معمای استکهلم؛ چگونه مجاهدین، کومله و دمکرات در سوئد به «همبستگی» رسیدند؟
رأی دهید
مطابق فراخوانها و تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی، گروهی از هواداران و اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در سوئد با مشارکت برخی اعضا و هواداران احزاب کرد از جمله حزب دموکرات کردستان ایران، حزب آزادی کردستان، سازمان خبات کردستان ایران، حزب حیات آزاد کردستان و کومله زحمتکشان کردستان، روز شنبه، تجمعی اعتراضی را با عنوان «همبستگی» در استکهلم سوئد برگزار کردند.
اما ارتباط بین سازمان مجاهدین خلق (MEK) و گروههای کُرد (بهویژه کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) طی سالهای گذشته یک رابطه پرفرازونشیب بوده است: از همکاریهای مقطعی در دهه ۱۳۶۰ تا پررنگ شدن اختلافهای ایدئولوژیک و رویکردهای سیاسی؛ پس چگونه آنها بار دیگر تحت پوشش شعارهایی همچون «نه شاه و نه شیخ»، «آری به جمهوری دمکراتیک ایران» و نیز «زن، زندگی، آزادی» به همبستگی رسیدهاند؟
خلقت، اختلاف و انشعاب
حزب دموکرات کردستان ایران، به عنوان یکی از قدیمیترین احزاب سیاسی کرد در ایران در سال ۱۳۲۴ خورشیدی توسط قاضی محمد با رویکردی ملیگرا تاسیس شد و بعدها تحت رهبری عبدالرحمن قاسملو به سمت «سوسیال دموکراسی» و «دموکراسی برای ایران، خودمختاری برای کردستان» بدل به شعار استراتژیک آن شد.
اما سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومله) حوالی سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۱ خورشیدی بهعنوان یک سازمان مخفی چپگرا در میان دانشجویان و فعالان مارکسیست شکل گرفت. این سازمان مارکسیستی–لنینیستی فعالیت خود را در سال ۱۳۵۷ علنی کرد و در سال ۱۳۶۲ با پیوستن به حزب کمونیست ایران، به عنوان بازوی منطقهای آن فعالیت کرد.
این دو حزب طی سالهای گذشته به دلیل بروز اختلاف در زمینههای استراتژی مبارزه، رهبری، شیوه فعالیت و مسائل ایدئولوژیک دچار انشعابهای متعدد شدند. حزب دموکرات در سال ۱۳۸۵ به دو شاخه (حدکا و حدک) تقسیم شد، اما در سال ۱۴۰۱ این دو شاخه دوباره با هم ادغام شدند. در طیف کومله نیز، در سال ۱۳۷۹ (۲۰۰۰ میلادی) جریان عبدالله مهتدی از حزب کمونیست ایران جدا شد. بعدها در سال ۱۳۸۶، خودِ این جریان دچار انشعاب شد و «کومله زحمتکشان کردستان» به رهبری عمر ایلخانیزاده شکل گرفت. اگرچه این دو در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ تلاش کردند دوباره متحد شوند، اما این اتحاد تنها حدود ۷ ماه دوام آورد و بار دیگر از هم جدا شدند.
اما سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ خورشیدی تاسیس شد. ایدئولوژی اولیه سازمان ترکیبی بود از اسلام شیعی انقلابی، تحلیلهای مارکسیستی، ضدیت با امپریالیسم و مبارزه مسلحانه علیه حکومت شاه بود ولی در سال ۱۹۷۵ بخش بزرگی از اعضای سازمان، با ایجاد شاخه مارکسیستی که بعدها «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» نام گرفت، از آن منشعب شدند. در پی این تحولات، هستههای وفادار به هویت اسلامی سازمان که در زندان یا بیرون از آن بودند، تلاش کردند تشکیلات را حفظ کنند؛ جریانی که شاکله اصلی سازمان مجاهدین خلق امروزی را تشکیل داد.
