گوگوش و مرغ سحر

پخش تلویزیونی نما آهنگ مرغ سحر با صدای گوگوش واکنشهایی عمدتا منفی میان مخاطبان داشته و به نظر می رسد کمتر با استقبال مثبتی روبرو شده است.
 
گوگوش سال گذشته در کنسرتش در ومبلی لندن هم ترانه مرغ سحر را اجرا کرده و گفته بوده از کودکی آرزوی خواندن این ترانه را داشته است. یکی از حاضران کنسرت می گوید وقتی گوگوش مرغ سحر را خواند "حال همه گرفته شد".
 
اینکه "حال" همه یا دست کم عده زیادی "گرفته شده" به نظر می رسد به میزان زیادی ناشی از خاطره ای باشد که ایرانیان از مرغ سحر دارند و اینکه اجرای گوگوش نه تنها این خاطره را تداعی نکرده بلکه چه بسا در تقابل با آن هم قرار گرفته و لاجرم، مهر مردود خورده باشد هرچند بر اساس همین خاطره جمعی، اگر صدای تازه ای از مرغ سحر گوگوش به گوش شنوندگان می رسید، می توانست خود خاطره آفرین باشد و بر دلها نشیند و درخشش بیشتری بر نام "شاه ماهی" موسیقی ایران بیفزاید.
 
دلیل این مدعا این است که خاطره جمعی امروز ایرانیان از مرغ سحر نه با قمر الملوک وزیری، نخستین خواننده این ترانه، که با محمدرضا شجریان گره خورده است که خود در گاهشمار این ترانه قدیمی، نامش در اواخر فهرست خوانندگان مرغ سحر جای می گیرد.
ترانه شکست آرمانها
مرغ سحر در تاریخ موسیقی ایرانی جایگاهی ویژه و والا دارد و از یادگارهای یکی از گلوگاههای مهم تاریخ ایران است، عصری که هنر و سیاست با هم گره خورده و "ترانه اعتراضی" متولد شده بود.
 
مرغ سحر را مرتضی نی داوود ساخت و ملک الشعرای بهار روی آن کلامی سرود تا اعتراضی باشد به روزگاری که برای روشنفکران ایرانی سرشار از نا امیدی بود، روزگاری که ایران از دوران تیره آشفتگی می رفت تا به دوران به زعم آنان تیره تر استبداد وارد و صداهای آزادیخواهانه در آن خفه شود.
 
کامیار عابدی، پژوهشگر ادبیات معاصر معتقد است که مرغ سحر، ترانه شکست آرمانها و شعارهای انقلاب مشروطه و متاثر از شعارهای پیروان مرام اشتراکی در فضای برخاسته پس از انقلاب کمونیستی اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه است (در انتظار سحر،‌ کامیار عابدی، مهرنامه، شماره ۱۴، مهر ۱۳۹۰).

قمر اولین کسی بود که مرغ سحر را اجرا کردمرغ سحر با نقطه عطف مهمی هم در تحول فرهنگ معاصر ایرانی همراه بود. در اولین اجرای عمومی این ترانه بود که برای نخستین بار، زنی بی حجاب روی صحنه رفت و آواز خواند.
 
با اینکه نظمیه تهران برای کنسرت مجوز صادر کرده بود اما قمر را به محض اینکه از گراند هتل، محل اجرای کنسرت خارج شد، گرفتند و به کلانتری بردند و از او تعهد کتبی گرفتند که دیگر کنسرت ندهد و بی حجاب به جایی نرود.
 
مرغ سحر در همان سالهای نخست روی کار آمدن رضا شاه پهلوی روی صفحه ضبط و منتشر شد اما تا حدود نیم قرن، شاید به این دلیل که اساسا در اعتراض به رضا شاه ساخته شده بود، چندان نشانی از آن به چشم نمی خورد تا اینکه در سالهای دهه پنجاه خورشیدی عصر تازه ای در ترانه اعتراضی آغاز شد و مرغ سحر بار دیگر جان گرفت.

