بهشت برین واقعیت دارد

تصویری از باب «بهشت» مجموعه «کمدی الهی» دانته

رادیو فردا : مجله آمریکایی «نیوزویک» در شماره جدید خود مطلبی را به پزشک متخصص مغز و اعصاب اختصاص داده است که به گفته خودش، هفت روز «زندگی‌ای با هوش غیرانسان» را تجربه کرده است، تجربه ای که وی آن را حسی شیرین و «آن جهانی» می داند. وی از دنیایی سخن می گوید که اتحاد اساس آن است و آن قدر زیباست که «پنج ثانیه اش ارزش عمری انتظار را دارد.»
 


دکتر «ایبِن الکساندر» که تجربه خود از مرگ و نیستی را در مطلب ویژه مجله «نیوزویک» به رشته تحریر در آورده، می‌نویسد:

 
به عنوان یک جراح مغز هیچگاه به پدیده تجربه‌های جهان پس از مرگ و چنین مقولاتی باور نداشتم. پدرم هم مانند خود من جراح مغز و اعصاب بود و من نیز به تبعیت از او راه خود را در دنیای علم پی گرفتم و جراح مغز شدم و در دانشگاه های زیادی از جمله «دانشگاه هاروارد» به تدریس این شاخه از علم پزشکی پرداختم. بنابراین، ‌کاملاً می دانم در مغز آدم‌هایی که ادعا می کنند آن جهان را تجربه کرده‌اند چه می‌گذرد.
 
مغز آدمی از مکانیسم اعجاب آور و در عین حال فوق العاده ظریفی برخوردار است، کافیست اندکی از اکسیژن دریافتی مغز بکاهید تا واکنش نشان دهد. با چنین اوصافی، برایم جای تعجب چندانی نداشت که آدم‌هایی را ببینم که بعد از گذران دوره درمانی پس از آسیب‌های جدی و بازیابی هوشیاری خود، از تجربه‌های شگفتشان افسانه‌سرایی‌ها کنند. اما هرچه می‌گفتند هرگز بدان معنا نبود که چنین بیمارانی در دنیای واقعی به جایی سفر کرده باشند. مورد من نیز از دو جهت با تجربه همه این بیماران متفاوت بود؛ اول اینکه بخش کورتکس مغز من به طور کامل از کار افتاده بود و دوم اینکه در تمام مدت اغما نشانه‌های حیاتی من تحت نظارت دقیق پزشکان قرار داشت و پیوسته ثبت می‌شد.
 
این را هم بگویم که پیش از این‌ها، تعریفی که از خودم داشتم یک مسیحی معتقد بود که چندان هم عامل به فرائض دینی نیست. با این وجود از کسانی که علاقه‌مند بودند عیسی مسیح را موجودی فراتر از یک آدم خوب معمولی به حساب آورند هم کینه‌ای به دل نداشتم. حرف آنهایی را می‌فهمیدم که دوست داشتند باور کنند که بالاخره یک جایی در این دنیا خدایی هم هست و در دلم بهشان غبطه می‌خوردم که این ایمان بدون شبهه چه آرامشی را برایشان به ارمغان آورده. با این همه، به عنوان یک دانشمند می‌دانستم که خودم نباید چنین باورهایی داشته باشم.
 
اوضاع بدین منوال بود تا اینکه سال ۲۰۰۸ رسید و در حالی که بخش «نئوکورتکس» مغزم از کار افتاده بود، هفت روزی را در حالت اغما به سر بردم. در غیبت یک نئوکورتکس فعال، چیزی را تجربه کردم که موجب شد باور کنم که برای وجود هوشیاری پس از مرگ هم دلیل علمی وجود دارد. همینجا بگویم چون می‌دانم شکاکیون چه نظری راجع به چنین حرف‌هایی دارند، داستانم را با منطق و زبان علمی «یک دانشمند» بازگو خواهم کرد، یعنی همان چیزی که هستم.
 
اوایل صبح خیلی زود، حدود چهار سال پیش با یک سردرد شدید از خواب بیدار شدم. تنها به فاصله چند ساعت، کورتکس مغزم کاملا از کار افتاد. کورتکس بخشی است که کنترل اندیشه ها و احساسات ما را برعهده دارد و باعث تمایز ما از دیگر جانداران است.  پزشکان بیمارستان عمومی «لینچبرگ» در ایالت ویرجینیا، که دست برقضا خودم هم آنجا به عنوان جراح مغز و اعصاب کار می‌کردم، به این نتیجه رسیدند که دچار نوعی مننژیت نادر شده‌ام که بیشتر در نوزادان دیده می‌شود. باکتری «ای کولی» افتاده بود به جان مایع مغزی نخاعم و ذره ذره مغزم را می‌خورد.
 
آن روز صبح، وقتی به اتاق اورژانس رفتم، اوضاعم آنقدر بد بود که امید چندانی به بهبود و ادامه زندگیم در قالب چیزی فراتر از یک گیاه وجود نداشت. مدتی زیادی نگذشت که همان روزنه امید هم از دست رفت. هفت روز در اغمای کامل بودم، بدنم به هیچ محرکی پاسخ نمی داد و فعالیت‌های عالی مغزم کلاً مختل شده بود.
 
در چنین شرایطی هیچ توجیه علمی‌ای برای این حقیقت وجود ندارد که در حالی که بدنم در اغما کامل به سر می‌برد، ذهنم، هوشیاریم، خود خویشتنم، حی و حاضر بود. نورون‌های کورتکس مغزم به واسطه حمله باکتریایی فلج شده بودند، اما نوعی هوشیاری و معرفت ورای ظرفیت‌های مغزی مرا به بُعد دیگری از این کائنات برد، بُعدی که حتی خوابش را هم هرگز ندیده بودم و هیچگاه در زمره باورمندانش نیز قرار نداشتم.
 
