یلدا معیری: قاطبه مردم برای عبور از نظام منتظر جنگ هستند

«یلدا معیری»، عکاس خبری سال‌هاست که از اعتراضات مردم ایران عکاسی کرده است، عکس‌های او از اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹دی به تازگی در روزنامه «لوموند» فرانسه منتشر شده است
ایران وایر: شیما شهرابی
«یلدا معیری»، عکاس خبری سال‌هاست که از اعتراضات مردم ایران عکاسی کرده است، عکس‌های او از  اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹دی به تازگی در روزنامه «لوموند» فرانسه منتشر شده است. ماموران امنیتی به خانه‌اش یورش بردند  و جلسات احضار و  بازجویی‌های او کماکان ادامه دارد. با او درباره تفاوت اعتراضات۱۴۰۴ با دیگر اعتراضات سال‌های اخیر، آن‌چه مردم می‌خواهند و ایران آینده گفت‌‌وگو کرده‌ایم. او می‌گوید با این که خودش ضدجنگ است و  تجربه سال‌های عکاسی در جنگ‌های خاورمیانه به او نشان داده که در کوله هیچ سرباز خارجی «دموکراسی» نیست، اما اگر بخواهد به‌عنوان یک خبرنگار از واقعیت حال مردم ایران حرف بزند، باید بگوید که آن‌ها برای گذر از باتلاق این نظام، منتظر جنگ هستند و دل‌شان می‌خواهد حمله انجام شود. 

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو می‌گوید که آرزویش مثل ۸۰میلیون ایرانی دیگر، رفتن جمهوری اسلامی است. 

مردم در حد چند ثانیه خیلی کوتاه می‌رفتند روی ماشین و می‌آمدند پایین. ماشین واژگون شده که آتش گرفته بود، یک ماشین پلیس راهنمایی رانندگی است و حتی ماشین ناجا هم نبود اما خوشحالی مردم طوری بود که انگار برایشان یک دستاورد بود / عکس یلدا معیری از اعتراضات دی ۱۴۰۴، منتشر شده در روزنامه لوموندمتن کامل این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید: 

****

چند روز پیش ماموران امنیتی به خانه‌ات حمله کردند و وسایل الکترونیکی‌ات را بردند، خودت هم احضار شدی. چه می‌خواستند؟ چه می‌گفتند؟

همچنان که بازجویی‌ها به‌صورت رسمی شروع نشده و روزی هم که آمدند توضیحی درباره دلیل آمدن‌شان ندادند. من از شرکت در بازجویی اول ممانعت کردم، چون قرار بود وسایل را بیاورند و نیاورده بودند و من نوشتم به هیچ سوالی پاسخ نمی‌دهم و بیرون آمدم. دفعه دوم که بخشی از وسایل از جمله همین گوشی را تحویل دادند هم، یک‌سری حرف‌های کلی زدند و سر اصل مطلب نرفتند. من چندین بار از آن‌ها پرسیدم که علت این حمله و این برنامه چه بود؟ طفره رفتند و جواب ندادند. برای همین من هنوز هم نمی‌دانم که علت حضورشان به این شکل با ده تا آدم در خانه، یک‌سری آدم در خیابان، یک‌سری آدم سر پشت‌بام چه بود. یعنی واقعا نفهمیدم علت این روش حمله به این شکل اصلا چه بود. 

در تمام اعتراضات این‌سال‌ها عکاسی کرده‌ای، از نظرت اعتراضات۱۴۰۴ تفاوتی با دیگر اعتراض‌ها دارد؟ 

من از سال ۱۳۷۸ از اعتراضات مردمی عکاسی کردم. ما از تجمعات خیلی مسالمت‌آمیز ۱۳۸۸ و راهپیمایی سکوت به اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ رسیدیم و الان  چیزی که خیلی واضح است این است که صبر مردم سر آمده و شاید یک حدی هم مردم خشن‌تر شده باشند. از نظر جامعه‌شناسی قابل بررسی است اما حد فشار به جایی رسیده که این رفتارها قابل توجیه و قابل فهم است. با این حال مردم دست‌خالی هستند. اگر وسیله‌ای استفاده می‌کردند مثلا چوب یا  بلوک‌هایی بود که برای ساختمان‌سازی است، من ندیدم کسی با این‌ها به مامور یا فردی حمله کند، برای بستن خیابان و راه از آن‌ها استفاده می‌کردند. 

