داستان‌های خواندنی «اتــاق عقد»

یک عاقد با ثبت خاطراتش در صفحه مجازی دست به ابتکار جالبی زد.
این عاقد هر روز در دفترخانه‌اش شاهد آغاز و ویرانی بسیاری از زندگی‌ها است که هر کدام در نوع خودش می‌تواند خواندنی و باورنکردنی باشد.


هر روز بسیاری از دختران و پسران جوان با شوقی وصف‌ناپذیر دست در دست هم راهی دفترخانه می‌شوند تا قشنگ‌ترین روز زندگی‌شان را به ثبت برسانند و به خانه بخت بروند اما در این میان ماجراهایی پیش می‌آید که گاهی با خاطرات تلخ همراه است.

هر کدام از این عروس و دامادها، سرنوشت‌های عجیبی را با خود به همراه دارند که همه این لحظات علاوه بر ثبت در دفترخانه و شناسنامه‌ها در خاطرات عاقد نیز به یادگار باقی می‌ماند؛ خاطراتی که گاه با خنده و شادی و گاه با گریه و ناراحتی همراه است.

زیرلفظی عابربانکی عروس
روز عقد بود. عاقد برای سومین بار از عروس درخواست وکالت کرد و خانم قندسابی در جواب پاسخ داد: عروس زیر لفظی می‌خواهد، داماد شوکه شده بود اشاره کرد که چرا هماهنگی صورت نگرفته است. مادر داماد با عجله از کیفش حلقه‌ها را درآورد ولی آن زیر لفظی نبود ظاهراً برای این موضوع پیش‌بینی نشده بود. داماد که در آن لحظه در تیررس همه نگاه‌ها بود کیف پولش را از جیب درآورد و براندازش کرد اما باز هم پولی در آن نبود. فضا بسیار سنگین و ساکت بود تا این‌که آقا داماد با حالت تأسف سری تکان داد و گفت: انگار باید کارت بکشم!
و ناگهان جمعیت که به او چشم دوخته بودند خندیدند و عروس خانم «بله» را گفت.

35 سال حسرت
مرد 50 ساله در حالی که موهای سر و سبیلش را پرکلاغی رنگ زده بود خوشحال و خرسند با عروس راهی دفترخانه شد. عروس زن 48 ساله‌ای بود که پس از 34 سال زندگی مشترک با مردی که ثمره آن یک پسر 20 ساله بود پس از یک سال از مرگ همسرش وارد دفترخانه شد تا پیمان ببندد و باقی عمرش را با شوهر جدیدش سپری کند؛ شوهری که درست 34 سال منتظر مانده بود تا به دختر مورد علاقه سال‌های جوانی‌‌اش برسد؛ دختری که 34 سال قبل به خاطر مخالفت خانواده به این مرد نرسیده بود و حالا پس از این سال‌ها انتظار دست سرنوشت، آن‌ها را کنار هم قرار داد تا دست در دست هم باقی عمرشان را بگذرانند.

عروس بدقدم
عروس و داماد با لباس‌های گرانقیمت و همراهان شاد پا به دفتر ازدواج گذاشتند.
در همان لحظه مادربزرگ داماد به زمین افتاد و بر اثر سکته مغزی جان باخت. مراسم به هم خورد و خنده‌ها به گریه مبدل شد اما بعد از گذشت دو سال از این حادثه داماد بار دیگر دست در دست عروسش بی‌توجه به سخنان اطرافیان درخصوص بدقدمی عروس با وی راهی دفترخانه شد تا ازدواجشان را به ثبت برسانند.


تهدید پدر به قتل داماد
عروس و داماد لبخندزنان روی صندلی نشسته بودند تا خطبه عقد خوانده شود. داماد در ستون مهریه نوشته بود 1375 سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم و 1375 قطعه الماس. در آن لحظه عاقد با تعجب از داماد می‌پرسد که قضیه الماس جدی است یا فانتزی؟ و الماس باید چند قیراط با چه شفافیت و وضوح و تراش و شکل و رنگ باشد اما داماد در کمال ناباوری پرسید: قیراط چیست؟
بعد از دقایقی داماد این مهریه را حذف کرد و با توجه به مخالفت پدر و داماد قرار شد تعداد سکه‌ها نیز بلند اعلام نشود ولی از آن‌جایی که پدر عروس کم شنوا بود به ناچار تعداد سکه‌ها اعلام شد و این‌گونه این موضوع لو رفت. خیلی زود دعوا و همهمه همه جا را فرا گرفت و چند ساعت بعد خانواده داماد راضی شدند تا به سالن عقد بیایند اما بعد از عقد باز هم این ماجرا سردرازی داشت. پدر داماد به برادر عروس گفت: تا فردا تعداد سکه‌ها را به زیر 100 می‌رسانید وگرنه پسرم را با گلوله می‌کشم و شما که به تشییع جنازه‌اش آمدید متوجه حقیقت حرف‌هایم می‌شوید...

