قلعه ولایت فقیه تسخیر می‌شود، علیرضا نوری‌زاده

ایندیپندنت فارسی - علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار : آوای پرخروش ملت سرفراز ایران نظام فاسد و قاتل را روزبه‌روز ضربه‌پذیرتر می‌کند. دلار ۳۵ هزارتومانی، خروج میلیاردها تومان و دلار از بازار بورس و گاه از ایران، تورم بالای ۵۰ درصد و توسل آدمکشان رژیم به شدیدترین نوع ارعاب و آدمکشی (حتی کودک‌کشی) برای خروج نظام از شدیدترین بحرانی که از آغاز انقلاب با آن روبرو بوده، راهی جز آن باقی نگذاشته است که به بالاترین حماقت دست بزند و بکوشد شعله یک جنگ در منطقه علیه عربستان سعودی را روشن کند؛ ولو از طریق وابستگانش در عراق یا حوثی‌های یمن.

از نگاه سید علی خامنه‌ای، سعودی‌ها از چشم آمریکا افتاده‌اند (به سبب اختلاف در افزایش تولید نفت) و این به او فرصت خواهد داد از آل‌سعود انتقام بگیرد. در آخرین دیدارش با اعضای شورای عالی امنیت ملی، مکرر گفته بود: «سعودی‌ها آتش افروختند و ما را گرفتار کردند. حالا نوبت ما است که سر تا پایشان را بسوزانیم.»


من از این جلسه گزارش مشروحی داشتم که در نوشته و گفته‌هایم به زبان عربی به گوشه‌هایی از آن اشاره کردم.

جالب اینکه سربازحلبی‌های ولی فقیه که معمولا در برابر کودکان و نوجوانان و پیران غیرمسلح حسین سلامی‌گونه و رستم قاسمی‌وار، به تیر و خنجر و گرز و کمند می‌درند و می‌کوبند و می‌بندند، در برابر اسرائیل موش و مقابل آمریکا خرگوش‌اند و در این جلسه خاص، حرف‌هایی زدند که کاملا آشکار می‌کرد مرد میدان نبرد نیستند.

در زمان جنگ با عراق، چربی فساد هنوز شکم‌هایشان را مصداق این شعر صائب نکرده بود که «دیدم که ز دور اشکمی می‌آید/ بعد از دو سه روز صاحبش پیدا شد» و گردن‌هایشان به این قطوری نشده بود؛ هنوز آرمان و ایثار برایشان اندک معنایی داشت و اگر ارتش نبود، خوزستان را داده بودند. اما همین‌ها امروز معرکه را در روز اول خواهند باخت.

فکر می‌کنید این سرداران با درجه‌های درپیتی که فقط بلدند شب‌ها زیر بلندای اکباتان و برج‌های مسکونی خطاب به خانواده‌های محترم شعارهای رکیک دهند، قادرند با پهپادها و موشک‌های حسن‌موسایشان در برابر حملات نه آمریکا، که همسایگانشان با مدرن‌ترین ناوگان هواپیماهای جنگی، به نبردی واقعی وارد شوند؟ از نظر من که کار در نهایت از پرتاب چند موشک از جنوب عراق و شمال یمن فراتر نخواهد رفت.

با وجود جنبش بزرگ مردم ایران، برگه‌های نظام یعنی نیابتی‌ها نیز تروریست‌هایی بیش نیستند که دندان‌هایشان یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد. حسن نصرالله ناچار شد دمش را زیر عبایش پنهان کند و قرارداد تعیین مرزهای لبنان و اسرائیل را پذیرا شود و عملا اسرائیل را- چنانکه نخست‌وزیر اسرائیل به‌صراحت گفت- به‌صورت دوفاکتو به رسمیت بشناسد. البته ارباب فقیهش اذن رکوع در برابر اسرائیل را صادر کرده بود.

خمینی و هوچی‌های دوروبرش و توده‌ای‌های تازه ختنه‌شده و چپ‌زدگان، سال‌ها پادشاه فقید ایران را که با همسایگان عربش بهترین روابط را داشت و اسرائیل را به‌صورت دوفاکتو به رسمیت شناخته بود، عامل صهیونیست و آمریکا می‌خواندند. شاه نه پنهانی از اسرائیل اسلحه گرفت (خمینی ایران‌گیت را مبارک‌باد گفت) نه در مسقط با آمریکایی‌ها نرد عشق می‌باخت؛ بلکه هرجا مصلحت ملی وطن و مردمش ایجاب می‌کرد، سخت‌ترین انتقادها از آمریکا را بر زبان می‌راند و به نوشته مرحوم علم، مثل ایوب خان، رئیس‌جمهوری سابق پاکستان که عنوان کتابش خطاب به انگلستان را گذاشته بود «دوستان نه اربابان»، بارها به جرالد فورد و کارتر گفته بود اگر دوستیم، رعایت شئون دوستی از سوی هر دو طرف، لازمه استمرار دوستی است.

چگونه می‌توان شاه را وابسته و خمینی و سیدعلی را قهرمان مبارزه با آمریکا و اسرائیل خواند، وقتی هم عرفات و هم محمود عباس، رهبر ملت فلسطین، در گفته‌هایشان به من که در مقالاتم در کیهان لندن روزگار نو و الشرق الاوسط و... هم منتشر شد، تاکید کردند ضرباتی که رژیم خمینی و خامنه‌ای بر پیکر انقلاب فلسطین وارد کرد، گاه از ضربات اشغالگران اسرائیلی هم آزاردهنده‌تر بود.

شاه فقید به فلسطینی‌ها کمک‌های سخاوتمندانه‌ای کرد. دولت ایران اردوگاه حسین با بهترین تجهیزات را در امان، پایتخت اردن، برای آوارگان فلسطینی بر پا کرد. وقتی در دهه اول قرن جدید با همکارم، جمال بزرگ‌زاده، به اردوگاه حسین رفتیم، اشکمان درآمد. جمهوری ولایت فقیه به جای پرداخت تعهدات ایران به دولت اردن، دلارهای نفتی را به جیب تروریست‌های جهاد و حماس می‌ریخت تا مانع از تشکیل دولت وحدت ملی و همبستگی فتح و حماس شود. با این پترودلارها چه خون‌ها ریخته شد و چه برادرکشی‌ها به راه افتاد.

نایب امام زمان نمایش روز قدس را به صحنه آورد اما از زبان یکی از بزرگانش که عمامه هم بر سر داشت، شنیدم که گفته بود: «خدا بنی‌موسی را خیر دهد که پوست این سنی‌های فلسطینی را می‌کند.» و این آقای روحانی سفیر رژیم در چند کشور عربی بود.

شاه فقید از دوستی با فلسطینی‌ها دم نمی‌زد ولی با داشتن دیپلمات‌هایی چون مشایخ فریدنی، جعفر رائد، جعفر ندیم، دکتر خلعتبری و... نه تنها بانفوذترین رهبر مسلمان در جهان اسلام و عرب بود، بلکه با برپایی اردوگاه حسین و دادن بورس تحصیلی به دانشجویان فلسطینی در اردوگاه‌ها، حمایت شیعیان لبنان و امام موسی صدر را هم با خود داشت؛ تا پیش از اینکه سرتیپ ساواک، منصور قدر، تیشه به دست گیرد و رابطه صدر و شاه را تخریب کند؛ وگرنه اصلا روح‌الله مصطفوی نامی با لقب خمینی در نوفل‌لوشاتو ظهور نمی‌کرد.

مصائب رژیم برای ملت‌های عرب

اولین سفیر خمینی در بیروت آخوندی به نام فخر روحانی بود که چند سال پیش‌تر، امام موسی صدر او را از بیروت بیرون کرده بود. در دمشق، زنده‌یاد حسن روحانی، قاضی سرشناس و دوست مرحوم مهندس بازرگان، سفیر بود اما دولتش پاینده نبود و خیلی زود، یزدی او را به تهران فراخواند تا به امر ارباب فقیه، علی‌اکبر محتشمی‌پور، یکی از تلفنچی‌های خمینی در پاریس، را به سفارت، راهی دمشق کند.

