اکونومیست: هدف بعدی ایران؟

هفته نامه اکونومیست چاپ بریتانیا در شماره 10 فوریه مقاله ای را با عنوان "هدف بعدی ایران؟" به احتمال رویارویی نظامی ایالات متحده و جمهوری اسلامی اختصاص داده است.
اکونومیست حمله آمریکا به ایران را بعید نمی داند

نویسنده مقاله با نقل اظهارات رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، که گفته بود "ما برای حمله به ایران برنامه ریزی نمی کنیم"، می نویسد که با وجود یک رییس جمهوری منزوی و ضعیف و ارتشی که در مصیبت عراق به گل نشسته، کنگره و مردم آمریکا واقعا دل و دماغی برای جنگیدن ندارند.

در عین حال، به نوشته اکونومیست، با وجود اظهارات آرامش بخش آقای گیتس، ایران و آمریکا به سوی یک رویارویی پیش می روند و اگرچه نمی توان احتمال این درگیری را مشخص کرد، این امکان واقعا وجود دارد که جورج بوش قبل از ترک کاخ سفید، یعنی تا دو سال دیگر، دستور حمله به ایران را صادر کند.

این هفته نامه می نویسد که از زمان انقلاب سال 1979 در ایران، ایران و آمریکا مواضعی خصمانه نسبت به یکدیگر داشته اند اما چهار عامل جدید باعث می شود این خصومت دیرینه خطرناکتر جلوه کند.

به نوشته اکونومیست، یکی از این چهارعامل ظاهرا عزم ایران در ساختن بمب اتمی و نگرانی آمریکا از این است که جمهوری اسلامی به نقطه ای نزدیک شده که دیگر امکان ندارد بتوان این روند را متوقف کرد و عامل دوم ظهور محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری عوامگرایی است که هولوکوست را انکار می کند و آشکارا خواستار نابودی اسرائیل می شود و سخنرانی هایش بسیاری از مردم در اسرائیل و آمریکا را قانع کرده است که جهان با ظهور هیتلری دیگر و نسل کشی دیگری روبروست.

 ایران و آمریکا به سوی رویارویی پیش می روند و اگرچه نمی توان احتمال این درگیری را مشخص کرد، این امکان واقعا وجود دارد که جورج بوش قبل از ترک کاخ سفید، یعنی تا دو سال دیگر، دستور حمله به ایران را صادر کند

 
اکونومیست

این نشریه می افزاید که عامل سوم، گرایش اخیر مقامات دولت بوش است که ایران را مسئول تمامی مشکلات آمریکا نه تنها در عراق، بلکه در سرتاسر خاورمیانه جلوه دهند.

 

اکونومیست می نویسد که هریک از این عوامل به خودی خود می تواند باعث بی ثباتی شود اما بر روی هم، احتمال سوء محاسبه و افتادن به دامان جنگ را افزایش می دهد به خصوص اگر با عامل چهارم تعارض بین ایران و آمریکا نیز درآمیزد.

عامل چهارم به گفته اکونومیست مشکلات آقای بوش است که دیگر به نظر مثبت رای دهندگان نیازی ندارد اما می داند که جایگاه تاریخی وی را موفقیت در آزمونی تعیین خواهد کرد که در کانون سیاست خارجی خود قرار داده است: یعنی ترویج دموکراسی در خاورمیانه و جلوگیری از دستیابی رژیم های یاغی به تسلیحات کشتار جمعی.

حمله پیشگیرانه

اکونومیست می افزاید که با توجه به تمایل مفرط جورج بوش به مقصر جلوه دادن ایران در سنگ اندازی در برابر هدفهای شریف آمریکا در خاورمیانه، ممکن است وی حمله پیشگیرانه علیه برنامه های هسته ای این کشور را راهی مناسب برای اعاده اعتبار ریاست جمهوری خود بداند اما چنین برداشتی اشتباه خواهد بود.

اکونومیست یادآور می شود که از اشغال عراق حمایت کرد در حالیکه (به اشتباه) می پنداشت که صدام حسین در حال دستیابی به اسلحه هسته ای است و نباید به یک قاتل اجازه داد به ابزار موثرتر کشتار دست یابد اما در مورد ایران، زیرا اگر روشن شود که ایران در آستانه دستیابی به بمب اتمی است، بازهم حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای این کشور قماری خطرناک است.

  بدون اقدام ارتش آمریکا در اشغال خاک ایران - که البته با توجه به شرایط عراق غیرقابل تصور به نظر می رسد - حمله به تاسیسات اتمی ایران تنها برنامه های هسته ای ایران را به تعویق می اندازد ولی در مقابل می تواند باعث جلب حمایت از رژیمی شود که در داخل کشور چندان محبوبیتی ندارد و آن را به دست زدن به اقدامات تلافی جویانه در داخل عراق، علیه اسرائیل و شاید حتی علیه ایالات متحده بر انگیزد
 
اکونومیست

این نشریه در توضیح نظر خود می نویسد که بدون اقدام ارتش آمریکا در اشغال خاک ایران - که البته با توجه به شرایط عراق غیرقابل تصور به نظر می رسد - حمله به تاسیسات اتمی ایران تنها برنامه های هسته ای ایران را به تعویق می اندازد ولی در مقابل می تواند باعث جلب حمایت از رژیمی شود که در داخل کشور چندان محبوبیتی ندارد و آن را به دست زدن به اقدامات تلافی جویانه در داخل عراق، علیه اسرائیل و شاید حتی علیه ایالات متحده بر انگیزد.