باری، ماه‌ها سپری شد تا بتوانم برای خودم هضم کنم که چه بر من گذشت. سوای غیرممکن بودن وجود هرگونه هوشیاری در شرایطی که داشتم، چیزهایی که آن موقع تجربه کرده بودم برای خودم هم به هیچ وجه توجیه پذیر نبود: اول، یک جایی در میان ابرها بودم. ابرهایی بزرگ و پُف کرده به رنگ صورتی و سفید که در مقابل آسمان «آبی تیره» تضاد مشهودی ساخته بود.
 
بالاتر از ابرها -بی نهایت بالاتر- دسته دسته موجوداتی شفاف و نورانی در آسمان این طرف و آن طرف می‌رفتند و خطوط ممتدی را دنبال خود در فضا بر جا می‌گذاشتند. پرنده بودند یا فرشته؟ نمی‌دانم. بعدها که برای توصیف این موجودات دنبال واژه مناسب می‌گشتم این دو کلمه به ذهنم رسید، اما هیچ یک از این دو حق مطلب را درباره این موجودات اثیری ادا نمی‌کند که اساساً از هر آنچه در این کره خاکی می‌شناسم تفاوت داشتند، چیزهایی بودند پیشرفته‌تر و متعالی‌تر.
 
در دنیایی که بودم، دیدن و شنیدن دو مقوله جدا از هم نبود. انگار که نمی‌شد چیزی را ببینی یا بشنوی و به بخشی از آن بدل نشوی. هرچه که بود متفاوت بود و در عین حال بخشی از چیزهای دیگر، مثل طرح های درهم تنیده فرش های ایرانی...یا نقوش بال یک پروانه.
 
اما از این همه شگفت‌آورتر، وجود «فردی« بود که مرا همراهی می کرد؛ یک زن.
 
جوان بود و جزئیات ظاهری او را به طور دقیق به یاد دارم. گونه‌هایی برجسته و چشمانی به رنگ آبی لاجوردی داشت و دو رشته گیسوان طلایی- قهوه‌ایش در دو طرف صورت، چهره زیبایش را قاب گرفته بود. بار اول که او را دیدم روی یک سطح ظریف و نقش دار حرکت می‌کردیم که بعد از لحظه ای فهمیدم بال یک پروانه بود. میلیون‌ها پروانه دورمان را گرفته بودند و در رقص هماهنگ امواجی که ساخته بودند به جنگلزارهای پایین سرازیر می‌شدند و مجدد به بالا و دور ما اوج می‌گرفتند. انگار که رودی از زندگی و رنگ در هوا جریان داشت. لباس زن ساده بود، مثل یک کشاورز. اما رنگ‌هایش همان ویژگی درخشان، تأثیرگذار و سرشار از زندگی‌ای را داشت که در دیگر چیزهای حاضر در آن مکان به چشم می‌خورد.
 
زن به من نگاهی انداخت، جوری که می گویم تنها پنج ثانیه از آن نگاه ارزش تمام زندگی تا آن لحظه را دارد و هر چه قبل از آن به سرتان آمده باشد، دیگر اهمیتی ندارد. نگاهش عاشقانه نبود. دوستانه هم نبود. نگاهی بود که ورای تمامی اینها بود و فرای همه مراحل عشقی که این پایین در زمین شناخته‌ایم. چیزی برتر بود که همه انواع دیگر عشق را درونش داشت ولیکن از همه آنها بزرگتر بود.
 
زن بدون اینکه واژه‌ای بر زبان آورد با من حرف زد. پیامش مثل نسیمی به درونم نفوذ کرد و همانجا در دم فهمیدم که همان است. فهمیدم دنیای دور و برمان نه رویا است و نه گذرا و بی‌اساس است، بلکه حقیقی است.
 
پیامی که از زن گرفتم سه بخش داشت، که اگر بنا باشد به زبان زمینی ترجمه‌اش کنم، چیزی شبیه به این خواهد شد:
 
«بسیار معشوقی و نازنین، تا همیشه.»
 
«هیچ ترسی نداری.»
 
«هیچ اشتباهی مرتکب نخواهی شد.»
 
فیزیک نوین می‌گوید که جهان پیرامون ما یکپارچه و غیرمنفک است. اگرچه به ظاهر در دنیایی از تفاوت ها زندگی می کنیم، برپایه قوانین فیزیک، زیر این ظاهر متفاوت هر شیء و هر رویدادی در هستی در پیوند کامل با اشیا و رویدادهای دیگر است و به بیان دیگر «فرق باطن» وجود ندارد.
 
تا پیش از تجربه‌ام، همه این نظرات برایم جنبه انتزاعی داشتند و درک‌ناپذیر، اما امروز حقیقت‌های زندگیم را تشکیل می‌دهند. به این باور رسیده‌ام که کائنات بر اساس وحدت ایجاد شده است. اکنون می‌دانم که عشق را هم باید به این معادله افزود. دنیایی که من در اغمای بدون مغز انسانیم تجربه کردم همانی بود که آلبرت انیشتین و عیسی مسیح، هر دو، از آن سخن گفته‌اند و صد البته که هر کدام با روش بسیار متفاوت خودشان.
 
من سال‌های سال به عنوان جراح مغز و اعصاب در معتبرترین مؤسسات جهانی خدمت کرده‌ام. می‌دانم که بسیاری از همکارانم بر این باور پافشاری می‌کنند که مغز، و به ویژه کورتکس، این عضو کلیدی، سر منشأ هوشیاری خاص نوع آدمی است. خود من هم همین طور فکر می‌کردم. اما این باور، این نظریه امروز در برابر من رنگ باخته و آنچه بر من گذشت در پهنه باورهایم جایی برای آن باقی نگذاشت. از همین رو قصد دارم باقیمانده عمرم را به بررسی ذات راستین هوشیاری بپردازم و به همکارانم در عرصه علم و نیز به جهانیان نشان بدهم که ما پدیده‌هایی بسیار بسیار فراتر از مغزهای فیزیکی خود هستیم.
 
