عاطفه با آرایش غلیظ کجا می رفت!

به گزارش رکنا، از روزی که همسرم با سماجت و اصرار زیاد از من اجازه گرفت تا در یکی از مراکز اقامتی مشهد کار کند، زندگی ام دچار فراز و نشیب های وحشتناکی شده است به گونه ای که دیگر نمی توانم رفتارها و نوع پوشش او را تحمل کنم، به همین دلیل پایه های این زندگی به لرزه درآمده است چرا که ...

 مرد 45 ساله که در جست وجوی یافتن راه چاره ای برای جلوگیری از « طلاق » قدم در کلانتری طبرسی شمالی مشهد گذاشته بود، درباره این ماجرا به کارشناس دایره اجتماعی کلانتری گفت: تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواندم و از همان دوران نوجوانی وارد بازار کار شدم. آن زمان در یکی از روستاهای شهرستان کلات زندگی می کردیم اما بعد از رها کردن درس و مدرسه به مشهد آمدم و در منزل عمه ام زندگی می کردم. در همان روزها بود که شاگرد نانوایی شدم و تا قبل از سربازی در کنار خانواده عمه ام روزگار می گذراندم به همین دلیل عاشق دختر عمه ام بودم و اجازه نمی دادم کسی به او چپ نگاه کند چرا که احساس می کردم او هم مرا دوست دارد. در 18 سالگی به خدمت سربازی رفتم اما هربار که می شنیدم برای «عاطفه» خواستگار آمده است، به هر طریق ممکن آن خواستگار را پیدا می کردم و به او می گفتم که «عاطفه» نامزد دارد و بدین ترتیب خواستگارانش را از ازدواج با او منصرف می کردم و حتی چند بار با برخی از خواستگاران سمج او درگیر شدم. بالاخره دوران سربازی به پایان رسید و من باز هم به خانه عمه ام بازگشتم و خیلی تلاش می کردم تا پول هایم را برای ازدواج پس انداز کنم.


خلاصه یک روز ماجرای عشق و عاشقی ام را برای مادرم بازگو کردم و از او خواستم تا «عاطفه» را برایم خواستگاری کند. طولی نکشید که با رضایت خانواده عمه ام، پای سفره عقد نشستیم و با یکدیگر نامزد شدیم اما در حالی که حدود دو سال از مراسم عقدکنان ما می گذشت، خانواده های فامیل بر سر ارثیه پدری با یکدیگر درگیر شدند و اختلافات آن ها طوری شدت گرفت که هرکدام برای آزار و اذیت دیگری تلاش می کرد تا من و عاطفه از یکدیگر جدا شویم و این گونه برای هم خط و نشان می کشیدند که دیگر مراسم عروسی برگزار نخواهد شد. وساطت بزرگ‌ترهای فامیل هم هیچ فایده ای نداشت تا این که بالاخره با اصرار من و بدون حضور خانواده ها من و عاطفه با یکدیگر ازدواج کردیم و زندگی مشترکمان آغاز شد. البته خانواده «عاطفه» به نوعی به ما کمک کردند و حتی برخی از هزینه های اولیه زندگی ما را نیز پرداختند. این عشق تا جایی بود که عاطفه هم پا به پای من برای استحکام پایه های این آشیانه تلاش می کرد و زحمت می کشید. در مدت کوتاهی من شاطر نانوایی شدم و با افزایش درآمد، خانه، خودرو و یک مغازه خریدم تا بتوانم برای خودم یک  نانوایی راه بیندازم. اگرچه قسط و قرض زیادی داشتیم و صاحب دو فرزند هم بودیم اما زندگی ما رنگ و بوی عاشقانه ای داشت و همه این سختی ها را برای آسایش فرزندانمان تحمل می کردیم ولی یک روز «عاطفه» با زن جوانی آشنا شد که به طور مجردی زندگی می کرد. بعد از مدتی معاشرت با آن زن، رفتار و گفتار همسرم نیز تغییر کرد تا جایی که از من خواست برای کمک به مخارج خانواده و پرداخت اقساط اجازه بدهم در یکی از مراکز اقامتی کار کند. ابتدا خیلی مقاومت کردم و یادآور شدم که درآمد من برای مخارج زندگی کافی است اما بالاخره در برابر اصرار و سماجت های او کوتاه آمدم و بدین ترتیب عاطفه در آن مرکز اقامتی مشغول کار شد. از آن روز به بعد زندگی من در مسیر سراشیبی قرار گرفت به گونه ای که همسرم خسته و کوفته از راه می رسید و من به ناچار برخی از امور منزل را هم انجام می دادم و حتی غذا می پختم. او دیگر نه تنها دست به سیاه و سفید نمی زد بلکه شیوه پوشش و رفتار ش نیز به کلی تغییر کرد.

