چه شد که ایرانیان از «یاحسین، میرحسین» به «پهلوی بر‌می‌گرده» رسیدند؟

ایران اینترنشنال: امیرهادی انواری
۲۳ خرداد ۱۳۸۸، پس از لغو کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی، در تجمعی حوالی چهارراه جهان کودک تهران، کسانی از جمله جوانان فعال ستاد موسوی شعار می‌دادند: «یاحسین، میرحسین» و «خمینی، کجایی، موسوی تنها مانده». چگونه از آن شعارها به شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» رسیدیم؟

شعارهای آن روز ادامه شعارهایی بود که پیش از برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد آن سال داده می‌شد. شعارهایی چون: «اگه تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه.» اما شعار اصلی آن سال «مرگ بر دیکتاتور» بود.


این مشاهده عینی نگارنده است که در آن سال‌ها در میان اعتراضات بود. چه اتفاقی افتاده که پس از ۱۶ سال، شماری از مردم ایران، از «یاحسین میرحسین» به «این آخرین نبرده، پهلوی بر‌میگرده» رسیدند؟

پاسخ به این سوال از این رو مهم است که به نظر می‌رسد جریانی فعال تغییرات جامعه را انکار می‌کند بی‌آن‌که روشن سازد دلیل این انکار چیست و تداوم آن به کجا ختم خواهد شد؟ آیا می‌توان برای انعکاس صدای جامعه «سهمیه» بر پایه «مساوات» تعیین کرد؟

پرده اول: تغییرات صحنه بازی

همواره درباره صحت آمار رسمی مشارکت در انتخابات که از سوی جمهوری اسلامی اعلام می‌شود، تردید وجود داشته است. با این حال اگر قرار بر مقایسه باشد، می‌توان دو آمار رسمی را، فارغ از میزان اعتبار آن‌ها، با هم مقایسه کرد. طبق آمار رسمی، در سال ۸۸ از ۴۶ میلیون واجد شرایط، حدود ۴۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. نرخ مشارکت در آن سال بر اساس آن آمار حدود ۸۵ درصد بود.

همان مرجع رسمی که آمار پیشین را اعلام کرده بود، تیرماه سال ۱۴۰۳، اعلام کرد از ۶۱.۵ میلیون نفر واجد شرایط رای دادن، تنها حدود ۲۴.۵ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. یعنی نرخ مشارکت به حدود ۴۰ درصد رسیده بود.

در واقع جمعیت واجد شرایط در سال ۱۴۰۳، حدود ۱۵.۵ میلیون نفر افزایش داشت، اما تعداد شرکت کنندگان در انتخابات نیز ۱۵.۵ میلیون نفر کاهش داشت.

صرف‌نظر از بازی با اعداد مراجع رسمی، این ۱۵.۵ میلیون نفر از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۴۰۳ کجا رفتند؟

پرده دوم: بال چپ و راست هم‌دست بودند

۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۴، در روزهایی که ستادهای انتخاباتی اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی و مصطفی معین، با هم در رقابت بودند، مفهومی جدید در صحنه سیاست ایران در حال شکل‌گیری بود: «اصولگرایی». در آن زمان دو جناح ایران بیشتر به «راست» و «چپ» که هر دو پسوند مذهبی نیز داشتند تقسیم می‌شد.

در آن زمان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، که نمادی از آن نظام سیاسی است، در یک سخنرانی گفت این دو جناح، «دو بال» هستند که «کشور» با آن پرواز می‌کند. ایران و کشور، در گفتار خامنه‌ای، معمولا به‌معنای «نظام» است.

در واقع او برای مخاطبانشان تبین کرد که «اصولگرا و اصلاح‌طلب دو بال جمهوری اسلامی هستند.» اگرچه در همان سخنرانی او خطوط قرمز «بال چپ» را هم روشن کرد که «قانون اساسی و اصول انقلاب» بود.

خامنه‌ای تیرماه سال ۱۳۸۸ هم، وقتی پس از اعتراضات خرداد اصلاح‌طلبان به خطوط قرمز او نزدیک شدند، به آنها نکته‌ای را یادآوری کرد. او در دیدار با برخی از آخوندهای حوزه علمیه قم گفت: «یک وقتی به خود آقای خاتمی هم گفتم که اگر امروز یک جریان چپی در کشور وجود نداشت، من لازم می‌دانستم یک جریان چپ به‌وجود بیاورم تا برآیند این دوتا حرکت -حرکت آقای هاشمی و او- یک برآیند معتدل شود.»

کسی به سخنان خامنه‌ای چنان‌که باید توجه نکرد، یا شاید کسی دوست نداشت حرف‌های خامنه‌ای را بشنود. او خود صراحتا همه چیز را شرح داده بود.

پرده سوم: میرحسین و دعوای درون خانوادگی

بخشی از مردم ایران در خرداد ۷۶، به اصلاحات گام‌گام امید داشتند. با همین امید به خاتمی رای دادند. ۸ سال از عمر و جوانی رای دهندگان به خاتمی گذشت اما به نتیجه‌ای که خواستند نرسیدند. بر اساس همان آمار رسمی (که طبعا درستی آن مورد تردید است)، خاتمی در سال ۷۶ خاتمی با بیش از ۲۰ میلیون رای به ریاست‌جمهوری رسید، اما سال ۱۳۸۴، مجموع رای سه نامزد اصلاح‌طلب آن زمان روی هم کمی بیش از ۱۰ میلیون بود.

۱۲ سال پس از خرداد ۷۶، این بار «بال چپ نظام» میرحسین موسوی را عرضه کرد. موسوی لقب «نخست‌وزیر امام» را داشت. اکثر جوانانی که در خرداد ۸۸ در صحنه بودند، اصولا نمی‌دانستند چرا او این لقب را دارد.