در دنیای امروز بسیاری بر این عقیده‌اند که واقعیت معنوی دین در دنیای مدرن قدرت خود را از دست داده و علم، در برابر ایمان، راه رسیدن بشر به واقعیت وجود است. پیش از این تجربه، من نیز تا حد زیادی در صف طرفداران این مکتب بودم، اما امروز متوجه شده‌ام که این دیدگاه به شدت ساده‌انگارانه است. تصویر مادی‌گرا از کالبد و مغز به عنوان مولدان هوشیاری، و نه ظرف آن، محکوم به شکست است. در مقابل، تلقی نوینی از کالبد و ذهن ظهور خواهد کرد که هم اکنون هم نشانه‌هایش را می‌توان مشاهده کرد. این دیدگاه نو به همان میزان مبتنی بر دین است که بر دانش استوار و غایتش را چیزی قرار خواهد داد که بزرگترین دانشمندان بیش و پیش از هر چیزی در طول تاریخ بشری همواره در جستجوی آن بوده اند؛ چیزی به نام حقیقت.  

رأی دهید
daniall - نانت - فرانسه
حقیقت مطلق وجود خارجی‌ نداره جناب دکتر به هر حقیقتی می‌شه از جهت مختلف نگاه کرد و هیچ مطلقی‌ که حقیقت رو تعریف کنه تا حالا پیدا نشده و همه چیز در رابطه با چیزهای دیگه نسبیه در ضمن برای هر سوالی‌ می‌شه یک جواب حقیقی‌ و بی‌ نهایت جواب غیر حقیقی‌ پیدا کرد که همون جواب درست هم مطلق نیست مگر در قرآن یا تورات و جملهٔ معروف عیسی مسیح که فقط به واسطهٔ من می‌توان به حقیقت مطلق رسید و ‌به دیدار خدای پدر رفت !!!و همینطور کاسبهای مذهبی دیگه .به خاطره همین خانم زیبا و ابرهای صورتی‌ و سفید و پروانه های رنگارنگ صدها میلیون نفر در طول تاریخ کشته شدن در حالی‌ که همین مطلق بودن حقیقت (وجود بهشت و جهنم )و قدرتی‌ که دین و مذهب به این برداشت اشتباه داده باعث گرفتن جون انسانها می‌شه. حد عقل تو که به قول خودت دانشمندی هزیون نگو ولی‌ اگه میبینی‌ مغزت دیگه نمی‌کشه سرتو بذار روی بالشتو راحت بگیر بمیر.
‌پنجشنبه 27 مهر 1391 - 23:42
jirjir - لاس وگاس - امریکا
بیا یکی دیگه به خل وچل های عالم اضافه شد نشعه بودی بابا حالیت نیست
‌پنجشنبه 27 مهر 1391 - 23:45
Warrior in london - لندن - انکلیس
این مرد راست میًکه من هم تجربشو داشتم. ولی نه به این مفصلی. راستش جهنمی که میکًن همین دنیاست بهشتم اون دنیاست.
جمعه 28 مهر 1391 - 01:35
mlowes - واشنگتن - آمریکا
آدم باید عقب مونده باشه که دریافت‌های مغزی فردی رو که در کما بوده و احتمال بسیار بسیار زیاد توهم داشته (ICU Delusion) رو بر عقل و خرد پویای خودش ترجیح بده.
جمعه 28 مهر 1391 - 01:23
ehsan1987 - تهران - ایران
راسشو بگو دکتر جون از پاپ چند گرفتی!؟
جمعه 28 مهر 1391 - 01:56
ammojavad - دوبلین - ایرلند
احمق
جمعه 28 مهر 1391 - 02:12
فضول میرزا - استكهلم - سوئد
کمبود اکسیژن در سلولهای مغزی عامل اصلی اینگونه دیدنهاست. تمام انسانهائی که در آخرین لحظات زندگی هستند اگر قادر به سخن گفتن باشند از دنیای رنگین و شفاف و بسیار پرنوری صحبت میکنند که اطرافشان را احاطه کرده و میگویند که در آنجا احساس آرامش زائدالوصفی می کنند!
جمعه 28 مهر 1391 - 00:12
Alexberd - بوداپست - مجارستان
من حرفاشو باور میکنم. چون واقعا دوست دارم کار بشر با مرگ تمام نشه!!!
جمعه 28 مهر 1391 - 02:39
zebelkhan - لوس آنجلس - آمریکا
بله یک دکتر احمق مسیحی که خود متخصص مغز و اعصاب است و خودش جواب خودش را داده که اندکی کاهش در اکسیژن خون چه توهماتی را در مغز ایجاد میکند با این حال به این مهملات اعتقاد یافته. اصولا کسی که از مرگ به زندگی برمیگردد از لحاظ پزشکی بطور کامل نمرده است. این که یک نفر بطور کامل بمیرد و بعد زنده شود به لحاظ پزشکی ممکن نیست. مرگ ناقص بر اثر سکته یا شوک و یا کما و بازگشت به حیات بسیار دیده شده و تمامی افرادی که به این نحو برگشته اند داستانهایی مشابه تعریف میکنند که عبور از تونل نور, سرگردانی در فضای تاریک و بی وزن, بعد به یاد آوردن خاطرات و دیدن عزیزان و غیره همگی از عوارض مرگ ناقص و تغییر مواد در خون است که مغز را به شبیه سازی Self Projection وا میدارد. اینها همه با آزمایش ثابت شده و حرف بنده نیست. با شوک الکتریکی و تغییر در مواد شیمیایی و کاهش و افزایش اکسیژن و گازهای خون چنین حالاتی را میتوان بطور مصنوعی نیز ایجاد کرد و در آزمایشات بخوبی نشان داده شده.
جمعه 28 مهر 1391 - 04:07
توفیق - سیاتل - آمریکا
فرداست که ایشون هم مثل اون بانی‌ فرقه تام کروز بیاد بگه من از طرف خدا آمدم و این هم حساب بانکیم هست، پول بریزین. یکی‌ نیست بگه بابا تو که اونقدر از اونجا خوشت آمد اولا چرا برگشتی‌ (شاید هم با معذرت خواهی‌ که ببخشید اشتباه شد، شما نمیبایست میامدین بهشت بیرونش کردن)، یا چرا خودت رو نمیکشی که زودتر بری، هم به تو خوش بگذره هم ما از شرت راحت شیم.