در بیروت، فخر روحانی که استوارنامه خود را هرگز به دولت لبنان تقدیم نکرد، در مصاحبه‌ با روزنامه‌های بیروت، علیه جنبش امل و دبیرکل وقت آن، حسین‌الحسینی، و به طور تلویحی علیه امام موسی صدر، حرف‌هایی زد که به اعتراض بزرگان شیعه و دولت لبنان منجر شد. رژیم ناچار او را فرا خواند و محسن موسوی را که از بچه معاودها [ایرانیانی که درگذشته مقیم عراق بودند و اوایل دهه ۵۰ به دلیل تشدید اختلاف میان حکومت محمدرضا شاه و رژیم بعث اقامتشان تمدید نشد و به ایران بازگشتند] بود، به عنوان کاردار راهی بیروت کرد.

با حمله اسرائیلی‌ها به لبنان در سال ۱۹۸۲، خمینی نخست فرمان اعزام نیرو به لبنان را صادر کرد اما با مخالفت سوری‌ها روبرو شد؛ چون می‌ترسیدند اسرائیل به سراغشان بیاید. یادتان باشد سوریه‌ای که روزوشب شعار آزادی فلسطین سر می‌دهد و به همه گروه‌های ضدصلح خاورمیانه از حماس و جهاد اسلامی گرفته تا جبهه خلق فرماندهی عمومی احمد جبریل و فتح انقلابی ابوموسی  پناه داده و زعامت جبهه رفض مخالف صلح را عهده‌دار است، از زمان آتش‌بس اکتبر ۱۹۷۳ تا امروز حتی یک تیر هم به‌ سوی اسرائیل نینداخته و با آنکه اسرائیل بخش بزرگی از خاکش در جبل‌الشیخ و جولان را ضمیمه سرزمین خود کرده است، نه حافظ اسد و نه آقازاده‌اش، بشار، هرگز اجازه ندادند ارتش سوریه که فقط برای سرکوبی مردم و ارعاب آن‌ها به کار می‌آید، گامی در جهت آزادی جولان بردارد.

 باری، محسن موسوی و محتشمی‌پور سرانجام موافقت سوری‌ها را برای اعزام نمادین یک تیپ سپاه پاسداران به شرق لبنان جلب کردند و نخستین دسته‌های سپاه راهی لبنان شدند. محمدباقر ذوالقدر، غلامعلی رشید، رضا خواستگار، احمد متوسلیان، حسین‌ الله‌کرم و… از جمله فرماندهان ارشدی بودند که به لبنان اعزام شدند.

افراد سپاه در پادگان شیخ عبیدالله در شهر بعلبک که قبل از جنگ‌های داخلی در اختیار ژاندارمرهای لبنان بود، مستقر شدند. از آنجا که جنبش امل حاضر به نوکری رژیم نبود، محتشمی‌پور در بعلبک به رهبری حسین الموسوی که یک معلم رادیکال شیعه عضو امل بود، امل اسلامی را ایجاد کرد. بعد، افواج المقاومه المومنه را به ریاست ابومصطفی الدیرانی (رباینده ران آراد، خلبان اسرائیلی، که کماندوهای اسرائیلی او را ربودند و سال‌ها در زندان‌های اسرائیل بود و پس از آزادی ادعا کرد که سربازان اسرائیلی به او تجاوز کرده‌اند) برپا کرد؛ اما هیچ‌کدام از این دو گروه کوچک نتوانستند اهداف رژیم در لبنان را تحقق بخشند.

سرانجام محتشمی‌پور توانست با خریدن تعدادی از فرماندهان امل و استخدام جوانان شیعه و همراهی چند آخوند از جمله صبحی الطفیلی، اولین دبیرکل حزب‌الله که بعدها علیه رژیم تهران و رهبری حسن نصرالله تمرد کرد و امروز از دشمنان سرسخت خامنه‌ای است، عباس الموسوی، دبیرکل بعدی حزب که کماندوهای اسرائیلی او را کشتند، شیخ نعیم قاسم، نماینده خامنه‌ای در لبنان و معاون دبیرکل فعلی حزب‌الله، شیخ قاووق، شیخ صفی‌الدین و… از شکم جنبش امل، نوزاد حرامزاده‌ای به نام حزب‌الله را بیرون بکشد.

حضور ۴۰ هزار سرباز سوری در لبنان که عملا این کشور را در اختیار داشتند، به حزب‌الله امکان داد هم نیروی نظامی خود را حفظ کند و هم در مجلس لبنان و در کابینه نخست‌وزیران بعد از طائف (رفیق‌الحریری، سلیم الحص، عمر کرامی، فواد سینیوره و عمر المیقاتی) به عنوان یک حزب قدرتمند حضور داشته باشد.