مجاهدین ابتدا از انقلاب ۱۳۵۷ حمایت کردند، اما به سرعت بر سر مسائل کلیدی قدرت و ایدئولوژی با روحانیون حاکم وارد چالش شدند. این تنشها در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به نقطه انفجار رسید و سازمان با اعلام مبارزه مسلحانه، وارد تقابل خونین با جمهوری اسلامی شد. در پی سرکوبهای داخلی، رهبری سازمان به اروپا گریخت و سرانجام در خرداد ۱۳۶۵، مرکزیت سازمان به عراق منتقل شد. در آنجا، تحت حمایت حکومت صدام حسین، «ارتش آزادیبخش ملی ایران» را تشکیل دادند.
اختلاف ایدئولوژیک
در کنار سنت مارکسیستی کومله و اسلام انقلابی مجاهدین، حزب دموکرات کردستان ایران نماینده جریانی بود که با عنوان «سوسیال دموکرات» خود را از دو گروه دیگر متمایز میکرد. تفاوت بنیادین حزب دموکرات در این بود که برخلاف کومله، به دنبال انقلاب جهانی پرولتاریا نبود و برخلاف مجاهدین، آرمان برپایی یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی را دنبال نمیکرد؛ بلکه تمرکز اصلیاش بر ناسیونالیسم مدرن کرد و استقرار یک دموکراسی پارلمانی در چارچوب ایران بود.
این تضادهای ایدئولوژیک، ریشه در فرهنگ سیاسی و پایگاه اجتماعی متفاوت این سه گروه داشت، به طوری که مجاهدین خلق به مرور به سمت یک ساختار متمرکز و رهبری طولانیمدت حرکت کردند. در مقابل، کومله با تکیه بر سنتهای شورایی و کارگری، هرگونه فردمحوری یا نمادگرایی مذهبی را نفی میکرد. در این میان، حزب دموکرات خود را به عنوان یک حزب سیاسی کلاسیک و مشابه احزاب سوسیالیست اروپایی تعریف میکرد.
علاوه بر این، تضاد در تعریف مفاهیمی چون دشمن و امپریالیسم شکاف میان این گروهها را عمیقتر میکرد؛ در حالی که مجاهدین در دهههای چهل و پنجاه خورشیدی به شدت بر طبل ضدیت با آمریکا و امپریالیسم میکوبیدند، حزب دموکرات نگاه واقعبینانهتری به غرب داشت و برای پیشبرد اهداف خود به دنبال جلب حمایتهای بینالمللی بودند. کومله نیز اگرچه در شعار ضدامپریالیست بود، اما تضاد اصلی جامعه را نه در مرزهای ملی و مبارزه با قدرتهای جهانی، بلکه در تضاد طبقاتی میان کارگر و سرمایهدار جستوجو میکرد. از همین رو، مذهب و شعارهای پوپولیستی از نظر آنها ابزاری برای پوشاندن تضادهای طبقاتی و جلوگیری از آگاهی انقلابی زحمتکشان هستند.
همکاری غیرسازمانیافته
پس از تثبیت قدرت جمهوری اسلامی در اوایل دهه ۱۳۶۰ و سرکوب گسترده سازمانهای مخالف، بخش بزرگی از نیروهای اپوزیسیون مسلح ناچار شدند فعالیت خود را به خارج از کشور یا مناطق مرزی منتقل کنند. در این میان، مناطق مرزی غرب ایران و بهویژه کردستان عراق به یکی از مهمترین پایگاههای فعالیت گروههای مخالف حکومت تبدیل شد.
یرواند آبراهامیان در فصول انتهایی کتاب مجاهدین ایران، در تحلیل سالهای اولیه پس از انقلاب ۱۳۵۷ اشاره میکند که چگونه مجاهدین پس از وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مرکز ثقل فعالیتهای خود را به مناطق مرزی و کردستان منتقل کردند. در این کتاب همچنین اشاره شده که مجاهدین در آن مقطع برای عبور از کوهستانها و رسیدن به خاک عراق، از راهنماهای محلی و گاهی همکاریهای تاکتیکی با احزاب کرد بهرهمند بودند، هرچند که این همکاریها به دلیل تفاوتهای ایدئولوژیک بسیار شکننده بود. بر پایه مطالب مطرح شده در این کتاب، حضور همزمان نیروهای مجاهدین در کنار پیشمرگههای حزب دموکرات و کومله در یک جغرافیای محدود، باعث ایجاد شبکههای تدارکاتی مشابه و البته تنشهای سیاسی شده بود.