جمعه 28 مهر 1391 - 04:25
potatis - مالمو - سوئد
mlowes - واشنگتن - آمریکا-درود بر شما ، کامنت زیبایی نوشتید.
جمعه 28 مهر 1391 - 04:43
htafas - مادرید - اسپانیا
هر کاری می‌کنم باور کنم نمیشه که نمیشه، آدم که بمیره همه چیز تمامه درست مثل وقتیکه متولد نشده، وجود نداره...
جمعه 28 مهر 1391 - 04:55
Hamid411 - لس آنجلس - آمریکا
جنسش خوب بوده!!! روی زمین فضا نوردی کرده بعد هم تازه سر درد نگرفته!!. مدل آخوند های خودمون اینجا هم هستن، یه برنامه است به اسم 700 club که فقط باید ببینی و بخندی که چه جفنگیاتی رو به اسم حقایق روحانی میخوان قالب کنن!!
جمعه 28 مهر 1391 - 05:50
kobalt - تهران - ایران
آخه مگه بهشت رفتن کشکه هرکی مخش قاطی کرد یا چیزی خورد تو ملاجش بره بهشت وبرگرده اصلا این بهشت چه ربطی به مخ داره یعنی حتما باید مخت تعطیل بشه بعد بری بهشت مثل این برودرای مخ لس ما تازه دکتر شما مگه شیعه ای که بی سوال و جواب وبی گذشتن از پل یه کله بری بهشت یه دروغ دیگه تم اینه که هرکی بره بهشت بلا فاصله یعنی زرتی زبونش عربی میشه حالا تو زبون اون خانم تور لیدر رو چطور ترجمه کردی.دکتر جون بهتره به یه متخصص هاله درمانی مراجعه کنی ما قبلا ازین مریضا داشتیم حالا داریم هاله شو برمیداریم.
جمعه 28 مهر 1391 - 06:04
همسایه دکتر شریعتی - ایران - ایران
از این دکترهای تخیلی با داستانهای تخیلی زیاده که میخوان به ضرب این جفنگیات، یه مشت خرافات دینی تاریخ گذشته رو به مردم غالب کنن. فقط اشکالش اینه که مذهبی ها هم با اینها موافق نیستن چون کاسبی خودشون تعطیل می شه!
جمعه 28 مهر 1391 - 07:40
ina264 - تهران - ایران
هر که هر چی‌ می‌خواد بگه،ولی‌ من از خوابی‌ که دیدم،به زندگی‌ پس از مرگ ایمان دارم. بد از فوت پدرم، به خوابم اومد، گفت جای من خیلی‌ خوبه، شما به فکر زندگی‌ خودتون باشین. اگر دانشمندان بد از تحقیق‌های زیاد به وجود روح ایمان آوردن،پس اون روح بد از مرگ کجا میره؟
جمعه 28 مهر 1391 - 07:50
a.ahooraei - دوسلدورف - آلمان
راست میگن، جهنم توی همین سایت هست که بعضی اوقات مجبور میشی با یکعده کم عقل و عقب افتاده ذهنی و شخصیتی بحث کنی و یا اراجیفشون را بخونی. بهشت هم زیر پای همین کم عقل هاست که.....
جمعه 28 مهر 1391 - 08:14
Nowruz-57 - تهران - ایران
اگر خودش را منفجر کرده بود بجای یک نازنین ۷۲ تا بهش تحویل می‌دادند.
جمعه 28 مهر 1391 - 09:30
paksan - آمریکا - آمریکا
خلق شدن خودمون و این همه موجودات پیچیده رو باور داریم پس وجود خدا را باور داریم شما یه نگاه عمیق به مراحل تولد یه بچه بندازین! مکانیزیم بدن مادر؟واقعاً شگفت انگیزه؟پس از میلیاردها سال علم بشر همینه که الان می بینیم پس نمی شه از اتفاق و تئوری تکامل سخن گفت چون علمی که ما امروز داریم در نتیجه تحقیق روی علوم فوق العاده دنیای اطراف ماست پس می شه نتیجه گرفت علمی که ما داریم توسعه اش می دیم بخشی از دانش خالقمونه و نه اینکه ما نتونیم به علمش دست پیدا کنیم نه بلکه خداوند این قدرت را به ماداده ولی مجموعه علوم انقدر به هم نزدیک و وحدت دارند که انسان باید بتواند در آن واحد در تمام آنها به یک نسبت رشد کند تا بتواند در یک بازه زمانی به حقیقت دست پیدا کنه که درباره یک انسان امکان پذیر نیست.این آقا می تونه یه دکتر باشه ولی یک فیزیکدان یه شیمیست و.. نیست و علم ما انسانها اکثراً یک بعدی است و بسیاری از کشفیات یک بعدی دانشمندان بزرگ مثل انیشتن تا زمانی که بخواد فهمیده بشه و سایر بعدهای علمی بشر به اندازه اون توسط یک دانشمند دیگه رشد داده بشه صدها سال معطل می مونه.
جمعه 28 مهر 1391 - 09:50
paksan - آمریکا - آمریکا
پس چیزی رو که نمی دونید و دانشی درباره اش ندارید رد نکنید و البته شرط عقل و سفارش پیامبران الهی هم اینه که قبولش هم نکنید!یه چیزهایی قابل درکه و با کمی فکر می شه فهمید.مثلا نوشیدن زیاد الکل و.بهشت و جهنم مسئله قابل فهم ما نیست چون ما می خوایم با مشخصات دنیایی یه چیز فرا دنیوی رو درک کنیم؟نمی شه ولی واسه درکش بهتره فکر کنیم که خداوند برای بهشتی شدن ما چی خواسته ؟جنرالی خدا می گه آدم باشید تا بهشتی شوید!آدم بودن یعنی چی:حق کسی رو نخور .دروغ نگو.احترام به خانواده و دوستان و ...هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند.اگر بخواید ساده کنید مطلب رو می بینید که حتی اگر بهشتی هم در کار نباشه همین که آدم باشی خودش نیازی به علم آنچنانی نداره پس دلیلی نداره که در مقابل چیزی که نمی شناسیمش و درست و غلطش برامون روشن نیست موضع بگیریم و خودمون رو جزو این گروه یا اون گروه کنیم بی دین باشی یا با دین یا هر چیزی آدم باش.چون آدم بودن لوازمی داره که درکش برای همه انسانها از هر نژاد و قوم و دینی یکی است پس بقیه زائده هاش ساخته دست بشر قدرت طلب و جاه طلبه مثل داشتن ریش یا امامه یا تسبیح داشتن