اتحاد راهبردی تهران و دمشق دست جمهوری اسلامی را برای ارسال هزاران خمپاره و موشک و سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین باز می‌گذاشت. در عین حال، صدها تن از افراد حزب‌الله در مراکز آموزشی سپاه پاسداران در ایران، در سطوح مختلف از جنگ تن‌به‌تن گرفته تا هدایت هواپیماهای کایت (بدون موتور) و پرتاب موشک و استفاده از قایق‌های سریع و سلاح توپخانه و… آموزش‌های نظامی گذراندند و از پنج سال پیش، همواره بخشی از متخصصان سپاه به‌ویژه در بخش سلاح موشکی و آموزش در لبنان مستقر بوده‌اند. تعداد این نیروها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر تخمین زده می‌شود. موشک سی۸۰۲ (C802) کپی‌شده‌ از نوع چینی که در جریان درگیری‌های اخیر، متخصصان موشکی سپاه با دو فروند آن ناوچه اسرائیلی را هدف قرار دادند، سپاه در اختیار حزب‌الله گذاشته بود.

 بودجه حزب‌الله که در آغاز ۱۰ میلیون دلار بود، سال ۲۰۲۱ به بیش از یک میلیارد دلار رسید. فقط تلویزیون ماهواره‌ای المنار امروز بیش از ۱۵۰ میلیون دلار در سال برای ملت ایران هزینه‌بر می‌دارد. حزب‌الله دارای پنج هزار رزمنده آموزش‌دیده، حدود سه هزار شبه‌بسیجی و حدود دو هزار نیروی کادری آموزشی، مالی و مسئولان ارگان‌های آموزشی، بهداشتی، زنان، شهدا و جانبازان، ایدئولوژی و… است. حقوق‌ ماهیانه‌ این افراد بین ۵۰۰ تا ۱۰ هزار دلار است. البته شبکه المیادین، متحد حزب الشیطان و العالم، در کنار پرس‌تی وی، هیسپان‌ست و عاشورا و کربلا و دو طفلان مسلم، کوفه و... ماشین‌های بلع بیت‌المال‌اند که نه به کار دنیا می‌خورند و نه به درد آخرت.

بعد از قتل رفیق‌الحریری به دست سوری‌ها و اخراج خفت‌بار ارتش سوریه از لبنان، بسیاری از شخصیت‌های لبنانی از جمله گروه‌های موسوم به ۱۴ مارس به رهبری سعدالحریری که اکثریت را در مجلس و دولت در اختیار داشتند، خواستار خلع سلاح حزب‌الله و خروج نیروهایش از مرزهای جنوبی و استقرار ارتش لبنان در این مرزها شدند.

حسن نصرالله که از هوادارانش لقب «سید مقاومت» دریافت کرده بود، به علت مواضعی که در حمایت از سوری‌ها اتخاذ کرد، به‌مرور محبوبیت خود را از دست ‌داد و نوکری ولی فقیه به اعتبار و جایگاه او و حزب‌الله نزد مردم لبنان و بسیاری از دولت‌های عرب از جمله عربستان سعودی و مصر و اردن، ضربه سختی وارد کرد. امروز حزب‌الله که «حزب‌الشیطان» خوانده می‌شود، فقط در قلعه خود در جنوب لبنان و در پناه دلارهای ولی فقیه نفس می‌کشد. حالا صبحی الطفیلی، نخستین دبیر کل، همدل با جوانان ایرانی، ولایت فقیه را ننگ مذهب شیعه می‌داند و خواستار برچیده شدن بساط تزویر و فریب ولایت جهل و جور و فساد از لبنان است. علامه علی الامین، روحانی بزرگ شیعه، هم خواهان رهایی کشورش از چنگال خونین پاسداران فریب و دروغ است.

