زیدآبادی: عصر حجر شرف دارد به عصر ترامپ و نتانیاهو
+13
رأی دهید
-51
احمد زیدآبادی در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت: تعلق به "عصر حجر" هزاران بار از نقطهنظر اخلاقی و انسانی شرف دارد به عصری که دار و دسته سفاک و بیشرم ترامپ و نتانیاهو خود را مظهر آن میداننداحمد زیدآبادی در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:
ترامپ و سید ابراهیم نبوی و عصر حجر!
نطقهای ترامپ بخصوص نطق دیشب او مرا به یاد نوشتههای طنزآلود زندهیاد سید ابراهیم نبوی در بازنویسی گفتههای مغشوش و متناقض و بیسر و ته برخی افرادِ سیاسی زمان خودش میاندازد!
تنها تفاوت نطقهای ترامپ با آن دست از نوشتههای نبوی، این است که آن مرحوم ناچار به دست بردن اغراقآمیز در گفتههای فرد مورد نظر خود برای مضحک نشان دادن آنها بود، اما نطقهای ترامپ نیازی به هیچ گونه تغییر ندارد و بالاصاله و بالذات مضحک و خندهآور است!
ظاهراً هر روز که به عمر ترامپ اضافه میشود او کنترل مغز و زبانش را بیشتر از دست میدهد و خود را بیش از پیش مضحکه جهانیان میکند.
از تناقضات تکراری و مضحک رئیس جمهور آمریکا که صرفنظر کنیم، او در نطق دیشب خود ایران را به بازگرداندن به "همانجایی که بدان تعلق دارد" یعنی "عصر حجر" تهدید کرد!
البته که تعلق به "عصر حجر" هزاران بار از نقطهنظر اخلاقی و انسانی شرف دارد به عصری که دار و دسته سفاک و بیشرم ترامپ و نتانیاهو خود را مظهر آن میدانند، اما این ناانسانِ ریاکار منظورش از این تهدید چیست؟
پاسخ این پرسش را آن دسته از افرادی باید بدهند که هدف از حمله نظامی آمریکا و اسراییل علیه ایران را "آزادسازی مردم از جور حکومت" تبلیغ کردند و با دعوت از ترامپ و نتانیاهو برای بمباران و موشکباران منابع کشور، به این حمله به زعم خود "مشروعیت" دادند!

******
واکنش حسین شریعتمداری به احتمال آتشبس

حسین شریعتمداری: دشمن در حالت استیصال به هر سخنی که نشانه پذیرش آتشبس باشد نیز به شدت نیاز دارد، حتی اگر به اشتباه و بدون منظوری خاص بیان شده و یا به خطای ناخواسته بر قلم رفته باشد.
حسین شریعتمداری در یادداشتی در خصوص احتمال آتش بس نوشت: ۱- این هشدار از امیرالمؤمنین علیهالسلام است که: الحَذَرَ کُلَ الحَذَرِ مِن عَدُوِکَ بَعدَ صُلحِهِ فَإِنَ العَدُوَ رُبَمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَلَ فَخُذ بِالحَزمِ وَ اتَهِم فِی ذَلِکَ حُسنَ الظَنِ …. زینهار! از دشمن پس از آشتی کردن [آتش بس] بر حذر باش، زیرا دشمن چه بسا تظاهر به آشتی میکند و نمایش صلح میدهد تا طرف مقابل را غافلگیر کند، بنابراین جانب احتیاط و دوراندیشی را رها مکن و در اینباره خوشگمانی خود نسبت به دشمن را متهم کن! (به دشمن حسن ظن نداشته باش) … آنهم دشمنانی مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی که بارها نشان دادهاند به هیچ عهد و پیمان و خط قرمزی پایبند نیستند و هنگامی که عرصه بر آنها تنگ می شود، سالوسانه به گدائی صلح و آتشبس میآیند تا فرصتی برای تجدید قوا و حمله بعدی داشته باشند! واسطه تراشیهای آشکار و پنهان دشمن برای گدائی آتش بس، دو نشانه در خود دارد: اول؛ اعتراف به ناکامی و شکست و دوم؛ نیاز به تجدید قوا برای حمله بعدی. این هر دو نشانه در جنگ ۱۲ روزه تجربه شده است و علم و عقل و تجربه حکم میکند که باید از آن اجتناب کرد.
۲- دشمن در حالت استیصال به هر سخنی که نشانه پذیرش آتشبس باشد نیز به شدت نیاز دارد، حتی اگر به اشتباه و بدون منظوری خاص بیان شده و یا به خطای ناخواسته بر قلم رفته باشد. دشمن با بهره گیری از اینگونه اظهارات از یکسو شکست خود را پنهان میکند و از سوی دیگر حمله ابلهانه خود را در افکار عمومی مردمی که به آنها وابسته است موجه جلوه میدهد! از این روی سخن از آتش بس، کوچه بازکردن برای دشمن است.
۳- گاه اتفاق افتاده که مسئولی نه از روی باور و اعتقاد، بلکه به احتمال زیاد از سر غفلت و یا کمتوجهی سخنی از این دست بر زبان آورده و دشمن که تشنه آن است در پی سوء استفاده برآمده باشد. که در این حالت تصحیح سخن از جانب مسئول یاد شده ضروری است و تا کنون نیز چنین بوده و دشمن در سوء استفاده ناکام مانده است.
۴- گفتنی است که اخیراً نمونه ای از این نوع اشتباه لفظی را در اظهارات یکی از مسئولان ارشد کشورمان شاهد بودیم که دشمن سعی در سوء استفاده از آن را داشت ولی مسئول یاد شده آن اشتباه لفظی را اصلاح نمود و برداشت دشمن را با قاطعیت رد کرد. نکته تاسفآور آن که دو تن از نزدیکان ایشان اصرار داشتند سخنی را که به اشتباه گفته شده بود، در همان سمت و سوی اشتباه نشان داده و تفسیر کنند! جا دارد به افرادی با این اندازه از کج فهمی گفت؛ لطفاً سکوت را رعایت فرمائید و اگر یار قافله نیستید، بار اضافی نباشید!
۵- همینجا باید به نامه رئیس دانشگاه تهران به وزیر علوم اشاره کرد که به نمایندگی از رؤسای ۱۵ دانشگاه از ایشان خواسته است نیروهای مسلح کشورمان در پاسخ حملات دشمن به دانشگاهها و مراکز علمی از مقابله به مثل خودداری کنند تا به قول ایشان «حرمت نهاد مقدس علم فرو نهاده نشود»! این درخواست غیر از همسوئی (احتمالاً نادانسته) با دشمن نمیتواند ترجمه دیگری داشته باشد! و اما، تهیهکنندگان این نامه با مشاهده اعتراض گسترده اساتید و اقشار مختلف مردم، این بیانیه را از سایت دانشگاه حذف کردهاند! ولی این پرسش همچنان باقی است که اقدام سخیف آنها ناشی از جهل بوده است یا خیانت؟! پاسخ آقایان به این پرسش هرچه باشد، در این نکته تردیدی نیست که شایسته ادامه حضور در پستهای خود نیستند!