معماری فریب؛ سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی چگونه کار می‌کند؟

ایران اینترنشنال: محسن صالحی
سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی ایران و در رأس آن صداوسیما، با تمام توان برای مقابله با انقلاب ملی ایرانیان به میدان آمده است.

در روزهایی که رژیم با قطع گسترده اینترنت، صدای شهروند-خبرنگاران و رسانه‌های مستقل را در گلو خفه کرده، تلاش می‌کند با تکیه بر انحصار مطلق رسانه‌ای، روایت خود را به افکار عمومی تحمیل کند. اما این ماشین تخریب ذهنی از چه تکنیک‌هایی بهره می‌برد؟


۱. انحصار مطلق حکومتی و خفقان دیجیتال

نخستین فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و حماسه شامگاه ۱۸ دی که با حضور میلیونی ایرانیان همراه بود، باعث شد رژیم از ترس گسترش اعتراضات، اینترنت را قطع کند.

در این فضا، جریان اطلاع‌رسانی داخل کشور به انحصار صداوسیما و خبرگزاری‌های امنیتی مانند تسنیم و فارس درآمد.

هدف: ایجاد یک چرخه اطلاعاتی بسته که در آن هیچ روایتی جز روایت حکومت اجازه حیات ندارد.

۲. لولوخورخوره‌سازی؛ فرافکنی سیستماتیک

«تروریست‌های مسلح وابسته به آمریکا و اسرائیل» پرتکرارترین کلمات این روزهای پروپاگاندای جمهوری اسلامی است. هر سیستم تبلیغاتی برای بقا به یک «دشمن خارجی» نیاز دارد تا ناکامی‌ و ناکارآمدی‌های ساختاری، فساد و خشم عمومی را به عوامل بیرونی نسبت دهد.

رژیم با هیولاسازی از قدرت‌های جهانی، تلاش می‌کند اعتراضات معیشتی، اجتماعی و سیاسی مردم را از محتوا تهی کرده و آن را به پروژه‌های امنیتی بیگانه تقلیل دهد و از پاسخگویی در قبال مطالبات ملی شانه خالی کند.

۳. گروگان‌گیری احساسات مذهبی

دستگاه تبلیغاتی رژیم برای تهییج بدنه وفادار و مذهبی خود، به‌طور مداوم سناریوی «هتک حرمت» را بازنشر می‌کند. اتهاماتی نظیر آتش زدن مساجد یا توهین به قرآن، با هدف تحریک «غیرت دینی» جامعه هدف مطرح می‌شود.

این در حالی است که پیشینه این حکومت در انجام «عملیات فریب» (False Flag) نشان می‌دهد این آتش‌سوزی‌ها حتی می‌تواند به‌دست نیروهای نفوذی خود رژیم برای بدنام کردن معترضان و ایجاد شکاف میان اقشار مختلف مردم سازماندهی شده باشد.

۴. چهره‌زدایی انسانی از معترضان (Dehumanization)

برای مشروعیت بخشیدن به سرکوب خشن، پروپاگاندا باید چهره‌ای غیرانسانی از معترضان بسازد. با انتشار گزارش‌های جعلی مبنی بر اینکه معترضان کودکان بی‌گناهی چون «رومینا» را کشته‌اند یا مأموران را زنده زنده سوزانده‌اند، قصد دارند ماهیت مدنی و آزادی‌خواهانه جنبش را به «تروریسم وحشیانه» تغییر دهند.

این تاکتیک با هدف ایجاد وحشت در دل طبقه متوسط و توجیه شلیک مستقیم به جوانان در خیابان طراحی شده است.

۵. مهندسی ضد تظاهرات؛ نمایش مشروعیت

رژیم برای بازسازی روحیه نیروهای خود، «راهپیمایی‌های فرمایشی» سازماندهی می‌کند.

این تجمعات که با جابه‌جایی اتوبوسی کارمندان، نظامی‌ها و جیره‌بگیران صورت می‌گیرد، صرفا برای تولید «سند تصویری» به‌منظور مصرف بین‌المللی و فریب افکار عمومی جهان است.

نمایشی از رضایت مصنوعی که هیچ پیوندی با واقعیت کف خیابان ندارد.