نیکی کدی (Nikki Keddie) نیز در تحلیلهای خود درباره سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ در کتاب «ایران مدرن: ریشهها و پیامدهای انقلاب» توضیح میدهد که در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱، کردستان به یکی از مهمترین مناطق خارج از کنترل کامل دولت مرکزی تبدیل شد؛ فضایی که در آن گروههای مختلف مخالف حکومت، از نیروهای کردی گرفته تا برخی سازمانهای چپ و اپوزیسیون ایرانی، امکان فعالیت و سازماندهی پیدا کردند.
دیوید مکداول (David McDowall) هم در کتاب «تاریخ معاصر کردها» اشاره میکند که مسیرهای قاچاق سنتی، جادههای مالرو کوهستانی و شبکههای خبررسانی محلی که قرنها توسط کردها استفاده میشد، در دهه ۱۳۶۰ به مسیرهای مهم جابهجایی نیرو و تجهیزات برای گروههای مسلح فعال در منطقه تبدیل شد.
در مجموع، طیفی از مطالعات انجام شده نشان میدهد که هرچند میان مجاهدین خلق و کوملهها و حزب دموکرات کردستان ایران اختلافهای ایدئولوژیک وجود داشت، اما شرایط جنگی و جغرافیای مرزی دهه ۱۳۶۰ باعث شد که آنها در یک فضای مشترک فعالیت کنند. با این حال، گروهی از پژوهشگران تاکید میکنند که این همزمانی یا تماسهای محدود را نباید به معنای شکلگیری یک اتحاد سیاسی یا نظامی پایدار میان این سازمانها دانست. به باور این گروه در همین دوره نیز آنها مجبور بودند که از مسیرهای مشابهی برای نفوذ به داخل ایران یا انتقال مجروحان به عراق استفاده کنند؛ چنان که این همکاری که علیرغم میل باطنی آنها رخ میداد، گاهی نیز منجر به بروز اصطکاکهای نظامی میان آنها میشده است.
رویارویی و درگیری
در کردستان ایران، اوایل دهه ۱۳۶۰، افزون بر درگیری میان نیروهای دولتی و گروههای مخالف، میان خود سازمانها و احزاب کرد نیز تنش و حتی درگیری مسلحانه رخ داد. یکی از مهمترین نمونهها تنشها و برخوردهای مسلحانه میان حزب دموکرات کردستان ایران و کومله بود. این درگیریها در سالهای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵ شدت بیشتری داشت. گروهی از تحلیلگران ریشه بروز این درگیری را در ترکیبی از اختلافات ایدئولوژیک، رقابت سیاسی و کنترل مناطق نفوذ میدانند.
به عنوان نمونه، تعدادی از پژوهشهای مربوط به جریان چپ در ایران توضیح میدهد که در دهه ۱۹۸۰(دهه ۱۳۶۰) رقابت میان گروههای مختلف کرد ایرانی گاهی به برخوردهای مسلحانه انجامید، زیرا هر کدام میخواستند رهبری سیاسی و نظامی جنبش کردستان را در دست بگیرند. با این حال، این درگیریها بیشتر مجموعهای از برخوردها و تنشهای مقطعی بودند. همچنین برخی پژوهشگران یادآور شدهاند که گروههای کردی، به ویژه کومله، مجاهدین را رقیبی جدی برای نفوذ سیاسی و سازماندهی محلی میدانستند و این موجب شد که تعاملات میان آنها در عمل محدود و اغلب مقطعی باشد.
همچنین، در منابع پژوهشی آمده است که اختلاف ایدئولوژیک عمیق میان سازمان مجاهدین خلق ایران و جریانهای چپ کردی مانند کومله گاهی امکان همکاری مستقیم و پایدار را بسیار محدود میکرده است. برای نمونه، یرواند آبراهامیان توضیح میدهد که اوایل انقلاب، در مناطق مرزی غرب ایران، مجاهدین خلق و گروههای کردی اغلب رقیب یکدیگر برای جذب نیرو و کسب حمایت محلی بودند و این رقابت به محدود شدن همکاریها و تعاملات مشترک منجر میشد.