ماجرا این بود که در دوران رهبری روح‌الله خمینی، خامنه‌ای به عنوان رییس‌جمهوری وقت، تمایلی به انتخاب موسوی نداشت. موسوی با حکم خمینی که انتخاب هر فرد به جز او را «خیانت به اسلام» دانست، برای بار دوم به نخست‌وزیری رسید.

هاشمی رفسنجانی و حامیان اصلاح‌طلب موسوی، به خوبی در جریان کهنه زخم خامنه‌ای از موسوی بودند. بازگشت او به سیاست، پیام واضحی برای خامنه‌ای داشت.

موسوی هم مراقب بود سطح درگیری از این اختلاف درونی بالاتر نرود. موسوی در ایام انتخابات، طبیعتا مانند سایر نامزدها، خامنه‌ای را «مقام معظم رهبری» می‌خواند و حتی فراتر از سایرین، سال‌های سیاه دهه ۶۰ را «دوران طلایی حضرت امام» می‌خواند.

با این‌حال، خامنه‌ای با معرفی محمود احمدی‌نژاد، چنان «بال راستی» برای نظام ساخته بود، که بسیاری، ترجیح می‌دانند این نیمه موسوی را نبینند و دست‌به‌نقد از شر احمدی‌نژاد خلاص شوند.

اگرچه مخالفت‌های سیاسی جدی با جمهوری اسلامی وجود داشت، اما اوضاع اقتصادی، در دوران احمدی‌نژاد رو به‌ وخامت گذاشته بود و اصرار او بر توسعه برنامه هسته‌ای، مردم را نگران کرده بود. این نگرانی با توجه به تشدید تحریم‌ها در دور دوم ریاست جمهوری او، چندان بی‌راه نبود.

موسوی توانست در انتخابات ۸۸، نرخ مشارکت را که براساس آمار رسمی جمهوری اسلامی در انتخابات سال ۸۴ به کمتر از ۶۰ درصد رسیده بود، به نزدیک ۸۵ درصد برساند.

معترضان ۸۸ گمان می‌کردند می‌توان در جمهوری اسلامی از راه‌های مسالمت‌آمیز به‌نتیجه رسید. هیچ آماری در دست نیست که دقیقا چند درصد از آنها به جمهوری اسلامی باور داشتند. اما موسوی در بیانه اول خود گلایه‌اش را مطرح کرد، او شکایت داشت که «متصدیان بی‌امانت»، ارکان «نظام مقدس جمهوری اسلامی» را تنزل دادند.

او آن‌چه را موج عقلانیت سبز مردم می‌خواند برگرفته از «تعالیم دینی و علایق ملت به اهل بیت پیامبر» می‌دانست.

در همان زمان که موسوی خود را در جایگاه رهبری خشم عمومی مردم با این بیانیه‌ها تثبیت و اهداف آنان را این‌چنین ثبت می‌کرد، امثال زنده‌یاد ندا آقاسلطان، در خیابان‌ها اعتراض می‌کردند.

تصاویر و خاطرات نقل‌شده از زندگی شخصی او نشان می‌دهد که این زن جوان با تعریف‌های موسوی همسو نبود. او پس از قتل حکومتی آقا سلطان در ۳۰ خرداد هم بیانیه داد و در آن خمینی را «امام روشن ضمیر» خواند. از بازگشت مردم به شعارهایی نظیر «نصر من الله و فتح قریب»، «یاحسین، میرحسین» و استفاده از نام خمینی در شعارها ابراز رضایت کرد و آن را نشانه‌ای از وفاداری مردم به آرمان‌های انقلاب ۵۷ دانست.

پرده چهارم: آخرین امید به‌رنگ بنفش

در انتخابات سال ۱۳۹۲، «بال راست» نظام که همان اصولگرایان بودند، معیشت مردم را تنگ و همه‌چیز را برای ورود «بال چپ» نظام آماده کردند. حسن روحانی، با کلید و رنگ بنفش وارد شد و موسوی به همراه مهدی کروبی، دیگر رهبر جنبش سبز، از او حمایت کردند. او با شعار رفع تحریم و بهبود معیشت مردم وارد شد.

دولت باراک اوباما، که معترضان در سال ۸۸ خطاب به او شعار می‌دادند «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما» با دولت روحانی کنار آمد و برجام امضا شد و معیشت مردم اندکی از حد فاجعه فاصله گرفت.

دولت‌مردان روحانی، سرمست از پیروزی دیپلماسی، که به لطف آمریکا به‌دست آمده بود به سراغ حذف یارانه بنزین و یارانه‌های نقدی مردم رفتند. با این‌حال، بهبود نسبی شرایط اقتصادی باعث شد، مردم واکنش بسیار تندی نشان ندهند. تا زمستان ۱۳۹۵ که دونالد ترامپ، به ریاست جمهوری آمریکا رسید و ورق برگشت.

پرده پنجم: «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»

یک‌سال پس از آغاز ریاست جمهوری ترامپ، در دی‌ماه ۱۳۹۶، درحالی که «بال راست» نظام یا همان اصولگرایان، در حال آماده شدن برای مراسم حکومتی «نهم دی» بودند، تا به «بال چپ» نظام یا همان اصلا‌ح‌طلبان طعنه بزنند، اعتراضات عمدتا معیشتی در ایران آغاز شد.

در این اعتراضات، ۸ سال پس از اعتراضات ۸۸، دیگر خبری از «یاحسین، میرحسین» نبود. مردم اولین بار شعاری سر دادند که مستقیما یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین سیاست‌های جمهوری اسلامی را نشانه رفته بود: «اصولگرا، اصلاح‌طلب، دیگه تمومه ماجرا»

پرده ششم: شعارها و تمایلات پادشاهی‌خواهانه

هم‌زمان با شعار قبلی، در اعتراضات سال ۹۶، برای اولین بار به‌طور آشکار شعار دیگری سر داده شد: «رضا شاه، روحت شاد» تا ۸ سال پیش از این اعتراضات، موسوی در بیانیه‌های خود انقلاب ۵۷ را می‌ستود.