 

اکونومیست می نویسد که علاوه بر این، معلوم نیست که ایران هسته ای تا چه اندازه خطرناک خواهد بود زیرا برخلاف عراق در دوره حکومت صدام، ایران دارای یک ساختار قدرت پیچیده و حاوی عناصری از کثرت گرایی است که باعث برقراری نوعی نظارت و پاسخگویی می شود.

این نشریه اظهار می دارد که با وجود تظاهر به دینداری، رژیم ایران از زمان انقلاب، رفتاری عقلایی داشته و گرچه مطمئنا در پیگیری برخی از هدف های منطقه ای شیطنت آمیز خود به وسایل غیر مجاز، از جمله تروریسم، متوسل شده است اما در مجموع، آیت الله ها تا کنون در مورد نتایج اقدامات خود حسابگرانه عمل کرده اند و در نتیجه، مانند اتحاد شوروی، احتمالا بتوان ایران هسته ای را مهار کرد.

 برای اسرائیلی ها، که آقای احمدی نژاد خواستار محو کشور آنان از نقشه جهان شده، این گفته که "احتمالا" بتوان ایران هسته ای را مهار کرد چندان اطمینان بخش نخواهد بود
 
اکونومیست

هفته نامه اکونومیست می نویسد که تمامی این ملاحظات حکایت از آن دارد که در شرایط کنونی، حمله نظامی ایالات متحده علیه ایران اقدامی اشتباه آمیز خواهد بود اما اگر کسی تصور کند که ایران هسته ای خطرناک نیست، گرفتار نهایت خودفریبی شده است زیرا چنین وضعیتی بسیار، بسیار خطر آفرین خواهد بود.

 

اکونومیست در ادامه می افزاید که اتمی شدن ایران ممکن است اسرائیل، یعنی یک قدرت اعلام نشده هسته ای را تحریک کند که به حمله پیشگیرانه علیه این کشور دست بزند زیرا برای اسرائیلی ها، که آقای احمدی نژاد خواستار محو کشور آنان از نقشه جهان شده، این نظر که "احتمالا" بتوان ایران هسته ای را مهار کرد چندان اطمینان بخش نخواهد بود.

اتمی شدن ایران و رقابت تسلیحاتی در منطقه

به نوشته اکونومیست، حتی اگر هم اسرائیل به چنین عملیاتی دست نزند، اتمی شدن ایران می تواند تتمه پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی را بر باد دهد زیرا تا کنون هم همزیستی کشورهای عرب مانند مصر و عربستان سعودی با اسرائیل اتمی به اندازه کافی برای آنها دشوار بوده و اتمی شدن ایران باعث خواهد شد که مسابقه ای تسلیحاتی در منطقه به راه افتد.

این هفته نامه در مورد خطر دیگر ناشی از اتمی شدن ایران می نویسد که مهمتر از همه، ایران اتمی ممکن است احساس کند که برای تشدید تلاش در صدور خشونت آمیز انقلاب به خارج از مرزهای خود از امنیت لازم برخوردار شده است.

 ایران اتمی ممکن است احساس کند که برای تشدید تلاش در صدور خشونت آمیز انقلاب به خارج از مرزهای خود از امنیت لازم برخوردارشده است
 
اکونومیست

هفته نامه اکونومیست توصیه می کند که برای جلوگیری از تولید بمب اتمی ایرانی باید به هر اقدامی دست زد اما برای این منظور، راهی بهتر از حمله نظامی هم وجود دارد.

 

این نشریه یادآور می شود که آقای بوش در سال 2002، ایران را همراه با عراق و کره شمالی اعضای محور شرارت توصیف کرد ولی از سال 2004 به بعد، به دلیل در دست نبودن گزینه ای بهتر، وی با تلاش های بریتانیا، فرانسه و آلمان برای قانع کردن ایران به تبعیت از ضوابط اتمی بین المللی همراهی کرده است.

به نوشته اکونومیست، ایران همواره بر غیرنظامی بودن برنامه های خود تاکید داشته اما سال گذشته اروپاییان با پیشنهاد برخی امتیازات به ایران در برابر کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانیوم عملا دست این کشور را رو کردند و زمانی که ایران این پیشنهادها را رد کرد، به اعمال تحریم های شورای امنیت روی آوردند.

 سال گذشته اروپاییان با پیشنهاد برخی امتیازات به ایران در برابر کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانیوم عملا دست این کشور را رو کردند و زمانی که ایران این پیشنهادها را رد کرد، به اعمال تحریم های شورای امنیت روی آوردند
 
اکونومیست

هفته نامه اکونومیست در تایید فشارهای دیپلماتیک بر ایران می نویسد که گرچه دیپلماسی سازمان ملل به کندی پیش می رود، اما ایران هنوز تا تولید بمب اتمی چند سال فاصله دارد در حالیکه آمریکاییان، اروپاییان، روسیه و چین سرانجام در کنار هم صف کشیده اند.

 

این نشریه می نویسد باید فشار اقتصادی بر ایران را افزایش داد و در کنار آن نوعی مشوق را نیز مطرح کرد و در این زمینه، مفیدترین انگیزه قول صریح آقای بوش در این مورد خواهد بود که اگر ایران به معیارهای اتمی گردن نهد با تلاش آمریکا برای سرنگونی رژیم این کشور مواجه نخواهد شد.

هفته نامه اکونومیست در خاتمه اظهار می دارد که با وجود همه اینها، ممکن است سرنوشت آمریکا و ایران این باشد که در خاورمیانه شاخ به شاخ شوند اما این منطقه، و جهان، بدون سایه بمب اتمی ایران جایی به مراتب امن تر خواهد بود.

 
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.