دعا می کنم خرت سنگ بشود

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.


زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».


آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

رأی دهید
mr.black - جاکارتا - اندونزی
طرف زاهد نبوده. یه زاهد واقعی هرگز چنین حرفی نمیزنه. ولی زاهد نماهای زیادی هستند که باعث بد نام شدن زاهدان واقعی میشوند. هرچند شاید این یک داستان باشه دلی واقعیت همینه.
جمعه 27 دي 1392 - 06:49
elief - ایذه - ایران
قرن هاست زاهدان باماچنین کرده اندوازترس ،خرمان سنگ نشود.خودمان هم خرشدیم وهم سنگ
جمعه 27 دي 1392 - 08:05
pars_iran - دوسلدرف - آلمان
روزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت: اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد تشنگی بر تو غلبه کند و می خواهی به هلاکت برسی چه می دهی تا تو را جرئه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟ گفت: صد دینار طلا. بهلول گفت اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟ گفت:.. نصف پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی، اگر به مرض حیس الیوم مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی، باز چه می دهی تا کسی آن مریضی را از بین ببرد؟ . هارون گفت: نصف دیگر پادشاهی خود را می دهم. بهلول گفت: پس مغرور به این پادشاهی نباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکوئی کنی؟!.
جمعه 27 دي 1392 - 09:33
persiangulf2535 - لند‌ن - انگلیس
طرف ملا بوده نه زاهد٬ لطفأ داستان رو تحریف نکنید.
جمعه 27 دي 1392 - 13:40
shirzan e irani - استکهلم - سوئد
زاهد کجا کیسه گندم داشته به قرص نانیِ بوده و نبوده اکتفا می‌کرده چه رسد به خارجِ نوبت آنهم با تهدید و زور ، احتمالا از اجدادِ آخوندها بوده.
جمعه 27 دي 1392 - 14:55
pars_iran - دوسلدرف - آلمان
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای درآورد …
شنبه 28 دي 1392 - 17:46
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • +317نور پهلوی در مراسم نوروزی نوفدی: بهار آزادی ایران نزدیک است
  • +237سردار نائینی، سخنگوی سپاه و اسماعیل احمدی، معاون رییس سازمان بسیج، کشته شدند
  • +226پیام نوروزی یاسمین پهلوی: نوروز را به نام جاویدنامان میهن گرامی می‌داریم
  • +199اسرائیل اعلام کرد: اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات ایران، کشته شد
  • +160پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی: در سال پیش رو، رژیم ضحاکی را برای همیشه در خاک خواهیم کرد
  • +159نتانیاهو از تلاش شاهزاده رضا پهلوی برای تشکیل دولت انتقالی حمایت کرد: نیرویی مثبت برای آینده ایران است
  • +149شاهزاده رضا پهلوی:ایران، جمهوری اسلامی نیست، به زیرساخت‌ها حمله نکنید رژیم ایران را هدف بگیرید
  • +124شاهزاده رضا پهلوی: در آخرین پنجشنبه سال، بر مزار همه قهرمانان راه آزادی ایران حاضر شوید
  • +120دختر علی لاریجانی در دو پرده؛ در آمریکا و در ایران بعد از کشته شدن پدرش
  • +115مسخره کردن پیام تبریک عید فطر پزشکیان به کشورهای همسایه توسط یک عضو برجسته خاندان سعودی