چپ در سیمای خانم رقیه دانشگری؛ مدافع جمهوری اسلامی

ابوالفضل محققی می نویسد: 
خانم رقیه دانشگری، چهره آشکار چپی که در نهایت با شهامتی که مخصوص خانم دانشگری است در جلوی صحنه ظاهر می‌شود و تمام‌قد، باز به طریقی که ویژگی خانم دانشگری است، به دفاع از حکومتی می‌پردازد که تمام کارنامه چهل‌وهفت‌ساله آن چیزی جز ویرانی، فساد، رانت‌خواری و مهم‌تر از همه شکنجه، زندان و اعدام‌های دسته‌جمعی و نهایتاً کشتار ده‌ها هزار نفری زیباترین فرزندان این آب و خاک در دی‌ماه نیست!


این‌که خانم رقیه دانشگری، برخلاف آنچه که برخی فکر می‌کنند، آدمی است که در مرز هشتادسالگی اگر سخنی می‌گوید و عملی انجام می‌دهد از سر یک تعقل، حس ملی و نتیجه‌گیری سال‌ها حضور در مبارزه سیاسی است، سخت در اشتباه‌اند.

تا آن‌جایی که شناخت من ـ که سال‌ها با ایشان در یک کلیکتیو به نام «رادیو زحمتکشان» کار کردم ـ قد می‌دهد، صراحت ایشان در بیان لحظه‌ای آن چیزی است که به آن می‌رسد؛ بی‌شرم و بی‌ملاحظه.

زمانی من ستایشگر این صراحت گفتار و عمل بودم و آن را امری انقلابی تصور می‌کردم و به‌گونه‌ای تأییدشان می‌نمودم.

اما زمان هرقدر جلوتر رفت، من در پس این صراحت شاهد یک خودخواهی و خودمحوری غریبی شدم که همیشه تمنیات درونی ایشان آن را رهبری می‌کرد و می‌کند؛ تمنیاتی که در هر برهه از زمان در قالب‌های مختلف خود را نشان می‌داد، از عرصه زندگی شخصی گرفته تا سازمانی و موضع‌گیری‌های سیاسی. همه نشان از یک غرور و خودخواهی پنهان‌شده در سیمای انقلابی‌گریِ به‌جا مانده از دوران چریکی دارد؛ همراه با هاله‌ای که رهبران سازمان فدائی پیرامون ایشان کشیده بودند، به‌خصوص جریان راستِ توده‌ایِ حاکم بر سازمان. «ایشان یکی از ذوب‌شدگان در حزب توده بود.»

همخوانی رهبرانی که از ایشان انتقاد داشتند اما بر زبان نمی‌آوردند؛ کمااین‌که تا امروز هم تمام موضع‌گیری‌های چپ‌اندرقیچی ایشان هرگز از طرف رهبرانی که در خفا منتقد ایشان بودند صورت نگرفته است. نه آن موضع سرسختانه ایشان در رد راهی که رفته بود و اعلام برائت از گذشته خود:

«من هنوز شرم دارم از آن‌که یک دوره از زندگی سیاسی‌ام در توهم به نظام جمهوری اسلامی گذشت... چندی به سیاهی آلوده.»

(مسئولیت فردی، نوشته خانم دانشگری)
ایشان که بارها از شرمنده بودن خود در قبال این حمایت ابراز برائت می‌کند، اما امروز با وقاحت تمام چشم بر کشتار هفده دی‌ماه رژیم می‌بندد و تجمع اندک باقیماندگان مدافع حکومت اسلامی در «بیست‌ودوم بهمن» تا راهپیمایی روز قدس را اسم رمز پیروزی ملت می‌داند:

«تبدیل عدد ۲۲ به اسم رمز پیروزی این مردم، از ۲۲ دی‌ماه خونین تا روز قدس در ۲۲ اسفند امسال، حکایت از نامیرایی عهدی دارد که مردم انقلابی ایران با آرمان‌های انقلاب خود بسته‌اند... مردم با داوطلب شدن جهت پیوستن به مدافعان و محافظان بسیجی کشور...»
(رقیه دانشگری)

این دو موضع‌گیری متناقض تنها مربوط به خانم دانشگری نیست. این موضع درونیِ چپ و جمهوری‌خواهانی است که صراحت بیان خانم دانشگری را ـ که هر زمان احساساتش در هر عرصه‌ای گل کند بی‌مهابا بیان می‌کند ـ ندارند، اما در عملکرد روزانه سیاسی خود با گشودن جبهه سومی، نه در تقابل با حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی، بلکه در مقابل مردمی به‌جان‌آمده که در تقابل با جمهوری اسلامی به میدان آمده و ده‌ها هزار کشته دادند، عملاً به همین خط فکری یاری می‌رسانند.

