نامه محرمانه به بیمارستانها؛ آمار مصدومان اعتراضات را بدهید؛تلی از جنازه جلوی بیمارستان تهرانپارس رها کردند
رأی دهید
در جدول پیوست غیر از مشخصات عمومی شامل نام و نام خانوادگی و شماره ملی مصدومان، ردیفی با عنوان اصلی «ماهیت» در نظر گرفته شده که شامل گزینههای «عادی»، «بسیج»، «سپاه»، «فراجا» و «سایر عوامل» است. تاریخ مراجعه، ناحیه آسیب، نحوه انتقال به بیمارستان، نام بیمارستان و وضعیت مصدومان که شامل سه گزینه «فوت»،«ترخیص» و «بستری» است از دیگر مواردی است که باید در جدول پیوست.
در این نامه آمده که تکمیل جدول پیوست «به منظور لزوم جمعبندی و ارسال آمار مرتبط با حوادث اخیر به وزارت متبوع است.»
همچنین تاکید شده است که تکمیل تمام ردیفهای جدول الزامی است.
در درخواستی عجیب معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران از مسوولان فنی بیمارستانهای وابسته به این دانشگاه خواسته که جهت هماهنگیهای لازم با شماره تلفن همراه «محمدرضا قلیپور» مسوول حراست معاونت درمان این دانشگاه تماس بگیرند.
همچنین در این نامه عنوان شده که ارسال آمار فوق باید توسط یک نامه محرمانه یا در قالب سیدی و فلش به قید فوریت تا ساعت ده صبح روز ۲۴دی به دفتر معاونت درمان دانشگاه ارسال شود.
این نامه در شرایطی در اختیار ایرانوایر قرار گرفته که با وجود قطعی اینترنت گزارشهایی از بازجویی و بازداشت معترضان در بیمارستانها درز پیدا کرده و برخی مصدومان از ترس بازداشت به علت عدم مراجعه به مرکز درمانی جان باختهاند. در اولین روزهای اعتراضات و پیش از قطعی اینترنت حمله ماموران سرکوب برای بازداشت معترضان به بیمارستان ایلام و بیمارستان سینای تهران خبرساز شد با این حال سجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بازجویی در بیمارستانها را انکار و کذب محض خوانده بود.
برای ایرانوایر روشن نیست که دیگر دانشگاههای علوم پزشکی هم چنین نامهای به بیمارستانهای وابسته دادهاند یا خیر.
لازم به ذکر است که بیمارستانهای «شهدای هفتمتیر»، «لولاگر»، «شهدای یافتآباد»، «فیروزگر»، بیمارستان کودکان «شهید فهمیده»، بیمارستان «امام سجاد» شهریار، «حضرت فاطمه» در رباط کریم و «امام حسین» در بهارستان از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران هستند.
تلی از جنازه جلوی بیمارستان تهرانپارس رها کردند؛ روایت تکاندهنده یک شاهد
هشدار: خواندن این گزارش ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.
یک شاهد عینی، از تصاویر هولناکی که پنجشنبه شب ۱۸دی۱۴۰۴ با چشمهای خود از «کشتار هدفمند» مردم در محله «تهرانپارس» تهران دیده به «ایران وایر» گفته است.
او که به تازگی از ایران خارج شده، به ایران وایر گفته است که صبح جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ مقابل «بیمارستان تهرانپارس» تلی از جسدهای مردمی را دیده که حتی داخل «کاور» هم قرار داده نشده بودند. این فرد، صحنههایی که در روزهای پنجشنبه و جمعه دیده را «کابوس ابدی» زندگیاش دانست.
شاهد عینی به ایران وایر گفته است که پنجشنبه عصر همراه با سه عضو خانوادهاش در محله تهرانپارس به جمعیت معترض میپیوندد: «تعداد جمعیت قابل توصیف نبود. نمیگویم تخریب نمیکردند، آتش نمیزدند، اما این خبرهایی که در صداوسیما منتشر شد که معترضان مسلح بودند واقعا عذابآور است. من اولین اسلحه را دست نیروهای امنیتی دیدم. تعدادشان دقیقه به دقیقه بیشتر میشد. فکر میکردیم برای ارعاب است و جمعیت آن قدر زیاد است که امکان سرکوب هم ندارند. تا اینکه شلیکها شروع شد. من به چشم خودم دیدم در صفهای جلویی مردم به زمین میافتادند. ما به کوچههای فرعی فرار کردیم.»
او در تشریح کوتاهی از چگونگی کشتار مردم توسط نیروهای امنیتی به ایران وایر گفته است که نیروهایی با پوششهای یک دست سیاه و لباس شخصیها، مردم را در خیابان و کوچههای فرعی تعقیب میکردند تا به آنها شلیک کنند: «همه جیغ میزدند و میدویدند. من دیدم انتهای کوچه زنی ۳۰ تا ۳۵ ساله دستهایش را بالا برد و فریاد زد تسلیمم نزن، نزن. ولی همان لحظه مامور یگان ویژه از فاصله دو متری به صورتش شلیک کرد.»
او از زندگی در روزهای پس از سرکوب جمهوری اسلامی میگوید: «فقط نفس میکشیدیم. مرغ کیلویی ۴۰۰هزار تومان، البته اگر پیدا شود. تخممرغ شانهای ۵۰۰ هزار تومان. آن را هم وزن میکنند و تحویل میدهند. چیزی به اسم خرید و فروش دلار دیگر نداریم. سطح زندگی هر کسی که فکرش را بکنید در همین دو هفته ۱۰ پله سقوط کرده است. باز هم مهم نیست؛ من هر روز دارم به تصویر آن جنازههای روی هم گذاشته شده روبروی بیمارستان تهرانپارس فکر میکنم. مشخص بود که میخواهند مردم را بترسانند و بگویند بیایید تا باز هم بکشیم.»
شلیک به سوی معترضان از فاصله صدمتری آنها - خیابان گرگان - جمعه 19 دی
