جمهوری اسلامی تا چه زمان میتواند به راهبرد جنگ نامتقارن ادامه دهد؟
+0
رأی دهید
-6
پهپادهای کنترل از راه دور شاهد ایران ارزان و قابل تعویض هستنددویچه وله: در حالی که ترامپ از پایان سریع جنگ سخن میگوید، گزارشها نشان میدهد ایران با وجود ضربات سنگین، همچنان با تکیه بر پهپادها، شبکههای نیابتی و اهرم تنگه هرمز، توان فشار و ادامه درگیری را حفظ کرده است.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از تمایل خود برای پایان سریع جنگ در ایران سخن میگوید، همزمان تجهیزات نظامی آمریکا در اطراف خلیج فارس در حال افزایش است؛ جایی که تهران همچنان با بستن تنگه هرمز، بخش قابلتوجهی از جریان انرژی جهان را مختل کرده است.
ترامپ در سخنرانی شامگاه چهارشنبه گفت: «تغییر رژیم در ایران رخ داده» و ایالات متحده «در مسیر تحقق همه اهداف خود در آیندهای بسیار نزدیک» قرار دارد.
او افزود: «در تاریخ جنگها، هرگز دشمنی در مدت چند هفته چنین خسارات گسترده و ویرانکنندهای متحمل نشده است.»
ایالات متحده و اسرائیل میگویند که در پی هفتهها حملات هوایی، نیروی دریایی متعارف، نیروی هوایی، سامانههای تسلیحاتی بزرگ و زیرساختهای دفاعی ایران بهشدت تضعیف شدهاند.
ترامپ همچنین به روزنامه فایننشال تایمز گفته بود که از زمان آغاز حملات در ۲۸ فوریه، ۱۳ هزار هدف در ایران مورد حمله قرار گرفته است. ارتش اسرائیل نیز اعلام کرده که ۸۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران از بین رفتهاند.
با وجود این حجم از حملات، حکومت ایران ضربه خورده اما همچنان به بقای خود ادامه میدهد. این کشور همچنان حملات متقابل انجام میدهد و بهنظر میرسد قادر به هماهنگی راهبرد دفاعی خود است.
در گزارش آمده است که در یکی از نخستین موجهای حملات، علی خامنهای کشته شده و پسرش مجتبی خامنهای بهطور ناروشنی جای او را گرفته است. در عین حال، مجتبی خامنهای از آغاز جنگ در انظار عمومی دیده نشده و این موضوع به گمانهزنیهایی درباره وضعیت و محل حضور او دامن زده است.
بخش قابلتوجهی از رهبران ارشد کشته شدهاند و ساختارهای امنیتی ایران نیز هدف حملات قرار دارند.
جیسون کمپبل، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن میگوید: «تضعیف مداوم توان نظامی ایران از طریق حملات آمریکا و اسرائیل، گزینههای پاسخگویی ایران را بهشدت محدود کرده است. با این حال، این حکومت در اجرای جنگ نامتقارن مهارت دارد و برای چنین شرایطی دههها سال برنامهریزی کرده است.»
ایران دههها برای جنگ آماده شده بود
در طول دههها، حکومت جمهوری اسلامی با تامین مالی نیروهای نیابتی در سراسر خاورمیانه و سرکوب نارضایتیهای داخلی، در برابر فشارهای ناشی از تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای خود مقاومت کرده است.
هر زمان که مردم ایران خواستار حقوق مدنی شده یا در برابر حکومت ایستادهاند، مانند آنچه در اوایل سال جاری رخ داد، نیروهای طرفدار حکومت از جمله بسیج با کشتن هزاران معترض واکنش نشان دادهاند.
در یک مقاله اخیر در فارن افرز، نرگس باجقلی، پژوهشگر ایرانی-آمریکایی، مینویسد، انزوای بینالمللی بخشی از روند شکلگیری راهبردهای بقای حکومت ایران بوده است. به گفته او، راهبرد جنگ نامتقارن ایران "از دل ضرورت" شکل گرفته، زمانی که آمریکا پس از انقلاب ۱۹۷۹ تحریم تسلیحاتی علیه ایران اعمال کرد.
پس از جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، آنچه در ابتدا راهحلهای موقتی بود، به یک دکترین منسجم در سپاه پاسداران تبدیل شد.
ایران در این مسیر به توسعه موشکها و پهپادهای بومی روی آورد که امکان تولید سریع و کمهزینه دارند.