به این ترتیب، پژوهشها نشان میدهند که اختلاف ایدئولوژیک و رقابت بر سر نفوذ در مناطق مرزی، مانع شکلگیری یک اتحاد پایدار میان مجاهدین خلق و جریانهای چپ کردی شد و بیشتر زمینه همکاری را به صورت محدود و تاکتیکی نگه میداشت.
همکاری نافرجام سیاسی در اروپا
پس از خروج ابوالحسن بنیصدر و مسعود رجوی از ایران در سال ۱۳۶۰، شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) در پاریس تشکیل شد. این شورا با هدف ایجاد یک ائتلاف گسترده مخالفان جمهوری اسلامی و هماهنگی فعالیتهای سیاسی و دیپلماتیک شکل گرفت. در میان اعضای اولیه شورا، حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI) به رهبری عبدالرحمن قاسملو حضور داشت. مجاهدین خلق و حزب دموکرات، در آن مقطع، هدف مشترکی داشتند: مقابله با حکومت جدید ایران و جلب حمایت سیاسی و بینالمللی برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی. این هدف مشترک، موجب رفع اختلافها در مورد شعار راهبردی حزب دموکرات مبنی بر «دموکراسی برای ایران، خودمختاری برای کردستان» شد.
با این حال، همکاری میان این گروهها پایدار نبود. پژوهشگران تاکید میکنند که اختلافات ایدئولوژیک و تفاوت در راهبردها مانع شکلگیری یک اتحاد طولانیمدت شد. حزب دموکرات کردستان ایران در سال ۱۳۶۳ و با بالا گرفتن اختلافها از شورای ملی مقاومت خارج شد. برخی پژوهشهای انجام شده نیز نشان میدهد که کومله نیز به دلیل اختلافات ایدئولوژیک با مجاهدین هرگز به شکل رسمی و پایدار به ائتلاف شورای ملی مقاومت نپیوست.
در نتیجه، دوره اولیه شورای ملی مقاومت به عنوان نمونهای از تلاش همکاری کوتاهمدت و محدود برای اتحاد موقت میان گروههای متفاوت اپوزیسیون باقی ماند.
شائبه «سرکوب قیامهای ۱۹۹۱»
کردهای عراق و گروهی از شیعیان پس از پایان جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)، اواخر سال ۱۳۶۹ و اوایل ۱۳۷۰، علیه حکومت صدام حسین قیام کردند. این جنبش اعتراضی که «شعبان» نام گرفت، توسط ارتش عراق و در عملیاتی سرکوب و منجر به کشتار و آوارگی گسترده کردها شد.
نقش اصلی در سرکوب به ارتش و نیروهای دولتی عراق باز میگردد. اما برخی از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین که در آن مقطع در عراق حضور داشتند مدعی شدهاند که سازمان در این عملیات شرکت داشته است. همچنین برخی گزارشها نیز در این خصوص منتشر شده است. اما سازمان مجاهدین خلق نیز همواره این ادعاها را تکذیب کرده است. آنها ادعا میکنند که این موارد «یک توطئه تبلیغاتی» از سوی حکومت ایران با هدف ایجاد اختلاف میان سازمان مجاهدین و مردم و گروههای کرد بوده است.
البته حضور مجاهدین در عراق و رابطه آنها با حکومت صدام حسین موضوع انتقاد و جنجال زیاد بوده و باعث شده میان برخی کردها و سایر گروههای اپوزیسیون با این سازمان رابطهای انتقادی شکل بگیرد، اما این انتقادها بیشتر بر مبنای روایتهای سیاسی و تجربه تاریخی رابطه با بغداد است.
ائتلاف سیاسی
در نتیجه، آنچه در تجمع اعتراضی روز شنبه در استکهلم رخ داد، یک بازآرایی استراتژیک میان اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در سوئد و گروهی از اعضا و هواداران گروهها و احزاب کرد بود که به باور تحلیلگران از چند متغیر کلیدی تغذیه میکند.
