آیا نقش شاپور بختیار در خروج شاه و استقرار نظام خمینی به مثابه یک دولت انتقالی بود

ایندیپندنت فارسی: کاملیا انتخابی فرد( سردبیر ایندیپندنت)
چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، در آستانه چهلم هزاران ایرانی که در خیابان‌های کشور به گلوله بسته شدند، جمهوری اسلامی، چهل‌و‌هفتمین سالگرد اشغال ایران و ایجاد حکومت زور و خفقان خود را جشن می‌گیرد.

به این مناسبت نگاهی کرده‌ام به آنچه در روزهای پایانی دی‌ماه ۱۳۵۷ تا ۲۲ بهمن گذشت و نبردی که ایرانیان در نزدیک به نیم‌قرن گذشته، در نسل‌های پی‌درپی درگیر آن بوده‌اند. 


برای شروع، مهم‌ترین و کلیدی‌ترین سؤال این‌گونه خواهد بود: بختیار چگونه به شاه معرفی شد و چرا بختیار از شاه خواست ایران را ترک کند؟

از هنگام خروج شاه از ایران، یعنی ۲۶ دی‌ماه تا اعلام بی‌طرفی ارتش در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، یعنی کمتر از یک ماه، به طور حیرت‌انگیزی شرایط لازم برای جابه‌جایی قدرت و استقرار نظام خمینی فراهم شد.

شرایطی که بدون تردید، آخرین نخست‌وزیر شاه، یعنی دکتر شاپور بختیار، نقش مهمی در عملیاتی شدن آن داشت. مردی که طبق اظهارات سپهبد هوشنگ حاتم، جانشین دفتر ویژه اطلاعات، در ۲۱ بهمن اعلام کرد به دنبال جمهوری است و بنابراین، ارتش شاهنشاهی دیگر تعهدی به او ندارد. در پی این گفته نخست‌وزیر وقت، روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، جلسه‌ای به درخواست شورای فرماندهان ارتش تشکیل شد، بیانیه بی‌طرفی ارتش از رادیو خوانده و به پادگان‌ها و یگان‌های نظامی ابلاغ شد؛ و در عمل، در کودتایی خاموش علیه شاه، ملت و کشور، ارتش از اعتبار ساقط شد تا نظام خمینی تشکیل شود.

دکتر شاپور بختیار در نوجوانی پدر خود را از دست داد. رضاشاه در سال ۱۳۱۳ در پی اجرای طرح خلع سلاح عشایر و برقراری حکومت مرکزی مقتدر از فرماندهان عشایر بختیاری خواسته بود تا دست از تمرد و یاغی‌گری بردارند و سلاح‌های خود را به حکومت تحویل دهند. پدر شاپور بختیار، محمدرضاخان بختیاری، به دلیل شورش مسلحانه، سرکشی و نافرمانی از حکم دولت مرکزی در ملاءعام اعدام شد.

شاپور بختیار دو سال پس از مرگ پدر به فرانسه رفت و تحصیلات خود را در این کشور به پایان برد و با زنی فرانسوی ازدواج کرد و هنگام جنگ جهانی دوم در ارتش فرانسه و با تابعیت فرانسوی برای این کشور جنگید. بختیار پس از خاتمه تحصیلات دانشگاهی خود و اخذ دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه به ایران بازگشت و یکی از سرسخت‌ترین منتقدان محمدرضاشاه پس از سقوط دولت محمد مصدق به شمار می‌رفت که پس از آن چندین بار نیز به زندان افتاد.

چون زندگی شخصی آخرین نخست‌وزیر شاه فقید را روایت می‌کنم، بایستی از یک چهره مهم دیگر در فامیل بختیار نیز نام ببرم؛ پسرعمویی به نام تیمور. پسرعمویی که با شاپور بسیار نزدیک و با هم صمیمی بودند و هر دو برای ادامه تحصیل ابتدا به بیروت رفته و سپس با یکدیگر به فرانسه رفتند. تیمور بختیار با گرفتن ترفیع‌های مکرر در ارتش شاهنشاهی، به مقام سپهبدی رسید و از بنیان‌گذاران ساواک و نخستین رئیس آن از اسفند ۱۳۳۵ تا اسفند ۱۳۳۹ بود.