بازگردیم به وطن؛ به سرزمین نور و عسل؛ به بهترین سرزمین دنیا؛ به دریای عشق و شور و آزادی؛ به فردای روشن بیداری و سلام کنیم به ژینا، حدیث، پیمان، نیکا، غزاله، سارینا، زکریا خیال و به مهرشاد شهیدی؛ به ایران سلام کنیم؛ به رودخانه‌ای که سر باز ایستادن ندارد. بعد به سید علی بیندیشیم که در وحشت و کوری و کری، همچنان زبان دارد و «دشمن دشمن» می‌کند. آمریکا و انگلستان و اسرائیل دشمنان ولی فقیه نیستند. دشمنان او بر بیت و دفترش، بر ستاد سپاه و بر چهره معصوم مهرشاد سایه انداخته‌اند. لعنت ابدی و نفرین جاودانه او را تا پایان خط دنبال می‌کند.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۵۶
دین وحشیگری - اونتاریو، کانادا

پایلن این حکومت نامشروع غاصب وحوش تازی تا مدت کوتاهی اعللم خواهد شد انتقام های بعد از سقوط کامل رژیم وحشتناک خواهد بود،ارزوی ما سللمتی علی چلاق حرامی است تا سالم بدست عدالت بیفته البته اگر بدست مردم بیفته اثری از این حرامی متوهم باقی نمی مونه.شدت تنفر بقدری بالاست که تصور انتقام لرزه به اندام انسان میندازه.درود بر مبارزان راه ازادی و ننگ بر این حکومت نا مشروع کودک کش.پاینده باد ایران ازاد متحد و سکولار.دین دیگر دکانش بسته خواهد شد و ایران شکوفا خواهد شد.ایران فردا مدیون خون این جوانان است.
‌پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۶
۸۱
گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا

هر چقدر جلوتر میرویم تعداد روزنامه نگاران مستقل کمتر میشوند زیرا اکثریت رسانه ها توسط بیلیونرهای دنیا خریداری شده و روزنامه نگاری که توسط این رسانه ها جذب میشود مجبور است که در تحت قواعد از پیش تعیین شده قدم بر دارد. من اعتقاد دارم که نه تنها کارتر در تکوین حکومت آخوندی دست داشت و اوباما هواپیمائی پر از پول را برایشان فرستاد. باور دارم که تحریم نفتی ایران از پایه دروغ است. نفت ایران بار کشتی میشود. به دریای ازاد میرود. پرچم عوض میکند. نفت به تجار همان کشورهائی که نفت ایران را تحریم کرده اند به زیر قیمت فروخته میشود! این تجار با ثروت های بیلیونی بایدن را از صندوق می کشند بیرون. هر کشتی خارج از این دایره باشد کشتی اش توقیف میشود!. البته عکس نارنگی است و به اصل موضوع توجه بفرمائید
‌پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۳
۴۷
فرهاد۱۹۷۷ - لوس‌انجلس، ایالات متحده امریکا

آقای نوری‌زاده، یادتان باشد که سرکار شما یکی از همین‌ها بودید و چندین سالی است که انها شما را کنار گذاشته‌اند و شما هم شاکی هستیید. به شما قول میدهم که مردم انر فراموش نخواهند کرد. اگر فکر میکنید که از این نمد پوسیده شما می‌توانید کلاهی برای خود بدوزید شدیدا در اشتباه هستیید. بهتر است که زیاد ذق زده نشوید.
‌پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱ - ۲۳:۴۰
۳۸
سعید رحیم زاده - برلین، آلمان

آقایون مسعود راستگو و فاطی کابلی، زمانی من هم مثل شما فکر میکردم که ما تافته جدا بافته از دنیا هستیم و همه کافرند ما مسلمون. دیدم که نیرو های نظامی ایران در مقابل اسرائیل موش هستن و در مقابل آمریکا خرگوش.دیدم که به غیر از تهدید و به اسم آوردن دشمن دشمن چیزی توی چنته ندارن و فقط برای مردم خودشون زن بابا هستن و برای فلسطینی بی همه چیز پدر.هیچ وقت فکر نمیکردم که رهبر دینی مملکت نه تنها در مقابل تجاوز بسیجی های بی همه چیز به یک دختر تنها و یتیم که بعد ها جسدش رو از بیمارستان دزدیدن و خونوادش خبر ندارن که الان جگر گوشه شون کجاست،حرفی نزد و حتی تلویحی حمایت کرد.دیدم که آرمان‌های انقلاب چیزی جز دزدی،تجاوز،دشمنی،قتل عام مردم،وعده های تو خالی، چیزی نداشت.نه داداش من حمایتی از این نظام که مردمش رو میکشه و پول مردمش رو به فلسطین، لبنان،الاغ زاده و. میده نمیتونم بکنم.ما هیچ حامی از هیچ کجای دنیا و کائنات نداریم اما ۳ چیز هست که داریم غیرت،و اراده و وطن دوستی. اگر تا حالا مردم ساکت بودن و مقامات و بچه هاشون عشق و حال میکردن به این معنی نیست که مردم ایران ساده و احمق هستن.
جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ - ۰۰:۴۰
۴۲
Chokam - ری، ایران

