آیا بهروز وثوقی ساواکی است؟؛ یک ادعا و دو روایت

سایت رویداد 24:مازیار وکیلی
مدتی است در فضای مجازی و به‌ویژه در میان مخالفان وضعیت سیاسی امروز، هنرمندانی که به هر دلیل مواضعی برخلاف نظر اپوزیسیون می‌گیرند، «حاکمیتی» و «دست نشانده» معرفی می شوند. این رفتار، ریشه در چند عامل دارد: نخست، نارضایتی عمومی و انباشته؛ دوم، نیاز مخالفان به قهرمانانی که صدای آنان باشند؛ و سوم، تلاش برای همسان‌سازی فکری از طریق فشار، ارعاب و حذف نمادین.

یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین روش‌ها برای بدنام کردن یک هنرمند، منتسب‌کردن او به ساختار قدرت یا متهم‌کردنش به «بی‌وطنی» و «ضدیت با ایران» است. نمونه بارز این رفتار، فشارهای گسترده بر شهرام شب‌پره پس از حضورش در برنامه ضیا است؛ فشاری که در نهایت او را وادار به عذرخواهی کرد.


به‌نظر می‌رسد این رفتارهای ضددموکراتیک پایانی ندارند و جامعه ایرانی علاقه عجیبی به نابودکردن ستارگانی دارد که خودشان آن‌ها را ساخته‌اند. تازه‌ترین نمونه از این دست، به اظهارات جهانگیر الماسی درباره بهروز وثوقی بازمی‌گردد.
یک اظهارنظر جنجالی
جهانگیر الماسی اخیراً بهروز وثوقی را به همکاری با ساواک متهم کرده است. او در اظهارنظری بحث‌برانگیز گفته است: «با توجه به اینکه اخلاق بستر اصلی تحولات اجتماعی ایران در دوران قبل از انقلاب بوده است، در سینما هم چهره‌هایی همچون محمدعلی فردین، ناصر ملک‌مطیعی و مجید محسنی از معرفت اخلاقی و هویت سنتی ایرانی‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه حمایت کردند. اما سازمان ساواک از بازیگر‌ها و فیلمساز‌هایی همچون بهروز وثوقی و خسرو هریتاش در راستای همسوسازی سینمای ایران با سینمای غرب حمایت کرد.»

اما آیا این ادعا مستند است؟ الماسی هیچ مدرک مشخصی برای این ادعا ارائه نکرده است. در مقابل، شواهد متعددی وجود دارد که این روایت را زیر سؤال می‌برد.

دو سال پیش ویدیویی از بهروز وثوقی در فضای مجازی منتشر شد که در آن توضیح می‌داد پس از بازی در فیلم «گوزن‌ها» توسط ساواک احضار شده و به او هشدار داده‌اند دیگر در چنین فیلم‌هایی بازی نکند؛ در غیر این صورت «با کامیون از رویش رد خواهند شد». به گفته وثوقی، این تهدید آن‌قدر جدی بوده که او تا مدت‌ها از نزدیک‌شدن به کامیون‌ها وحشت داشته است.

این اظهارات واکنش پرویز ثابتی، از مدیران ارشد ساواک، را نیز به‌دنبال داشت؛ او در پاسخ گفت: «برای وثوقی متأسفم. او را هرگز ندیده‌ام و شخصیت پایینی دارد.»

فراتر از روایت‌های شخصی، کارنامه هنری بهروز وثوقی نیز با ادعای همکاری با ساواک هم‌خوانی ندارد. بازی در فیلم‌هایی چون تنگسیر، بلوچ، کندو، گوزن‌ها، خاک و حتی سازش—که همگی از آثار انتقادی و متعلق به جریان روشنفکری سینمای ایران‌اند—بیش از آنکه نشانه حمایت ساواک باشد، حکایت از تضاد با نگاه رسمی آن دوران دارد و می‌تواند دلیل محکمی باشد برای این که وثوقی بیشتر باید مغضوب ساواک بوده تا یک چهره مورد علاقه این دستگاه امنیتی.

در سوی دیگر، برخی رسانه‌های اصولگرا مانند کیهان بارها کوشیده‌اند وثوقی را به ارتباط با اشرف پهلوی متهم کنند؛ تا جایی که در این مسیر، ناخواسته به تطهیر ساواک نیز رسیده‌اند. مجموعه این تناقض‌ها یک پرسش اساسی را برجسته می‌کند: چرا جامعه ایران تمایل دارد ستارگانی را که خودشان به اوج رسانده، به‌همان سرعت تخریب کند؟
به زور، حق با من است!
جامعه ایرانی شیفته قهرمان است؛ عاشق چهره‌هایی که تصور می‌کند روزی خواهند آمد و او را از بند ظلم و ستم رها خواهند کرد. از همین روست که ستارگانی چون محمدعلی فردین، ناصر ملک‌مطیعی و بهروز وثوقی در دوره‌هایی محبوب دل مردم شدند. اما مشکل این جاست که مردم ایران تا جایی این ستارگان یا هر ستاره‌ای را دوست دارند که حرف‌های مورد علاقه آنها را بزند.

