سیامک به هووی صیغه ای رو دست زد!

رکنا: او رفت تا مقدمات عقد دائم را فراهم کند اما دیگر او را ندیدم و تنها شماره تلفن او نیز خاموش است. آری! پس از آن که 40 میلیون تومان پول و سرمایه ام را گرفت و... .
 

زن جوان در حالی که پرونده شکایت خود از راننده پراید را روی میز مشاور می گذاشت به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: همسر اولم به موادمخدر آلوده بود و زمانی که خمار می شد دیگر من و دختر 3 ساله ام امنیت جانی نداشتیم. با هر بدبختی بود از او طلاق گرفتم و با فروش لوازم باارزش، پول رهن خانه ای را فراهم کردم تا حداقل سرپناهی داشته باشم چرا که به دلیل سرزنش های متعدد خانواده ام نمی توانستم نزد آنها زندگی کنم.

دوست داشتم در یک مکان آرام و بی دغدغه به زندگی ام ادامه بدهم این بود که به عنوان کارگر خدماتی در یک هتل مشغول کار شدم و دخترم را نیز با خودم سرکار می بردم اما مدتی بعد با اعتراض مدیر هتل روبه رو و مجبور شدم هاله را به یک مهدکودک بسپارم.
 
ساعات کاری من با مهدکودک هماهنگ نبود به همین دلیل هاله تا زمان بازگشت من در خانه تنها بود. غبار بی کسی و تنهایی بر چهره من سایه افکنده بود. دیگر هیجان و شادی های دوران کودکی را در هاله نمی دیدم و از بازی های کودکانه اش خبری نبود.
 
من چاره ای جز تنها گذاشتن او نداشتم تا این که یک روز از مهدکودک تماس گرفتند که حال دخترم خوب نیست. هراسان خود را به مهدکودک رساندم. هاله در تب می سوخت. کنار خیابان منتظر خودرو بودم که پرایدی مقابلم توقف کرد. با تماس های مکرری که با مهدکودک می گرفتم راننده پراید متوجه بیماری هاله شد او که خود را انسان خیرخواهی نشان می داد مقابل بیمارستان منتظر ماند تا پس از اتمام مراحل معاینه و درمان هاله، ما را به منزل برساند.
 
نمی دانم چه اتفاقی رخ داد که سفره دلم را برای راننده ای که اصلا نمی شناختم باز کردم و او را در جریان کامل زندگی ام قرار دادم. این گونه بود که رابطه من و سیامک شکل گرفت و او خودش را به من و دخترم نزدیک کرد.
 
سیامک مدتی بعد با هدف کمک به من پیشنهاد ازدواج موقت را مطرح کرد. من هم که به نیت خیرخواهانه او اعتماد کرده بودم پیشنهادش را پذیرفتم و برای آن که بتوانم نظر او را جلب کنم تا به عنوان همسر دائم در کنار من و دخترم بماند به همه خواسته هایش تن می دادم اما او خواسته ای جز «پول» نداشت و مدعی بود باید مهریه همسر سابقش را پرداخت کند تا بتوانیم در کنار یکدیگر زندگی کنیم. اگرچه وضعیت مالی خوبی نداشتم اما همه درآمد و پس اندازهایم را به همراه پول هایی که از دیگران قرض می گرفتم در اختیار سیامک می گذاشتم تا مشکلاتش را حل کند.
 
3 سال به همین ترتیب گذشت تا این که روزی از او خواستم تکلیف مرا برای عقد دائم مشخص کند. سیامک هم قبول کرد و به بهانه فراهم کردن مقدمات عقد دائم از خانه خارج شد به طوری که دیگر هیچ گاه نتوانستم او را پیدا کنم...
 
شایان ذکر است به دستور رئیس کلانتر تحقیقات برای دستگیری سیامک ادامه دارد.
رأی دهید
دیدگاه خوانندگان
۵۲
کله پز - بروکسل، بلژیک

در روابط امروزی،بیشتر به تعهد نیازمندیم تا عشق
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۴
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • اعتراضات به صفوف نماز جمعه رسید! ؛ آقای امام جمعه می‌دونم که کاری نمی‌کنی ولی گفتم که بشنوی!
  • معترض زخمی: پشیمان نیستم؛ به خدا من هم جوانم، دنبال رهن خونه و گرفتارم و گرسنه
  • رادان: لیدرهای دستگیر شده اعتراف کرده‌اند که دلار گرفته‌اند / اعتراضات در هشتمین روز ادامه دارد
  • هشتمین روز اعتراضات: از جاوید شاه گفتن مادر معترض کشته شده تا ایستادگی مردم معترض در بازار مولوی
  • ۷ کشور که بی‌ادب‌ترین مردم دنیا را در قبال توریست‌ها دارند!
  • دوران محمدرضا شاهی؛ ایستادگی برای حق کارگر (صد سال پهلوی؛ ۱۳۰۴ تا ۱۴۰۴) - بخش هفتادویکم
  • ویدیوی پر بازدید از رد و بدل کردن مکالمه ای بدون حرف از ترامپ و خامنه ای پس از دستگیری مادورو
  • صداوسیما سقوط و دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش را انکار کرد + ویدیو
  • تصاویر: نگین میرصالحی، کارآفرین و فشن بلاگر خودساخته ایرانی‌تبار هلند
  • انتشار اولین ویدیو از عبور ذلیلانه مادورو از کریدورهای اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا