روایت یک خبرنگار ایرنا از دهنمکی سال 1374
رأی دهید
پارسینه : یک عصر پاییزی در سال... 1374 بود، در طبقه دوم ایرنا، در اتاقی که پنجره به خیابان داشت، سرگرم ترجمه کتابی بودم. یک ماه چهل روزی می شد که از معاونت کنار رفته بودم و حالا با فراغ بال به کارهای عقب مانده ام می رسیدم.
ساعت حول و حوش چهار، چهار و نیم بعداز ظهر بود که یکباره از خیابان هیاهوی زیادی بلند شد: دهها لباس شخصی ایرنا را درمحاصره داشتند. حاجی بخشی را دیدم که درست سر دوراهی یوسف آباد به وانت اش تکیه زده و نگاه می کرد.
چندلحظه بیشتر طول نکشید که کل جمعیت لباس شخصی راه پله های ایرنا را گرفته و بالا می رفتند: هدف تسخیر اتاق مدیر عامل و تنبیه فریدون وردی نژاد که با آنها از یک خاستگاه بود! مدیرعامل هم توی اتاقش حبس شده بود!
شاید یک ساعت بیشتر طول کشید که این جماعت هیجانی و عصبی و پرخاشگر را راضی کنیم که از کندن درب اتاق مدیرعامل منصرف شوند و به نمازخانه سازمان بروند با این قول از طرف ما که وردی نژاد هم به جمع آنها خواهد آمد.
الله کرم و ده نمکی - هرکدام با یک تسبیح خیلی دراز توی دستشان- بالای مجلس نشسته بودند. سالن نمازخانه شده بود شبیه دیگی که در آن لباس شخصی های ریز و درشت می جوشیدند: شعار می دادند، فریاد می زدند، رجز می خوانند، حریف می طلبیدند.
نمی دانم احمد خادم المله - مدیر اخبار مرکزی که او هم کنار رفته بود- در یک لحظه چی گفت که چشم بهم زدنی بر سر او ریختند. چشمان من وقتی احمد را پیدا کرد که لباس شخصی ها نصف بیشتر بدنش را از پنجره طبقه پنجم بیرون داده بودند و نمی دانم چه شد که از پرتاب کردنش منصرف شدند!
بگذریم.... کمی که اوضاع آرام شد، وردی نژاد هم به سالن آمد و کنار الله کرم نشست. اصلا معلوم نبود که حرف حساب لباس شخصی ها چیست و به چه چیزی اعتراض دارند فقط از ایرنا و بخصوص روزنامه ایران عصبی بودند و می غریدند. وردی نژاد از من خواست که خطاب به آنها صحبت کنم شاید توانستم آرامشان کنم. بنده هم پذیرفتم. ولی مگر همهمه و هیجان و سر و صدا اجازه حرف زدن می داد.
چند دقیقه اول که حرف می زدم، نه کسی می شنید چه می گویم و نه خودم الان خاطرم هست چه می گفتم: یادم هست لباس اسپورت با یک شلوار کتان پوشیده بودم: الله کرم فقط به سقف نگاه می کرد. ده نمکی هم با بی تابی از فرق سر تا نوک پای من را ورانداز می کرد.
جمعیت آرام تر شده بود و انگار به حرفهایم توجهی می کردند که ده نمکی با لحنی تمسخر آمیز به شلوار من اشاره کرد و گفت: جین اش رو نگاه کن بچه سوسول رو! و جمعیت منفجر شد.
اهمیتی ندادم. حرفهام رو که گفتم، نشستم و خیره شدم توی چشماش... و گذشت...
دکتر محمد جعفر سهامیه
datis - سن دیگو - امریکا
جالبه که مردم اینچیزا رو میدونند و باز عدهایی فیلمه این وطن فروشو میبینند، خاک تو سر کسانی که تو سری میخوره اما باز سرشو میبره جلو که محکمتر بخور
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 02:07
perser68 - فلوریدا - امریکا
ده نمکی،دلقک کپک زده جمهوری لجن اسلامی((:
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 05:31
barbodm - تهران - ایران
امت فهیم و همیشه در صحنه حالا برید و برای دیدن فیلمهای یه من یه غازش توی صف وایسید . همانا انسان فراموش کار است
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 05:52
هستیا - شیراز - ایران
میگرفتی اون باتوم رو میکوبوندی تو سرش از این دهنمکی اشغال و اون همکارای اراذل و اوباشش بی نهایت متنفرم
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 07:01
new idea - لندن - انگلستان
اون مملکت همونا واسشون بس که میرن پولاشونو کیلو کیلو میریزن توی جیب این جانی،اونم واسه فیلمای سراسر هجوش...سیاست یک بام و دو هوای آشنای ایرانی!!
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 07:45
oghab - هلسينكي - فنلاند
اﻳﻦ ﺭا ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻴﺪ ﻫﻤﻴﻦ ...ﻧﻤﻜﻲ ﺷﺪﻩ ﺳﺒﺰاﻟﻬﻲ....ﻳﺎ ﺣﺴﻴﻦ ﻣﻴﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻌﻌﻌﻌﻌﻌﻌﻌﻌﻊ..اﺑﻲ ﻫﻢ اﺯ ﺳﺒﺰ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ ..اﻱ ﺧﺪا ﻋﺠﺐ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﺎﮔﻮﻟﻲ
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 08:52
Azadikhah - تكسل - هلند
حالا ایشان شده منتقد حکومت و فیلم ساز خیلی جالبه!
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 09:22
shirzan e irani - استکهلم - سوئد
جلوی به قولِ خودشان تهاجمِ فرهنگی قد علم میکردند که فرهنگِ ده نمکی را رایج کنند و فرهنگِ مداحی ، اگر عوامِ ایران ذره ائی شرف و انسانیت دارند و نمیخواهند همیشه در چاهِ جهل زندگی کنند ، فیلمهای این مردکِ چماق بدست را تحریم کنند، یک ساعت و نیم هرّ و کر احمقانه کجایِ درد و بدبختی شما را درمان میکند، اگر کمی معقول تر و با دانایی رفتار کنید ، زندگی به رویِ شما لبخند خواهد زد به گونه ائی که همیشه خوش و خندان باشید و از موهبتِ زندگی سالم استفاده کنید، نه اینکه یک ساعت و نیم بخندید تا تمامِ عمر با میدان دادن به این اراذل و اوباش بگریید یا به اعتیاد رو آورید یا به دزدی و ضرب و جرحِ هم بعد هم قصاص شوید، خداوند در وجودتان خیلی چیزهای ارزشمند تعبیه کرده، اینگونه به خود مارکِ حراج شد نزنید.
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 10:26
parjavan - تهران - ایران
مردم ایران بی غیرت تر از این حرفهان دادا. یه مذهبی خوب یه مذهبی مرده ست.
سه شنبه 20 اسفند 1392 - 22:28