او در حالی با آرایش های غلیظ و با اندک حجاب از منزل خارج می شد که می دانست من از این نوع رفتارها بیزارم. هر بار اعتراض می کردم، با من قهر می کرد و مدعی می شد که چرا از تمیز و مرتب بودن او ناراحت می شوم! دیگر «عاطفه» به من توجهی نداشت و زمانی که به خانه می رسید ساعت ها در لاک گوشی تلفن همراهش فرو می رفت و با همکارانش در گروه های اجتماعی به پیامک بازی می پرداخت. اگرچه من به همسرم اعتماد کامل دارم اما دیگر نمی توانم این شیوه زندگی را تحمل کنم تا حدی که پایه های این آشیانه زیبا به لرزه درآمده است و اکنون به طلاق فکر می کنم اما ...

گزارش خراسان حاکی است، رسیدگی کارشناسی و اقدامات مشاوره ای در این پرونده با صدور دستوری ویژه از سوی سرگرد جواد یعقوبی (رئیس کلانتری طبرسی شمالی مشهد) به مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی کلانتری سپرده شد تا دوباره پایه های این زندگی استحکام یابد.
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • سردار نقدی: آمریکا ۱۲ ناو هواپیمابرش رو هم بیاره هیچ غلطی نمیتونه بکنه، آمریکا تموم شده‌س
  • ترفند قدیمی لشکر بی‌حجابان خامنه‌ای: اینکه موهام بیرونه دلیل نمیشه وطن فروش باشم،جون میدم برای رهبرم
  • این ویدیو هم برای اون متقاضیانی که میخوان با زیردریایی غدیر و پهباد شاهد و قایق تندرو، ناو آبراهام لینکلن رو غرق کنند
  • ویدیوی کتک‌کاری نمایندگان مجلس ترکیه در مراسم سوگند وزیر جدید دادگستری
  • جنگنده فرانسوی داسو با نام «سوپر رافال» رقیبی برای اف-۳۵ آمریکایی
  • شعار مرگ بر خامنه‌‌ای در شبکه استانی؛ صداوسیما از عزل مدیر پخش و برخورد با خاطیان خبر داد
  • ترانه «من بهت بدهکارم خیلی زیاد» از خواننده جوان «علیها» تقدیم به جانباختگان دی ماه خونین
  • شلیک ترامپ و نتانیاهو به قایق نجات خامنه‌ای؛ منطقه آرایش جنگی پیدا کرده
  • تصاویری از حراج یک شاهین کمیاب سفید در عربستان سعودی به قیمت ۳۳ میلیارد تومان
  • حمایت مهدی یراحی از معترضین با ترانه «آشوئیتس»
  • +333شاهزاده رضا پهلوی خطاب به مردم ایران: امید خود را از دست ندهید، ایران را نجات خواهیم داد
  • +242شهبانو فرح پهلوی در مصاحبه با شبکه «آی۲۴ نیوز»: دوران گذار به ندرت ساده است، اما عمیقا امیدوارم
  • +241شاهزاده رضا پهلوی: شامگاه ۲۵ و ۲۶ بهمن با سردادن شعار اتحاد خود را نشان دهید
  • +192رضا پهلوی: آنچه در ایران می‌گذرد یک فرآیند نسل‌کشی است
  • +174پاسخ محترمانه سینا ولی‌الله به سخنان گلشیفته فراهانی در مصاحبه با شبکه فرانسوی
  • +152پرچم شیروخورشیدنشان در دستان هاتف معیل، قهرمان ایرانی هنرهای رزمی ترکیبی؛ «بچه شاه باخت نمی‌دهد»
  • +143علی کریمی: برای جلوگیری از هرگونه سو‌ء استفاده در مسیر‌های برگزاری مراسم ۲۲ بهمن تردد نکنید
  • +140برگزاری دادگاه ابراهیم حکمت؛ مردی عراقی تبار که یک زن ایرانی معترض را در لندن به شدت کتک زده بود
  • +136وقتی فرداد فرحزاد ادعای آرش عزیزی مبنی بر «ترامپ آقای پهلوی رو نپذیرفته» را به چالش کشید
  • +127یک جوان ایرانی از بوشهر بعد از انتشار این ویدیو و دادن پیغام به ترامپ خودکشی کرد