بازداشت زن و مردی در پرونده قتل نگهبان خیریه

با گذشت حدود شش ماه از قتل مرموز نگهبان یک مؤسسه خیریه در جنوب تهران و کشف سرنخ‌های جدید، زن و مرد میانسالی به‌عنوان مظنون دراین پرونده بازداشت شدند.
به گزارش خبرنگار جنایی «ایران» راز این جنایت که دی ماه سال گذشته رخ داد، زمانی فاش شد که یکی از کارمندان مؤسسه برای انجام کاری راهی مؤسسه خیریه در محله کیانشهر-جنوب تهران- شده بود. او چندین بار زنگ را به صدا درآورد اما کسی پاسخگو نبود. او که به موضوع مشکوک شده بود در حالی که پشت در به انتظار ایستاده بود ناگهان صدایی از داخل شنید. صدای مردی که کمک می‌خواست.وی بلافاصله خودش را به مدرسه‌ای که نزدیک مؤسسه بود رساند و با کمک چند نفر از معلمان، موفق شد وارد مؤسسه شود.اما به محض ورود با پیکر نیمه جان نگهبان میانسال روبه‌رو شد. بلافاصله موضوع به اورژانس و پلیس اعلام شد و مرد مجروح که هدف ضربات چاقو قرار گرفته بود به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش تیم درمانی بی‌نتیجه ماند و رجب تسلیم مرگ شد.

با مرگ وی، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام و تحقیقات در این خصوص آغاز شد تا اینکه کارآگاهان جنایی دریافتند یکی از کارکنان مؤسسه از مدتی قبل با رجب اختلاف داشته است.

 زن میانسال- فرنگیس- به خاطر متلک پرانی‌های رجب، شکایت خود را از او به مسئولان مؤسسه اعلام کرده بود. همین مسأله باعث شد تا تحقیقات در این باره متمرکز شود. این در حالی بود که مشخص شد فرنگیس لحظاتی بعد از پیدا شدن پیکر نیمه جان مرد نگهبان، در محل حادثه مشاهده شده است. او همچنین در تماس با مردی گفته بود: «بدبخت شدیم، کشتنش.»با به‌دست آمدن این سرنخ‌ها بازپرس جنایی دستور بازداشت فرنگیس و مرد جوانی که این پیام را دریافت کرده بود، صادر کرد.
بدین ترتیب زن و مرد دیروز برای تحقیقات تخصصی به دادسرای جنایی منتقل شدند. فرنگیس زمانی که در مقابل بازپرس جنایی ایستاد منکر جنایت شد و گفت: «من فوق لیسانس دارم و سه سالی می‌شود که در مؤسسه خیریه مشغول به کار هستم. مدتی قبل با دکتری ازدواج کردم که البته خانواده‌ام مخالف این ازدواج بودند.چراکه او قبلاً ازدواج کرده بود و یک پسر داشت. خانواده‌ام می‌گفتند با توجه به اینکه دکتر پسر دارد نمی‌توانی بچه دار شوی. از طرفی پسر دکتر هم مرا خیلی اذیت می‌کرد و خسته‌ام کرده بود.در جریان مشکلات شدید خانوادگی، در دانشگاه با دختری آشنا شدم که برادرش برای کاری به تهران آمده بود. از طریق دوستم با برادرش شایان آشنا شدم. در رفت و آمدهایی که به خانه دوستم داشتم سفره دلم را برای شایان باز کردم که او هم با شنیدن ماجرای زندگی‌ام گفت که با همسرش مشکلات جدی دارد و در آستانه جدایی هستند. پیشنهاد شایان این بود که اگر نتوانستیم به زندگی هایمان ادامه بدهیم جدا شویم و با هم زندگی کنیم. رابطه من و شایان در همین حد ادامه داشت تا اینکه روز حادثه برای کاری به مؤسسه خیریه رفتم.البته چون ماشین نداشتم از شایان خواستم مرا به آنجا ببرد. همین که از ماشین پیاده شدم و به طرف مؤسسه رفتم، متوجه جمعیتی شدم که مقابل در جمع شده بودند. همان موقع نگهبان ساختمان را دیدم که خونین روی برانکارد افتاده بود.در حالی که خیلی ترسیده بودم، با شایان تماس گرفتم و گفتم: «بدبخت شدیم، کشتنش.»
شایان نیز در بازجویی، اظهارات زن میانسال را تأیید کرد.بدین ترتیب بازپرس جنایی ضمن صدور حکم بازداشت آنها، دستور تحقیقات تخصصی  را صادر کرد تا مشخص شود آیا این زن و مرد در قتل نقشی داشته‌اند یا نه.
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • +255تشکر ایرانی‌ها از اسرائیل جلوی چشم طرفداران حماس؛ رضا پهلوی به این مداخله بسیار نیاز بود
  • +244ترامپ: امروز تماشا کنید که چه بر سر این اوباش دیوانه می‌آید؛ افتخار بزرگی است که آن‌ها را می‌کشم
  • +230شاهزاده رضا پهلوی: نیازهای ضروری خود را تهیه کنید، در خانه بمانید و در انتظار «فراخوان نهایی» من باشید
  • +216شاهزاده رضا پهلوی: عزم آمریکا و اسرائیل برای نابودی سپاه از حمایت مردم ایران برخوردار است
  • +175وقتی ۳۰ هزار نفر کشته شدند سکوت کردید؛ حالا برای زیرساخت‌ها فریاد می‌زنید؟
  • +171نتانیاهو خطاب به ایرانیان: در روزهای آینده شرایطی فراهم می‌شود تا سرنوشت خود را به دست بگیرید
  • +159ترامپ: بمباران مدرسه دخترانه در ایران کار جمهوری اسلامی بود
  • +148پلیس لندن راهپیمایی روز قدس را ممنوع کرد
  • +144مدیر عامل فولاد شاهرود هنگام خروج از کشور با ۳ میلیون دلار پول نقد دستگیر شد
  • +141فایل صوتی لو رفته؛ وحشت در ایست‌بازرسی‌ها از کابوس پهپادهای اسرائیلی