۶. قطبی‌سازی احساسی؛ دوگانه‌ حق و باطل

پروپاگاندای رژیم، جهان را به دو اردوگاه تقسیم می‌کند، «جبهه حق» (حاکمیت) و «جبهه باطل» (هر کسی که معترض است).

این تقسیم‌بندی مانع از هرگونه دیالوگ یا راه‌حل میانه می‌شود.

آن‌ها انقلاب ملی ایرانیان را نه یک مطالبه مردمی برای زندگی بهتر، بلکه یک جنگ وجودی بین «مؤمنان به نظام» و «مفسدان فی‌الارض» قاب‌بندی می‌کنند تا کشتار مخالفان را امری مقدس جلوه دهند.

۷. مرعوب‌سازی سیستماتیک؛ «ما زیادیم و دشمن کم است»

یکی از تکنیک‌های اصلی رژیم، القای حس اقلیت بودن به معترضان است. آن‌ها با استفاده از نماهای بسته دوربین و تکرار این جمله که «ملت همین چند هزار نفر حامی نظام هستند»، سعی می‌کنند اکثریت معترض را دچار «مارپیچ سکوت» کنند.

رژیم می‌خواهد این تصور را ایجاد کند که مخالفان تنها گروهی اندک و فریب‌خورده‌اند تا اراده‌ اکثریت را برای تغییر، فلج کند.

۸. ساده‌سازی فریب‌کارانه

پروپاگاندای رژیم عمدا پیچیدگی‌های اجتماعی، شکاف نسل‌ها و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی را نادیده می‌گیرد و تمام مسائل را به ساده‌ترین شکل ممکن به «توطئه دشمن» تقلیل می‌دهد تا از ریشه‌یابی مشکلات فرار کند.

۹. قدرت تکرار؛ بمباران پیام

در ساختار پروپاگاندا، تکرار ابزار تبدیل دروغ به واقعیت است. پیام‌های واحد و دیکته‌شده، به صورت هماهنگ در تمامی شبکه‌های سراسری و استانی، رسانه‌های حکومتی و پیامک‌های تلفنی تکرار می‌شوند.

رژیم امیدوار است با بمباران مداوم ذهن مخاطب، مقاومت ذهنی او را شکسته و روایت جعلی خود را به عنوان «واقعیت» در حافظه‌ها ثبت کند.

۱۰. پروپاگاندای خاکستری و نفوذ در صفوف (ضد اطلاعات)

رژیم تنها به رسانه‌های رسمی بسنده نمی‌کند، بلکه با استفاده از ارتش سایبری، اقدام به پخش «اخبار ضد و نقیض» می‌کند. هدف از این تاکتیک، ایجاد سردرگمی، پخش شایعات ناامیدکننده و تفرقه‌افکنی میان مردم است.

جمهوری اسلامی می‌خواهد با آلوده کردن فضای اطلاعاتی، قدرت تشخیص حقیقت را از جامعه سلب کند.

ماشین جنگ روانی در برابر سد حقیقت

رژیم با تمام توان سیستم پروپاگاندای خود در حال جااندازی روایتی جعلی از انقلاب ملی ایرانیان و کشتار جوانان وطن است؛ روایتی که در آن «تروریست‌های وابسته» را عامل قتل‌عام معرفی می‌کند. اما تاریخ ثابت کرده است وقتی جامعه‌ای از «دروغ بزرگ» عبور می‌کند، دیگر هیچ پروپاگاندایی قادر به بازسازی مشروعیتِ از دست رفته نخواهد بود.

باید هوشیار بود که تا زمان تداوم قطع اینترنت و خاموش ماندن صدای شاهدان عینی، هرگونه ادعایی از سوی صداوسیما و خبرگزاری‌های حکومتی، فاقد وجاهت و مشروعیت است.

تا زمانی که رسانه‌های آزاد و نهادهای بین‌المللی اجازه تحقیق مستقل در داخل ایران را نداشته باشند، این ادعاها تنها بخشی از «ماشین جنگ روانی» رژیم برای ایجاد تردید و فرار از مسئولیت جنایت تلقی می‌شود.

در نهایت در نبرد میان «روایت قدرت» و «حقیقتِ خیابان»، این صدای لرزانِ استبداد رژیم است که در برابر آگاهیِ جمعی ایرانیان رنگ می‌بازد.
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.