متهم به قتل اجاره ای : از این آدم کشی هیچی گیرم نیامد
رأی دهید
به گزارش اختصاصی خراسان، صبح سوم مهر گذشته، جوان تبعه خارجی به نام «کیاوش» به همراه دایی خودش وارد پلیس آگاهی شد و در حالی که به شدت خود را مضطرب نشان می داد، از پلیس برای یافتن پسرخاله گمشده اش کمک خواست. این جوان 21 ساله که مدعی بود بعد از چند روز بر ترس خود غلبه کرده و قصد دارد رازی را افشا کند به کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی گفت: روز چهارشنبه گذشته (1400.6.31) من در منزل پسرخاله ام (بهمن عزیزی) بودم که ناگهان 3 مرد لباس شخصی وارد خانه شدند و ادعا کردند که «شما جرایم سیاسی دارید!» وی ادامه داد: آن مردان ناشناس سپس چاقویی را زیر گلوی بهمن گذاشتند و او را به طبقه بالای آپارتمان بردند! در همین حال یک قمه هم به دست من دادند تا اثر انگشتم روی آن بماند! ولی بعد از گذشت چند دقیقه متوجه شدم که مردان لباس شخصی پسرخاله ام را با زور و تهدید با خود بردند و مرا در خانه به تنهایی رها کردند. به همین خاطر چند روز بود که جرئت نداشتم این ماجرا را برای کسی بازگو کنم اما وقتی دیدم از پسرخاله ام خبری نشد، امروز تصمیم گرفتم تا از پلیس کمک بخواهم! و ...
گزارش خراسان حاکی است: قصه ساختگی جوان تبعه خارجی آن قدر نخ نما بود که هیچ کدام از کارآگاهان نتوانستند این ماجرا را باور کنند به همین خاطر از همان دقایق اولیه واکاوی این پرونده، مشخص شد که رازی وحشتناک در پس اظهارات این جوان وجود دارد که افشای آن او را در مخمصه هولناکی می اندازد.
این گونه بود که کارآگاهان ماجرای این قصه باورناپذیر را برای قاضی ویژه قتل عمد بازگو کردند و بدین ترتیب دقایقی بعد با دستورات محرمانه قاضی دکتر حسن زرقانی، بررسی های غیرمحسوس با کنترل رفتاری «کیاوش» آغاز شد و کارآگاهان به طور نامحسوس گوشی تلفن کیاوش و داییاش را تحت بررسی های پلیسی قرار دادند. در این میان ناگهان پیامکی عجیب توجه کارآگاهان را به خود جلب کرد «کیاوش می آید، دلارها را به او بدهید!» دایی کیاوش درباره این پیام که از گوشی او استخراج شده بود به کارآگاهان گفت: این پیام را بهمن برایم فرستاد تا من مبالغی دلار امانتی را به کیاوش بدهم! با پیدا شدن این سرنخ ، ظن کارآگاهان درباره جوان 21 ساله تبعه خارجی بیشتر شد و او را با دستور مقام قضایی درحالی تحت بازجویی های تخصصی قرار دادند که همچنان سعی داشت مردان لباس شخصی را عامل هرگونه حادثه تلخی معرفی کند. این بازجویی ها با نظارت سرهنگ مهدی سلطانیان (رئیس اداره جنایی آگاهی) تا ساعت ها بعد ادامه یافت تا این که عصر سوم مهر ناگهان گروه ویژه کارآگاهان با بازبینی دوربین های مداربسته و بررسی ماجرای خودرو 206 بهمن (فرد گمشده) به اسنادی دست یافتند که نقش کیاوش را در ماجرای گم شدن پسرخاله اش پررنگ تر می کرد.
بعد از آن هم جسد او را درون خودرو 206 بهمن گذاشتیم و دربیابان های اطراف منطقه دولت آباد دفن کردیم.
با وجود این وقتی کیاوش نقشه قتل را بازگو کرد من هم پذیرفتم ولی او قبل از من به خانه پسرخاله اش رفته بود که در ساعت مقرر، در حیاط را به روی من گشود و من به داخل خانه در خیابان صیاد شیرازی رفتم و با کمک یکدیگر او را به قتل رساندیم! ولی کیاوش حتی قولنامه فروش خودرو 206 مقتول را نوشته بود که اثر انگشت پسرخالهاش را هم روی قولنامه زد!