جمعه 28 مهر 1391 - 10:08
اینترنت ندیده - کرمان - ایران
هرکس هرجور فکر کند درست است. تو همانی میشوی که میفکری حتی بعد از مرگ. البته من دوست دارم حرفشو باور کنم ولی اونجا که صحبت از قالی های ایرانی کرد، فهمیدم یک ارتباطی بین این آقا و آخوندها وجود داره ، ببینید دوستان دین اسلام با ما چه کرده که من شخصا تمایلی به شنیدن نام کشورم همراه با اسلام حتی به عنوان پیشرفت هم ندارم. اگر خدایی هست که با تمام وجود از او میخواهم شر مذاهب را از سر دنیا کم کند.
جمعه 28 مهر 1391 - 10:48
baran828 - تهران - ایران
Warrior in london - لندن - انکلیس:منم تجربه کردم .آأم وقتی برمیگرده این دنیارو خیلی حقیر میبینه درست مثل کسی که از بالای کوه به شهر و درد و غم وغصه هاش نگاه میکنه.بعد از این حالت آدم از خیلی چیزای پوچ کنده میشه .
جمعه 28 مهر 1391 - 10:37
kitaro - تهران - ایران
daniall - نانت - فرانسه. انداختن تقصیر همه مصائب انسان به گردن دین و مذهب عادلانه نیست دوست عزیز!!!. مگه بزرگترین جنایتها تو کشورای کمونیست نمیشه و نشده؟. مگه بزرگترین کشتارها توسط حکومتهای کمونیستی و بی خدا انجام نمیشه؟. اگه از من که تو این مملکت با همه بدبختیا دارم زندگی میکنم بپرسی!. بازم بین آخوندا و حکومت کره شمالی،آخوندا رو ترجیح میدم!. مذهب آدم کشته؟قبول دارم.همه قبول داریم اما!!. این حکومت مذهبیه که آدم کشته نه مذهب!. یه نگاهی به امار خودکشی در جهان بینداز و ببین که بیشترین امار خودکشی مربوط به کشورهای کمونیستی و کشورای بیمذهبه!. دین و مذهب و ایمان شخصی برای انسان که همیشه در خطر ناملایمتیها و افسردگیها قرار داره خیلی هم مفید و ارامبخشه. در ضمن تو که اینقدر راحت به این دانشمند میگی برو بمیر مطمئنا اگه قدرتی داشته باشی هر کسی رو که مثل خودت فکر نکنه رو میکشی!. مذهب و لامذهب بد نیست دوست عزیز!. تفکرات آدمهایی مثل تو خطرناکه که مرگ رو واسه غیرهمفکر تجویز میکنه!!.
جمعه 28 مهر 1391 - 11:32
مهم - بروكسل - بلزيك
دوستان بهشت انحصاری است فقط در انحصار پیامبران دینی و امامان شیعه است حالا اگه کسی‌ می‌خواد بره بهشت باید دم اینهارو ببینک بتونه وارد بشه
جمعه 28 مهر 1391 - 12:12
پیام آقا - خارلمن - سویان
کاش این دکتر بیشتر از هفت روز تو کما بود تا از حوری های هفتاد متری سکسی هم برامون می گفت. حالا حوض کوثر و شراب و جویهائی روان از شیر شتر غنی شده با اکسیر جوانی ابدی و ویاگرای بهشتی هم پیشکش. راستی نمی دونم چرا تا حالا از این تجربیات این مدلی زنها چیزی ندیده و نشنیده و نخوانده ایم. دوست دارم ببینم اون بقول دوستمون تورلیدر همراه هر زن چه مدلیه. قیافه حاج آقوها بعد از توصیف بهشت توسط همسرانشان دیدنیه!
جمعه 28 مهر 1391 - 12:26
بهروزرضازاده - سیدنی - استرالیا
خدواند خودش وعده داده که بعضی ها دلهاشون مهر نفهمی خورده .. یعنی این استدلال ها و تجربیات که هیچ اگه با چشم خودشون هم ببینند باز لجاجت کنن.. پس مقاومت کردن بعضی از شماها در برابر فهمیدن همچین جای تعجبی هم نداره جالبه حالا اگه این آدم میومد با خط فکری شما حرف میزد .... اوه اوه
جمعه 28 مهر 1391 - 13:56
siavash33 - کردستان - ایران
من نمیدونم چرا هرکس عقیدش باشما مخالف بعضیها باشه میشه احمق .براتون متاسفم دیر یا زود همه مرگ را میچشیم انجا دیگر بازگشتی نداره. مابااین اعتقاد میمیریم که حساب کتابی هست وشما میگید نیست اگر باشد وای برحالتان پس تعقل کن
جمعه 28 مهر 1391 - 15:09
danial nabi - استكهلم - سوئد
الله و اکبر....
جمعه 28 مهر 1391 - 15:25
daniall - نانت - فرانسه
دوست عزیز متاسفم که میبینم هنوز کسی‌ که به قول شما تو اون مملکت با بدبختی زندگی‌ می‌کنه هنوز نظرش در مورد دین یا مذهب اینه.مذهب ادم نکشته؟آدمهای مذهبی‌ چطور ؟کی‌ به اونها این قدرت داده؟مطمئنم اگر مثلا من رو به جرم توهین به پیامبر یا مسخرهٔ قرآن یا توهین به ولی‌ فقیه (که زنجیر وار با استدلال میرسه به امام زمان و محمد و خدا )اعدام کنن شما از اون آدمهای هستید که حق رو به اونها میدید که کشتن.من از مرگ هیچکس خوشگل نمیشام چون سودی برای من نداره حتا دشمنام و اینجا منظورم این بود که ساکت باش و حرف نزن.در ضمن خود من به اعتقاد و ایمان قلبی به هر کس یا هر چیزی احترام میذارم و جسارت نمیکنم ولی‌ به نظرم وقتی‌ که اعتقادی باعث این همه ظلم و بی‌ عدالتی می‌شه دیگه قابل احترام نیست مگر در حد همون باور قلبی بمونه.کمونیستها دین و خدا ندارن ادم میکشن اسلام هم معنوییت و ازادگی و سعادت رو اورده و اون هم ادم میکشه خیلی بیشتر پس از نظر من کمونیستها در مقابل اسلامیستها و غیره . به مراتب شرافتمند تر هستن .در ضمن من خودم اعتقاد و باور قلبی دارم ولی دوست ندارم که با دین و مذهب الودش کنم.
