قوه قضاییه اموال برزو ارجمند را مصادره کرد / تداوم فشارها بر علی دایی؛ گزارشها از تهدید او به اعدام
+4
رأی دهید
-30
ایران وایر - قوه قضاییه جمهوری اسلامی سهشنبه ۴فروردین۱۴۰۵ در بیانیهای اعلام کرد اموال «بازیگری» با نام اختصاری «ب. الف»، به همراه داراییهای تعدادی از نزدیکانش در ایران توقیف شده است.هرچند در بیانیه قوه قضاییه و همین طور متن خبر رسانههای ایران نامی از این بازیگر نیامده، اما به نظر میرسد فرد مورد نظر، «برزو ارجمند» بازیگر پیشین سینمای ایران و از مخالفان کنونی جمهوری اسلامی در تبعید باشد.
به گزارش رسانههای رسمی ایران، این اقدام در چارچوب دستور قضایی برای «شناسایی و توقیف اموال عناصر حامی رژیم صهیونیستی» انجام شده است. در اطلاعیه منتشر شده ادعا شدهد که تمامی اموال ثبتشده این فرد در داخل ایران، با دستور مقام قضایی توقیف شده است.
قوه قضاییه همچنین مدعی شده که این بازیگر، پس از خروج از ایران با یکی از «سرویسهای جاسوسی» همکاری کرده و به گفته مقامهای قضایی، به «عنصر رسمی شبکه ساماندهی اقدامات تروریستی ضدایرانی» تبدیل شده است.
همچنین گفته شده او در جریان آنچه «جنگ رمضان» نامیده شده، در «توجیه حملات آمریکا و اسراییل به مناطق مسکونی و زیرساختهای ایران» نقش داشته است.
تداوم فشارها بر علی دایی؛ گزارشها از تهدید او به اعدام

آنچه امروز در قالب شعارهای تهدیدآمیز بر دیوارهای پایتخت و تصمیمات حاکمیتی برای حذف نام علی دایی از خیابانهای تهران مشاهده میشود، فراتر از یک لجبازی اداری یا اقدامات خودسرانه است؛ این در واقع برآیند تقابل تمامعیار میان یک «مرجعیت اجتماعی مستقل» و «ساختار قدرت» است.
علی دایی که سالها با افتخارات ورزشیاش نماد غرور ملی بود، اکنون به دلیل انتخاب ایستادن در کنار مطالبات مردمی و واکنش به وقایع تلخی چون حوادث دیماه، با سختترین لایههای فشار امنیتی و روانی مواجه شده است. تهدید به مرگ و اعدام که در قالب دیوارنویسی در نزدیکی محل سکونت او دیده میشود، تلاشی است برای شکستن هیبت شخصی که نفوذ کلامش میان تودههای مردم، بیش از تریبونهای رسمی اثرگذار است.

این فشارها نشاندهنده آن است که وقتی یک چهره ورزشی از نقش سنتی خود فراتر رفته و به صدای بخشی از جامعه تبدیل میشود، تمام سرمایه نمادین او هدف تخریب قرار میگیرد تا هزینهی کنشگری اجتماعی برای سایر چهرههای شاخص به شدت بالا برود.
حذف نام علی دایی از معابر شهری، تکرار یک الگوی قدیمی برای زدودن هویتهای معترض از حافظه بصری شهر است، غافل از آنکه محبوبیت افرادی در تراز او، پیوندی انداموار با وجدان جمعی جامعه دارد و با بخشنامه و تغییر تابلوهای فلزی از بین نمیرود.
برخورد حذفی با «شهریار» فوتبال ایران، نه تنها از اعتبار او نمیکاهد، بلکه در فضای دوقطبی کنونی، جایگاه او را به عنوان یک «قهرمان ملیِ تحت غضب» تثبیت میکند.
حکومتی که نام او را از خیابانها برمیدارد و اجازه میدهد تهدیدهای علنی علیه جان او بر دیوارهای شهر نقش ببندد، عملاً در حال بازتعریف مرزهای خود با جامعهای است که دایی را نماد شرافت و ایستادگی میداند. این اقدامات، پارادوکسی آشکار را به نمایش میگذارد: هرچه تلاش برای حذف فیزیکی و نمادین او در ساختار رسمی بیشتر میشود، حضور او در «زیستجهان» مردم و تاریخ شفاهی این مرز و بوم عمیقتر و ریشهدارتر میگردد، چرا که اعتبار دایی نه از امضاهای دولتی، بلکه از سالها تلاش روی مستطیل سبز و همدلی در روزهای سخت با مردم ریشه گرفته است.