کهریزک هنوز پر از پیکر جانباختههاست؛ پیکر وحید لزر منوچهری را ۶ اسفند تحویل دادند
رأی دهید
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد وحید لزر منوچهری که در جریان سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در تهران دچار ناپدیدسازی قهری شده بود، با شلیک گلوله و ضربات قمه ماموران امنیتی جانباخته است و پیکرش ۷ اسفند تحت تدابیر امنیتی در یکی از روستاهای تنکابن به خاک سپرده شد.
به گفته یکی از نزدیکان این جانباخته، وحید که متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۶۴، پدر یک فرزند و اهل روستای لزربنِ تنکابن بود، به تنهایی در تهران زندگی میکرد و خانوادهاش از حضور او در اعتراضات بیخبر بودند: «خانواده نمیدانند دقیقا چه زمانی، کجا و در چه شرایطی وحید جانباخته است.»
بر اساس گفتههای این منبع، چهارشنبه ششم اسفندماه از پزشکی قانونی کهریزک با خانواده او تماس گرفته شد تا برای تحویلگرفتن پیکر فرزندشان به تهران بروند.
وقتی خانواده از فرد تماسگیرنده درباره علت مرگ سوال و اینکه چرا بعد از این مدت طولانی با آنها تماس گرفته میشود میپرسند، پاسخ میشنوند: «تعداد اجساد اینجا زیاد است و ما نمیدانیم، فقط بیایید جسد را ببرید.»
خانواده پس از مراجعه به کهریزک، پیکر او را به همراه گواهی فوتی که در آن علت مرگ «نارسایی تنفسی» قید شده بود، تحویل گرفتند.
این گواهی فوت اما موجب نشد خانواده ناچار به دادن تعهد نشود: «نهادهای امنیتی پیش از تحویل پیکر، از خانواده تعهد کتبی گرفتند که درباره مرگ او هیچ روایتی جز آنچه در گواهی فوت آمده است، ارائه ندهند.»
با گلوله زخمی شد و با قمه سلاخیاش کردند
خانواده پس از تحویلگرفتن پیکر از کهریزک، آن را به زادگاهش روستای لزربن میبرند. به گفته منبعی که با ایراناینترنشنال صحبت کرد، در حین برگزاری مراسم شستشوی پیکر و دفن وحید، خانواده شواهدی میبینند که آشکار میکند او به شکلی بیرحمانه به قتل رسیده است.
وضعیت پیکری که جای گلوله و ساطور بر روی آن دیده میشد گواهی میداد که علت مرگ نه نارسایی تنفسی که قتل حکومتی است: «آثار شلیک گلوله جنگی به پشتش و ضربات قمه در پهلوی او به وضوح دیده میشد و سر او هم پر از ساچمه بود.»
وضعیت پیکر او تصویری احتمالی از شیوه جانباختنش به دست میدهد: «به نظر میرسد با شلیک گلوله به پشتش زخمی شده و احتمالا به زمین افتاده است، اما ماموران وقتی بالای سرش رسیدهاند به جای انتقال او به بیمارستان، با تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرده و بعد با قمه سلاخیاش کردهاند.»
افزون بر این، خانواده گزارش دادهاند که نواحی قلب و کلیه این جانباخته تحت جراحی قرار گرفته و با بخیههایی بزرگ و بهصورت سرسری دوخته شده بود. مشخص نیست تحت چه شرایطی و چه کسانی این جراحی را انجام دادهاند.
پیکر وحید لزر منوچهری پنجشنبه هفتم اسفندماه، زیر سایه حضور سنگین ماموران امنیتی و با دستور اکید مبنی بر ممانعت از برگزاری هرگونه مراسم سوگواری، در زادگاهش به خاک سپرده شد.
نگرانیهای بینالمللی از جانباختههای بیشتر
اول اسفند سال جاری، گزارشگران ویژه سازمان ملل در بیانیهای اعلام کردند که بسیاری از خانوادهها در ایران هنوز نمیدانند بستگانشان در بیمارستانها بستریاند، در بازداشتگاهها نگهداری میشوند یا در شمار جانباختگان مراکز پزشکی قانونی قرار گرفتهاند.
به گفته آنان، شکاف میان آمار رسمی و برآوردهای میدانی، رنج خانوادههایی را که به دنبال عزیزانشان هستند تشدید کرده و نشاندهنده بیاعتنایی عمیق حکومت به پاسخگویی و حقوق بشر است.
این کارشناسان هشدار دادهاند که در نبود شفافیت، گزارشهای تاییدنشده درباره محلهای دفن و اعدامهای مخفیانه فضا را پر میکند و از حکومت خواستهاند سرنوشت و محل نگهداری افراد بازداشتشده، ناپدیدشده یا مفقودشده را بهطور کامل روشن کند.
دیدهبان حقوق بشر هم ۵ اسفند در گزارشی با عنوان «ایران: سونامی بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازیهای قهری» تایید کرده است که بسیاری از افرادی که در اعتراضات دیماه شرکت کرده بودند، هرگز به خانه برنگشتهاند و حکومت از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آنها (یا پیکرهایشان) خودداری میکند که مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.
پیکر ۵۰ زن معترض در کهریزک
انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی هم پیشتر در ۱۹ بهمن در گزارشی میدانی که در صفحههای اجتماعی خود منتشر کرد، نوشت که دستکم پیکر ۵۰ زن معترض کشتهشده در اعتراضات ۱۸ تا ۲۱ دیماه همچنان بهصورت ناشناس و بدون شناسایی در پزشکی قانونی کهریزک نگهداری میشدند.