فدریکو فلینی، فیلم‌ساز بزرگ ایتالیایی، جمله‌ای درخشان دارد: «فاشیسم نه یک ایدئولوژی، بلکه یک تکنیک است که می‌توان آن را بر هر ایدئولوژی سوار کرد.» خلاصه این تکنیک چیزی نیست جز این گزاره: به زور، حق با من است. این توصیف، به‌خوبی رفتار جمعی جامعه‌ای را توضیح می‌دهد که می‌خواهد حتی ستاره محبوبش را هم وادار کند درست مثل خودش فکر کند—حتی اگر به اجبار.

نمونه روشن این برخورد دوگانه، شروین حاجی‌پور است؛ هنرمندی که پس از انتشار ترانه «برای…» به قهرمانی ملی بدل شد، اما زمانی که برای انتشار آلبومش درخواست مجوز کرد، با موجی از حملات مواجه شد و ناچار به توضیح‌دادن شد.

این رفتار، ریشه در جامعه ایرانیان دارد؛ مردمی که هیچ گاه خودشان را قهرمانان واقعی برای تغییر صحنه سیاسی و اجتماعی ندانستن و همواره به دنبال کس دیگری از جای دیگری بودند که آنها را نجات دهد و نتیجه این تلاش‌ها هم شکست و سرخوردگی بوده است. چرا که سلبریتی‌ها هرگز ادعای قهرمان‌بودن نداشته‌اند؛ این جامعه است که آن‌ها را به این جایگاه رانده و با نخستین ناهمخوانی، به تخریب‌شان پرداخته است.

معنای نهایی رویکردی که به ساواکی خواندن وثوقی ختم شده، روشن است: جامعه ایران هنوز به آن بلوغ نرسیده که خود را قهرمان تغییر بداند. این ناپختگی، خود را در واکنش‌های تند و تحمیلی نسبت به چهره‌های فرهنگی نشان می‌دهد؛ جایی که جامعه می‌خواهد «به زور» ثابت کند حق با اوست.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۳۱
گشتاسپ - تهران، ایران

اگر ساواکیم بوده درود بر شرفش،شعور و فهمشو داشته ،تازه اگر ساواک اهل کشتن و شکنجه در حدی که ج.ا اعمال میکنه و تجاوز و کور میکنه بود،که الان این دولت کثیف تبه کار سر کار نبودن،اینا همه ش حرف مفته
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۴
۵۷
ramin-cph - کپنهاگ، دانمارک

اگه زمان برگرده به عقب من خودم قطعا یه ساواکی میشم
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۹
۶۴
طلوع ازادی - لوس آنجلس ، ایالات متحده امریکا

اگر همین الان اعلام کنن و بگن سازمان امنیت و اطلاعات کشور در ایران و سراسر جهان بصورت کادر یا داوطلبانه همینطور پنهان یا آشکار عضو می‌پذیرد، ببینید چند درصد مردم ایران حتی با عجله بدون سوال و جواب به این دعوت یک آری بزرگ خواهند گفت. جاوید و پاینده باد ایران زمین 🩸🎄در ضمن سالروز بدنیا امدن بزرگ مرد تاریخ بشریت مسیح نازاره شخصی که به خردسالان تجاوز نمی‌کرد با پسران ملاعبه جنسی نمی‌کرد دستور قتل و غارت نمی‌داد البته بعد از زرتشت پیامبر ایرانی، خجسته و فرخنده باد.🎄🩸
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۵
۲۰
pirzan e irani - استکهلم، سوئد

۱-لقبها وضرب المثل هابنابرموقعیت زمانی واجتماعی درجامعه نهانیده شده اند.مثلا گفتن واژه بی ناموس(ارتجاعی) که بارمنفی دارد،خلاصه میشود از توهین جنسی،شخصیتی،بی آبرویی وغیره.تهمت زدن کسی به ساواکی بودن،یعنی جاسوس،مامور شکنجه، اعدام وزندان وسلول وگرفتاریهای مالی وآوارگی وغیره ختم میشود.ساواک ارگانِ بدنامی بود.همین اختیارات تام ساواک باعث،سرکوب واعدام قشرتحصیلکرده وآگاه شد.
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۱
۲۰
pirzan e irani - استکهلم، سوئد

۲-٭خانواده بنده قربانی زجروشکنجه حکومت خودکامه پهلوی وارتجاع خمینی هستند.وجه مشترک شاه الله وحزب الله دراین است که شاه الهی میگویدخانواده ات تروریست بودندوپاسبان کشته اند.حزب الهی میگوید ضدانقلاب بوده اند٭شاه آخوندهاراپرورش وامکانات و پول داد وفقط درنهایت بامزایا تبعیدکرد.درجمع آخوندهای مشهدگفت:اگرمن نباشم اسلام توسط مارکسیست هاازبین می رود.آخوندهارا دست کم گرفت.چونکه خودشاه یک مرتجع دینی بود.خوابهای عرفانی ودوستی درخواب با امام داود،حسن وحسین وسیدمحمدجواد را داشت.
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۳
۲۰
pirzan e irani - استکهلم، سوئد

