سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۸ می ۲۰۱۰
چهره زشت نفرت
معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند. در کیسه ی بعضی ها ۲، بعضی ها ۳ و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود.معلم به بچه ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند…معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟بچه ها از اینکه مجبور بودند سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد:این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
odin - بلژیک - انتورپن
|
قلب و مغز و روح و روان این اخوندها و ارازل سپاهی از این گندزار نفرت پر شده و فقط یک چیز خالیش میکنه. سرب داغ. اینها اصلاحپذیر نیستن |
جمعه 13 خرداد 1390 |
|
saitama - ژاپن - توکیو
|
متاسفانه نفرت بو نمیده!! اگر بو میداد اینهمه کینه و جنگ وستم و.....نبود |
جمعه 13 خرداد 1390 |
|
pandora - المان - کلن
|
شعار جالبی بود اما در واقعیت, داشتن تنفر از بعضی ها,کمترین کاری هست که میشه کرد! |
جمعه 13 خرداد 1390 |
|
Ghooloo - ایران - آبادان
|
khosh bavar - ایران - یزد. خب میتونند برن اداره ثبت و احوال اسمشونو عوض کنند ;-) |
جمعه 13 خرداد 1390 |
|
Ezhaq - ایران - تهران
|
بنظرم درسته آن را کاملا لمس می کنم. در مواردی نفرت آدم را به لجن می کشه و احساس ضعف به آدم دست می ده، قبلا زیاد به گذشته توجه نمی کردم و بهتر به کارهام می رسیدم. خیلی بد بین شده ام احساس خستگی می کنم. باید سعی کنم کمی خودم را آرام کنم و درست فکر کنم. بانفرت چیزی درست نمی شه همان طور با خوش باوری بیش از حد بجایی نمی شه رسید. |
جمعه 13 خرداد 1390 |
|