مرغ سحر و مدرنیته
بیشتر اجراهای مرغ سحر در این چهل سال با هر خواننده ای که بوده، از ملوک ضرابی گرفته تا شکیلا و از محمدرضا شجریان گرفته تا شادمهر عقیلی، چه در فرم و چه در ساختار به مرتضی نی داوود وفادار مانده و کمابیش به همان شیوه قمرالملوک وزیری این ترانه را اجرا کرده اند.
اجرای هنگامه اخوان همراه با تار محمدرضا لطفی در برنامه گلهای تازه رادیو ایران به عنوان نزدیکترین اجرا به شیوه قمر زبانزد شده است.
برخی آهنگسازان هم این ترانه را در همان ساختار سنتی اش به شیوه مدرنتری تنظیم کرده اند که موفقترینشان فرامرز پایور بوده است. فرامرز پایور مرغ سحر را با سازبندی (ارکستراسیون) منحصر به فرد خود و به شکل چپ کوک (ماهور فا) برای صدای نادر گلچین تنظیم کرد که در برنامه گلهای تازه از رادیو ایران پخش شد و از اجراهای موفق این ترانه شد.
تنظیم دیگری هم (احتمالا به دست جهانبخش پازوکی) انجام گرفت که در آن شیوه هماوایی (هارمونی دو صدایی) به کار رفته و با صدای هوشمند عقیلی ضبط شده است.
گروه کیوسک هم در سالهای اخیر تنظیمی چندصدایی (پلی فونیک) از مرغ سحر را با صدای محسن نامجو اجرا کرد که ضرباهنگ (ریتم) ترانه در آن از شش هشتم سنگین به دو چهارم تغییر یافت و بمترین گام برای آن انتخاب شد (ماهور لا). این اجرا با اینکه از لحاظ سازبندی و به کارگیری فن چندصدایی با همه اجراهای پیشین متفاوت بود اما عرضه و بیان ترانه، همچنان در چارچوب سنتی باقی ماند.
شجریان در بسیاری از کنسرت‌های خود مرغ سحر را اجرا کرده استمدرنترین اجرای مرغ سحر را سالها پیشتر فرهاد مهراد عرضه کرده بود. فرهاد مهراد با همراهی تنها یک گیتار، بی آنکه بر ساختار اثر مرتضی نی داوود خدشه ای وارد کند، این ترانه را با شیوه و بیانی کاملا مدرن عرضه کرد. مرغ سحر فرهاد مهراد هنوز متفاوت با تمام اجراهای این ترانه و در قامتی مدرنتر از همه آنها ایستاده است.
 
اما در کنسرت محمدرضا شجریان در سال ۱۳۶۹ در آمریکا بود که مرغ سحر به نام او ثبت شد و از آن پس نیز ایرانیان، مرغ سحر را به نام او می شناسند.
 
محمدرضا شجریان و نوازندگان همراهش این ترانه را در سنتی ترین شکلش و به همان شکلی اجرا کردند که بیش از شش دهه پیشتر در تالار گراند هتل تهران روی صحنه رفته بود. شاید در ثبت مرغ سحر به نام محمدرضا شجریان، بیش از توانایی بی بدیل او در اجرای ترانه های سنتی، شرایط و اوضاع زمانه موثر بود.
 
محمدرضا شجریان در زمانه ای مرغ سحر خواند که هنوز از فتوای مشهور آیت الله خمینی که موسیقی سنتی ایرانی را از محاق بیرون آورد و سازها را از پستوها بیرون کشید، حتی دو سال هم نمی گذشت. جنگ پایان یافته، آیت الله خمینی درگذشته و عصر انقلابی گری جایش را به "دوران سازندگی" داده و گشایشی نسبی در عرصه فرهنگ ایجاد شده و بذر امید در دلها کاشته بود.
 
کنسرتها در داخل و خارج رونق گرفته بود و محمدرضا شجریان پس از سالها روی صحنه می رفت و چهره در چهره علاقمندانش قرار می گرفت. مرغ سحر این بار نه با نا امیدی که با امید خوانده می شد و نغمه اش بر دلها می نشست.
مرغ سحر بابک امینی و گوگوش
با چنین سابقه ای، مرغ سحر میراثی ملی شده که دست زدن به آن، شجاعتی می خواهد همراه با قابلیت، مهارت و خلاقیت. بابک امینی هم با تنظیم مرغ سحری تازه برای صدای گوگوش چنین جسارتی به خرج داده اما آیا از عهده برآمده است؟
بابک امینی فرم ترانه را از سنتی به پاپ تغییر داده و برای اینکه بیانی مدرن از آن عرضه کند از فن چندصدایی (پلی فلونی) بهره برده، فقط از سازهای غربی استفاده کرده، پرده های سنتی ایرانی را با گام غربی تطبیق داده است.
چون اولین صفحه با صداى ملوک ضرابى بوده این تصور وجود داشته که اولین اجرا هم مال ملوک ضرابى بوده استتا اینجای کار را گروه کیوسک هم قبلا انجام داده بود. باز هم مانند گروه کیوسک، ضرباهنگ مرغ سحر را تغییر داده اما به جای ریتم دو چهارم، چهار چهارم (معروف به ریتم مارش) را انتخاب کرده است، ضرباهنگی که در قاموس موسیقی، بیانگر استواری، قدرت و آرامش درونی و برونی است. این ریتم وقتی با جمله بندیهایی همراه می شود که برای ارکستر نوشته، بر فاصله میان اجرای ترانه با محتوا و مضمون آن بشدت می افزاید.
 