تا سال ۹۶، در جریان اعتراضات، همواره شعارهایی علیه جریان اصولگرا یا همان «بال راست» نظام سر داده می‌شد. شعار «مرگ بر دیکتاتور» مشخصا این بال نظام را نشانه می‌رفت. اما «بال چپ» یا همان اصلاح‌طلبان، خود را در سمت «آزادی» تعریف کرده بودند.

از همان زمستان سال ۹۶، تئورسین‌ها و بازجوهای سابق وزارت اطلاعات، نظیر عباس عبدی و علی ربیعی و.. گلایه‌های خود را از «بال راست» آغاز کردند. آنها معتقد بودند اعتراضات دی ۹۶ را احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد آغاز کرد تا دولت را تضعیف کند.

چهار ماه پس از اعتراضات دی ۹۶، در اوایل اردیبهشت سال ۱۳۹۷، اتفاقی عجیب رخ داد. در جریان یک حفاری برای عملیات عمرانی در شهرری تهران، یک مومیایی کشف شد. کارگر ساده آن عملیات عمرانی، عکس سلفی با مومیایی انداخت و منتشر کرد. همین عکس گمانه‌زنی‌ها درباره هویت جسد را افزایش داد.

مومیایی درست در محلی پیدا شده بود که آرامگاه رضاشاه پهلوی در آن واقع شده و به دستور صادق خلخالی تخریب شده بود. اندکی بعد شورای شهر تهران تایید کرد جسد مومیایی پیدا شده، متعلق به رضاشاه پهلوی بوده است.

پرده هفتم: آبان خونین

اصلاح‌طلبان حاکم در دولت از همان دی‌ماه ۹۶، از کم بودن شدت عمل در سرکوب اعتراضات شکایت داشتند. در سال ۱۳۹۸، پیش از افزایش ناگهانی قیمت بنزین، عباس عبدی با برخی چهره‌های اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگاران، جلساتی ترتیب داده بود که بین روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب به «اتاق بنزین» مشهور شده بود. روزنامه‌نگارانی که بعدها مشخص شد از جریانی بودند که بعدها به «سیم‌کارت سفید» مشهور شدند.

جریان اصلاحات یا همان «بال چپ» معمولا در اعتراضاتی از این دست، همواره حامی معترضان بودند یا دست‌کم اینطور نشان می‌دادند، اما در آبان خونین ۹۸ مستقیم و غیر مستقیم از معترضان انتقاد کردند.

شاخص‌ترین چهره‌های آنان، چون مصطفی تاجزاده اگرچه به‌طور مشخص از سرکوب معترضان دفاع نکردند، اما در جایگاه ناصح دلسوز نظام، معترضان را تلویحا محکوم کردند. تاجزاده در گفت‌وگویی با اعتماد آنلاین گفت: «آبان ۹۸ از دی‌ماه ۹۶ گسترده‌تر، خشن‌تر و غارتی‌تر بود، بعدی هم گسترده‌تر، خشن‌تر و غارتی‌تر خواهد بود.»

در آبان خونین ۹۸، نظیر دی ۹۶، معترضان از «بال چپ» نظام قطع امید کرده بودند. شعارهای سلبی وجود داشت، اما آنچه قابل توجه بود شعارهای ایجابی بود. اگر در گذشته معترضان فریاد می‌زدند چه چیزی نمی‌خواهند، در اعتراضات آبان ۹۸ آنچه می‌خواهند پر رنگ‌تر شد.

به این ترتیب، شماری از معترضان هم‌زمان که شعار دادند «چه اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم»، شعار می‌دادند: «ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره»، «ای شاه ایران، برگرد به ایران» و «ولیعهد کجایی، به داد ما بیایی».

شعارهای دیگر مانند گذشته در نفی دیکتاتوری، خامنه‌ای، جمهوری اسلامی و… هم وجود داشت، اما پدیده این دور اعتراضات، برجسته شدن شعارها در حمایت از پادشاهی و به طور خاص خاندان پهلوی بود.

پرده هشتم: زن، زندگی، آزادی

در پی قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، مردم ایران دست به اعتراضات گسترده‌ای زدند. «زن، زندگی، آزادی» شعار محوری این اعتراضات در آغاز بود. با آنکه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، زن و مرد در این اعتراضات حضور داشتند، برخی این اعتراضات را «خیزشی فمینیستی» نامیدند. همچنین برای اولین بار در این اعتراضات به طور گسترده، شعارهایی به زبان‌های مادری در مناطقی از کشور سر داده شد.

در بطن اعتراضات، بین معترضان، اختلافاتی ظهور پیدا کرد. در کنار همه این پدیده‌ها که همگی بی‌سابقه بودند، یک اتفاق بی‌سابقه دیگر رخ داد: شعار دادن علیه شاه! نیم قرن پس از سال ۵۷، گروه‌هایی که از جمله گروه‌های مخالف پهلوی بودند، شعارهایی علیه شاه سردادند، از جمله: «نه شاه می‌خوایم نه ملا، لعنت به آیت‌الله»

به نظر می‌رسد این‌ شعارها پنج سال پس از دی‌ماه ۹۶، در پاسخ به فراگیر شدن شعارها در حمایت از پادشاهی و خاندان پهلوی بود. در سوی دیگر، شعار «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» شنیده شد.

پرده نهم: نوروز ۱۴۰۴

در حالی که بحث‌ها بر سر این شعارها و حقانیت طرف‌ها در رسانه‌ها و بین گروه‌ها در فضای مجازی در جریان بود، نوروز ۱۴۰۴ فرا رسید.

