علی خامنهای؛ از رهبری «ضعیف» و «غیرمنتظره» تا «یکی از پنج ایرانی قدرتمند قرن»
رأی دهید
برخی منابع از انتقال رهبر جمهوری اسلامی به مکانی امن، پیش از وقوع حملات، خبر میدهند، اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میگوید نشانههای زیادی در دست است که نشان میدهد علی خامنهای زنده نیست.
هنوز شرایط سلامتی رهبر جمهوری اسلامی روشن نیست. تاکنون تنها چند تصویر ماهوارهای از منطقه پاستور تهران منتشر شده که از آسیب جدی به چندین ساختمان در این ناحیه حکایت دارد.
کشتهشدن احتمالی علی خامنهای در حملات اسرائیل، ضربه سنگینی برای جمهوری اسلامی خواهد بود.
رهبر جمهوری اسلامی بارها اعتراضات و ناآرامیها را با مشت آهنین سرکوب کرده و از فشارهای خارجی هم جان سالم بهدر برده است. علی خامنهای اما اینبار در روزهاییکه نمایندگانش برای ممانعت از حملات هوایی آمریکا، سخت درگیر مذاکرات بودند، خود را با جدیترین بحران دوران ۳۶ ساله رهبریاش روبرو میدید.
در حالیکه بخش عمده ایرانیان با تلخکامی، زیر بار فشار اقتصاد تحریمزده کمر خم کردهاند، اعتراضات گسترده دیماه، که ابتدا با انگیزههای اقتصادی و معیشتی آغاز شد، بهشکلی خونین و مرگبار سرکوب شد و هزاران کشته برجای گذاشت.
حدود شش ماه پیش از این اعتراضات، اسرائیل و ایالات متحده با حملات سنگین هوایی و موشکی، بخش عمده تأسیسات ارزشمند هستهای و بسیاری از سایتهای موشکی ایران را از بین برده بودند. از سوی دیگر، گروههای شبهنظامی نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، همچون حماس، حزبالله لبنان و حوثیهای یمن هم متحمل ضربات سنگینی شده و در ضعیفترین موقعیت سالهای اخیر خود قرار گرفتهاند؛ موضوعی که سیاست منطقهای تهران را آشفته کرده و از عمق استراتژیک جمهوری اسلامی، بهشدت کاسته است.
در حالیکه خاورمیانه با جنگی دیگر و چهبسا گستردهتر روبروست، خصومت تغییرناپذیر رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی با غرب و سابقه سیاستورزی مزورانهاش در پیشبرد مذاکرات، میتواند سرنوشت منطقه را رقم بزند؛ البته در صورتی که از حملات صبح شنبه، یا حملات بعدی جان سالم بهدر ببرد.
حفظ جمهوری اسلامی به هر قیمتی
رهبر حکومت ایران در جریان اعتراضات اخیر، با صدور فرمان برخورد شدید، و با تأکید بر اینکه «اغتشاشگر را باید سر جای خود نشاند»، خونینترین سرکوب از زمان استقرار جمهوری اسلامی را رقم زد. پیامی که چراغ سبزی بود برای نیروهای امنیتی، تا بهروی معترضانی که فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سر داده بودند، آتش بگشایند.
حالا تنها چند ماه پس از کشتهشدن چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران در حملات قبلی اسرائیل و ناچار شدن علی خامنهای به اختفای طولانیمدت در اوایل تابستان، رهبر جمهوری اسلامی با تهدیدات جدید دونالد ترامپ روبرو شد.
با سقوط حکومت بشار اسد در سوریه و تضعیف جدی حزبالله در لبنان، حوزه نفوذ علی خامنهای در خاورمیانه، بهشدت محدود شده است. رهبر جمهوری اسلامی حالا خود را با خواستههای جدی ایالات متحده برای کنارگذاشتن مهمترین اهرم راهبردیاش، یعنی زرادخانههای موشکهای بالستیک روبرو میدید.
ایران حتی حاضر شد از بخشهایی از برنامه هستهایش، که بهرغم تردید جدی اسرائیل و غرب، بر صلحآمیزبودن ماهیت آن اصرار دارد، کوتاه بیاید. اقدامی که البته نتوانست مانع از دور تازه حملات اسرائیل و آمریکا شود.