جمعه 28 مهر 1391 - 15:58
Royan - کالیفرنیا - آمریکا
فضول میرزا - استکهلم - سوئد/ حرف شما درست است یکبار به دلیل ضعف و فکرکنم فشار خون پائین بیهوش شدم و دیدیم که روی چمنزار خوابیدم یه آسمان آبی خوش رنگ با ابرهای پنبه ای سفید بالای سرم یه هوای مطبوع پرنده ها مشغول آواز یه دفعه باران گرفت به خودم گفتم هوای به این صافی و آفتاب به این خوبی باران چرا میاد وقتی به خودم آمدم همسرم داشت به صورتم آب اسپری میکرد. / اگر قرار باشه همه دینداران و بخصوص مسلمانها بروند بهشت من اصلا نمیخوام برم بهشت یعنی اصلا جای من آنجا نیست.
جمعه 28 مهر 1391 - 17:52
zebelkhan - لوس آنجلس - آمریکا
paksan - آمریکا - آمریکا - بهروزرضازاده - سیدنی - استرالیا. خدای خیالی شما غلط کرد که همچون مهملی را فرمود! ببینم این خدای شما مخبطان اسلامی نفرمود مغزهایی را که در جمجمه علیلتان نهاده ایم بکار گیرید و جهان خلقت را بکاوید و بشکافید تا به درجه خدایی برسید؟! این خدای خیالی شما نفرمود که هر مخبطی هر داستان و افسانه ای را از مغز معیوبش بیرون داد دنبالش راه نیافتید و آنرا باور نکنید بلکه با آزمایش و تعقل به حقابق پی ببرید؟! من که چنین آیاتی در تازینامه سراسر دروغ محمد مصروع ندیدم. پر واضح است که مهر نفهمی و لجاجت و عنان در برابر علم و دانش تنها بر دلهای مسلمین و مذهبیون دگم و فناتیک زده شده وگرنه دانشمندان و خردمندان مغزهایشان را در جهت شکافتن علوم و رازهای گیتی به کار میگیرند و هر مهملی را باور نمیکنند. دین باعث زوال عقل و رواج خرافات و روانپریشی میشود کما اینکه از گفته های شما دکانداران دینی چنین حقیقتی بخوبی آشکار میگردد. (( بقول ولتر: دین نوعی بیماری روانی است در سطح جهانی )). اگر بهشتی هم وجود داشت که احمقها را به آن راه نمیدادند که شماها مغزتان را تعطیل کرده اید تا به بهشت بروید!!!
جمعه 28 مهر 1391 - 17:45
mikeljan - سقز - ایران
پزشکی تجربه خودش را شرح داده و متوجه شده که حقیقت هنوز ناشناخته است اما چرا کاربران زیادی پرخاشگری می کنند و همه چیز را مسخره می کنند این نشاندهنده ضعف چنین کاربرانیست که هرچه که مخالف افکار خود بود را کنار بزنند اگر به جستجو و کاوش اعتقاد دارید همه نظرات را باید شنید و به تفکر فرورفت زمانی بیدینان و ماتریالیستها می گفتند هرچیزی که در چهارچوب حواس پنجگانه نگنجد وجود ندارد بعد خود پیشرفت علم ادعای آنها را رد کرد و امواج رادیویی و تلویزیونی نمونه ای از نادیده ها هستند که وجود دارند یا موش صداهایی را می شنود که انسان قادر به شنیدن آن نیست بجای حمله به دین و مذهب و .. اندیشه کنید و اگر قدمی برای پیشرفت بشریت برنمی دارید چرا خود را مضحکه خاص و عام می کنید
جمعه 28 مهر 1391 - 19:41
shinoeli - تهران - ایران
پیشنهاد میکنم درباره عرفان حلقه و استاد طاهری یه تحقیقی کنین و حرفهای استاد طاهری یا کتابهاشو بخونیین که تو یوتوب پیداش میکنین فقط همینو میگم.
جمعه 28 مهر 1391 - 20:01
mikeljan - سقز - ایران
zebelkhan از لوس آنجلس. چرا اینقدر برآشفته ای این طبیب آمریکایی فقط گفته یه تجربه تازه داشته دوست داشته برداشت قبل و بعد رویدادی را با دیگران درمیان بگذارد چرا اینقدر از چنین مطالبی برآشفته می شوی خوب مگر آزادی بیان نیست بگذار دیدگاه خود را بگوید چه ربطی به بهشت و جهنم و دین و مذهب دارد ای بیچاره در میان اعماق کیهان بیلیون ها کهکشان و ستاره و سیاره وجود دارد که حتی برپایه احتمالات ریاضی میلیونها زمین مشابه زمین خودمان با موجودات هوشمند می تواند وجود داشته باشد اگر جسم ما بنا بر ملاحظات ای دنیای خودمان قادر به سفر به دوردستها نیست حداقل در خواب می توانیم سفر کنیم و گوشه ای از ناشناخته ها را کشف کنیم حداقل به تصاویری که مریخ نورد اخیر از بشقاب پرنده بر سطح مریخ ارسال کرده نگاهی بیانداز چرا اینقدر غرور در نقطه ای کاملا نانو میکروسکوپی از جهان قرار گرفته ای و خود را تنها اندیشمند و بقیه را نادان فرض می کنی برو اندیشه کن .....کم گوی و گزیده گوی چون در ....تا ز اندک تو جهان شود پر ...ای اندک