بابک امینی گرچه کوشیده با استفاده از ساز فلوت، صدای پرنده (در این جا: مرغ سحر) را تداعی و فضاسازی کند اما موتیفهایی که برای ارکستر نوشته، با محتوا ارتباط برقرار نمی کند (موتیف به جملات کوتاهی در موسیقی گفته می شود که حس و حالتی را بیان می کند). چه در پیش درآمد (اوورتور) و در چه در متن ترانه، ارکستر فضائی کاملا متفاوت و بی ربط با محتوای ترانه می سازند.
 
موتیفهایی را که بابک امینی نوشته، آهنگسازان همواره برای تداعی ورود به فضائی شاد و پر امید به کار برده اند، تا آنجا که این موتیفها به کلیشه ای رایج در موسیقی فیلم برای ساخت چنین فضاهای ذهنی تبدیل شده و چنان جا افتاده اند که شنونده هم با شنیدن مرغ سحر بابک امینی همان حس شادی و امید برایش تداعی می شود که ربطی به شکوه های نومیدانه شاعر ترانه ندارد.
 
شعر مرغ سحر، گفتگویی میان شاعر و مرغی در قفس است. هر دو مایوس و نا امید. شاعر از بلبل پربسته می خواهد از کنج قفس بیرون آید و نغمه بسراید اما مرغ محبوس به جای نغمه آزادی، آه و ناله سر می دهد تا آنجا که شاعر که بیش از پیش نا امید شده و داغ دلش هم تازه تر، به تنگ می آید و از او می خواهد که بس کند و شرح هجران، کوتاه.
 
نه تنها هیچ اثری از این گفتگوی دلخراش و فضای تیره ای که در ذهن می سازد در تنظیم بابک امینی نیست بلکه ارکستر درست عکس این فضا را ترسیم می کند و خواننده هم به نظر نمی رسد به بیان محتوای ترانه کمکی کرده باشد.
 
همه خوانندگانی که مرغ سحر خوانده اند به این نکته توجه داشته اند که در این ترانه دو بار راوی عوض می شود و این تغییر راوی باید با تغییر لحن تداعی شود. اما به نظر می رسد گوگوش این نکته را کاملا نادیده گرفته و در بیان روایی او، تغییر لحنی شنیده نمی شود. گویی گوگوش بیشتر مشغول زمزمه با خود است تا با "مرغ سحر".
 
تنها بخشی از ترانه که ارکستر و خواننده با پیام و محتوای "مرغ سحر" ارتباط برقرار می کنند و به نظر می رسد که تنظیم، موفق عمل کرده است، بخشی است که در گوشه دلکش دستگاه ماهور اجرا می شود (نوبهار است گل به بار است …) و ارکستر و خواننده توانسته اند سرگشتگی و درماندگی پرنده ای در قفس را بخوبی بیان کنند.
 
هرچند در اجرای تحریرها در این بخش و بخصوص اوج گرفتن صدای خواننده در پایان اثر و فرود بر نت شاهد (سی بالا) به نظر می رسد که صدای خواننده دقت لازم را ندارد.
 