جریان‌هایی که زیر پوشش ملت‌خواهی، صلح‌دوستی و ایران‌پرستی، عملاً سیاستی را دنبال می‌کنند که نه در خدمت اتحاد و بسیج و نشان دادن سیمای حقیقی جمهوری اسلامی، بلکه برای بقای حکومتی است که خود به هر بها جنگ را تداوم می‌بخشد؛ مشروعیت بخشیدن به این چرثومه نفرت‌برانگیزی که بانی چنین جنگ خانمان‌سوزی گردیده است.

اگر اندک محبتی نسبت به این مردم، به این میهن، به این آب و خاک در وجود جمهوری اسلامی بود، هرگز نه جنگی آغاز می‌شد و نه به این‌جا می‌رسید. اگر حکومت واقعی بود و برخاسته از درون مردم، تنها با تن دادن به یک انتخابات کاملاً آزاد مبتنی بر رأی مردم می‌توانست مانع از چنین جنگ ویرانگری شود.

اما این در قاموس رژیمی که چهل‌وهفت سال است هر فریاد آزادی‌خواهی را با گلوله جواب می‌دهد نیست. در تفکر این رژیم و حامیان متوهم آن، جایی برای منافع ملی و محبت به مردم وجود ندارد.

«دیگی که برای من نمی‌جوشد، بگذار سگ درون آن بجوشد.»

این تمامی ماهیت این رژیم است.

بدبختی حاصل از این جنگ تنها و تنها مقصرش جمهوری اسلامی است و کسانی که چشم بر عملکرد سال‌ها جنایت آن می‌بندند و به‌جای ایستادن در کنار نسل جوانی که به بهای ده‌ها هزار کشته خواهان یک تغییر و آینده روشن برای خود هستند، عملاً یاری‌رسان رژیم می‌شوند.

کسانی که از عمق فاجعه و نفرت عظیم مردم خبر ندارند؛ مردمی که ترسشان از باقی ماندن این رژیم بر سر کار، بیشتر از ترسشان از جنگ است.

اپوزیسیونی که هرگز بیداد رفته بر مردم کشورش را درک نکرد و امروز نیز درک نمی‌کند؛ چرا که تهِ فکر این اپوزیسیون همین است که خانم دانشگری بیان می‌کند: دفاع تمام‌قد از جمهوری اسلامی و دشمنی آشکار با مردمی که با امید از شاهزاده رضا پهلوی حمایت می‌کنند، چرا که هنوز دل در گرو آن ایدئولوژی بسته‌اند که نامش مبارزه با امپریالیسم آمریکاست؛ نقطه اشتراک خانم دانشگری‌ها با رژیم اسلامی.

جریان‌هایی که هنوز سرگردان در راهروهای کرملین هستند، اما صراحت بیان خانم دانشگری را ندارند.
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • +311نور پهلوی در مراسم نوروزی نوفدی: بهار آزادی ایران نزدیک است
  • +232سردار نائینی، سخنگوی سپاه و اسماعیل احمدی، معاون رییس سازمان بسیج، کشته شدند
  • +208پیام نوروزی یاسمین پهلوی: نوروز را به نام جاویدنامان میهن گرامی می‌داریم
  • +199اسرائیل اعلام کرد: اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات ایران، کشته شد
  • +188نتانیاهو به مردم ایران: نیروهای تروریستی را می‌زنیم؛ ما از بالا شما را نظاره می‌کنیم؛ جشن بگیرید
  • +153ایران کشته شدن علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج را تائید کرد
  • +152نتانیاهو از تلاش شاهزاده رضا پهلوی برای تشکیل دولت انتقالی حمایت کرد: نیرویی مثبت برای آینده ایران است
  • +146پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی: در سال پیش رو، رژیم ضحاکی را برای همیشه در خاک خواهیم کرد
  • +143کشته شدن صدها‌‌ نفر از مسئولان میدانی نیروهای سرکوبگر بسیج + ویدیو
  • +139شاهزاده رضا پهلوی:ایران، جمهوری اسلامی نیست، به زیرساخت‌ها حمله نکنید رژیم ایران را هدف بگیرید