جمعه 28 مهر 1391 - 19:56
koresh2500 - آبادان - ایران
هر کس خود را در اندیشه ای که ساخته هست نقش میدهد دنیا در نمای اول بر وقف و مراد هر کس میچرخد ولی نمیداند ایا این دنیاست که بر خویشتن تاثیر میگذارد یا خود انسان هست که بر دنیا تاثیر میگذارد ما در خویشتن گم شدایم ولی اگر به عقل خویشتن برگردیم میبینیم که این مایم که تآثیر گذاریم بر دنیای که برای ما مخاطبی هست که برای پیدا کردن حقیقت باید ان را به بازی کشاند تا برد حقیقت را پیدا کرد واین رامیدانیم که حقیقت در ناگفتنیهای هست تا خود را در بودن جستجو کرد.
جمعه 28 مهر 1391 - 23:11
kobalt - تهران - ایران
اساتید محترمی که به طرق مختلف از قبیل حلقه ودار حلقه وعرفان ومثنوی و اجنه وغیره به ذات اللهی وشعور کیهانی وصلند ودارای گواهینامه از اوستاد طاهری میباشند و مابین دوعالم رفت وآمد دارن خواهشاًبا استفاده از ارتباطات ویژه ترتیب یه تور یکی دو روزه رو به بهشت برای کفار بدن تا این ملاعین ایمان آورده وبا هندی کم های خود فیلم مستند تهیه وسایر بیخدایان ر ا ازین جهل مرکب برهانند.تا چنین کامنت های مسخره ای نگذارن هزینه اش هم مهم نیست مطابق تعرفه استاد تقدیم میشه نگید نه شما میتونید
جمعه 28 مهر 1391 - 23:28
Nader86 - اسن - آلمان
واقعیت با حقیقت فرق میکنه، واقعیت اینه که ما در این دنیا وجود داریم ولی حقیقت چیه؟؟؟؟
شنبه 29 مهر 1391 - 01:39
zebelkhan - لوس آنجلس - آمریکا
mikeljan - سقز - ایران. بقول خودت ای بیچاره چرا اینقدر مهمل میگی؟! چه کسی منکر وجود موجودات مختلف در سیارات دیگر است که تو زدی به صحرای کربلا؟! بنده خودم UFOlogist هستم. اصلا فهمیدی چه گفتم؟! روی سخن من با مذهبیون موهوم گراست که هر مهملی از مغز علیلشان بیرون میریزد میخواهند به زور به خدا و بهشت و دوزخ بچپانند. تو چرا بالا و پایین میپری؟! اینجا سایت تبلیغات دینی و ترویج شیعه گری و امام زمان بازی و این قبیل مهملات نیست. هر کس میخواهد تبلیغ دین بکند تشریفش را ببرد به سایت شیعه آن لاین و بقیه این جفنگ کده های سایبری! بعد هم دموکراسی مال آدمهای مذهبی نیست. دین اسلام توهین به شعور بشریت است و 1400 سال است هر صدای مخالفی را خفه کرده. پس دکانداران دین حق ترویج لاطایلات دینی را ندارند. جنابعالی هم لازم نیست در مورد نجوم و کهکشانها مطالب سطحی و ابتدایی بگی! بنده بیشتر از سن جنابعالی تجربه دارم و 47 ساله ام و فارغ التحصیل رشته هوا فضا از دانشگاه استنفورد. پس لطف کن برای من قصه های بچه گانه در مورد زمین و آسمانها و حواس انسانی تعریف نکن!
شنبه 29 مهر 1391 - 02:34
danial nabi - استكهلم - سوئد
زبلخان - لوس آنجلس - آمریکا آقای یوگوو لوگیست، منظورم یوفو.. سر کاری داداش، درست سر کارت گذاشتند، اینقدر سر به آسمان بگیر تا این یوفو بیاد برت داره ببره به کهکشان ناشناخته، این موضوع را فراماسونها ساختند تا به اهدافشون برسند، برو از اینها اطلاع بگیر، حالا راستش رو بگو از قارپوز آباد قزوین کامنت میذاری یا ...آمریکایی‌ها رو تو نمی‌شناسی، از فراماسونها اطلاعات کسب کن، تنها دارویی که برای حال گرفته شده ات می‌تونم تجویز کنم. از حقیقت خیلی‌ دور افتادی، این راه که میروی به ترکستان است، از بهشت بدت بیاد پس در نتیجه جهنم را تبلیغ میکنی‌. همین جهنم و جنی‌ ‌ست که ماسونهی نادان تبلیغش رو میکنند، از اینها بر حزر باش، از من گفتن بود.
شنبه 29 مهر 1391 - 13:55
siya41 - تهران - ایران
Alexberd - بوداپست - مجارستان-چون مادوست نداریم با پایان مرگ واسه مون همه چی تموم بشه که واقعیت نمیشه.واقعیت ورای خواسته های ماست
شنبه 29 مهر 1391 - 15:23
siya41 - تهران - ایران
Alexberd - بوداپست - مجارستان-چون مادوست نداریم با پایان مرگ واسه مون همه چی تموم بشه که واقعیت نمیشه.واقعیت ورای خواسته های ماست.لطفا کمی به مطالب بسیار سنجیده ی دوست عزیزzebelkhan - لوس آنجلس - آمریکاتوجه کن .واسه من خیلی آموزنده بود .راستش خیلی خوبه که نظزت را اظهار کردی چون بسیاری چون شما فکر میکنن وتبادل افکار باعث رشداون میشه .
شنبه 29 مهر 1391 - 15:34
iirani - تهران - ایران
از دوستانی ک نظر علمی دادن تشکر میکنم
شنبه 29 مهر 1391 - 16:50
zebelkhan - لوس آنجلس - آمریکا