در نتیجه، اگر مرغ سحر بابک امینی و گوگوش با استقبال گرمی روبرو نشده، تنها از روی تعصب بر پیوند این ترانه با نام محمدرضا شجریان نیست بلکه در خود اثری که عرضه شده هم باید دنبال علت گشت. واکنشهای منفی که به این "مرغ سحر" نشان داده شده را نما آهنگی که ترانه با آن پخش شده نیز تشدید کرده است زیرا هیچ ارتباطی میان "نما" و "آهنگ" در آن دیده نمی شود.
مرغ سحر گوگوش

مرغ سحر شجریان


 
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۴۰
simairani - کاشان، ایران

اون مرغ سحر یعنی‌ پر، پر شد دیگه.
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۷
۴۹
tabatabayi - کوالالامپور، مالزی

چرا این مقاله نویس بی بی سی تصور می کند که چون مرغ سحر توسط استاد شجریان اجرا شده، بنابراین گوگوش و یا دیگران حق اجرای آن را ندارند؟؟؟ چون مثلا کمی شادتر و یا با آهنگ زمینه متفاوت اجرا می کنند؟. من خودم از طرفداران موسیقی سنتی هستم، ولی اگر ترانه هایی که روی دستگاه های موسیقی ایرانی اجرا شده به نحوی دوباره خوانی شود که به جای غم و غصه و ناله، بتواند مردم را شاد کند و به جای بخش افسرده و گوشه گیر جامعه، همگان از آن لذت ببرند، بسیار هم استقبال می کنم. ما باید ساختار فکری خود را تغییر دهیم،موسیقی فقط مختص عرفا و دراویش نیست، لزومی ندارد که موسیقیدان و یا خواننده های ما فقیر و درویش و بیچاره و گاه معتاد و الکلی باشند، باید به آنها هم حق بدهیم که شاد باشند، زندگی کنند، به دیگران انرژی دهند، آثار آنها پرفروش شود، میلیاردر شوند و ما به داشتن آنها و آثارشان افتخار کنیم
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۷
۵۰
آتیشپاره - گنت، بلژیک

. ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۲
۴۴
kiyanzx1 - استکهلم، سوئد

نصفه گوش گردم نتونستم بقیه اشو گوش کنم ! موزیک بابک امینى تجاوز به این اهنگ بود !
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۳
۳۲
IRAN+ISRAEL+USA4EVER - مونیخ، آلمان

قشنگ بود، یک اجرا و کار متفاوت از گوگوش. برای اولین دفعه من بالاخره متن ترانه را فهمیدم . بقیه کسانی‌ که این ترانه را اجرا کرده اند از بسکی مثل بلبل و قناری و خروس چه چه میزنند، آدم نمیفهمه چی‌ دارن میخونن. مرحوم قمر هم که صداش روی صفحه شلاک ضبط شده‌ و آنقدر خش خش داره که متن واضح نیست. ربط دادن مبدا ساخت این متن به انقلاب بلشوویستی و خون و وحشت کمونیستی هم ادعایی بسیار خنده دار است.
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۵
۳۶
dannni - سوئد، سوئد

هر آهنگ اصالت و شناسنامه خودش داره هرکی‌ بیاد نمیتونه سپک آن آهنگ رو باهم بزند ،انگار جواد یساری بیاد آهنگ ،شب آغاز هجرت ما ،داریوش را بخونه
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۲
۴۰
raha1984 - هامبورگ، آلمان

چرا که نه ؟؟!! خیلی هم خوب !!!
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۸
۴۸
آلونا ازنامنسکایا - مسکو، روسیه

بدون تردید گوگوش بزرگترین هنرمند 100 سال اخیر است ولی دیگر در 65 سالگی چندان جذابیتی ندارد و باید کم کم به فکر بازنشستگی باشد
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۲:۲۷
۴۴
ekman - شیراز، ایران

خانم گوگوش خواننده مجرب و خوش صدائی است،هر دو اجرا را گوش کردم ولی آهنگ و اجرای آقای شجریان حال و هوای بهتری از اجرای خانم گوگوش داشت. آهنگ دو اجرا اصلا قابل مقایسه نبود،ضمن اینکه آقای بابک امینی هم آهنگساز خوبی هستند.
یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴ - ۲۲:۴۷
۶۸
Azadi199 - پاریس، فرانسه
کلا اجرای آهنگ‌های اصیل کار هر کسی نیست. چند سال پیش هم خواننده خوب ما معین آهنگ چشم نرگس استاد شجریان را اجرا کرد، و با اینکه نسبت به خانم گوگوش اجرای بهتری داشت، ولی‌ هنوز با اجرای بی‌ نظیر استاد شجریان خیلی‌ فاصله داشت. گوگوش بدون شک بهترین خواننده زن موسیقی‌ پاپ معاصر ایران هست، ولی‌ موسیقی‌ اصیل ایرانی‌ کار ایشان نیست چون صداش از این جنس نیست. بر عکس خیلی‌ دوست داشتم همین آهنگ رو با صدای لیلا فروهر بشنوم، که صداش از جنس موسیقی‌ اصیل هست.
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۲
۴۲
sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
[::tabatabayi - کوالالامپور، مالزی::]. خودت متوجه شدی چی گفتی خدایی؟ متن را خواندی؟ شعر انقلابی و اعتراضی با مضمون غم در یک اثر شاد چه سنخیتی داره؟ مثل اینکه ای ایران ای مرز پر گهر و یکی بیاد رپ بخونه یا شعر رپ و تبدیل به سرود کنن. نوحه را تو عروسی بخونن و بادا بادا مبارک و تو عزا. واقعا متوجه نشدی چرا باید این آهنگ غمگین تر و نزدیک تر به فضای شعر میشد؟
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۶
۶۰
memo64 - ناتینگهام، انگلستان

