آیا جمهوری اسلامی بحران داخلی را به ماجراجویی خارجی بدل می‌کند؟

ایران اینترنشنال: سمیرا قرائی
هم‌زمان با گسترش اعتراضات در ایران و تشدید نارضایتی‌های عمومی از وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، ‌رسانه‌های اسرائیلی گزارش‌هایی از تسریع آماده‌سازی نظامی این کشور برای یک رویارویی چندجبهه‌ای با جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند.

این گزارش‌ها به روشنی پیوند تنگاتنگ سیاست داخلی تهران و رفتار منطقه‌ای آن را برجسته می‌کند.


از نگاه تل‌آویو، آنچه این روزها در خیابان‌های ایران می‌گذرد صرفاً یک بحران داخلی نیست، بلکه رویدادی دراماتیک است که می‌تواند محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

بر اساس گزارشی که در کانال ۱۲ اسرائیل منتشر شده، ارتش این کشور در حال شتاب بخشیدن به آمادگی‌های نظامی خود است تا زیر سایه اعتراضات در ایران، آماده یک جنگ چندین لایه و چندین جبهه‌ای با جمهوری اسلامی شود.

کانال ۱۲ می‌نویسد ‌این آمادگی‌ها همگی زیر مجموعه یک طرح‌اند که اسراییل سال‌ها روی آن کار کرده و چشم‌انداز رویارویی‌های نظامی این کشور تا سال ۲۰۳۰ را پیش‌بینی می‌کند.

مبنای این طرح‌ درگیری هم‌زمان با ایران، حزب‌الله لبنان و دیگر بازیگران همسو با تهران در منطقه است.

در چارچوب این طرح، احتمال یک جنگ غافلگیرکننده نیز مطرح شده است. همچنین احتمال بروز درگیری «در فضا» یا «از فضا» با جمهوری اسلامی نیز برای نخستین بار مطرح شده است.

اما نقطه کانونی این ارزیابی‌ها، صرفاً توان نظامی جمهوری اسلامی نیست، بلکه وضعیت شکننده داخلی است. اعتراضات اخیر که در بستر سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته و خستگی طاقت‌فرسای اجتماعی شکل گرفته، از نگاه ناظران اسرائیلی می‌تواند رهبران تهران را به سمت یک تصمیم پر خطر سوق دهد: انتقال بحران از داخل به خارج.

این الگو پیش‌تر نیز در رفتار جمهوری اسلامی دیده شده؛ زمانی که فشار داخلی افزایش می‌یابد، برجسته‌سازی «دشمن خارجی» و تشدید تنش منطقه‌ای به ابزاری برای بسیج اجتماعی و انحراف افکار عمومی بدل می‌شود.

در چنین شرایطی، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدام مستقیم یا غیرمستقیم علیه اسرائیل افزایش یافته است. این اقدام می‌تواند از طریق نیروهای نیابتی در لبنان یا سوریه یا کرانه باختری انجام شود، یا در قالب حملات موشکی و پهپادی محدود؛ سر و شکل آن مهم نیست، بلکه هدف آن مهم است.

هدفی که لزوماً تغییر موازنه قوا در منطقه را دنبال نمی‌کند، بلکه می‌خواهد در داخل فضایی امنیتی ایجاد کند و به بهانه «شرایط جنگی» اعتراضات را شدیدتر سرکوب کند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده که جمهوری اسلامی در بزنگاه‌های بحرانی، از امنیتی‌سازی فضا برای بستن هرگونه روزنه اعتراض استفاده می‌کند.

اظهارات اخیر علی شمخانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، و محمد باقر قالیباف، رییس مجلس، که به‌صراحت از پاسخ شدید، فوری، بی‌اغماض و غیرمنتظره به هرگونه تهدید سخن گفته‌اند را شاید بتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.

این پیام‌ها خطاب به اسرائیل‌اند، اما مصرف داخلی نیز دارند: القای این تصویر که نظام همچنان قدرتمند، مسلط و آماده پاسخ‌گویی است، حتی در شرایطی که پایه‌های مشروعیت آن در داخل به‌شدت فرسوده شده است.

از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو و مقام‌های اسرائیلی در تلاشند تا بین همدلی لفظی با مردم ایران و آمادگی کامل نظامی توازن برقرار کنند و بی‌جهت به یک سو غش نکنند.

تاکید نتانیاهو بر اینکه «تغییر از درون ایران خواهد آمد» بیش از آنکه یک موضع‌گیری اخلاقی باشد، حساب و کتاب اسرائیل را نشان می‌دهد که هرگونه فروپاشی یا بی‌ثباتی جدی در ایران می‌تواند پیامدهای امنیتی پیش‌بینی‌ناپذیری برای منطقه داشته باشد. از این رو اسرائیل ناگزیر خود را برای بدترین سناریوها آماده می‌کند.

در نهایت، آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، تلاقی خطرناک یک بحران عمیق داخلی در ایران با فضای بی‌اعتمادی و تهدید متقابل در سطح منطقه‌ای است. فضایی که نفس را در سینه‌ خاورمیانه حبس و همه چشم‌ها را متوجه مردم ایران کرده است.

اگر جمهوری اسلامی برای مهار اعتراضات به سمت یک ماجراجویی خارجی حرکت کند، نه‌تنها خطر یک درگیری گسترده افزایش می‌یابد، بلکه هزینه‌های آن پیش از همه و بیش از همه متوجه مردمی خواهد بود که همین حالا زیر بار فشارهای اقتصادی و سرکوب سیاسی کمر خم کرده‌اند.
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.