خامنهای اما حتی صحبت درباره برنامه موشکیاش را رد کرد؛ برنامهای که از نظر ایران، تنها اهرم بازدارنده باقیمانده در مقابل حمله احتمالی اسرائیل بهحساب میآمد.
از سوی دیگر، سرسختی رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه، خود زمینهساز حمله هوایی تازه آمریکا شد. ساعاتی قبل از حملات صبح شنبه، دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده در سخنانی به زرادخانه موشکی ایران در کنار برنامه هستهایش اشاره کرده بود. پس از دور نخست حملات هم، دونالد ترامپ در پیامی هشت دقیقهای، مشخصاً صنایع موشکی ایران را یکی از اهداف حملات اعلام کرد و گفت که آنرا بهطور کامل نابود خواهد کرد.
با افزایش حضور نظامی ایالات متحده در اطراف ایران، محاسبات علی خامنهای بیش از پیش بر ویژگیهای شخصیتیای مبتنی شده بود که در طول انقلاب بهمن ۵۷، سالها آشفتگی اجتماعی و جنگ با عراق، چند دهه تقابل با ایالات متحده، و تجمیع بیحد و حصر قدرت در دستانش شکل گرفته بود.
او از سال ۱۳۶۸ رهبر جمهوری اسلامی بوده و خود در جلسه معرفیاش در مجلس خبرگان، گفته بود «باید خون گریست بهحال جامعه اسلامی، اگر حتی احتمال رهبری من مطرح باشد». از آن تاریخ اما، کنترل کامل همه دستگاههای کشوری و لشکری ایران را در دست داشته است.
در حالیکه بهظاهر امور روزمره کشور را مقامهای منتخب پیش میبرند، اما هیچکس نمیتوانسته در مسائل کلان و بخصوص هرآنچه که مربوط به ایالات متحده باشد، بدون تأیید او قدم از قدم بردارد. همزمان، نفوذ و جایگاه او در میان روحانیون و چیرهدستیاش در تعامل با آنان، خیالش را از بابت بهچالش کشیدهشدن از سوی افراد یا گروههایی در این طبقه هم راحت کرده بود.
رهبر، اما نهچندان «عظیمالشأن»
خامنهای در اوایل دوره رهبریاش، از سوی برخی چندان جدی گرفته نمیشد و حتی گروهی او را شخصیتی ضعیفالنفس میدانستند که بههیچ وجه با شخصیت کاریزماتیک روحالله خمینی قابل قیاس نیست.
او که در زمان برگزیدهشدن بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی، هنوز عنوان «آیتالله» را نداشت، برای تثبیت جایگاهش، بخصوص در میان روحانیون متنفذ کار سختی پیش رو داشت.
پس از خروجی سخت و طاقتفرسا از زیر سایه بنیانگذار حکومت، با ایجاد یک دستگاه امنیتی قدرتمند که تنها به شخص او وفادار است، سرانجام جای پای خود را محکم کرد.
خامنهای به غرب و بخصوص ایالات متحده بیاعتماد بوده و از دیرباز واشینگتن را به تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی و خودش متهم میکرد.
در سومین سخنرانی ستیزهجویانهای که پس از سرکوب اعتراضات دیماه داشت، دونالد ترامپ را به دست داشتن در ناآرامیها متهم کرد و گفت: «ما رئیسجمهور آمریکا را بهدلیل دستداشتن در اعتراضات و بهدلیل تلفات، خسارات و تهمتی که به ملت ایران زد، مجرم میدانیم».
او با وجود لجاجت و انعطافناپدیریاش در زمینه ایدئولوژی، نشان داده که زمانیکه پای بقای جمهوری اسلامی در میان باشد، برای نرمش نشاندادن آمادگی دارد.
علی خامنهای سیزده سال پیش برای نخستینبار، عبارت «نرمش قهرمانانه» را بهکار برد؛ موضوعی که عقبنشینیهای تاکتیکی در راه دستیابی به اهداف بزرگتر و مهمتر را موجه جلوه میدهد؛ چیزی مشابه تصمیم سال ۱۳۶۷ روحالله خمینی برای پذیرش قطعنامه آتشبس در جنگ هشتساله ایران و عراق؛ تصمیمی که خود از آن، با عنوان «نوشیدن جام زهر» یاد کرد.