تو هم ولایت احساساتی، با۴تاکوکتل مولوتف تسخیرشد؟قدم اول هم نمیشه چه برسه تسخیر. شمادو تا ولایتیا رو بایدبست به یه گاری
جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ - ۰۲:۰۶
۶۴
ایوب فرهادی - آلمیره، هلند
آقای نوریزاده انگار حافظه تاریخی شما وقتی فعال می شود که مطابق نظرات شما باشد وگرنه بقیه مطالب که هرچند واقعیت محض هم باشد از دید تیزبین شما خارج می شود و نمی خواهید حتی به آن هم فکر کنید. چون همیشه تعصب خشک ذهن و دید و روح و روان آدم را بسته و کور می کند.چون الان شما طرفدار سلطنت شده اید پس همه چیز را با این عینک باید ببینید و گرنه غیر از آن از نظر شما وجود خارجی ندارد. یک وجه انقلاب 57 بخاطر وابستگی شاه به امریکا بود . آقای نوریزاده چه کسی مصدق را سرنگون کرد و شاه را به سلطنت بازگرداند؟ به دستور چه کسی شاه فضای باز سیاسی داد ؟ مگر نمی گویید که آنها از شاه خواستند که برود . اگر کسی وابسطه نباشد قدرت هم داشته باشد چه کسی می تواند به او دستور بدهد که چیکار باید بکند. آقای نوریزاده دگماتیسم همیشه پرده ای تاریک بر افکار است که هر آنچه در اوهام است باید بپذیری و در جای خودش حتی واقعیت ها را هم باید انکار کنی. بسیجی هم همین منش را دارد چون بدون شناخت از متعصب ترین قشر هستند. و نمی خواهند غیر از آنچیزی که خودشان و رهبرشان می گوید بشنود. بردار یک سویه است . تمام
جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ - ۰۹:۰۲
۳۸
siavash786 - آمریکا، ایالات متحده امریکا
کسیکه به زن وبچه خودش خیانت میکند ، از کشور بیگانه پول میگیرد و با دستمال یزدی از کثافتکاری و اعمال آنها دفاع میکند را خود فروخته و فاحشه میگویند. به یقین میگویم که ارزش همین فاطی نادان ما بهتر از تو دانا است . به همان سعودی جانت تکیه کن . ایران جوانانی دارد که شب و روز مبارزه میکنند و احتیاجی به گفتار های بزدلان و خائنین ندارند.
جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ - ۱۲:۲۶
۸۰
واقع بین ایرانی - هامبورگ، آلمان
اقای نوری زاده. : من این مقاله شما را که بفارسی هم نوشته اید چندین بار خواندم و همینطور نظرات بسیار عمیق و سازنده کاربران را هم بار ها مطالعه کردم .ضمنا ان سینه چاک کردن شما و شما های دیگر و بی خوابی های مکرر شما بر بالای مدرسه علوی را که بسیار علاقمند بودید اولین خبرنگار محرم اندرونی اقا یا بیت معظم باشید را هم بیاد اوردم.اقای نوری زاده واقعا شما با اینگونه مقالات چه چیزی را میخواهید ثابت کنید . من بیشتر ادامه نمیدهم ولی اضافه میکنم که ملت ایران بسیار با هوش تر و منطقی تر از انی هستند که شما ها که از رگ و ریشه اخوند ها هستید فکر میکنید . ملت ایران این اخوند زاده های بوقلمون صفت را هیچگاه فراموش نخواهند کرد .لطفا در این بر هه از زمان این دام را بر مرغ دگر نه
جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ - ۱۳:۲۱
۳۸
زنبور - کپنهاک، دانمارک
بد بختی اینکه در قلعه ولایتو توپ تانک نفربر انچنان زده گشاد کرده که سقف سردر ریخته جرثقیل لازمه
جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ - ۱۸:۰۳
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.