به باور گروهی از تحلیلگران، بزرگترین محرک این نزدیکی بین سازمان مجاهدین خلق و گروههای کردی، ظهور رضا پهلوی در صحنه سیاسی به عنوان رهبر گروه قابل توجهی از مردم مخالف جمهوری اسلامی است. از این منظر، شعار «نه شاه، نه شیخ» که در تجمع سوئد طنینانداز شده، حلقه وصلی است که مجاهدین و احزاب کرد را، علیرغم گذشته پراختلافشان، در یک جبهه واحد علیه آنچه «خطر بازگشت سلطنت» مینامند، قرار داده است. از نظر این گروه از تحلیلگران، آنها نگرانند که در صورت فروپاشی ناگهانی ساختار فعلی، قدرت به طور طبیعی به سمت آقای پهلوی میل کند؛ لذا با کنار گذاشتن اختلافات، تلاش میکنند سدی در برابر این موج ایجاد کرده و ایده جمهوری دموکراتیک را برای اعلام حضور فعال در عرصه اپوزیسیون معطوف به قدرت، تبلیغ کنند.
همچنین، تعدادی دیگر از ناظران مسائل ایران نیز احتمال میدهند که برخی جناحهای کرد در مواجهه با رویکرد «مرکزگرا» و «یکپارچهخواه» رضا پهلوی، به طور تاکتیکی به سمت مجاهدین متمایل شدهاند.
از این منظر، تاکید بر شعار «زن، زندگی، آزادی» به عنوان شعاری با خاستگاه کردی، راهبردی برای اتحاد طیفهای بیشتری از اپوزیسیون، فارغ از وزن واقعی آنها، به نظر میرسد. چرا که تعدادی از تحلیلگران، این نزدیکی را از این منظر مینگرند: سازمان مجاهدین خلق و برخی احزاب سنتی کرد که با سوابق نظامی و ساختارهای تشکیلاتی قدیمی شناخته میشوند، گاهی در افکار عمومی غرب یا نسل جوان ایران، چندان مدرن و امروزی به نظر نمیرسند، لذا برای این که از رقبایی مثل جریان تحت رهبری رضا پهلوی عقب نمانند، با تکیه بر شعار «زن، زندگی، آزادی» که به دلیل ماهیت مدرن، سکولار و حقوق بشریاش، در جهان غرب اعتبار فوقالعادهای کسب کرده، به میدان آمدهاند. همچنین، شعار «زن، زندگی، آزادی» به قدری وسیع و همهشمول است که هر گروهی میتواند تفسیر خود را درون آن جای دهد و پوشش موقتی باشد بر اختلافهای بسیاری از گروههای اپوزیسیون.
در واقع، تحلیلگران معتقدند که تلاش برای برقراری موازنه قدرت، اپوزیسیون ایران را به سمتی سوق داده که در آن مرزهای ایدئولوژیک، حداقل به طور موقت در برابر ضرورتهای میدانی کمرنگ شدهاند. اما همکاری فعلی میان مجاهدین خلق و برخی طیفهای کرد، بیش از آنکه برآمده از یک تفاهم تاریخی باشد، واکنشی است به تحولات سریع داخلی و بینالمللی. اینکه این بلوکبندی جدید تا چه حد میتواند به عنوان یک آلترناتیو جدی در برابر سایر قطبهای قدرت قد علم کند، بستگی به پایداری این همکاری در ماههای سرنوشتساز پیشِرو خواهد داشت.