پشت صحنه عکست که عده‌ای روی یک ماشین واژگون ایستاده‌اند و به نظر می‌رسد چوب به‌دست دارند، چیست؟ 

مردم در حد چند ثانیه خیلی کوتاه می‌رفتند روی ماشین و می‌آمدند پایین. ماشین واژگون شده که آتش گرفته بود،  یک ماشین پلیس راهنمایی رانندگی است و حتی ماشین ناجا هم نبود اما خوشحالی مردم طوری بود که انگار برایشان یک دستاورد بود که مثلا یک خسارتی به حکومت زدند. شاید آتش‌زدن یک ماشین هیچی نباشد، اما نشان‌دهنده میزان خشم و اعتراض است. چیزی هم که برای من خیلی بانمک بود این بود که یک نفر یکی از پلاکاردهای ایست و حرکت در دست گرفته بود و اکثر معترضان نسل زد با این پلاکارد و این ماشین عکس می‌گرفتند یعنی یک صفی برای عکس گرفتن با این ماشین تشکیل شده بود. یک احساس رضایت در آن‌جا وجود داشت، از این‌که اتفاقی دل‌شان را خنک کرده. من شنیدم در همه جای شهر تا یک ساعتی این حس بین معترضان جاری بوده و از یک ساعتی به بعد داستان عوض شده که اتفاقا در خیابان کریم‌خان هم همین‌طور بود. یعنی از ساعت ده، ده ونیم شب یکهو ورق برگشت. 
یلدا معیری: قاطبه مردم دل‌شان می‌خواهد جنگ شود تا از نظامی که مثل باتلاق در آن گیر کرده‌اند, رد شوند. آن‌ها دل‌شان جنگ همراه با ویرانی نمی‌خواهد، کمک می‌خواهند برای عبور/ عکس یلدا معیری از اعتراضات ۱۴۰۴منتشر شده در روزنامه لوموندتکان‌دهنده‌ترین صحنه‌ای که در این اعتراضات دیدی چه بود؟ 

اول این‌که به‌دلیل این داستان‌های امنیتی نمی‌شود از خیلی چیزها عکاسی کرد. یعنی حتی اگر کله‌خرابترین عکاس‌ها من باشم، من هم خیلی جاها نمی‌توانم نه به‌دلیل ترس از جان یا این حرف‌ها، به‌دلیل این‌که نمی‌گذارند کار بکنی و جلوی کار کردنت را می‌گیرند ولی من چند بار در زندگی‌ام بوده که نتوانسته‌ام عکاسی کنم، یعنی هنگ کرده‌ام. فکر کنم دوبار بوده چون من یک‌کم پوست‌کلفتم و حتی در زلزله بم هم راحت عکاسی می‌کردم. اما یکی از این دوبار روزی بود که من به مراسم سوم یا هفتم خانم «سحر فلاح»، یکی از همین جاویدنام‌ها رفته بودم. اتفاقا خیلی هم اتفاقی و با دیدن آگهی ترحیم رفته بودم اما حرکاتی که مادر و خاله ایشون انجام می‌داد، آن رقص و حالی که بودند واقعا تکان‌دهنده بود و از دفعاتی بود که من اصلا نمی‌توانستم دوربین را بیاورم بالا. با این که با موبایل از این مراسم عکس گرفتم اما این صحنه‌ها به‌حدی من را تکان داد که هنوز با دیدن این تصاویر منقلب می‌شوم. با اسکرین عکس‌های دختر در پُزهای مختلف کلیپ درست کرده بودند و با پخش آن مادر همه پُزهایی که دخترش گرفته بود، می‌گرفت. فکر می‌کنم برخلاف افرادی که تصاویر جنازه یا شلیک به مغز و … برایشان تکان‌دهنده است، این صحنه یکی از تکان‌دهنده‌ترین چیزهایی بود که در زندگی‌ام دیدم و مدام به خودم نهیب می‌زدم که تو اینجایی که تصویرکنی اما بعضی وقت‌ها واقعا نمی‌شود و یک‌جورهایی در مقابل حجم غم و اندوهی که وجود دارد، خشک می‌شوی. به‌نظرم این یک سوگ ملیتی است یعنی ملی هم نیست؛ شما هرجای جهان باشی یعنی اگر «اوگاندا» هم زندگی کنی و ایرانی باشی در برابر این واقعه عزادار هستی. 

می‌خواهم برگردم به توییتی که زدی و گفتی در روزهای اعتراضات جز اسم آقای پهلوی چیزی نشنیدی و درباره توییت پیش از آن، که گفته بودی به عقب برنمی‌گردیم عذرخواهی کردی. داستان این توییت‌ها چه بود؟

 من پادشاهی‌خواه نیستم و قبل از آن‌هم من یک توییتی نوشته بودم که نظر شخصی خود من به‌عنوان یلدا معیری بود که نوشته بودم به عقب برنمی‌گردیم. به هیچ عقبی برنمی‌گردیم اما بعد از ۱۸ و ۱۹دی دیدم مردم هیچ فرد دیگری را صدا نمی‌زنند. شعارهای دیگری بود در راس آن‌ها طبعا «مرگ بر دیکتاتور» بود. اما منظورم از هیچ فردی هیچ فرد اپوزیسیون دیگری را غیر از ایشان (شاهزاده رضا پهلوی) صدا نکردند؛ مثلا اصلا شعار «یاحسین میرحسین» نشنیدم یا حتی شعارهایی مثل «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» را من نشنیدم. این توییت من روایت من به‌عنوان یک خبرنگار بود. ممکن است آن‌چه مردم می‌خواهند الزاما با نظر فردی من یکی نباشد اما اگر وظیفه من به‌عنوان یک خبرنگار بیان و نشان دادن واقعیت است، من باید صادقانه آن‌چه مردم می‌خواهند بیان کنم. شاید یکی از علل حمله سپاه به خانه من هم همین توییت بوده باشد. 
در همه جای شهر تا یک ساعتی حس رضایت بین معترضان جاری بوده و از یک ساعتی به بعد داستان عوض شد که اتفاقا در خیابان کریم‌خان هم همین‌طور بود. یعنی از ساعت ده، ده ونیم شب یکهو ورق برگشت./ عکس یلدا معیری از اعتراضات دی۱۴۰۴، منتشر شده در روزنامه لوموند
من می‌دانم تو از دسته آدم‌های ضدجنگ هستی اما در مصاحبه با «سی‌ان‌ان» گفتی مردم منتظر حمله هستند. تو داخل ایران هستی ، این خواسته را چطور ارزیابی می‌کنی؟

این هم از آن سوالاتی است که من اول باید دیدگاه خودم را بگویم که من یک آدم ضدجنگ هستم و از جمله، همان آدم‌هایی هستم که معتقدند از کوله هیچ سرباز خارجی «دموکراسی» بیرون نمی‌آید. من جنگ‌های متعددی را در خاورمیانه دیده‌ام؛ از جنگ افغانستان و گرجستان تا جنگ عراق که آن‌زمان بیست‌سالم بود و پشت سر نیروهای آمریکایی وارد کرکوک شدم. بر اساس تجربیات خودم معتقدم جنگ دموکراسی نمی‌آورد، ولی چون قرار است این‌جا درباره نظر مردم صحبت کنیم، بله قاطبه مردم دل‌شان می‌خواهد که حمله انجام شود، جنگ انجام شود اما این‌جا نکته خیلی مهمی وجود دارد. کسی دلش نمی‌خواهد خانه‌اش ویران شود یا کشته شود یا کس دیگری کشته شود، منظور مردم از جنگ کمکی است برای ردشدن از نظامی که مثل باتلاق در آن گیر کرده‌اند، یعنی منظورشان ویرانی سرزمین نیست و این نکته مهمی است که باید به آن توجه کنیم. 

به‌عنوان کسی که سال‌ها اعتراضات مردم را تصویر کرده، فعالیت مدنی داشته و به‌خاطر این‌ها زندان رفته و محاکمه شده، آینده ایران را چطور پیش‌بینی می‌کنی؟

من راستش اصلا خوش‌بین‌نیستم، شاید در ناامیدترین و تلخ‌ترین روزهای زندگی‌ام به‌سر می‌برم. شاید چند سال پیش امیدوارتر بودم اما الان معتقدم ما در صورتی که همین امروز از جمهوری اسلامی بگذریم و وارد دوران جدیدی شویم با یک جامعه بی‌نهایت خسته، بی‌نهایت افسرده و شکست‌خورده روبه‌رو هستیم. همه ما بی‌نهایت زخم خوردیم و من اصلا نمی‌دانم با چه روشی می‌شود از این مرحله گذر کرد. فقط این را می‌دانم که ما حتی دیگر مردم ۱۴۰۱ هم نیستیم. غم، اندوه و افسردگی که بر جامعه حاکم است، قابل توضیح نیست. همه فریز شدن و هیچ‌کس نمی‌تواند کاری کند. 
معتقدم ما در صورتی که همین امروز از جمهوری اسلامی بگذریم و وارد دوران جدیدی شویم با یک جامعه بی‌نهایت خسته، بی‌نهایت افسرده و شکست‌خورده روبه‌رو هستیم. / عکس یلدا معیری از اعتراضات دی۱۴۰۴، منتشر شده در روزنامه لومونددر این شرایط فکر می‌کنی چه چیزی خوشحالت کند؟ چه رویایی داری؟ 

رویای من رویای هشتاد میلیون ایرانی است و فکر می‌کنم هیچ‌چیزی به اندازه رفتن جمهوری اسلامی خوشحال‌کننده نخواهد بود. من که دوران جوانی‌ام تمام شده و در میان‌سالی هستم اما امیدوارم نسل آینده روز خوش ببیند. من فکر نمی‌کنم حداقل در این ۲۰سال گذشته کسی شمعی موقع تولد فوت کرده باشد و آرزویی جز رفتن این‌ها داشته باشد. 