در لحظه تحویل سال و نوروز، جامعه ایرانی با پدیده‌ای جدید، باز هم نظران را غافلگیر کرد. مردم از جمله نسل جوان، با حضور در اماکن تاریخی که پیوند قوی‌تری با فرهنگ ایرانی داشتند، شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی سر دادند.

ویدیوهایی که از این وقایع ثبت شد، گسترده‌گی آن را نشان می‌داد از خراسان از شمال شرقی کشور، تا پاسارگاد در قلب کشور، این پدیده ظهور کرد.

پرده دهم: دی‌ماه ۱۴۰۴

نیمه آذر ۱۴۰۴، مرگ مشکوک خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشر در مشهد، جامعه را در بهت فرو برد. پس از مرگ، پیام‌های صوتی از او منتشر شد که نشان می‌داد این وکیل حقوق بشر، از حامیان خاندان پهلوی بوده است.

در مراسم بزرگداشت او، نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، قصد سخنرانی داشت که با شعار های حاضران در حمایت از خاندان پهلوی مواجه شد. منتقدان و حامیان محمدی، جمعیت شعار دهنده را کم‌شمار توصیف کردند.

در این بین اتفاقی دیگر برای اولین بار بروز کرد. حساب رسمی تیم تراکتورسازی تبریز، از هواداران خواست در بازی‌های این تیم، به زبان ترکی آذری شعارهایی علیه خاندان پهلوی سر بدهند.

در همین اثنا، حدود سه هفته پس از وقایع بزرگداشت علیکردی، اعتراضات بازار در تهران از یکشنبه هفت دی آغاز شد. اعتراضاتی که حمایت از خاندان پهلوی و پادشاهی، به شکلی قابل‌توجه در ویدیوها و گزارش‌ها به چشم می‌خورد.

این بار انکار این شعارها دشوارتر شده است. به طرزی بی‌سابقه، حتی در دانشگاه صنعتی شریف نیز در حمایت از پادشاهی شعارهایی سر داده شد.این در حالی‌است که دانشگاه به‌طور سنتی، پایگاه گروه‌های مخالف پادشاهی به‌شمار می‌رود، این اعتراضات همچنان در جریان است.

ما و برابری «فرصت» و «نتیجه»

در یک مسابقه دو، شرکت‌کنندگان از یک خط آغاز، با تجهیزات مشابه، شروع به دویدن می‌کنند. ناظر قانونی مسابقه، خود را ملزم به ایجاد فضای برابر برای همه شرکت‌کنندگان می‌دانند، اگرچه یکی از شرکت‌کنندگان به‌دلیل فیزیک بدنی سرعت کمتری داشته باشد و دیگری بیشتر. در اینجا ناظر قانونی، در نتیجه مسابقه دخالت نمی‌کند؛ این «برابری در فرصت» است.

در مقابل، اگر همین ناظر قانونی، با هر توجیهی، مثلا با این توجیه که فیزیک بدنی یکی از شرکت‌کنندگان ضعیف‌تر است، نقطه شروع او را جلوتر ببرد، او در پی این است که برابری را در نتیجه ایجاد کند. این «برابری در نتیجه» است.

به‌نظر می‌رسد اعتقاد به «برابری در نتیجه» به‌شکلی فزاینده در بین برخی از اهالی رسانه در حال افزایش است. به‌دلیل شرایط خاص ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی، موسسات معتبر پرشماری برای ارزیابی شرایط ایران وجود ندارند که بتوان یافته‌های آنها را با هم مقایسه و نتیجه گرفت.

در اینجا اهمیت قضاوت حرفه‌ای روزنامه‌نگاران برجسته می‌شود. روزنامه‌نگار می‌تواند و باید با تکیه بر تجربه بتواند گستردگی شعارها را ارزیابی کند. شعاری که در تجمعات بزرگ در گوشه‌ گوشه کشور از ملارد گرفته تا بازار تهران و یک مجتمع تجاری در جزیره قشم سر داده می‌شود، به‌هیچ وجه هم‌سنگ یک شعار در تجمعی دانشگاهی نیست.

اگر رسانه خود را ملزم به «نتیجه برابر» نداند، لزومی ندارد با دادن «سهمیه» به یک شعار که کمتر از سوی جامعه مورد استقبال قرار گرفته، همه شعارها را در کنار هم قرار دهد. این به معنی حذف شعارها نیست، به معنی مداخله نکردن در نتیجه است.

در اعتراضات سال ۱۴۰۱، شعار غالب «زن، زندگی، آزادی» بود. پس از آن نیز شعارهایی نظیر «مرد، میهن، آبادی» و «هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم» سر داده می‌شد. اما در کنار اینها، بیش از ۲۰۰ شعار دیگر هم وجود داشت، پیداست که در یک گزارش محدود نمی‌توان همه شعارها را ذکر کرد.

در چنین شرایطی، قضاوت بی‌طرفانه و رعایت برابری فرصتی، حکم می‌کند اگر قرار است شعارهایی برای توصیف این رخداد ذکر شوند روی این شعارها تاکید شود که هم به لحاظ محتوایی در پیوند با اعتراضات است و هم گستردگی آن قابل استنباط است. کسی در اینجا شعارها را نشمرده، این یک قضاوت حرفه‌ای است.

در چنین شرایطی، ذکر شعار «مرگ بر دیکتاتور» که شعاری عمومی است، اگر تعمدا و برای کمرنگ کردن شعارهای اصلی نباشد، یک خطای حرفه‌ای واضح به‌شمار می‌رود.