اسنادی حکایت از آن دارد که تیمور بختیار در فکر کودتا بوده و مقامات آمریکایی شاه را از قصد او مطلع کردند. شاه، پس از مطلع شدن از این واقعه، تیمور بختیار و روسای اطلاعات و ستاد ارتش را برکنار کرد. تیمور ایران را به مقصد اروپا ترک و با برقراری ارتباط با مخالفان شاه از جمله آیت‌الله خمینی در عراق و موسی صدر در لبنان در تلاش بود، حکم تکفیر محمدرضاشاه پهلوی را از آنها بگیرد. ماجرای تیمور بختیار را خلاصه کرده و به آنجا می‌رسانم که او در اردیبهشت سال ۱۳۴۸ به بغداد رفت و ساکن عراق شد. دولت ایران در همان سال پرونده بختیار را به اتهام خیانت به میهن به دادرسی ارتش محول و دادگاه عالی ارتش به طور غیابی او را به اعدام محکوم کرد. تیمور بختیار در سال ۱۳۴۹ در عراق توسط ماموران ساواک هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

اشاره به این دو واقعه از این جهت مهم بود که خصومت خانوادگی در فامیل بختیار را با رضاشاه و محمدرضاشاه و همچنین اختلافات شاپور بختیار با شخص شاه، و پس از سقوط دولت مصدق و وقایع ۲۸ مرداد را یادآوری کنم.

بختیار پس از سقوط دولت مصدق بارها به زندان افتاد و هنگامی که در نهم دی‌ماه به حضور شاه رسید، از آخرین ملاقات این دو، ۲۵ سال می‌گذشت.

با وجود موضع شخصی بختیار علیه شاه و اختلاف نظرهای سیاسی که وجود داشت، هنوز پس از گذشت ۴۷ سال، مشخص نیست که دقیقا چه فرد یا افرادی بختیار را برای سمت نخست‌وزیر به شاه پیشنهاد و او را قانع کردند که حکم نخست‌وزیری بختیار را صادر کند.

پذیرش این حکم توسط بختیار نیز عجیب بود و پس از قبول آن، جبهه ملی که بختیار یکی از بنیان‌گذاران آن بود، او را از حزب اخراج کرد. چنانچه بپذیریم که خیرخواهی و مصالح ملی عامل اصلی این تصمیم بود، در اجرا و عمل، دکتر بختیار به تعهد خود به قانون اساسی مشروطه و شاه جامه عمل نپوشاند.

و دلیل دیگر، به زعم نگارنده می‌تواند جاه‌طلبی و تصفیه‌حساب‌های قدیمی خانوادگی و همچنین سنگینی از دست رفتن قدرت پس از سقوط دولت مصدق و برکناری خود، زندان، دشمنی و کینه ۲۵ ساله او با شاه و خاندان پهلوی تعبیر شود.

هر چه که بود، پس از شکست دولت نظامی تیمسار ازهاری، شاه در پی یافتن چهره‌ای ملی بود که اعتماد مردم در فضایی ملی‌گرایانه به دست بیاید و اوضاع آرام شود.

مردی که به شاه معرفی شد، دشمن قدیمی شاه اما چهره‌ای ملی‌گرا بود.

بختیار این مسئولیت را به شرطی می‌پذیرفت که شاه تمامی شروط بختیار را بپذیرد؛ به این معنا که پس از گرفتن رای اعتماد از مجلس، شاه از کشور خارج شود تا نخست‌وزیر بتواند اوضاع را با اجرای قانون اساسی آرام کند. شاه پذیرفت و پس از آن بود که در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷ شاپور بختیار از مجلس رای اعتماد گرفت و پس از آن شاه و شهبانو از کشور خارج شدند.

شاه در فرودگاه مهرآباد و هنگام خروج از کشور دستان بختیار را در دست گرفت و خطاب به او گفت: برای شما آرزوی موفقیت دارم. ایران را به شما سپردم و شما را به خدا. (نوشته عباس میلانی، کتاب نگاهی به شاه، صفحه ۵۱۷)

شاه از کشور خارج شد و خمینی گفت که به ایران بازمی‌گردد. اما بختیار چون سرگرم رایزنی با نزدیکان خمینی بود ترجیح داد تا به نتیجه نرسیدن مذاکرات، فرودگاه‌های کشور را در چهارم بهمن‌ماه ببندد. با شکست طرح‌ها و برنامه‌های بختیار برای ملاقات خمینی در پاریس و با حفظ سمت نخست‌وزیر، او فرودگاه مهرآباد را در نهم بهمن باز کرد. بختیار در همین روز و در مصاحبه‌ای که با خبرنگاران ترتیب داد، گفت: رژیم ایران می‌تواند جمهوری شود اما این کار قاعده و رسمی دارد که باید از آن وارد شویم. او برای نشان دادن عدم تعهد به شاه و باز کردن درِ گفت‌وگو و سازش با خمینی در همین مصاحبه اعلام کرد که با شاه هیچ تماسی ندارد. خمینی دوازدهم بهمن به ایران بازگشت و در بدو ورود تکلیف شاپور بختیار را در بهشت زهرا و با گفتن این جمله معروف مشخص کرد: «من در دهان این دولت می‌زنم. من دولت تعیین می‌کنم.»

