد کنار رفتن از قدرت را ندارد و حتی با زور و خشونت، میخواهد مقامش را حفظ کند.
با این حال، زیر پوست حاکمیت اتفاقهایی در حال رخ دادن است و شواهدی که از تهران به دست میرسد، نشان میدهد برخی وفاداران جمهوری اسلامی معتقدند که حاکمیت از یک خط قرمز عبور کرده و دچار وضعیتی بهشدت ناپایدار شده است. ناظرانی که خویشاوندانی در ایران دارند، به نقل از آنها تاکید میکنند: «ایران به لحظهای آشنا در تاریخ رسیده است: فرسودگی ایدئولوژی حاکم.»
بخش عمدهای از انتقادهای داخلی به حکومت خامنهای ۸۶ ساله متمرکز است که ۳۶ سال است با استبداد بر مردم ایران حکومت میکند. منتقدان از عناد او در تعامل با غرب شکایت دارند و برخی دیگر خواهان محکومیت قضایی او به دلیل بازداشتها و کشتار مردم ایران در طول اعتراضها علیه حاکمیتاند.
برای تغییر حکومت، برخی مشتاقانه منتظر مداخله دونالد ترامپاند و از آنچه رئیسجمهوری آمریکا علیه رهبر ونزوئلا انجام داد، استقبال میکنند. البته برخی دیگر هم معتقدند که فروپاشی ممکن است از درون شکل بگیرد و احتمال کودتا را مطرح میکنند؛ با این حال آنچه واضح به نظر میرسد، این است که مسعود پزشکیان برای رهبری هرگونه مخالفت و کودتا علیه علی خامنهای بسیار ضعیف است.
نامهای دیگری هم بهعنوان گزینههایی که ممکن است علیه علی خامنهای کودتا کنند، شنیده میشود، اما هنوز باید منتظر نشانههای بیشتری بود، زیرا آن شکافی که در ارتش یا سپاه از آن سخن گفته میشود، بروز نکرده است. بهرغم این موضوع، آنچه مسلم است این است که سپاه نیرویی یکپارچه نیست. این نهاد متشکل از مجموعهای از افراد با منافع مذهبی، اقتصادی و نظامی متفاوت است و بخشی از فرماندهان سپاه ممکن است در نهایت، بقای شخصی و سازمانی خود را بر وفاداری سیاسی ترجیح دهند؛ بهویژه آنکه ساختار فرماندهی آن هم در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل در تابستان گذشته بهشدت آسیب دید و کاهش تعداد نمایندگان سپاه در شورای عالی امنیت ملی در مقایسه با ارتش، نشانهای از افت نفوذ سیاسی این نهاد است.
در حال حاضر، خامنهای با ترسی که در جامعه ایجاد کرده، هنوز پیشگام است. با این حال، شمشیر داموکلس دونالد ترامپ [تمثیلی از وضعیتی که در آن، خطری بزرگ و همیشگی بهصورت نامرئی بالای سر فرد قرار دارد] بر همه چیز سایه افکنده است. طبق گزارشها، یک گروه ضربت دریایی به بزرگی گروهی که او قبل از حمله تابستان ۲۰۲۵ تشکیل داد، از آسیا به خلیج فارس میرود. این اتفاق میتواند معادلات جمهوری اسلامی را بهکلی تغییر دهد.