۳-خودثابتی درگفتگوی تلویزیونی با شبکه من وتو(شبکه پهلوی)گفت : ساواک ۵۰۰۰جلدازکتاب توضیح المسایل خمینی را تکثیرکرد.ثابتی اکنون مشاورپنهان آقای پهلوی است.حالاآقای وثوقی ساواکی هست یانیست،چه تاثیری درپاک کردن موضوع دارد.کسی مثل ثابتی راست راست میگردد،بعدوثوقی بایدتاوان بپردازد؟ بیت دربار،اصطبل چاپلوسان، ودستبوسان بود.همان شکنجه ها واعدامها وزجرکودکان ،مادران وپدران، تنبان شاه پفیوز راپرچم کرد.دیریازود همین نسخه برای رژیم دینی هم پیچیده خواهدشد.
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۵
۴۶
persian.sandbad - لس انجلس، ایالات متحده امریکا
same here! اگه زمان برگرده به عقب من خودم قطعا یه ساواکی میشم! 100%
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۷
۵۸
مهدی52 - روتردام، هلند
در این روزها که حکومت تا خرخره در منجلاب گیر کرده برای انحراف افکار عمومی همه کار میکند که به مردم از اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی کمی آدرس غلط بدهد در غیر اینصورت ساواک شریفترین نهاد امنیتی کشور بود که بخاطر تعهد به ملک و میهن حاضر نشدکه وارد شترنج سیاسی شود و مردمش کشته شوند تا خود را موجه نشان دهد والا در آن روزهای سرنوشتساز اجازه میداد تروریستها چپ و اسلامی بتوانند در چندین عملیات بزرگ تروریستی موفق شوند تا ما مردم خود از آنها خواهش کنیم که ریشه این بی وطنان و خائنین به ایران و ایرانی را خشک کنند !! که البته هنوز عده کمی در رویا و خواب ادعاهای بی پایه چپها و اسلامی ها به سر میبریم. متاسفانه
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۰
۵۶
به امید فردایی بهتر - تهران، ایران
ساواکی بودند بهروز وثوقی اونهم الآن، چه دردی از دردهای مردم و جامعه ما رو کم میکنه؟! خبر بهتر از این نداشتید تا پخش کنید!!؟؟
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۳۲
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
شب یلدا که خبری نشد,از 42 حزب و سازمان سلطنت طالب بخاری بلند نشد. اگه روشو دارید یه فرمان جهاد اکبر واسه شب کریسمس صادر کنید ، مشکل فعلی نه ساواک است که حتما باید در فردای ازادی ایران به تک تک جنایت های این سازمان مخوف و ضد بشری رسیدگی شود و مسببان شکنجه و تجاوز به فرزندان ایران مجازات ، که مشکل امروز ما ، آدرس اشتباه دادن به من و شما است برای انحراف تلاش و مبارزه ما بر علیه استبداد ، گیرم بهروز وثوقی ساواکی بود و هست ، یک عده لات و چاقوکش به دستور جلادان سپاه با جاوید و حیدر حیدر ، به تجمعی که می توانست آغازی دیگر برای مبارزه با نظام باشد ، حمله و به طرف سخنرانان ان سنگ پرتاب کرده اند ، تشتی که باید مدتها از بام می افتاد ، افتاد و سردسته این لات‌ها از انها بابت این کار تشکر می کند ، ملت ما ملت فراموشکاری است و متعسفانه از تاریخ خود درس های لازم را نمی گیرد ، پس پرچم را بدست دو نفر با لباس ارتش بدهیم و جاوید شاه ، تا قضیه عروسی شمخانی فراموش و یا این و ان را ساواکی بنامیم تا قضیه سنگ زدن را به فراموشی بسپاریم ، اینجاست که قشر روشنفکر جامعه ما موظف به یاد آوری و برملا کردن نیت کثیف
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۱
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
مزدوران شیخ و شاه هستند ، ما باید هر چه زودتر همانطور که از اصلاح طلبی و اصول گرایی گذشتیم ، فریب سلطنت طلبی را نخوریم و برای نجات میهنمان از این جرسومه های فساد و تباهی هم بگذریم ، زنده باد ازادی ، پاینده باد دمکراسی
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۴
۲۶
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
چرا هیچ داعشی به طرف مجاهدین,چپی ها یا جبهه ملی و گروه های دیگه نمیرن,همه صاف میرن تو شاعش!!!؟؟؟. مهدی نصیری,فرخ نژاد,علی کریمی,قاسمی نژاد,کیانی,نجات بهرامی و,,,,. فقط مونده خامنه ای بهش لبیک بگه!!!
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۰
۷۲
senator x - تهران، ایران
اگر بر فرض ساواکی هم بسیار شرف داشت به وزارت اطلاعات سپاهی بی ناموس
‌سه شنبه ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۸
۵۸
مهدی52 - روتردام، هلند
چون چاقو دسته خودش رو نمیبره !!
‌چهارشنبه ۰۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۲
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.