هشدار نهاد کوییر ایرانی به دولت کانادا: مقابله با اسلامهراسی بهانه ترویج اسلامگرایی شده
رأی دهید
این نامه با اشاره به آسیبهای ناشی از قوانین اسلامی بر مهاجران کوییر، از جمله جمعیت گستردهای از جامعه الجیبیتیکیو ایرانی که ناچار به کوچ اجباری شده است، گفت: «برای این افراد، توانایی مشارکت آزادانه در گفتوگو و نقد، مفهومی انتزاعی نیست، بلکه عمیقا با تاریخ شخصی، امنیت و کرامت آنان پیوند دارد.»
سازمان سیمرغ با ابراز نگرانی از چگونگی تحول چارچوببندی مفهوم اسلامهراسی در گفتمان عمومی و سیاستگذاریهای کانادا، تاکید کرد: «قانون باید از افراد در برابر نفرت محافظت کند، اما نباید نظامهای اعتقادی را از بررسی و نقد مصون سازد.»
این نامه با مطرح کردن دو پیشنهاد برای اصلاح وضعیت کنونی گفت: «اول اینکه زبان حقوقی و سیاستی بهطور مشخص بر تبعیض و خصومت علیه مسلمانان بهعنوان افراد و جوامع تمرکز داشته باشد، نه بر حمایت از اسلام بهعنوان یک نظام اعتقادی.
دوم اینکه ماموریت نخستین نماینده ویژه کانادا در مبارزه با اسلامهراسی بازنگری شود تا این مفهوم با ادغام در چارچوبی گستردهتر همه اشکال نفرت و تبعیض را در بر گیرد.»
-------------------
هویت، مقاومت و بازپسگیری فضا: نگاهی به زیستجهان نهاد کوییر ایرانی
نهاد کوییر ایرانی به عنوان یک ساختار اجتماعی و فرهنگی، فراتر از یک تعریف ساده جنسیتی یا جنسی، بیانگر تجربهای زیسته است که در تلاقی میان سنت، مدرنیته و فشارهای سیاسی شکل گرفته است.
این نهاد در دهههای اخیر از حاشیه به متن گفتگوهای جدیتر راه یافته و تلاش کرده است تا فضایی برای بازپسگیری هویتهایی ایجاد کند که سالها در پس پردههای انکار و سانسور باقی مانده بودند.
کوییر بودن در بافتار ایران تنها یک گرایش فردی نیست، بلکه نوعی مقاومت مدنی و بازخوانی مفاهیم خانواده، عشق و تعلق در جامعهای است که چهارچوبهای سختگیرانهای برای هنجارها تعریف میکند.
فقدان امنیت سیستماتیک و حقوقی باعث شده است که این نهاد بیش از آنکه در قالب سازمانهای رسمی متبلور شود، در شبکههای زیرزمینی و فضاهای دیجیتال جان بگیرد. اینترنت و شبکههای اجتماعی برای بسیاری از اعضای این جامعه به منزله «وطن دوم» عمل میکنند؛ جایی که در آن زبان مشترکی برای بیان دردهای مشترک و پیروزیهای کوچک ساخته میشود.
در این فضای سیال، مفاهیمی همچون «آشکارسازی» با حساسیتهای فرهنگی بومی بازتعریف میشوند و افراد سعی میکنند میان وفاداری به ریشههای فرهنگی خود و میل به زیستن صادقانه، تعادلی دشوار اما ضروری برقرار کنند.
یکی از چالشهای بنیادین نهاد کوییر ایرانی، تقابل با روایتهای تقلیلگرایانهای است که سعی دارند این هویت را پدیدهای وارداتی یا غربی جلوه دهند. تاریخ و ادبیات کلاسیک ایران سرشار از شواهدی است که نشان میدهد سیالیت جنسی و جنسیتی ریشههای عمیقی در فرهنگ این سرزمین دارد.
فعالان این حوزه با بازخوانی متون کهن و مستندسازی تجربیات معاصر، در تلاشاند ثابت کنند که مطالبه حق حیات و کرامت انسانی برای جامعه کوییر، نه یک گسست فرهنگی، بلکه تلاشی برای پیوند دوباره با بخشی از حقیقت تاریخی و انسانی جامعه ایران است.
در نهایت، پویایی نهاد کوییر ایرانی در گرو همبستگی با دیگر جنبشهای اجتماعی و مدنی است. این جامعه به خوبی درک کرده است که رهایی از تبعیضهای جنسیتی بدون نگاهی متقاطع به مسائلی چون برابری جنسیتی، عدالت اقتصادی و آزادیهای سیاسی میسر نخواهد بود.
حضور پررنگ و شجاعانه این افراد در عرصههای مختلف نشاندهنده تولد سوژهای نو در فضای عمومی ایران است؛ سوژهای که دیگر نمیخواهد نامرئی بماند و با صدای بلند، حق خود را برای داشتن آیندهای تکثرگرا و آزاد طلب میکند.
این مسیر اگرچه با موانع بسیاری روبروست، اما اراده برای تغییر به بخشی جداییناپذیر از هویت جمعی آنها بدل شده است.