موافقت محتاطانه علی خامنهای با توافق هستهای ایران و شش قدرت جهانی در سال ۱۳۹۴ موسوم به برجام هم نمونه دیگری از استفاده از این دستاویز بود؛ چراکه کاستهشدن از فشار تحریمها را برای ثبات نسبی اقتصادی کشور و حفظ قدرت سیاسی در دست خود، ضروری میدید.
در نهایت اما سه سال بعد، دونالد ترامپ آمریکا را از برجام خارج و تحریمهای فلجکنندهای را علیه ایران اعمال کرد. در مقابل تهران هم با اذن خامنهای، آرامآرام همه تعهدات برجامی خود را کنار گذاشت.
دستگاه امنیتی ولایتمدار، کلید بقای خامنهای بر مسند قدرت
هر زمان که شرایط برای علی خامنهای سخت شده، به سرعت به سپاه پاسداران و بسیج روی آورده؛ یک نیروی شبهنظامی موازی که از صدها هزار تن تشکیل شده و با نفوذ در همه لایههای اجتماع، موظف است که تا حد امکان هر صدای مخالف رهبر را، در نطفه خفه کند.
همین نیروهای امنیتی بودند که اعتراضات گسترده پس از انتخابات مناقشهبرانگیز سال ۱۳۸۸، که به دور دوم ریاستجمهوری محمود احمدینژاد منجر شد را سرکوب کردند.
در سال ۱۴۰۱، باز هم با اتکا به همین دستگاه امنیتی «ذوب در ولایت»، رهبر جمهوری اسلامی با شدت هرچه تمامتر، اعتراضات معروف به «زن، زندگی، آزادی»، که در پی جان باختن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شده بود را سرکوب کرد؛ سرکوبی که با بازداشت گسترده مخالفان و اعدام چندین تن از آنان دنبال شد.
و بار دیگر در دیماه ۱۴۰۴ هم، باز سپاه پاسداران و بسیج بودند که نقش اصلی را در سرکوب اعتراضات و کشتار بیسابقه معترضان ایفا کردند.
قدرت گسترده علی خامنهای در رأس حکومت، تا حد زیادی هم مرهون امپراتوری اقتصادی موازی، موسوم به «ستاد اجرایی فرمان امام» است؛ نهادی که مستقیم و بیواسطه در کنترل او بوده است. این سازمان که ثروتی به ارزش دهها میلیارد دلار در اختیار دارد، در دوره حکومت علی خامنهای بهشدت رشد کرده و میلیاردها دلار را هم در تقویت سپاه پاسداران هزینه و سرمایهگذاری کرده است.
ناظران خارج از ایران، رهبر جمهوری اسلامی را چهرهای مرموز و در عین حال، هراسان از خیانت توصیف میکنند؛ ترس و نگرانیای که- به گفته آنها- از اقدام به ترور او در سال ۱۳۶۰ ناشی میشود؛ تروری که به از کار افتادن نسبی دست راستش منجر شد.
بر اساس زندگینامه رسمیای که از رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده، علی خامنهای در سال ۱۳۴۲ وقتی در ۲۴ سالگی برای نخستین بار به زندان افتاده بود، بهشدت شکنجه شد.
پس از وقوع انقلاب اسلامی و در طول جنگ هشتساله ایران و عراق، علی خامنهای روابط بسیار نزدیکی با فرماندهان سپاه پاسداران ایجاد کرد.
او مهرماه ۱۳۶۰ با حمایت روحالله خمینی به ریاستجمهوری ایران رسید و تا زمان درگذشت بنیانگذار حکومت هم در همین جایگاه ماند؛ اما برگزیدهشدنش بهعنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی، بسیاری را شگفتزده کرد.
کریم سجادپور از محققان موسسه کارنِگی برای صلح بینالملل معتقد است که «یک تصادف تاریخی» باعث شد که یک «رئیسجمهور کمرمق»، ابتدا به یک «رهبر ضعیف» و رفتهرفته، به یکی از «پنج ایرانی قدرتمند صد سال اخیر» تبدیل شود.