در این گزارش آمده که اعلام فهرستهای رسمی کشتهشدگان، همه جانباختگان را دربرنمیگیرد و وجود پیکرهای ناشناس نشان میدهد فرآیند شناسایی و پاسخگویی همچنان ناتمام است.
به گفته یکی از نزدیکان این جانباخته، وحید که متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۶۴، پدر یک فرزند و اهل روستای لزربنِ تنکابن بود، به تنهایی در تهران زندگی میکرد و خانوادهاش از حضور او در اعتراضات بیخبر بودند: «خانواده نمیدانند دقیقا چه زمانی، کجا و در چه شرایطی وحید جانباخته است.»
بر اساس گفتههای این منبع، چهارشنبه ششم اسفندماه از پزشکی قانونی کهریزک با خانواده او تماس گرفته شد تا برای تحویلگرفتن پیکر فرزندشان به تهران بروند.
وقتی خانواده از فرد تماسگیرنده درباره علت مرگ سوال و اینکه چرا بعد از این مدت طولانی با آنها تماس گرفته میشود میپرسند، پاسخ میشنوند: «تعداد اجساد اینجا زیاد است و ما نمیدانیم، فقط بیایید جسد را ببرید.»
خانواده پس از مراجعه به کهریزک، پیکر او را به همراه گواهی فوتی که در آن علت مرگ «نارسایی تنفسی» قید شده بود، تحویل گرفتند.
این گواهی فوت اما موجب نشد خانواده ناچار به دادن تعهد نشود: «نهادهای امنیتی پیش از تحویل پیکر، از خانواده تعهد کتبی گرفتند که درباره مرگ او هیچ روایتی جز آنچه در گواهی فوت آمده است، ارائه ندهند.»
با گلوله زخمی شد و با قمه سلاخیاش کردند
خانواده پس از تحویلگرفتن پیکر از کهریزک، آن را به زادگاهش روستای لزربن میبرند. به گفته منبعی که با ایراناینترنشنال صحبت کرد، در حین برگزاری مراسم شستشوی پیکر و دفن وحید، خانواده شواهدی میبینند که آشکار میکند او به شکلی بیرحمانه به قتل رسیده است.
وضعیت پیکری که جای گلوله و ساطور بر روی آن دیده میشد گواهی میداد که علت مرگ نه نارسایی تنفسی که قتل حکومتی است: «آثار شلیک گلوله جنگی به پشتش و ضربات قمه در پهلوی او به وضوح دیده میشد و سر او هم پر از ساچمه بود.»
وضعیت پیکر او تصویری احتمالی از شیوه جانباختنش به دست میدهد: «به نظر میرسد با شلیک گلوله به پشتش زخمی شده و احتمالا به زمین افتاده است، اما ماموران وقتی بالای سرش رسیدهاند به جای انتقال او به بیمارستان، با تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرده و بعد با قمه سلاخیاش کردهاند.»
افزون بر این، خانواده گزارش دادهاند که نواحی قلب و کلیه این جانباخته تحت جراحی قرار گرفته و با بخیههایی بزرگ و بهصورت سرسری دوخته شده بود. مشخص نیست تحت چه شرایطی و چه کسانی این جراحی را انجام دادهاند.
پیکر وحید لزر منوچهری پنجشنبه هفتم اسفندماه، زیر سایه حضور سنگین ماموران امنیتی و با دستور اکید مبنی بر ممانعت از برگزاری هرگونه مراسم سوگواری، در زادگاهش به خاک سپرده شد.
نگرانیهای بینالمللی از جانباختههای بیشتر
اول اسفند سال جاری، گزارشگران ویژه سازمان ملل در بیانیهای اعلام کردند که بسیاری از خانوادهها در ایران هنوز نمیدانند بستگانشان در بیمارستانها بستریاند، در بازداشتگاهها نگهداری میشوند یا در شمار جانباختگان مراکز پزشکی قانونی قرار گرفتهاند.
به گفته آنان، شکاف میان آمار رسمی و برآوردهای میدانی، رنج خانوادههایی را که به دنبال عزیزانشان هستند تشدید کرده و نشاندهنده بیاعتنایی عمیق حکومت به پاسخگویی و حقوق بشر است.
این کارشناسان هشدار دادهاند که در نبود شفافیت، گزارشهای تاییدنشده درباره محلهای دفن و اعدامهای مخفیانه فضا را پر میکند و از حکومت خواستهاند سرنوشت و محل نگهداری افراد بازداشتشده، ناپدیدشده یا مفقودشده را بهطور کامل روشن کند.
دیدهبان حقوق بشر هم ۵ اسفند در گزارشی با عنوان «ایران: سونامی بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازیهای قهری» تایید کرده است که بسیاری از افرادی که در اعتراضات دیماه شرکت کرده بودند، هرگز به خانه برنگشتهاند و حکومت از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آنها (یا پیکرهایشان) خودداری میکند که مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.
پیکر ۵۰ زن معترض در کهریزک
انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی هم پیشتر در ۱۹ بهمن در گزارشی میدانی که در صفحههای اجتماعی خود منتشر کرد، نوشت که دستکم پیکر ۵۰ زن معترض کشتهشده در اعتراضات ۱۸ تا ۲۱ دیماه همچنان بهصورت ناشناس و بدون شناسایی در پزشکی قانونی کهریزک نگهداری میشدند.
در این گزارش آمده که اعلام فهرستهای رسمی کشتهشدگان، همه جانباختگان را دربرنمیگیرد و وجود پیکرهای ناشناس نشان میدهد فرآیند شناسایی و پاسخگویی همچنان ناتمام است.
