درون ساختمان صدسالهای که ۴۰۰ هزار شمش طلا را در دل خود پنهان کرده است
رأی دهید
روی زمین و دیوارها، موزاییکها و تندیسهای باشکوهی قرار گرفتهاند که شیرها، انبوهی از شمشهای طلا، صاعقهها و خدایان روم باستان را به تصویر میکشند.
جنی آدام، متصدی موزه بانک انگلستان (بانک مرکزی بریتانیا)، توضیح میدهد: «زمانی که این ساختمان ساخته شد، هدف آن این بود که بهعنوان یک بانک فعال مورد استفاده قرار گیرد. مردم در تمام طول روز در رفتوآمد بودند.»
او میگوید «و بلافاصله با حسی از شکوه و عظمت روبهرو میشدند.»
برای بزرگداشت صدمین سال بازسازی آن، نمایشگاهی در موزه بانک افتتاح شد که جزئیات بیشتری از یکی از امنترین ساختمانهای بریتانیا را نشان میداد.
بیبیسی فرصت نادری برای بازدید از داخل بانک انگلستان داشت، جایی که برخی از مهمترین تصمیمات مالی گرفته میشود و در خزانه زیرزمینی آن حدود ۴۰۰ هزار شمش طلا نگهداری میشود.
این ابتکار با موفقیت چشمگیری همراه بود و در سال ۱۷۳۴ به مکان کنونی خود در خیابان تردنیدل لندن منتقل شد؛ ساختمانی که بهتدریج باشکوهتر شد و زمینهای اطراف را دربر گرفت تا در محدوده دیواری بدون پنجره، فضایی به وسعت سه و نیم جریب (۱۴ هزار متر مربع) شکل بگیرد.
معماران مشهوری در ساخت این بانک نقش داشتند، از جمله جان سوان در دهه ۱۸۰۰ که ساختمان طراحیشده توسط او یکی از شاخصترین آثار معماری شهر محسوب میشد.
اما تا دهههای نخست قرن بیستم، مشخص شد که اثر باشکوه سوان دیگر کارایی لازم را ندارد.
خانم آدام میگوید: «تا زمان جنگ جهانی اول، تعداد کارکنان بانک از حدود ۱۲۰۰ نفر در سال ۱۹۱۴ به حدود ۴ هزار نفر در سال ۱۹۱۸ رسید و مشخص بود که با مشکل جدی ظرفیت مواجه هستند.»
او میافزاید: «بانک وظیفه عظیمی برای مدیریت بدهی پرهزینه ملی و امور دیگر برعهده داشت، بنابراین تصمیم به تخریب و بازسازی گرفته شد.»
با این حال، پس از تکمیل در سال ۱۹۳۹، این پروژه که زیر نظر هربرت بیکر، معمار ارشد انجام شد، در مجموع ۵ میلیون پوند هزینه داشت. معادل تقریبا ۲۸۵ میلیون پوند امروزی و در ساخت بانک مرکزی کشور از هیچ هزینهای دریغ نشد.
شواهد این ثروت را میتوان در تمامی بخشهای این ساختمان دید که هفت طبقه بالای زمین و سه طبقه زیر آن دارد.
در طبقه همکف، موزاییکهایی اثر بوریس آنرِپ، هنرمند برجسته روس در راهروهای طاقدار خاکستری و سیاه گسترده شدهاند و مجسمهها و نقشبرجستهها تمامی تزئینات و تجهیزات را پوشاندهاند.
خانم آدام توضیح میدهد: «ترکیبی از سبک مدرن و باستانی وجود دارد. این حس را به شما میدهد که هرچند این ساختمان نسبتاً جدید است، انگار همیشه اینجا بوده است.»
او میگوید: «میراثی طولانی و پیشینهای عمیق وجود دارد. میتوانید به آن اعتماد کنید؛ اینجا ماندگار است.»
نشانههایی از میراثی حتی کهنتر نیز در پایین یکی از پلههای مارپیچ دیده میشود. جایی که موزاییکی رومی که در دهه ۱۹۳۰ کشف شد، هنوز در معرض دید است.
این مجموعه از راهپلهای دیگر به طبقه بالاتر میرسد، اما در فضایی کاملاً متفاوت؛ فضایی با حالوهوای تقریبا سلطنتی.
یکی از این فضاها، اتاق انتظار طبقه اول است که با پارچههای ابریشمی قرمز و طلایی پوشیده شده، نقاشیهایی چند صد ساله بر دیوارها آویزان است و کنار پنجرهای عظیم که از کف تا سقف امتداد دارد، شومینهای با تزئینات بسیار ظریف قرار گرفته است.
از این اتاق، درهای چوبی ضخیم و دولنگهای باز میشوند که به فضایی هشتضلعی با رنگ آبی روشن و لوکس راه دارد؛ جایی که پرتره یکی از مدیران پیشین با نگاه نافذش بر فضای بازسازیشده از دهه ۱۷۸۰ مسلط است.
بدون میکروفونهایی که دور میز منحنی نصب شده و دو صفحه نمایش تلویزیونی، کمتر کسی تصور میکند که اینجا محل برگزاری بحثهایی است که هر ماه برگزار میشوند و بر زندگی میلیونها نفر تاثیر میگذارند.
خانم آدام میگوید: «اینجا جایی است که تا به امروز، کمیته سیاستگذاری پولی بانک در راستای ماموریت بانک برای مدیریت تورم گرد هم میآید تا درباره نرخ بهره تصمیمگیری کند.»
او میافزاید: «به همین دلیل است که این درهای دو جداره اینقدر اهمیت دارند. تا مطمئن شویم کسی به این گفت و گوهای بسیار حساس درباره بازار، گوش نمیدهد.»
در آنسوی مجموعهای دیگر از درهای دو جداره، اتاق جلسات رسمی قرار دارد که تریبونی با نشان بانک انگلستان در مقابل شومینهای متعلق به قرن هجدهم دارد و زیر سقفی سبز و پیچیده و دیوارهایی که با طلا آراسته شدهاند قرار گرفته است.
سایههای فرمانروایان از سراسر دوران فعالیت بانک دیوارهای اتاق را پوشاندهاند و در حالی که موجودات افسانهای با بدن شیر و سر عقاب، زرین و باشکوه، بالای درگاهها از انبوه طلا پاسداری میکنند.
در یکی از دیوارها، بادسنجی مکانیکی حرکت میکند که یادآور زمانی است که بندر لندن تقریبا در نزدیکی بانک بود و عنصر کلیدی در اقتصاد شهر محسوب میشد.
خانم آدام میافزاید: «در این فضا نمادهای زیادی از پول و امور مالی دیده میشود... و طلاکاری تا جایی که چشم کار میکند ادامه دارد.»
به همین دلیل خانم آدام میگوید بسیار خوشحال است که توانسته نمایشگاهی برگزار کند تا مردم بتوانند با معماری ساختمان آشنا شوند و تصویری از آنچه درون آن است به دست آورند.
او میگوید: «۱۵ سال است که در این بانک کار میکنم و وقتی هر روز به اینجا میآیید، برایتان عادی میشود.»
خانم آدام در ادامه میگوید: «اما هر از گاهی دوری در ساختمان میزنید و فکر میکنید این واقعا باشکوه است. و این همه داستان و جزئیات برای گفتن وجود دارد.»