دیدگاه خوانندگان
۵۶
shirzan - برلین، آلمان
این گروهها تعداد کمی طرفدار در ایران دارند. برای اثباتش میتوانند فراخوان بدهند. ببینیم چند نفر پاسخ مثبت به این فراخوان خواهند داد.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۷
۴۴
paksan - ایران، ایران
مزدورها و وطن فروشها همیشه باهم بودند. الان آتش زدن اموال مردم و مغازه ها و مساجد و اتوبوسها و بانکها را کی انجام میداد؟ هم قبل عنقلاب هم الان کار همین اوباش هستش.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷
۴۷
setayeshz565 - وین، اتریش
مجاهدین و کومله ذات و سرشتشون مثل همه،بسکه پلید و بدذات هستن،مجاهدین یک مشت روانی پریش ابله مفت خور بی خاصیت به درد نخور هستن،بعد ازسپاه باید به عنوان گروهک تروریستی ثبت بشن،کومله هم همینطور
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۸
۴۷
setayeshz565 - وین، اتریش
مجاهدین و کومله ذات و سرشتشون مثل همه،بسکه پلید و بدذات هستن،مجاهدین یک مشت روانی پریش ابله مفت خور بی خاصیت به درد نخور هستن،بعد ازسپاه باید به عنوان گروهک تروریستی ثبت بشن،کومله هم همینطور
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۸
۴۴
paksan - ایران، ایران
مزدورها و وطن فروشها همیشه باهم بودند. الان آتش زدن اموال مردم و مغازه ها و مساجد و اتوبوسها و بانکها را کی انجام میداد؟ هم قبل عنقلاب هم الان کار همین اوباش هستش.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷
۵۶
shirzan - برلین، آلمان
این گروهها تعداد کمی طرفدار در ایران دارند. برای اثباتش میتوانند فراخوان بدهند. ببینیم چند نفر پاسخ مثبت به این فراخوان خواهند داد.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۷
۵۶
shirzan - برلین، آلمان
این گروهها تعداد کمی طرفدار در ایران دارند. برای اثباتش میتوانند فراخوان بدهند. ببینیم چند نفر پاسخ مثبت به این فراخوان خواهند داد.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۷
۴۴
paksan - ایران، ایران
مزدورها و وطن فروشها همیشه باهم بودند. الان آتش زدن اموال مردم و مغازه ها و مساجد و اتوبوسها و بانکها را کی انجام میداد؟ هم قبل عنقلاب هم الان کار همین اوباش هستش.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷
۴۷
setayeshz565 - وین، اتریش
مجاهدین و کومله ذات و سرشتشون مثل همه،بسکه پلید و بدذات هستن،مجاهدین یک مشت روانی پریش ابله مفت خور بی خاصیت به درد نخور هستن،بعد ازسپاه باید به عنوان گروهک تروریستی ثبت بشن،کومله هم همینطور
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۸
۴۷
setayeshz565 - وین، اتریش
مجاهدین و کومله ذات و سرشتشون مثل همه،بسکه پلید و بدذات هستن،مجاهدین یک مشت روانی پریش ابله مفت خور بی خاصیت به درد نخور هستن،بعد ازسپاه باید به عنوان گروهک تروریستی ثبت بشن،کومله هم همینطور
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۸
۵۶
shirzan - برلین، آلمان
این گروهها تعداد کمی طرفدار در ایران دارند. برای اثباتش میتوانند فراخوان بدهند. ببینیم چند نفر پاسخ مثبت به این فراخوان خواهند داد.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۷
۴۴
paksan - ایران، ایران
مزدورها و وطن فروشها همیشه باهم بودند. الان آتش زدن اموال مردم و مغازه ها و مساجد و اتوبوسها و بانکها را کی انجام میداد؟ هم قبل عنقلاب هم الان کار همین اوباش هستش.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷
۵۶
shirzan - برلین، آلمان
این گروهها تعداد کمی طرفدار در ایران دارند. برای اثباتش میتوانند فراخوان بدهند. ببینیم چند نفر پاسخ مثبت به این فراخوان خواهند داد.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۷
۴۴
paksan - ایران، ایران
مزدورها و وطن فروشها همیشه باهم بودند. الان آتش زدن اموال مردم و مغازه ها و مساجد و اتوبوسها و بانکها را کی انجام میداد؟ هم قبل عنقلاب هم الان کار همین اوباش هستش.
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷
۴۷
setayeshz565 - وین، اتریش
مجاهدین و کومله ذات و سرشتشون مثل همه،بسکه پلید و بدذات هستن،مجاهدین یک مشت روانی پریش ابله مفت خور بی خاصیت به درد نخور هستن،بعد ازسپاه باید به عنوان گروهک تروریستی ثبت بشن،کومله هم همینطور
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۸