دیدگاه خوانندگان
۵۱
tabatabayi - آلمان، آلمان
خاک بر سر این نویسنده که این موجود کریه و ضعیف النفس را جزو 5 ایرانی قوی برمی شمارد، حیف از الکتریسیته و اینترنت که تو مصرف کردی برای این نوشته بی ارزش و این نتیجه گیری احمقانه! بدبخت بیچاره! آخه یک قوت از این موجود بی ارزش کودک کش نام ببر، از این موش فراری به فاضلاب، و بعد بگذارش در بین 5 ایرانی قوی!
شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۹
۵۷
وطن نام تو نام نامداران - ستکهلم، سوئد
(...تا «یکی از پنج ایرانی قدرتمند قرن». چطور میشه انسان پست و بزدلی را که با جنایت و کشتار مردم خود, حکومت خود را حفظ میکرد, قدرتمند نامید؟
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۵
۵۷
وطن نام تو نام نامداران - ستکهلم، سوئد
(...تا «یکی از پنج ایرانی قدرتمند قرن». چطور میشه انسان پست و بزدلی را که با جنایت و کشتار مردم خود, حکومت خود را حفظ میکرد, قدرتمند نامید؟
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۵
۵۱
tabatabayi - آلمان، آلمان
خاک بر سر این نویسنده که این موجود کریه و ضعیف النفس را جزو 5 ایرانی قوی برمی شمارد، حیف از الکتریسیته و اینترنت که تو مصرف کردی برای این نوشته بی ارزش و این نتیجه گیری احمقانه! بدبخت بیچاره! آخه یک قوت از این موجود بی ارزش کودک کش نام ببر، از این موش فراری به فاضلاب، و بعد بگذارش در بین 5 ایرانی قوی!
شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۹
۵۱
tabatabayi - آلمان، آلمان
خاک بر سر این نویسنده که این موجود کریه و ضعیف النفس را جزو 5 ایرانی قوی برمی شمارد، حیف از الکتریسیته و اینترنت که تو مصرف کردی برای این نوشته بی ارزش و این نتیجه گیری احمقانه! بدبخت بیچاره! آخه یک قوت از این موجود بی ارزش کودک کش نام ببر، از این موش فراری به فاضلاب، و بعد بگذارش در بین 5 ایرانی قوی!
شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۹
۵۷
وطن نام تو نام نامداران - ستکهلم، سوئد
(...تا «یکی از پنج ایرانی قدرتمند قرن». چطور میشه انسان پست و بزدلی را که با جنایت و کشتار مردم خود, حکومت خود را حفظ میکرد, قدرتمند نامید؟
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۵
۵۱
tabatabayi - آلمان، آلمان
خاک بر سر این نویسنده که این موجود کریه و ضعیف النفس را جزو 5 ایرانی قوی برمی شمارد، حیف از الکتریسیته و اینترنت که تو مصرف کردی برای این نوشته بی ارزش و این نتیجه گیری احمقانه! بدبخت بیچاره! آخه یک قوت از این موجود بی ارزش کودک کش نام ببر، از این موش فراری به فاضلاب، و بعد بگذارش در بین 5 ایرانی قوی!
شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۹
۵۷
وطن نام تو نام نامداران - ستکهلم، سوئد
(...تا «یکی از پنج ایرانی قدرتمند قرن». چطور میشه انسان پست و بزدلی را که با جنایت و کشتار مردم خود, حکومت خود را حفظ میکرد, قدرتمند نامید؟
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۵
۵۷
وطن نام تو نام نامداران - ستکهلم، سوئد
(...تا «یکی از پنج ایرانی قدرتمند قرن». چطور میشه انسان پست و بزدلی را که با جنایت و کشتار مردم خود, حکومت خود را حفظ میکرد, قدرتمند نامید؟
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۵
۵۱
tabatabayi - آلمان، آلمان
خاک بر سر این نویسنده که این موجود کریه و ضعیف النفس را جزو 5 ایرانی قوی برمی شمارد، حیف از الکتریسیته و اینترنت که تو مصرف کردی برای این نوشته بی ارزش و این نتیجه گیری احمقانه! بدبخت بیچاره! آخه یک قوت از این موجود بی ارزش کودک کش نام ببر، از این موش فراری به فاضلاب، و بعد بگذارش در بین 5 ایرانی قوی!
شنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۹