danial nabi - استکهلم - سوئد. به به برادر متوهم فراماسون زده! اشکالی ندارد که روشنگریهای خردمندان باعث سوزش مغز علیل شما کارتن خوابهای بسیج سایبری بشود. اتفاقا شاید مغز علیل شما درماندگان مذهبی تکانی خورد و رسوبات 1400 ساله اش پاک شد. کسی که سر کار است تو هستی اخوی سایبری که یک عرب با سرهم بندی داستانهای تورات که خود از افسانه های ایرانی و آیین میترائیسم و غیره سرچشمه گرفته کتابی سراسر دروغ و هجو و خلاف واقعیات علمی و طبیعی به خورد شما مخبطان داد که تا دنیا دنیا است دنبال او بدوید و بع بع کنید باشد که رستگار شوید. (( بقول کائچیو: دین افساری است که به گردنتان میاندازند تا خوب سواری دهید و هرگز پیاده نمیشوند باشد که رستگار شوید! )) تو هم عزیز عرب جزو رستگارانی! بالاخره یک نفر پیدا میشود تا بقول عبید زاکانی تو را روی کول بگیرد و از پل صراط عبور دهد. غصه نخور! حالا برو تحقیق کن تا ببینی چی گفتم!
شنبه 29 مهر 1391 - 19:47
sepherdad - سیدنی - استرالیا
کلمه ""من"" رو اول باید معنا کنید، آیا "من" بدونه دست و پا و چشم و گوش باز هم "من" هستم؟ بله بازم هم من هستم، حالا اگر مغز من رو در کالبد کسی‌ دیگر بگذارن باز هم من هستم، پاسخ مثبت, اری باز هم من هستم, اما آیا من بدونه مغز هم باز من هستم، پاسخ منفی‌ هست، بنابرین "من" (انسان) یعنی‌ مغز.,,, درون مغز هر انسان پر از اطلاعات و داده هأی هست که یک انسان در طول عمره خود ذخیره میکند که همان من را تشکیل میدهن، این داده‌ها و اطلاعات بسته به اینکه آن انسان کجا زندگی کند شکل می‌گیرد و انتقألش به جهانی‌ دیگر (اگر وجود هم داشته بأشد) ضرورتی ندارد چون به کار هم نمیاد, چیزه بی‌ ارزشی هست حتی برای این دنیا، بنابرین ان دیار وجود ندارد, یا اگر هم دارد انسان به جهانی‌ دیگر نمیرود! و این دکتر بی‌ سواد هم زیادی جو گیره شده!
یکشنبه 30 مهر 1391 - 08:09
mikeljan - سقز - ایران
zibil khan یاهمون زیبیل خان از لس آنجلس. لینک اصل مطلب در Newsweek را برای شما و دیگر کاربران قرار می دهم و اگر انگلیسی بلدی برو نظرات آنجا را هم بخوان ای فضانورد. https://www.thedailybeast.com/newsweek/2012/10/07/proof-of-heaven-a-doctor-s-experience-with-the-afterlife.html
یکشنبه 30 مهر 1391 - 20:34
mikeljan - سقز - ایران
درحالی که دانش بشر از کل کیهان کمتر از 5% می باشد اینکه افرادی همچون زیبیل خان از لس انجلس خود را عقل کل قلمداد می کنند این برداشت را به ذهن متبادر می کند که چنین آدمهایی ابوجهل های قرن بیست و یکم می باشند خودش نمی داند چه می گوید ما خیلی ساده می گوییم پزشکی با استناد به دانش روز تجربه ای را شرح داده چرا اینقدر هراسان مطالبی می گوید که هیچ ارتباطی به مبحث اصلی ندارد. ای زیبیل خان چرا اینقدر وحشت داری از ادیان اگر طرفدار آزادی بیان هستی گوش بده و نظرت را محترمانه بیان کن چرا پرخاش می کنی ای پرخاشگر
یکشنبه 30 مهر 1391 - 20:47
zebelkhan - لوس آنجلس - آمریکا
mikeljan - سقز - ایران. چند کلاس سواد داری ؟! ! ابوجهل های قرن بیست و یکم شما اسلام چیهای نادان و متعصب هستید که هنوز بعد از 1400 سال مغز آکبند شما ذره ای پیشرفت نکرده. اولا به تو مخبط اسلامی گفتم که دموکراسی برای شما امثال شما نیست. از چیزهایی که نمیفهمی دم نزن! ثانیا تو آنقدر بیسوادی که حتی از درک بدیهیات عاجزی! کسی که در اوج بیسوادی ادعاهای علمی میکند و حرف این و آن را بعنوان مصداق کل میگیرد از جهل مرکب رنج میبرد. وقتی ادعا میکنی دانش بشر از کل کیهان کمتر از 5 درصد است این آمار مسخره را از کجایت در آوردی بیسواد؟ چون یک مخبطی ادعا کرده که مرده و زنده شده و بهشت را دیده دلیل میشود که حرف هر متوهمی را باور کنیم. علم چنین ادعایی را رد کرده اما ابلهانی جون تو این توهمات را باور میکنند و تبلیغ میکنند و اصرار دارند که حرف ما را هم بشنوید!! در یک انسان زنده هم دانشمندان توانستند چنین تصویرهای ذهنی را ایجاد کنند. اینها توهمات ذهن در نتیجه تغییر شیمیایی و تغییر گازهای خون است می فهمی یا باز هم میخواهی بر طبل بیسوادی خودت بکوبی؟!
دوشنبه 1 آبان 1391 - 13:49
mikeljan - سقز - ایران
زیبیل خان از انجلس لس. من چی می گم اون چی می گه. ای بزرگوار چرا اینقدر فرافکنی می کنی کی از اسلام و 1400 و .. صحبت کرده هنوز متوجه نشدی این متخصص مغز و اعصاب با توجه به تخصصش گفته که در شرایطی که قرار داشته هوشیاری و درک او از این جهان صفر بوده و تجربه جالبی ماورای هوشیاری این جهان داشته حالا چرا برآشفته می شی و هی به اسلام و 1400 و .. حمله می کنی. زمانی که همین مسلمانان هرروز چیزی اختراع می کردند غرب در جهالت قرون وسطی غوط ور بود مثل اینکه تاریخ را هم نخوانده ای ای تاریخ دان
‌چهارشنبه 3 آبان 1391 - 09:03
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.