کوکائین چه میکنه لامصب. با این صدای کلفت صداش شده شبیه صدای داریوش.
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۶
۵۴
داد از این بیداد - شمال ، کانادا
قطعا صدا و موسیقی شبیه اجراهای قبلی نیست، اما این ترانه إرث پدری کسی نیست که به ان مهر تعلق بزنیم، گوگوش هم تلاش کرده که به سبک خودش اینو اجرا کنه ،شاید به همان دلیل که خودش گفت ،همیشه ارزو داشته که ،،،، خودش هیج ادعایی نداشته جز ارزوی خودش ،مقایسه این اثر با اجراهای قبلی از کم توجهی ما به أصل داستان نشات میگیره،در ضمن مردم ما زود عادت میکنند،،،کافیه چند بار بیشتر گوش کنیم ،تا گوشمان عادت کند،
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۰۱:۵۰
۳۴
salomeh_f - ساکرامنتو، ایالات متحده امریکا

سبک خوندن با موزیک هماهنگ نیست. کلا ضدحال.منفی. افتضاح. گوگوش جان توروخداکوتاه بیا. بسه دیگه.
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۰۶:۰۰
۷۰
senator x - تهران، ایران
باتمام احترامی که برای گوگوش قائل هستم,باید بگویم خانم گوگوش باخواندن این آهنگ ,اشتباه کردی,حال و هوای این آهنگ مربوط به قبل از سال1325 هست و ایرانی که سن و سالی ازاو گذشته هرجا که این آهنگ را میشنود,حال وهوای آن روزگار در او تداعی میشود.ولی شما این آهنگ را با اجرای کاملا نامناسب در محیطی نامناسبت,اجرا کردید.عزیزم قبول کن اشتباه کردی وبیک صورتی این اشتباه را جمع و جورش کن.صدای نازت همیشه برای من جاودانه است
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۰۶:۲۸
۴۶
siavash33 - کردستان، ایران
بازخوانی آهنگ های هنرمند تکرار نشدنی ایران زمین استاد شجریان بزرگترین اشتباهه حتی اگر گوگوش باشه . شما بهتره به فکرخواندن برای همجنسگراهاباشین بیخیال
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۹
۶۸
Azadi199 - پاریس، فرانسه
یادم رفت بنویسم که این اجرای گوگوش ( ضبط در استودیو) چندان هم بد نبود، فقط نت‌های بالا رو کم آورد، ولی‌ با این‌حال با اجرای استاد شجریان اصلا قابل مقایسه نیست.
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۶
۴۲
sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
[::Azadi199 - پاریس، فرانسه::]. خانم فروهر هم مرغ سحر را اجرا کرده. یوتویوب بزن پیدا می کنی. خیلی بهتر از گوگوش اجرا کرده و سنتی هم خوانده.
‌سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۴ - ۰۳:۰۶
۶۸
Azadi199 - پاریس، فرانسه
[::sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی::]. ممنون از شما دوست عزیز، اجرای لیلا فروهر رو هم دیدم ( اونهم اجرای زنده ! ) ، همانطور که شما به درستی‌ به آن اشاره کرده بودید خیلی‌ بهتر از گوگوش اجرا کرد، مخصوصاً نت‌های بالا را بسیار زیبا و مسلط اجرا کرد. لیلا در موسیقی به حقش نرسید، چون از نظر قدرت و وسعت صدا در بین خونندگان زمان خود از بهترین‌ها بود. البته این را هم اضافه کنم که گوگوش در اجرای موسیقی‌ پاپ بی‌ نظیر هست. من در کنسرت هر دو اینها بوده‌ام و واقعا در اجرا مسلط هستند.
‌سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۷
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.