خودت برای تحقق این رویا چه کرده‌ای؟ 

 من تمام عمرم سعی کردم که با صداقت آن چیزی را که وجود داشته تصویر کنم، بخشی از آن‌چیزی که وجود داشته مبارزات مردم ایران بوده، جمهوری اسلامی در انواع  و اقسام مختلف در بزنگاه‌ها تلاش کرده من را بدنام کند و عکس‌هایم را فیک جلوه بدهد ولی من به این راه ادامه دادم. یادم می‌آید در یکی در سال ۱۴۰۱ در انفرادی «دو-الف» خیلی مریض بودم و یک هفته در رفت‌وآمد بین بهداری اوین و دو-الف بودم. در یکی از جلسات بازجویی همین‌طوری افتاده بودم روی صندلی و بازجو که من او را نمی‌دیدم، گفت: با هر یک عکسی که تو گرفتی یک ضربه به جمهوری اسلامی زدی. آن‌جا انگار من اصلا بیدار شدم و یک خون تازه‌ای به رگ‌هایم آمد با خودم فکر کردم پس من توانستم یک کاری بکنم و در اندازه خودم به‌عنوان یک عکاس توانستم حرکتی انجام دهم. در جامعه عکاسی خیلی تلاش می‌کنند بین کار و فعالیت‌های دیگر فاصله بگذارند. گاهی دوستان ما می‌گویند عکاس نباید اکتیویست باشد و این‌ها را از هم جدا می‌کنند. اما من  به یک راهی، به یک حرفی، به یک صداقتی اعتقاد داشتم و در تمام عمرم تلاش کردم همان را پیش ببرم. رویای من رویای هشتاد میلیون ایرانی است و فکر می‌کنم هیچ‌چیزی به اندازه رفتن جمهوری اسلامی خوشحال‌کننده نخواهد بود./ عکس یلدا معیری از اعتراضات ۱۴۰۴منتشر شده در روزنامه لوموند بسیاری از همکارانت به خاطر خطرات امنیتی عکس‌هایشان را با نام خودشان منتشر نمی‌کنند اما تو با این که پس از۱۴۰۱ اذیت شدی، محاکمه شدی و به زندان رفتی، باز هم عکس‌ها را با اسم منتشر کردی چرا؟

 همکارانم حتی عکس هم نمی‌گیرند چه برسد که با نام یا بی‌نام منتشر کنند. بسیار غم‌انگیز است و از نظر من نوعی خیانت، اما به‌هرحال تصمیم شخصی است و هرکس باید پیش وجدان خودش و تاریخ جواب‌گو باشد نه به من. اما در مورد خودم من به مرحله‌ای رسیده‌ام که شاید هیچ‌چیزی برای از دست دادن ندارم . من فقط یک جانم باقی‌مانده که آن‌هم اگر بخواهند بگیرند در مقابل این هزاران نفری که خیلی‌هایشان سن بچه من بودند، اصلا چه ارزشی دارد؟ اصلا من را هم بکشند چه اتفاقی می‌افتد پس تا لحظه‌ای که هستم سعی می‌کنم روایت کنم.  
به‌نظرم این یک سوگ ملیتی است یعنی ملی هم نیست؛ شما هرجای جهان باشی یعنی اگر «اوگاندا» هم زندگی کنی و ایرانی باشی در برابر این واقعه عزادار هستی./ عکس یلدا معیری از اعتراضات دی ۱۴۰۴، منتشر شده در روزنامه لوموند
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • +313پاسخ صریح شاهزاده رضا پهلوی به سئوال کسری ناجی خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی
  • +213برگزاری تجمعات در حمایت از «اقدام در همبستگی با انقلاب شیر و خورشید» در شهرهای مختلف دنیا
  • +194دیدار شاهزاده رضا پهلوی و ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین در مونیخ + ویدیو
  • +188شاهزاده رضا پهلوی: خون زیادی ریخته شده و برای ما راه بازگشتی وجود ندارد
  • +161سقوط جمهوری اسلامی حتمی و اجتناب‌ناپذیر است؛ چه با جنگ چه بی‌جنگ
  • +145شاهزاده رضا پهلوی: هم‌وطنان از من خواسته‌اند نیروهای اپوزیسیون را یکپارچه کنم
  • +145جدال لفظی علی کریمی و علیرضا امیرقاسمی در تجمع ایرانیان لس‌آنجلس + ویدیو
  • +135درگیری لفظی چند ایرانی با کریستین امانپور در رویدادی مرتبط با ایران
  • +132شاهزاده رضا پهلوی: اینکه ساختار ایران جمهوری باشد یا مشروطه سلطنتی، تصمیم مردم خواهد بود
  • +132شاهزاده رضا پهلوی: ماموریتم برگزاری انتخابات آزاد در دوران گذار است؛ به‌زودی جشن آزادی را برپا خواهیم کرد