آرایش نظامی در خلیج فارس؛ فشار برای صلح یا سناریوی اشغال؟

دویچه وله: الینا فرهادی
آیا استقرار ۱۰ هزار سرباز آمریکایی در خلیج فارس مقدمه اجرای طرح ضربه نهایی پنتاگون و اشغال جزایر است یا این که ایران در آستانه یک درگیری فرسایشی و سناریوی سوریه‌سازی قرار دارد؟ 

در حالی که تقویم نظامی در خلیج فارس به روزهای سرنوشت‌ساز خود نزدیک می‌شود، منطقه شاهد سنگین‌ترین آرایش نظامی ایالات متحده در دهه‌های اخیر است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در یک چرخش استراتژیک، ضرب‌الاجل ۵ روزه قبلی خود برای بمباران زیرساخت‌های انرژی ایران را تا ۶ آوریل (۱۷ فروردین) تمدید کرده و مدعی است که مذاکرات با تهران "بسیار خوب" پیش می‌رود.

نشریه وال‌استریت ژورنال در این میان فاش کرده که پنتاگون در حال بررسی اعزام ۱۰ هزار نیروی زمینی اضافی به منطقه است تا گزینه‌های نظامی ترامپ را فراتر از حملات هوایی تقویت کند. این نیروها شامل واحدهای پیاده‌نظام و خودروهای زرهی هستند که به ۵ هزار تفنگدار دریایی مستقر در ناوهای تهاجمی ملحق می‌شوند.

در عین حال، بر اساس گزارش آکسیوس، پنتاگون هم‌اکنون چهار گزینه عملیاتی برای "ضربه نهایی" روی میز رئیس‌جمهور گذاشته است: اشغال جزیره استراتژیک خارک (قطب ۹۰ درصدی صادرات نفت ایران)، تصرف جزیره لارک برای کنترل تردد در تنگه، تسخیر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، و در نهایت محاصره کامل مسیرهای کشتی‌رانی در شرق تنگه هرمز.

در سطح میدانی نیز تنش‌ها به‌وضوح در حال افزایش است. خبرگزاری رویترز ۲۶ مارس گزارش داد آمریکا برای نخستین بار شناورهای بدون سرنشین رزمی خود را در عملیات دریایی علیه ایران وارد کارزار کرده است؛ اقدامی که به طور مستقیم با تهدیدهای دریایی ایران در تنگه هرمز مرتبط است. 

در سوی مقابل، ایران نیز نشانه‌های روشنی از آمادگی میدانی بروز داده است. هم‌زمان با تقویت استقرار نیرو در خارک، گزارش‌هایی از جابه‌جایی سامانه‌های پدافندی، آماده‌سازی مین‌های دریایی و افزایش تحرک نیروهای دریایی سپاه در محور هرمز منتشر شده است. رویترز همچنین ۲۵ مارس گزارش داد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در شورای حقوق بشر سازمان ملل، حملات ایران به زیرساخت‌های منطقه را "تهدیدی وجودی" توصیف کرده‌اند؛ تحولی که نشان می‌دهد دامنه بحران از سطح تنش دوجانبه فراتر رفته است. 

در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که آیا اعزام نیروی زمینی آمریکا صرفاً یک ابزار فشار سیاسی است یا مقدمه‌ای برای ورود به مرحله‌ای تازه از تقابل نظامی؟
اهداف عملیاتی؛ از فشار سیاسی تا اشغال سرزمینی
در تبیین اهداف عملیاتی این تحرکات، رضا طالبی، تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگو با بخش فارسی دویچه‌ وله معتقد است که در حال حاضر ابهامی جدی در اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه وجود دارد. او می‌گوید: «از یک سو دونالد ترامپ با تأکید بر مذاکره و تأثیرگذاری بر بازارها سخن می‌گوید و از سوی دیگر، اعزام تیپ ۸۲ هوابرد و بخشی از تفنگداران دریایی با ناوهایی مانند باکسر و تریپولی در حال انجام است و این اقدام می‌تواند نشان‌دهنده یک عملیات ابتدایی محدود باشد که هدف آن تصرف یا اشغال جزایر است.» طالبی معتقد است تعلل ترامپ در ارائه شفافیت درباره عملیات زمینی، با توجه به وسعت بزرگ ایران و جغرافیای سخت آن قابل درک است و این مسئله فعلاً به‌عنوان یک اهرم فشار عمل می‌کند تا ایران به سمت تسلیم یا مذاکره سوق داده شود.
رضا طالبی، تحلیلگر سیاسی در گفتگو با بخش فارسی دویچه‌وله معتقد است که در حال حاضر ابهامی جدی در اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه وجود دارددر همین راستا، دامون گلریز، تحلیلگر امور بین‌الملل و مدرس روابط بین‌الملل در مدرسه عالی لاهه اشاره می‌کند که دونالد ترامپ در نخستین سخنرانی خود درباره جنگ هرمز، دو هدف هم‌زمان را مشخص کرد: «حذف تهدید فوری ناشی از برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، و ایجاد شرایط لازم برای تغییر رژیم. استقرار نیروهای زمینی به‌طور منطقی از هر دو هدف ناشی می‌شود.»