امروزه این توان نامتقارن به ترکیبی از پهپادهای تهاجمی، جنگ سایبری و شبکههای نیابتی تبدیل شده است.
این ظرفیتها تا حد زیادی از طریق درآمدهای نفتی تامین مالی شدهاند، درآمدی که ایران با فروش انرژی به کشورهایی مانند چین و دور زدن تحریمهای آمریکا به دست میآورد.
کلی گریکو، تحلیلگر مرکز استیمسون، میگوید: «بهنظر میرسد ایران قادر است برای مدت طولانی یک تهدید نامتقارن قابلاعتنا را حفظ کند.» او در عین حال تاکید میکند که توان متعارف ایران بهشدت تضعیف شده، اما بخشی از توان موشکی همچنان باقی مانده است.
پهپادهای ارزان و قابل تولید ایران
در میان این ابزارها، پهپادها نسبت به موشکهای بالستیک پایداری بیشتری دارند. راهبرد ایران بر پهپادهای "شاهد" استوار است، پهپادهای انتحاری که هزینهای بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار دارند، به سیستمهای هدایت دقیق مجهز هستند و بردی حدود ۲۰۰۰ کیلومتر دارند.
ایران از آغاز جنگ هزاران پهپاد شلیک کرده و آنها را با موشکهای بالستیک ترکیب کرده تا سامانههای دفاعی را تحت فشار قرار دهد. بیشتر این پهپادها رهگیری میشوند، اما برخی از آنها به هدف میرسند؛ از جمله حملهای به یک پایگاه آمریکایی در کویت که به کشته شدن شش نظامی انجامید.
در حالی که آمریکا برای مقابله با این تهدید از سامانههای دفاعی استفاده میکند، هزینه این مقابله بالا است، بهویژه زمانی که از موشکهای گرانقیمت برای هدف قرار دادن پهپادهای ارزان استفاده میشود.
گریکو میگوید محل تولید این پهپادها پراکنده است، بسیاری از قطعات آنها کاربرد دوگانه دارند و مونتاژ آنها حتی در یک کارگاه کوچک نیز امکانپذیر است. او همچنین میگوید گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد نمونههایی از پهپادهای تولید روسیه نیز به زرادخانه ایران اضافه شدهاند.
تنگه هرمز؛ گلوگاه راهبردی
در کنار پهپادها، ایران یک مزیت مهم دیگر نیز دارد: موقعیت جغرافیایی.
تهدید بستن تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، همواره یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در برابر تلاش برای سرنگونی حکومت ایران بوده است.
بر اساس گزارش موسسه مطالعات جنگ، مقامهای ارشد ایرانی، از جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس اکنون از این تنگه بهعنوان ابزاری برای کسب امتیاز و تحقق اهداف راهبردی یاد میکنند.
ایران میتواند با استفاده از پهپادها، مینهای دریایی و قایقهای تندرو، کشتیهای نفتکش را هدف قرار دهد و از جغرافیای ساحلی ناهموار بهعنوان پوشش استفاده کند. تنها در همین هفته دو کشتی غیرنظامی در خلیج فارس هدف حمله قرار گرفتهاند.
جیسون کمپبل میگوید: «ایران برای حفظ نفوذ خود در تنگه هرمز نیازی به ایجاد اختلال دائمی ندارد، بلکه کافی است گهگاه نشان دهد که قادر به هدف قرار دادن اهداف است.»
او تاکید میکند که هر گزینه نظامی برای بازگشایی کامل این مسیر، نیازمند حضور گسترده نیروهای زمینی و تحمل هزینههای بسیار بالا خواهد بود.
حکومت ایران فقط باید دوام بیاورد
در شرایطی که تمایل چندانی برای ورود به یک جنگ زمینی در آمریکا وجود ندارد و بازارهای جهانی نیز نگران هستند، انگیزههایی برای کاهش تنش شکل گرفته است.
ترامپ گفته ایران به دنبال مذاکره است، اما مقامهای ایرانی این موضوع را رد کردهاند.
برخی تحلیلگران معتقدند مقامهای فعلی ایران حتی از پیشینیان خود نیز سختگیرتر هستند و تمایل بیشتری به ادامه تنش دارند.
در عین حال، مشخص نیست منظور دولت آمریکا از اینکه "تغییر رژیم رخ داده" دقیقا چیست. رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، در نامهای به مردم آمریکا هشدار داده که "مسیر تقابل پرهزینهتر و بینتیجهتر از همیشه است."
در چنین شرایطی، نه پایان سریع جنگ و نه تغییر فوری ساختار قدرت در ایران واقعبینانه به نظر میرسد.