ملی‌گرایان طرفداران شاه و قانون اساسی برای آنکه از نخست‌وزیر در مقابل آشوب‌طلبان حمایت کرده باشند، بیستم بهمن‌ماه در ورزشگاه امجدیه تجمع بزرگی تشکیل دادند. تجمعی که طرفداران خمینی نیز با درگیری آن را به خشونت کشاندند و دولت مجبور به استفاده از گاز اشک‌آور شد. در حقیقت این آخرین تجمع قانونی بود که طرفداران قانون اساسی در ایران برپا کردند.

بختیار، سه هفته پس از رسیدن به مقام نخست‌وزیری، ساواک را منحل کرد، فرودگاه را گشود تا خمینی به ایران بازگردد و با مایوس کردن ارتش شاهنشاهی، امرای ارتش را بر آن داشت تا در ۲۲ بهمن حکم به بی‌طرفی ارتش بدهند تا کشور در خلاء قدرت، به دست خمینی و طرفداران او بیفتد.

خمینی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ و به طور غیرقانونی، با صدور حکمی، مهدی بازرگان را نخست‌وزیر دولت موقت کرد و به وضوح نشان داد که علاقه‌ای به دیدن بختیار و کار کردن با او ندارد.

مردی که آمده بود تا مانند مرغ طوفان، کشور را از گرداب انقلاب دور کند، بیش از هر چیز به مثابه یک دولت انتقالی عمل کرد تا شرایط ورود خمینی و پس از آن امکان عزل و نصب‌های او فراهم شود.

چهره‌ای ملی‌گرا، اما غیرقاطع که نتوانست از ظرفیت قانون اساسی، ارتش شاهنشاهی یا اداره امنیت برای خواباندن قائله بزرگ در کشور استفاده کند.

دکتر شاپور بختیار از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا شش ماه بعد در داخل کشور و در خفا زیست تا آنکه سرویس اطلاعاتی فرانسه او را با یک گذرنامه جعلی فرانسوی و تغییر چهره از ایران خارج کردند.

کتاب زندگی پر فراز و نشیب آخرین نخست وزیرشاه، در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در پاریس و به شکلی پُرابهام بسته شد؛ هنگامی که جوخه مرگ نظامی که او دروازه‌های ایران را به روی آنان گشوده بود، اینبار به شکار بختیار به فرانسه آمد و به شکلی فجیع او و دستیارش را در منزل به قتل رساند. با وجود آنکه پلیس فرانسه در مقابل منزل دکتر بختیار بازرسی ۲۴ ساعته داشت، تا چند روز پس از ارتکاب جنایت، ماموران متوجه کشته شدن آنها نشدند.