اوضاع جهان امروز ما، هر روز در حال تغییر است. انقلاب هوش مصنوعی از یک‌سو و تحولات دنیای رسانه از سوی دیگر، همه‌چیز را تغییر داده است. امروز یک یوتیوبر یا اکانت ناشناس شبکه ایکس (توییتر سابق) می‌تواند به اندازه نوشته‌های رسانه‌هایی با ده‌ها سال سابقه و میلیاردها دلار سرمایه، دیده شود. این «برابری در فرصت» در جهان ما وجود دارد.

در چنین شرایطی، اصرار بر «برابری نتیجه» و یارانه دادن به یک جناح، با توجیه اخلاقی، «آب در هاون کوفتن است.»

روزنامه‌نگاری هنوز هم می‌تواند بماند، به شرط آنکه خود را «انعکاس» دهنده بی‌طرف جامعه بداند، نه در خوشبینانه‌ترین حالت شکل دهنده به تحولات و مسئول توزیع «یارانه توجه.»
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۴۷
Ali Nazari - میامی، ایالات متحده امریکا

مردم عقلشون سر جاش آمد . مردم فهمیدند که میر حسین، خاتمی و سایر پفیوزان دزد از همین نظام هستند و خواهان ادامه حکومت اسحالی اسلامی هستند. بعد از ۴۷ سال زندان ، اعدام ، شکنجه، فقر ، فساد، گرسنگی، اوارگی، دزدی، و هزاران مصیبت دیگر ۹۵ درصد مردم خواهان بازگشت به دوران شکوه و جلال و سر بلندی و رفاه پهلوی هستند. مرگ بر خامنه ای …جاوید شاه
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۱:۵۲
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

چاپید شاه! چاپید شاه! تام مورلی دلاور حمایتت میکنیم! کینگ رضا یغلوی، امید هر حلقوی!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۲:۳۷
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

جاله که منبع این مطلب، رسانه پالان طلب ایران اینتر پشمام هست!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۲:۳۹
۶۵
Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

باز هول کردی که کامنت اول رو بنویسی‌ و باز هم خیط کردی. عجله نکن، غلط مینویسی. در مورد تام مورلی هم حسودی نکن، یکی‌ هم تو پیدا کن برای جفتت.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۴
۴۶
Deer Park - واشینگتن، ایالات متحده امریکا

جالب اینکه جنتی دو بار حکومت پهلوی رو میبینه
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۴۴
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

خیلی ممنون سبکمغز جان! پالان طلبان پیدا کنن، ما هم دست میزنیم و شادی میکنیم و نیت به دومادی میکنیم!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۴
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

شاشزاده بی غیرت جانت فدای ملت!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۵
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

شاه پالان طلبان. خسروی گامبو شکمان!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۵
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

کینگ رضا غربتی. میرن خونش نوبتی!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۵
۷۲
senator x - تهران، ایران
این طومار را برای جواب همین یه سئوال نگارش کردین؟حالا جواب نویسنده؛میرحسین هم از قماش همین هاست.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۵:۰۸
۴۴
sama128 - شیراز، ایران

مردم بعد ۴۷ سال عن قلاب اسلامی ، وقتی جز اختلاس ، دزدی ، رانت ، بخور بخور، ضد و بند ،چه اصلاح طلب چه اصول گرا هیچی ندیدند همه شون از دم در یک سفر هستند و از ماتحت همدیگر ارتزاق می‌کنند فهمیدند که از دم همه یک کرباسن، حالا چرا به سازمان و احزاب قبل عن قلاب هم روی خوشی ندارند از جمله مجاهدین ، توده ای، ملی مذهبی، جبهه ملی ، فدایی ، و .. چون این تِرمال سال ۵۷ را این به اصطلاح روشنفکران دوزاری زدند و مملکت رو به پیشرفت و ترقی را در زمان شاه به خاک سیاه و نکبت نشاندند، میرحسین و روحانی و خاتمی و پزشکیان اینها خیارانی، بیش نبودند و نیستند از خیار هم انتظار ساخت مملکت را نباید داشت.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۵:۳۳
۴۷
سیمرغ ایران - برلین، آلمان

این روزا مثل اینکه بهت اضافه کار هم میدن خیلی فعال شدی
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۵:۴۴
۴۴
sama128 - شیراز، ایران
آخه جوجه ، تو میدونی قبر مصدق کجاست ، اصلا تا حالا احمد آباد مستوفی رفتی ، با همان یغلوی خودت باید زد توی سرت، از صبح تا شب عین مرغ مینا که چیزی حالیش نیست یه چیزی را بلغور میکنه تو هم همین طور ، این نکبت این بدبختی مملکت از همان سال ۳۲ شروع شد مملکت در حال پیشرفت را ........ ترمال شد این ترمال یعنی ترمال سال ۵۷، حالا هی دری وری بگو هی دری وری بگو ، بسه خجالت بکش ، پاشو برو سر قبر مصدق احمدآباد مستوفی با اسنپ برو گم نشی خِیر سر امواتت، یه فاتحه بخون ۵ تن آل اعبا، به دادت برسه ، ۵ تن آل عبا کی یا بودن. ؟!؟! خب حالا هرچی پاشو برو .
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۵:۴۷
۶۳
یا فاطمه زهرا - کپنهاگ ، دانمارک

فقط یک شاه داریم و او امیرالمومنین علی ع که بغیر از شاه نجف شاه جهان است‌.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۵:۴۷
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران

جاوید شاه،،،،،،،جاوید شاه،،،،،،،،،جااااااااااوییییییییییییییید. شاااااااه
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۲۴
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان

چون کشتی بان را سیاستی دگر امد ، تا دیروز ما را پی نخود سیاه اصولگرا و اصلاح طلب فرستاده بودند ، امروز می خواهند ما را با اصول گرا و سلطنت طلب مشغول کنند ، اصلاح طلبان سلطنت طلب ، هموطن آگاه باش ، استبداد چهره کثیفش را به هر شکلی نشان داد ، فریب نخورید ، دست شیخ و شاه آلوده به جان و مال شماست. فریب این جرسومه های فساد و تباهی را نخورید ، هدف مشخص است ، ازادی ، ازادی و نه به دیکتاتوری ،دشمنان وطن در کمین اند تا انقلاب تو را همچون انقلاب با شکوه ۵۷ بربایند و منحرف کنند ، فریب جاوید و حیدر حیدر های مزدوران سید علی را نخورید ، صدا گزاری بر روی تجمعات اعتراضی شما ملت قهرمان ، توهین به خرد و شعور شماست ،
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۲
۴۶
antifascism - تهران، ایران

عجب مقاله جفنگی. پرده اول پرده دوم پرده فلان. اولا میرحسین نه جناه راست بود نه چپ و نه اصلاحطلب بود نه اصول گرا. میرحسین از اولش هم فردی مستقل و مردمگرا بوده و هیچ ربطی به خاتمی و روحانی نداشته. فرق میرحسین با رضا پهلوی اینه که میرحسین داخل کشور بود و به وضوح نمیتونست بگه براندازی نظام از رضا پهلوی میتونه. هر دوی اینها ریشه فکری مردم گرایی دارن. از طرفی تمایل به به قدرت رسیدن رضا پهلوی صرفا دلیل به سلطنت خواهی نیست و خود رضا پهلوی بارها انتخاب نظام رو به رای گیری پرده. هر آدم اوشگول ..میاد مقاله میده یا کارشناسی میکنه. من خود بطور مستقل در جنبش سبز کارهای زیادیب کردم و صرفا به خاطر شخص میرحسین بود. الانم رضا پهلوی رو صرفا به خاطر شخص خودش پذیرا هستم. لطفا از طرف خودتون داستان سرایی کنید. رضا پهلوی شماها رو نداشت خیلی جلوتر بود. خیلی از مثلا سلطنت طلبها یا پان ایرانیستا صرفا تو زمین جمهوری اسلامی بازی میکنن و فقط پوشش برانداز برای خودشون گذاشتن. اصلا چه معنی داره تو این مرحله انقدر چپ و راست و سلطنت و جمهوری میگید! قطعا قصد پراکندگی دارید.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۸
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

یه سگ داریم سه گوشه. شازده تخم چموشه! (به یاد شعارهای فوتبالی دهه شصت)!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۰
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

تو پوشکتو سفت بچسب ......!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۲
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران

مرحوم مصدق اونقدر شریفه که نیازی به فاتحه من نداره پالان طلب. تو برو سر قبر شعبون بیمخ و فاحشه های شهرنویی ۲۸ مرداد فاتحه بفرست بلکه اگه جهنمی در کار بود کمتر بابت خیانت به مردم مار و عقرب به .......فرو کنن.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۴
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
رضا پهلوی قبل از هر فراخوانی باید الان تست شرف و غیرت بدهد ، تا هموطن من بداند ، اگر امروز جان خودش را در دست گرفت و وارد خیابان شد ، رضا پهلوی او را مثل زنش که زیر معشوقه فرانسوی اش رها کرد ، من و شما را زیر چکمه و باطوم مزدورن خامنه‌ای رها نخواهد کرد، حالا سطل احمق بیا و به من ایراد بگیر ، چرا در مساعل خصوصی جناب عالیجناب فراخوان دخالت می کنی !
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۹
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
متعصفانه با این احمق ها بدلیل ضریب هوشی نداشته شان نمی شود با زبان کنایه و اشاره سخن گفت ، باید مستقیم رفت سر اصل مطلب ،بنده از شما مخاطبان محترم بابت صراحت سخن و احیانا سوع تفاهم ، پوزش می خواهم
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۰
۵۶
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
همچین داری جیغ می‌زنی که داری تایید میکنی اون دیواری که روش نوشته جاوید شاه با اجراش و فونداسیون داره اذیتت میکنه 😁😁
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۸
۶۶
zarduscht1 - فرانکفورت، آلمان
1:امضا: ملا مارکس انقلابیِ مستقل نه چپ نه راست :یا همان کاربر" زن زندگی‌ آزادی" خودمان بیانه ۱ تا ۱۰ محتوا: ما هشدار می‌دهیم که مدیای خارج یا مزدبگیر رژیم است یا عربستان و اسرائیل یا پروژه مشترک با هوش مصنوعی.این رسانه‌ها صدای واقعی جنبش زن زندگی آزادی را فیلتر می‌کنند تا برای مردم رهبر بتراشند. رهبرسازی پروژه است. (ادامه دارد در بیانیه شماره ۱۱، ۱۲، ۱۳… تا اطلاع ثانوی). وسط آن هم چند عدد فحش به پهلوی و مجاهدین. حالا بریم توی فضا مجازی دیگر اکانتی با نام chertopert:امضا: chertopert انقلابیِ محتوا:" ما هشدار می‌دهیم که مدیای خارج یا مزدبگیر رژیم است یا عربستان و اسرائیل یا پروژه مشترک با هوش مصنوعی.این رسانه‌ها صدای واقعی جنبش زن زندگی آزادی را فیلتر می‌کنند تا برای مردم رهبر بتراشند. رهبرسازی پروژه است. (ادامه دارد در بیانیه شماره ۱۱، ۱۲، ۱۳… تا اطلاع ثانوی)" البته اینجا مجاهد است. فقط نام کاربری عوض می‌شود.امروز زن زندگی‌ آزادی، فردا chertopert، پس‌فردا یک اکانت با عکس گل یا پیرزن عصبانی.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۶
۶۶
zarduscht1 - فرانکفورت، آلمان
2:ما سایبریِ چندچهره زیاد دیده بودیم،اما کسی که با ده اسم مختلف،ده گرایش سیاسی،و یک متن واحد در ده سایت ظاهر شود،این دیگر شاهکار است. زن زندگی‌ آزادی :دیگر کارت از جیره نخود لوبیا بسیج گذشته. اینجوری که شما کاسبی انقلابی‌ می‌‌کنید. می‌‌توانی به زودی سایت یوکی را بخری.خودت هم آدمین هستی‌. هم مجاهد. هم ضد مجاهد. هم چپ هم راست. هم ملی‌ گرا. هم جهان وطنی. حالا نمی‌‌شود. در جای دیگر با زن زندگی‌ آزادی ظهور کنی‌ و در اینجا با نام chertopert،? نام این اکانت بیشتر به شما می‌‌خورد.خجالت نکش یک چیزی بگو
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۷
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران
تو حالا به یه کیس خاص پناهندگیتو گرفتی. دیگه نیازی نیست هر روز به ما یاد آوری کنی که اونکاره ای!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۶
۵۶
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
حالا چرا اینقدر بالا پایین میپری؟ یه اخوند زاده تنبل که حتی دکترا هم نداشت 😁😁😁😁 دیگه باید عادت کنی به سوزش.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۱
۵۶
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
دری وری میگی ها. عمه ات گفته بود دوران طلایی امام؟؟؟؟؟ این رو چی تعریف میکنی؟ مستقل!؟؟ 😂😂😂😂😂
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۲
۶۶
zarduscht1 - فرانکفورت، آلمان
این شاهکاری که توی این دو روز اخیر زدی، عملاً اینجا از «زن، زندگی، آزادی» رسیده‌ایم به اکانت chertopert آن‌هم با تمایل ویژه مجاهدین. انگار منوی مخصوص روز بوده! اگر این‌همه حرص نخود و لوبیای بسیجی می‌زنی، خب طبیعی‌ست که دم خروس نه‌تنها پیدا شود، بلکه بیاید وسط صحنه، تعظیم هم بکند. لااقل وقتی چیزی می‌نویسی، یک‌به‌یک کپی نکن؛ یک کم جابه‌جا کن، مثلاً نخود را لوبیا کن، لوبیا را عدس! سال نو هم که دارد از راه می‌رسد؛ به جان خودم قصد نداشتم سهمیه «نخود لوبیای بسیج» شما را آجر کنم.فقط امیدوارم رئیس بخش سایبری حوزه، یکی توی سرت نزند که چرا این‌قدر ناشیانه گند زدی. خلاصه:گند زدی.امروز نخود… بی‌نخود.فردا شاید لوبیا… بی‌لوبیا! .
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۲
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران
من بالا پایین نمیپرم. ولی تام مورلی روی تخت انگار داری میپره! صدای قیژ قیژش تا اینجا میرسه! دستش به همرات پالان طلب!
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۶
۴۶
antifascism - تهران، ایران
میرحسین توی ایران داشت مبارزه میکرد. چطور از اونهمه بیانیه فقط دوران طلایی امامش یادت مونده. هنوز که هنوز هیچ مخالف رژیمی نتونسته 1 بیانیه در سطح میرحسین منتشر کنه. طرف عمر و خانوادشو گذاشت پای مردم. مشکل مردم ایران اینه که فقط ساز خودشونو میزنن و خوبی و بدی رو درست نمیفهمن چون دوست ندارن بفهمن
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۶
۶۶
zarduscht1 - فرانکفورت، آلمان
عزیز دل، شما الان توی سایت یوکی هستی، نه جلسه‌ی تفسیر نه بیانیه‌ی حزبی. این «شیخ و شاه» قاطیِ «ملی‌گرایی با سس مارکس» دقیقاً چیه؟ مارکس که کلاً دینو مرخص کرده بود، حالا شما از توی همون دیگ، آش ایدئولوژیکِ سه‌طبقه پختی؟ یکم هم‌زدن بلد باش برادر. بعد جالب‌ترش اینه: با اکانت رسمی اینجا ملی‌گرای معتدلِ متفکری، ولی با اکانت chertopert توی فضای مجازی می‌شی .مجاهد. بعد جالب‌ترش اینه: با اکانت رسمی اینجا ملی‌گرای معتدلِ متفکری، ولی با اکانت chertopert توی فضای مجازی می‌شی «نه شیخ، نه شاه، نه این، نه اون، فقط من». انگار اینترنت حافظه‌ی ماهیه! کسی بهت نگفته گوگل از مادرزن هم کینه‌ای‌تره؟ تو حوزه به شما یاد ندادن که اینترنت نه می‌بخشه، نه فراموش می‌کنه، نه می‌خوابه؟ اسکرین‌شات‌ها مثل ملائکه‌ی عذابن، دیر یا زود نازل می‌شن. آدم اگه قراره مارکسیست باشه، لااقل یک‌دست باشه؛ اگه قراره ملی‌گرا باشه، دو‌اکانتی نباشه؛ اگه قراره شیخ‌ستیز باشه، یواشکی شاه‌بغل‌نکنه. خلاصه کلام: ایدئولوژی مثل شلوار نیست، هرجا حال‌و‌هوا عوض شد عوضش کنی. اینترنت کمد لباس نداره؛ vitrin داره