کارشناسان میگویند اگر معیار، حفظ سطحی از تهدید در خلیج فارس و تنگه هرمز باشد، ایران احتمالاً میتواند این وضعیت را در آینده قابل پیشبینی حفظ کند.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از تمایل خود برای پایان سریع جنگ در ایران سخن میگوید، همزمان تجهیزات نظامی آمریکا در اطراف خلیج فارس در حال افزایش است؛ جایی که تهران همچنان با بستن تنگه هرمز، بخش قابلتوجهی از جریان انرژی جهان را مختل کرده است.
ترامپ در سخنرانی شامگاه چهارشنبه گفت: «تغییر رژیم در ایران رخ داده» و ایالات متحده «در مسیر تحقق همه اهداف خود در آیندهای بسیار نزدیک» قرار دارد.
او افزود: «در تاریخ جنگها، هرگز دشمنی در مدت چند هفته چنین خسارات گسترده و ویرانکنندهای متحمل نشده است.»
ایالات متحده و اسرائیل میگویند که در پی هفتهها حملات هوایی، نیروی دریایی متعارف، نیروی هوایی، سامانههای تسلیحاتی بزرگ و زیرساختهای دفاعی ایران بهشدت تضعیف شدهاند.
ترامپ همچنین به روزنامه فایننشال تایمز گفته بود که از زمان آغاز حملات در ۲۸ فوریه، ۱۳ هزار هدف در ایران مورد حمله قرار گرفته است. ارتش اسرائیل نیز اعلام کرده که ۸۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران از بین رفتهاند.
با وجود این حجم از حملات، حکومت ایران ضربه خورده اما همچنان به بقای خود ادامه میدهد. این کشور همچنان حملات متقابل انجام میدهد و بهنظر میرسد قادر به هماهنگی راهبرد دفاعی خود است.
در گزارش آمده است که در یکی از نخستین موجهای حملات، علی خامنهای کشته شده و پسرش مجتبی خامنهای بهطور ناروشنی جای او را گرفته است. در عین حال، مجتبی خامنهای از آغاز جنگ در انظار عمومی دیده نشده و این موضوع به گمانهزنیهایی درباره وضعیت و محل حضور او دامن زده است.
بخش قابلتوجهی از رهبران ارشد کشته شدهاند و ساختارهای امنیتی ایران نیز هدف حملات قرار دارند.
جیسون کمپبل، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن میگوید: «تضعیف مداوم توان نظامی ایران از طریق حملات آمریکا و اسرائیل، گزینههای پاسخگویی ایران را بهشدت محدود کرده است. با این حال، این حکومت در اجرای جنگ نامتقارن مهارت دارد و برای چنین شرایطی دههها سال برنامهریزی کرده است.»
ایران دههها برای جنگ آماده شده بود
در طول دههها، حکومت جمهوری اسلامی با تامین مالی نیروهای نیابتی در سراسر خاورمیانه و سرکوب نارضایتیهای داخلی، در برابر فشارهای ناشی از تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای خود مقاومت کرده است.
هر زمان که مردم ایران خواستار حقوق مدنی شده یا در برابر حکومت ایستادهاند، مانند آنچه در اوایل سال جاری رخ داد، نیروهای طرفدار حکومت از جمله بسیج با کشتن هزاران معترض واکنش نشان دادهاند.
در یک مقاله اخیر در فارن افرز، نرگس باجقلی، پژوهشگر ایرانی-آمریکایی، مینویسد، انزوای بینالمللی بخشی از روند شکلگیری راهبردهای بقای حکومت ایران بوده است. به گفته او، راهبرد جنگ نامتقارن ایران "از دل ضرورت" شکل گرفته، زمانی که آمریکا پس از انقلاب ۱۹۷۹ تحریم تسلیحاتی علیه ایران اعمال کرد.
پس از جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، آنچه در ابتدا راهحلهای موقتی بود، به یک دکترین منسجم در سپاه پاسداران تبدیل شد.
ایران در این مسیر به توسعه موشکها و پهپادهای بومی روی آورد که امکان تولید سریع و کمهزینه دارند.
امروزه این توان نامتقارن به ترکیبی از پهپادهای تهاجمی، جنگ سایبری و شبکههای نیابتی تبدیل شده است.
این ظرفیتها تا حد زیادی از طریق درآمدهای نفتی تامین مالی شدهاند، درآمدی که ایران با فروش انرژی به کشورهایی مانند چین و دور زدن تحریمهای آمریکا به دست میآورد.
