جنگ را ول کرده، علی دایی را چسبیدهاند!
+12
رأی دهید
-3
خبر ورزشی نوشت: همه چیز از دو روز قبل آغاز شد. زمانی که حمید رسایی، نماینده مجلس که منسوب به جریان سیاسی خاص است، به این بهانه که علی دایی هیچ واکنشی نسبت به جنگ تحمیلی علیه ایران نداشته اما عید نوروز را در پست اینستاگرامی تبریک گفته، خواستار برداشتن نام او از بلواری در تهران و ورزشگاه اردبیل شد.اینکه چرا باید هر کس حتما عقایدش را در فضای مجازی فریاد بزند -یا لااقل شعارش را بدون داشتن عقیده بدهد!- بماند و این سوال که اساسا تکلیف کسانی که در فضای مجازی صفحه ندارند چه میشود به کنار، سوال اینجاست که اساسا الان وسط این جنگ تحمیلی، موقع ایننوع تسویه حسابهاست؟!
هر کس در ابراز عقیده آزاد است و رسانهها نیز آن را منعکس میکنند اما امروز سخنگوی شورای شهر تهران هم رسما بر این موج سوار شد و اعلام کرد که تغییر نام بلوار مورداشاره، خواسته مردم است. علیرضا نادعلی در ادامه از اسم جایگزین هم صحبت کرد که آن هم برای تکتک ما ایرانیها با ارزش و قابل احترام است.
قطعا صحبت از ارجحیت شهدا یا قهرمانان نیست که همه برای ایران عزیز هستند و ماندگار و ما به همه نیاز داریم، اما این نوع مقابل هم قرار دادنِ افراد کار درستی نیست؛ به خصوص در شرایط جنگی که مسئولان ارشد کشور و شخص رهبر -با وجود داغ سنگینی که دیدهاند- مدام بر طبل وحدت کوبیده و مردم و مسئولان را هم به این مسیر دعوت میکنند.
از رئیسجمهور و سران قوا تا وزرا، همه سعی در حفظ انسجام ملی دارند، آنوقت چطور میشود که یک نماینده همهچیز را رها کرده و به دنبال تسویهحساب میرود؟ و عجب آنکه حتی اگر پست نگذاشتن علی دایی جرم هم باشد، دیگران نیز در این جرم شریکند اما آقای رسایی کاری با آنها ندارد و فقط دایی را همیشه نشانه رفته!
درست مثل ماجرای مجری تلویزیونی که باعث آن خسارت سنگین مربوط به فوتبالیستهای زن در استرالیا شد، اینجا هم این ماجرا پس از مصاحبه جناب سخنگوی شورا به سرتیتر اخبار رسانههای معاند تبدیل شده و متاسفانه بار دیگر برای کشورمان هزینه تولید کرده است.
پاسخ یوسف پزشکیان به شایعات درباره رئیس جمهور

یوسف پزشکیان، فرزندو مشاور رئیس جمهور، در کانال تلگرامی خود نوشت:
روز بیستوپنجم جنگ
سلام دوستان
گویا در برخی صفحات مجازی شایعه کردهاند که «یوسف پزشکیان به پدرش فشار آورده که استعفا بدهد ولی سپاه اجازه نمیدهد». صفحات دیگری هم روز قبلتر مطالبی شبیه این منتشر کرده بودند. دو تا نکته میخوام بگم که تصویر شرایط در ذهن دوستان واضح بشه:
۱- من در بیست و پنج روز جنگ فقط یک بار پدر را دیدهام. بنابراین هرچیزی که درباره فشار من روی رئیسجمهور مطرح میشود، اساسا بیمعنی است.
۲- من هم مثل بقیه مردم اخبار را از رسانهها پیگیری میکنم. اطلاعی از اخبار محرمانه و پشت پرده ندارم.
۳- اطلاعات و اخبار محرمانه به هیچ درد من نمیخورد بنابراین جذابیتی هم برای من ندارد.
میخوام کمی بلند بلند فکر کنم. فکر میکنین الان خبرهای محرمانه کشور چه هستند؟
۱- محل شخصیتها
۲- محل موشکها و پهپادها
۳- مقدار و تعداد موشکها
دیگه چی؟ مورد ۱ و ۲ به چه درد من میخورد؟ وقتی چیزی به درد من نمیخورد چرا باید کنجکاو باشم که بدانم؟ تازه اگر هم به من میگفتند ده دقیقه هم در خاطرم نمیماند.
من گاهی یک آدرس را ۵ بار میروم بار ششم باز هم مجبور میشوم آدرس را سوال کنم. اما مورد سوم را دوست دارم بدانم. چرا؟ چون فکر میکنم سرنوشت جنگ به این بستگی دارد که ما تا چه مدت میتوانیم موشک شلیک کنیم.
خب این اطلاعات را چگونه میتوان پیدا کرد؟ من بدون اینکه از تعداد موشکها اطلاع داشته باشم، با کنار هم گذاشتن صحبتهای فرماندهان نظامی و بیانیه رهبری و اخبار حملات ایران به اسرائیل و… متوجه میشوم که «بخش نظامی ما هیچ نگرانی از طولانی شدن جنگ ندارند». یعنی آنقدر موشک داریم که بتوانیم ماهها با همین روند بجنگیم. خب همینقدر کفایت میکند. چیز بیشتری به دردم نمیخورد.
بقیه چیزهایی که بعضیها خیال میکنند محرمانه است، تاریخ محرمانگی دارد. مثلا اینکه آقای ذوالقدر قرار است بشوند دبیر شورای عالی امنیت ملی، ممکن است دو روز محرمانه باشد. بعد اعلام میکنند و همه میفهمند. زودتر فهمیدن این اخبار چه فایده یا سودی دارد؟ هیچ! فقط برای بعضیها حس مهم بودن میدهد. خیال میکنند که آدم مهمی هستند چون چیزی را میدانند که دیگران نمیدانند.
دانستن چیزی که دیگران نمیدانند تنها زمانی ارزش دارد که این دانایی به درد بخورد. و اغلب آنچیزی که خیال میکنند محرمانه است به هیچ دردی نمیخورد.
حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۹۳ در وصف متقین میگوید که «متقین گوشهایشان را وقف شنیدن و آموختن علمی میکنند که برایشان نفعی داشته باشد». وَ وَقَفُوا أَسمَاعَهُم عَلَی العِلمِ النَافِعِ لَهُمیعنی آموختن و دانستن چیزی که به درد نمیخورد کار عبث و اتفاقا ناپسند است.
خدا به همه ما توفیق دهد که عمرمان را صرف آموختن چیزی کنیم که به رشد و تعالی ما بینجامد و حالمان را بهتر کند.