طلاق یک هفته‌ای نوعروس
بار اول دختر و پسر برای گرفتن برگه آزمایش راهی دفترخانه شدند اما دو روز بعد برای تکمیل پرونده نیامدند و در پاسخ گفتند این ازدواج سر نمی‌گیرد.
چند روز بعد بار دیگر آن‌ها راهی دفترخانه شدند تا پرونده را تکمیل کنند اما فردای آن روز پدر عروس آمد و شناسنامه دخترش را برد و گفت پشیمان است. چند روز دیگر نیز عروس و داماد راهی دفترخانه شدند تا وعده عقد بگذارند اما هنوز مدتی نگذشته بود که برنامه عقد را کنسل کردند تا این‌که سرانجام در یکی از روزها همه در دفتر حاضر شدند و مراسم عقد به خیر و خوشی انجام شد اما این هم پایان ماجرا نبود تا این‌که هفته بعد از عقد، تازه عروس با بی‌قراری راهی دفترخانه شد تا دادخواست طلاق بدهد!

حلقه دردسرساز
خطبه عقد زوج جوان جاری شده بود اما آن‌ها همچنان در اتاق عقد مانده بودند و گروه دیگری منتظر بودند تا نوبتشان شود اما ... عاقد که از این انتظار متعجب شده بود وارد سالن شد و منظره عجیبی دید. جایگاهی که به ارتفاع 30 سانت با تکه‌های به هم پیوسته برای استقرار عروس و داماد فراهم شده بود به طرز عجیبی از سوی عده‌ای از خانواده‌های عروس و داماد تکه تکه و جدا شده بود.
آن‌ها در نگاه‌های حیرت‌زده عاقد گفتند حلقه عروس از دست داماد افتاده و گم شده است. عروس گریه‌کنان به همسرش می‌گفت باید حلقه را پیدا کند تا این‌که پس از 10 دقیقه صدای صلوات به گوش رسید و عروس و داماد با چهره‌ای خندان و دست در دست هم از سالن خارج شدند و یک اتاق به هم ریخته پیش روی مرد عاقد ماند.
 

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • واکنش‌ جمهوری اسلامی به قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی
  • روسیه برای تخلیه نیروگاه بوشهر اعلام آمادگی کرد
  • اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد
  • بشیر بی‌آزار، کارشناس صدا و سیما: کسانی که ایران اینترنشنال را می‌بینند تبدیل به «زامبی» می‌شوند
  • یادی از گلهای پرپر شده ایران؛ سحر فرد، نایب قهرمان تکواندو زنان ایران که با گلوله جنگی کشته شد
  • طرحی موسوم به «تاج خار»؛ سناریوی ترور علی خامنه‌ای همانند اسماعیل هنیه
  • «صلح از طریق قدرت»(Peace through strength)؛ پیام معنادار پنتاگون همزمان با آرایش جنگی در منطقه
  • میرحسین موسوی: مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمی‌خواهند و دروغ‌های‌تان را باور نمی‌کنند
  • الکس وطن‌خواه: جمهوری اسلامی می‌داند برای بقا باید سازش کند، خم شود و انعطاف نشان دهد
  • سکوت پرمعنای «گرتا تونبرگ»ی که همیشه چفیه و پرچم فلسطین همراه دارد در مورد کشتار معترضان ایرانی
  • +374رضا پهلوی خواستار اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و به‌ویژه سپاه پاسداران شد
  • +281شاهزاده رضا پهلوی به ایرانیان خارج از کشور: زیر پرچم شیروخورشید متحد بمانید
  • +259کارزار کاربران ایرانی برای اخراج عیسی هاشمی، پسر معصومه ابتکار و لیلا خاتمی دختر محمد خاتمی از آمریکا
  • +217اکبر عبدی: امیدوارم که پزشکیان بدون عذاب از این دنیا نرود
  • +202مدیر دیدبان سازمان ملل خطاب به بی‌بی‌سی: تاریخ ثبت خواهد کرد که شما از کشتار جمعی ایران چیزی ننوشتید
  • +183شاهزاده رضا پهلوی: آماده‌ام حتی پیش از سقوط رژیم به ایران برگردم و در نبرد نهایی حاضر باشم
  • +176شاهزاده رضا پهلوی: نوع حکومت بعدی ایران را نتیجه انتخابات تعیین می‌کند
  • +173ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند
  • +155انجمن اسلامی دانشگاه شریف خطاب به حکومت: روی منفورترین سرکوبگران و مستبدان را سفید کردید
  • +153کیمیا علیزاده: جمهوری اسلامی در حال اعدام گروهی معترضان است و به عنوان کشته‌های روزهای قبل، ثبت می‌کنند