کلی گریکو، تحلیلگر مرکز استیمسون، میگوید: «بهنظر میرسد ایران قادر است برای مدت طولانی یک تهدید نامتقارن قابلاعتنا را حفظ کند.» او در عین حال تاکید میکند که توان متعارف ایران بهشدت تضعیف شده، اما بخشی از توان موشکی همچنان باقی مانده است.
پهپادهای ارزان و قابل تولید ایران
در میان این ابزارها، پهپادها نسبت به موشکهای بالستیک پایداری بیشتری دارند. راهبرد ایران بر پهپادهای "شاهد" استوار است، پهپادهای انتحاری که هزینهای بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار دارند، به سیستمهای هدایت دقیق مجهز هستند و بردی حدود ۲۰۰۰ کیلومتر دارند.
ایران از آغاز جنگ هزاران پهپاد شلیک کرده و آنها را با موشکهای بالستیک ترکیب کرده تا سامانههای دفاعی را تحت فشار قرار دهد. بیشتر این پهپادها رهگیری میشوند، اما برخی از آنها به هدف میرسند؛ از جمله حملهای به یک پایگاه آمریکایی در کویت که به کشته شدن شش نظامی انجامید.
در حالی که آمریکا برای مقابله با این تهدید از سامانههای دفاعی استفاده میکند، هزینه این مقابله بالا است، بهویژه زمانی که از موشکهای گرانقیمت برای هدف قرار دادن پهپادهای ارزان استفاده میشود.
گریکو میگوید محل تولید این پهپادها پراکنده است، بسیاری از قطعات آنها کاربرد دوگانه دارند و مونتاژ آنها حتی در یک کارگاه کوچک نیز امکانپذیر است. او همچنین میگوید گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد نمونههایی از پهپادهای تولید روسیه نیز به زرادخانه ایران اضافه شدهاند.
تنگه هرمز؛ گلوگاه راهبردی
در کنار پهپادها، ایران یک مزیت مهم دیگر نیز دارد: موقعیت جغرافیایی.
تهدید بستن تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، همواره یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در برابر تلاش برای سرنگونی حکومت ایران بوده است.
بر اساس گزارش موسسه مطالعات جنگ، مقامهای ارشد ایرانی، از جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس اکنون از این تنگه بهعنوان ابزاری برای کسب امتیاز و تحقق اهداف راهبردی یاد میکنند.
ایران میتواند با استفاده از پهپادها، مینهای دریایی و قایقهای تندرو، کشتیهای نفتکش را هدف قرار دهد و از جغرافیای ساحلی ناهموار بهعنوان پوشش استفاده کند. تنها در همین هفته دو کشتی غیرنظامی در خلیج فارس هدف حمله قرار گرفتهاند.
جیسون کمپبل میگوید: «ایران برای حفظ نفوذ خود در تنگه هرمز نیازی به ایجاد اختلال دائمی ندارد، بلکه کافی است گهگاه نشان دهد که قادر به هدف قرار دادن اهداف است.»
او تاکید میکند که هر گزینه نظامی برای بازگشایی کامل این مسیر، نیازمند حضور گسترده نیروهای زمینی و تحمل هزینههای بسیار بالا خواهد بود.
حکومت ایران فقط باید دوام بیاورد
در شرایطی که تمایل چندانی برای ورود به یک جنگ زمینی در آمریکا وجود ندارد و بازارهای جهانی نیز نگران هستند، انگیزههایی برای کاهش تنش شکل گرفته است.
ترامپ گفته ایران به دنبال مذاکره است، اما مقامهای ایرانی این موضوع را رد کردهاند.
برخی تحلیلگران معتقدند مقامهای فعلی ایران حتی از پیشینیان خود نیز سختگیرتر هستند و تمایل بیشتری به ادامه تنش دارند.
در عین حال، مشخص نیست منظور دولت آمریکا از اینکه "تغییر رژیم رخ داده" دقیقا چیست. رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، در نامهای به مردم آمریکا هشدار داده که "مسیر تقابل پرهزینهتر و بینتیجهتر از همیشه است."
در چنین شرایطی، نه پایان سریع جنگ و نه تغییر فوری ساختار قدرت در ایران واقعبینانه به نظر میرسد.
کارشناسان میگویند اگر معیار، حفظ سطحی از تهدید در خلیج فارس و تنگه هرمز باشد، ایران احتمالاً میتواند این وضعیت را در آینده قابل پیشبینی حفظ کند.