داستان کوتاه : فرزانگی پیری

داستان کوتاه : فرزانگی پیری

توکای پیری تکه نانی پیدا کرد، آن را برداشت و به پرواز در آمد. پرندگان جوان این را که دیدند، به طرفش پریدند تا نان را از او بگیرند. وقتی توکا متوجه شد که الان به او حمله می کنند، نان را به دهان ماری انداخت و با خود فکر کرد:

- "وقتی کسی پیر می شود، زندگی را طور دیگری می بیند: غذایم را از دست دادم؛ اما فردا می توانم تکه نان دیگری پیدا کنم. اما اگر اصرار می کردم که آن را نگه دارم، در وسط آسمان جنگی به پا می کردم؛ پیروز این جنگ، منفور می شد و دیگران خود را آماده می کردند تا با او بجنگند و نفرت قلب پرندگان را می انباشت و این وضعیت می توانست مدت درازی ادامه پیدا کند.

فرزانگی پیری همین است: آگاهی بر این که باید پیروزی های فوری را فدای فتوحات پایدار کرد." 
رأی دهید
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.
  • +319نور پهلوی در مراسم نوروزی نوفدی: بهار آزادی ایران نزدیک است
  • +238سردار نائینی، سخنگوی سپاه و اسماعیل احمدی، معاون رییس سازمان بسیج، کشته شدند
  • +229پیام نوروزی یاسمین پهلوی: نوروز را به نام جاویدنامان میهن گرامی می‌داریم
  • +199اسرائیل اعلام کرد: اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات ایران، کشته شد
  • +164پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی: در سال پیش رو، رژیم ضحاکی را برای همیشه در خاک خواهیم کرد
  • +160نتانیاهو از تلاش شاهزاده رضا پهلوی برای تشکیل دولت انتقالی حمایت کرد: نیرویی مثبت برای آینده ایران است
  • +150شاهزاده رضا پهلوی:ایران، جمهوری اسلامی نیست، به زیرساخت‌ها حمله نکنید رژیم ایران را هدف بگیرید
  • +125شاهزاده رضا پهلوی: در آخرین پنجشنبه سال، بر مزار همه قهرمانان راه آزادی ایران حاضر شوید
  • +120دختر علی لاریجانی در دو پرده؛ در آمریکا و در ایران بعد از کشته شدن پدرش
  • +115مسخره کردن پیام تبریک عید فطر پزشکیان به کشورهای همسایه توسط یک عضو برجسته خاندان سعودی