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۶
۵۶
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
ببخشید ولی موافق نیستم. میرحسین از قماش خود اینها بود. بیانیه رو‌همه میتونن بدن، ولی وقتی هدف اش بازگشت به دوران طلایی امام بود آخرش چی می‌شد؟ اصلا امام دوران طلایی داشته که این میخواسته برگرده بهش؟ زندگی خانواده اش رو گذاشت؟ چی رو گذاشت؟ فقط در انظار نبود. حبس خانگی که همه مایحتاجش رو هم میاوردن خونه اش. کسی کار نکنه برای ۱۵ سال، به نظر شما از کجا میاورده میخورده؟؟ اون عینک اعتماد به کسی که نون جمهوری اسلامی رو خورده باید عوض کرد
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۳
۴۷
سیمرغ ایران - برلین، آلمان
فعلا این تویی که تا عکس شاهزاده رو می بینی خودت رو قهوه‌ای میکنی باید هم بترسی چون ممکنه ما اسم واقعیت رو ندونیم ولی بلاخره تو فک و فامیلت یکی هست که چند قطره شیر حلال خورده باشه به محض اینکه ورق برگرده یک دسته بیل برات داشته باشه
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۴
۵۶
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
این .. سگ سیبیل یا از اون کنفدارسیونی های مقیم مفتخوری المان هست یا یک ..چپی. هنوز بعد از ۵۰ سال یاد گلسرخی میکنه با اون مغز گندیده اش. این آدم یک عقده ای به تمام معنا است که فقط می‌خواد .. بندازه به پهلوی.
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۹
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
آقا شما از مصدق سایبری ... مزدور ولایت چه انتظاری داری؟ولش کن اصلا جزو آدمیزاد نیست...
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۳
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
از مصدق ... تر نیچیود ،تخم قاجار ،وطن فروش که با کاشانی آخوند بر علیه مصالح منلکت تبانی کرد،پوپولیست،ماشینشپ نزدیک محل مارش پارم میکرد ،بعد پیاده میامد مثلا سرکار،یه رک مادریش قحر،رگ پدری از زخم خوردگان ارباب رعیتی که رضا شاه خرشونو گرفته بود،مینه شتری دوسویه با پهلوی داشت،نفتی هم مه مثلا نلی کزد،اوبا سال بعد اون تاریخ ،قزاردلد اینگلیشل تمام بود،عملا بی نتیجه،هیچ غلطی هم نتونست بکنه،عولمدفریب و متظاهر یا متوهم،خبرتکاری مصری باهاش مصاحبه کرده یود،نوشت مه مصدفق مغز او سرش تیست،کفتع سیدی در هوابش آمده و کفته مصدق برو مار نفت زو ملی کن
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۹
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
...کدوم بهشت و حهنم،ولی همین دنیا چوب نیمه سوخته ...خواهد رفت
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
واقعا که دیوانه ای
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۱
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
توی اتاث فکر ح.ا ،از این.. شعرها تفت میدین،ای خاک...
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۲
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
مثلا فکر کردی بامزه ای،ننر پسرک لوس
‌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۲
۵۶
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
این به شعر گفتن افتاده! من فکر کنم مغزش با همین دو تا تراوشات لوس نیم سوز بشه 😂. منتها ما بچه های قدیم به این جور آدما میگفتیم اگر تو شاعری من .... واقعا نمیفهمم اینها فازشون چیه؟ ملی هستن؟ میهنی هستن؟ حزب الهی هستن؟ عین گرامافون سوزن شکسته هی میگن مصدق مصدق! خوب، بیا ببینم الان غیر از لگد زدن به پهلوی چه کاری ازت بر میاد؟ اگر ببینی دوست عزیز اینها دو پاراگراف مینویسن منهم یه کلفت دو خطی بارشون می‌کنم و بس. 😂 بد فرم و تپل میسوزن، مخصوصا الان که مردم شعار برای پهلوی و پهلویسم میدن
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۲:۳۰
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران
فعلا که یاسی پالانی داره با تام مورلی جورتون رو میکشه! بعدشم خدا بزرگه!
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۱۳
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران
کینگ رضا غربتی! میرن خونش نوبتی!
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۱۴
۴۱
مصدق روحت شاد - تهران، ایران
من تا خود یاسی پالانی نیاد پیشم ازم دلجویی نکنه به نوشتن ادامه میدم پالان طلب!
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۴:۱۵
۴۶
antifascism - تهران، ایران
من به عنوان آدمی که بچه بود انقلاب شد و لحظه لحظه گذر این حکومت رو کاملا لمس کردم میتونم افرادی که در قدرت بودن رو آنالیز کنم. میرحسین هم جزو کسانی هست که در اوایل انقلاب از سیستم پس خورد. فقط اگر نخست وزیریش تا آخر جنگ ادامه پیدا کرد به پشتیبانی خمینی بود. قطعا دوران خمینی هم همین گوه بود اوضاع. اما اشاره میرحسین به دوران خمینی برای اون بخش طرفدارای مذهبیش بود. چرا که تو تظاهراتهای جنبش سبز تعداد دختران مذهبی و محجبه هم زیاد بود. ولی من مطمئنم میرحسین از همون دوران تظاهراتهای جنبش سبز اعتقادیب به ادامه این نظام نداشت چون اگه داشت میشد خاتمی. در ضمن بیانیه های میرحسین خیلی جامع بود. من خودم در سایتهای پربیننده ای اونموقع مقاله مینوشتم و خیلی ها از ترس دستگیر نشدن حتی مقاله رو لایک نمیکردن. اتفاقا خیلی مواقع میدیدم نکاتی رو که روش تکیه دارم میرحسین در بیانیه هاش مطرح میکرد. این همفکری بدون ارتباط با هم در یک اپوزوسیون همه گیر بود و نشانه خیلی خوبی بود. کلید سرنگونی نظام در جنبش سبز خورد و این مسیری که داریم میریم راهیه که اون موقع باز شده. مطمئنم رضا پهلوی هم به این موضوع اعتقاد داره.
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۰
۴۶
antifascism - تهران، ایران
یکی از ........ آدمهایی که توی این سایت نظر میده تویی. یک فاشیست ...........
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۲
۴۷
سیمرغ ایران - برلین، آلمان
مثل اینکه تجربه اش رو داری اونها هم نوبتی میومدن خونه تون یا از قبل عین موشعلی ژتون میفروختید
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۴
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران
کاش ........برده بود،الان تو نبودی مفلوک
‌پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۸
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.