سرنوشتی دردناک و تاثربرانگیز برای دکتر شاهپور بختیار و دردناک و ترسناک برای ایرانیانی که چند نسل درگیر کابوسی به نام جمهوری خشونت، ترور و سلاخی بوده‌اند.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
با وجود موضع شخصی شاه علیه بختیار و اختلاف نظرهای سیاسی که با او و رهبر سیاسی او یعنی مصدق وجود داشت، هنوز پس از گذشت ۴۷ سال، هستند قلم فروشان بی شرفی چون تو که برای توجیح بزرگترین اشتباه تاریخ ۵۰ ساله پادشاهی پهلوی ! یعنی کودتای ننگین ۲۸ مرداد و درک این اشتباه و خیانت به میهن توسط خود شاه ، شرف می فروشند و می خواهند تمام گناهان و خیانت های یک خاندان را به گردن شادروان بختیار و یارانش بیندازند ، تف به شرف نداشته تو و خاندان پهلوی
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۹
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
دلیل دیگر، به زعم نگارنده می‌تواند جاه‌طلبی و تصفیه‌حساب‌های قدیمی خانوادگی و همچنین سنگینی از دست رفتن قدرت پس از سقوط دولت مصدق و برکناری خود، زندان، دشمنی و کینه ۲۵ ساله او با شاه و خاندان پهلوی تعبیر شود. اگر اینچنین بود که تو می گویی مثل خاندان کثیف پهلوی دست از مبارزه می کشید و از ترس ترور مخفی می شد و سکوت می کرد.
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۱
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
پس از گرفتن رای اعتماد از مجلس، شاه از کشور خارج شود تا نخست‌وزیر بتواند اوضاع را با اجرای قانون اساسی آرام کند ! شاه خیلی وقت پیش از سفیر امریکا پرسیده بود که کی باید کشور را ترک کند ! حتی با درخواست صدیقی هم که شرط پذیرفتن حکم نخست وزیری را خیلی قبل از بختیار ، ماندن شاه در ایران و رفتن حتی به جزیره کیش را رد کرده بود
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۵
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
شاه در فرودگاه مهرآباد و هنگام خروج از کشور دستان بختیار را در دست گرفت و خطاب به او گفت: برای شما آرزوی موفقیت دارم. ایران را به شما سپردم و شما را به خدا. دروغ است چون قبل از خروج از ایران به امرای ارتش می گوید اگر اتفاقی افتاد و ندانستید چکار بکنید ، سراغ نخست وزیر نروید ، فردوست هست
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۸
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
شکست طرح‌ها و برنامه‌های بختیار وقتی رغم خورد که شاه در رفت و ارتش شاهنشاهی خم شد ،جواب بقیه مزخرفات این پرستوی دربار را حواله می دهم به تاریخ و سخنان نزدیکان ان ناجوانمرد ، کدام ارتش حاظر می شود پشت شاهی به ایستد که نخست وزیر و رعیس ساواکش را برای فرار از پاسخگویی در دامن خلخالی انداخت
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۲
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
ملی‌گرایان طرفداران شاه و قانون اساسی که هیچوقت نه خودش و نه پدرش زیر بار قبول ان نرفتند ، بابا جلوی این عفریته را بگیرید ، بشین کنار میکروفن را بده دست سد کریم 😧
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۵
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
امرای ارتش را بر آن داشت تا در ۲۲ بهمن حکم به بی‌طرفی ارتش بدهند تا کشور در خلاء قدرت، به دست خمینی و طرفداران او بیفتد.تو نه تنها یک روسپی وقیح هستی که یک فاحشه سیاسی هستی
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۸
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
شاهی که قرار بود تا مانند مرغ طوفان، کشور را از گرداب انقلاب نجات دهد ، در رفته بود و فرمان اتوبوسی را که به ته دره انداخته بود دست کسی داد که در زندان بود و هیچ نقشی در بریدن ترمز ان اتوبوس نداشت و صرفا برای نجات سرنشینان ان اتوبوس دست به زدن چنین ریسک بزرگی زد و جان عزیزش را هم پیش کش ملت بزرگوار ایران کرد ، روحت شاد مرغ طوفان
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۵
۴۸
خردگرا - برن، سوییس
بوی تعفن از کامنتهای سه فاسد، به مشام میرسد، ننگ ایدی بر چپها و جبهه ملیها که با حماقت تاریخیشون، ایران را به این روزگار سیاه نشاندند.
‌چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۱
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • +319شاهزاده رضا پهلوی: تنها توافق قابل قبول، تسلیم جمهوری اسلامی در برابر ملت ایران است
  • +247شاهزاده رضا پهلوی خطاب به مردم ایران: امید خود را از دست ندهید، ایران را نجات خواهیم داد
  • +189شاهزاده رضا پهلوی: انقلاب ملی ایرانیان حماسه همبستگی و فریاد اتحاد زیر یک پرچم است
  • +175شهبانو فرح پهلوی در مصاحبه با شبکه «آی۲۴ نیوز»: دوران گذار به ندرت ساده است، اما عمیقا امیدوارم
  • +154پاسخ محترمانه سینا ولی‌الله به سخنان گلشیفته فراهانی در مصاحبه با شبکه فرانسوی
  • +135مهران احمدی: ما ترسو نیستیم، عزاداریم
  • +132برگزاری دادگاه ابراهیم حکمت؛ مردی عراقی تبار که یک زن ایرانی معترض را در لندن به شدت کتک زده بود
  • +128وقتی فرداد فرحزاد ادعای آرش عزیزی مبنی بر «ترامپ آقای پهلوی رو نپذیرفته» را به چالش کشید
  • +127رضا پهلوی: آنچه در ایران می‌گذرد یک فرآیند نسل‌کشی است
  • +124پرچم شیروخورشیدنشان در دستان هاتف معیل، قهرمان ایرانی هنرهای رزمی ترکیبی؛ «بچه شاه باخت نمی‌دهد»