گلریز هشدار می‌دهد که حضور نیروهای آمریکایی در خاک ایران هزینه‌ای بسیار سنگین خواهد داشت: «تلفات قابل‌توجه نظامیان ایالات متحده، از منظر راهبردی، تقریباً قطعی است، و چنین بهایی مستلزم دستاوردی هم‌سنگ است، یعنی سقوط رژیم. فارغ از منطق عملیاتی هرگونه استقرار زمینی، نتیجه‌گیری اجتناب‌ناپذیر است: حضور نیروهای آمریکایی در ایران، درگیری را تشدید و طولانی خواهد کرد، تا جایی که تنها یک پایان محتمل باقی بماند: تهاجم به تهران و تحمیل تغییر رژیم.»
دکترین نظامی یا مانور روانی؟
در پاسخ به این پرسش که آیا اعزام نیروهای زمینی تغییری در دکترین نظامی آمریکا محسوب می‌شود یا تنها یک جنگ روانی است، رضا طالبی بر این باور است که دکترین آمریکا تغییر بنیادین نکرده و ترامپ تا حد زیادی در حال تکرار الگوی دهه هشتاد و تجربه عملیات آخوندک در بحران تنگه هرمز است؛ با این تفاوت که "این‌بار موضوع تسخیر جزایر، به‌ویژه با حمایت امارات متحده عربی نیز مطرح است".

او می‌افزاید که در ابتدای این جنگ، اساساً چنین اهدافی وجود نداشت و اکنون توالی اهداف و تغییر خواسته‌های آمریکا، از حمله به نیروگاه بوشهر تا قطع شاهرگ نفتی ایران در خارک، نشان می‌دهد که هدف اصلی بیش از هر چیز دستیابی به یک پیروزی است.

دامون گلریز اما زاویه دید را به سمت فشارهای داخلی واشنگتن می‌برد: «سه نیروی به‌هم‌پیوسته در نهایت محاسبات آمریکا درباره پایان این جنگ را تعیین خواهند کرد: مهمات، بازارها، و انتخابات میان‌دوره‌ای. محاسبات بسیار سخت‌گیرانه‌اند. موشک‌ها و پهپادهای ایرانی تنها کسری از هزینه سامانه‌های رهگیری لازم برای مقابله با آن‌ها را دارند، آنهم با اختلافی در حدود صد برابر.» گلریز تأکید می‌کند که اختلال در تنگه هرمز بازارهای جهانی انرژی را بی‌ثبات می‌کند و «انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره که در حال نزدیک شدن است، فشار زمانی سیاسی فزاینده‌ای بر کاخ سفید تحمیل می‌کند. هیچ‌یک از این سه عامل به نفع طولانی شدن جنگ نیست. بنابراین، هرگونه استقرار نظامی ایالات متحده باید هدفی سیاسی و دقیق را دنبال کند: ایجاد اهرم فشار کافی در میدان، به‌گونه‌ای که واشنگتن بتواند از موضع قدرت وارد مذاکرات آتش‌بس با سپاه پاسداران شود. ولی چنین اهرمی هنوز وجود ندارد.»
دامون گلریز می‌گوید سه نیروی به‌هم‌پیوسته در نهایت محاسبات آمریکا درباره پایان این جنگ را تعیین خواهند کرد: مهمات، بازارها، و انتخابات میان‌دوره‌ای.سناریوهای تهاجم؛ خارک، بوشهر و اورانیوم‌های زیر آوار
یکی از حساس‌ترین نقاط مورد بحث، جزیره خارک است. رضا طالبی درباره احتمال حمله به این جزیره می‌گوید: «در مورد خارک، احتمالاً ایران آب‌های اطراف آن را مین‌گذاری کرده و هم‌زمان تلاش برای تقویت مسیرهای جایگزین مانند خط لوله جاسک و سایر ترمینال‌ها را انجام داده است. تجربه جنگ نفتکش‌ها نشان می‌دهد که خارک بیش از ۲۸۰۰ بار مورد حمله قرار گرفت و در همان دوره ایران با مین‌گذاری منطقه توانست حتی به یک ناو آمریکایی آسیب وارد کند. امروز ایران قابلیت مین‌گذاری پیشرفته از طریق قایق‌های تندرو، غواصان، بالگردها و حتی هواپیماها را دارد و ورود به خلیج فارس بسیار دشوار خواهد بود.»

دامون گلریز به اهداف استراتژیک‌تری اشاره می‌کند: «حیاتی‌ترین عملیات‌ها، مأموریت‌های نیروهای ویژه در نطنز و اصفهان خواهد بود، با هدف یافتن و خارج کردن حدود نیم تُن اورانیوم غنی‌شده در سطح تسلیحاتی که گمان می‌رود پس از حملات آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ در زیر آوار مدفون شده است. سایت‌های کلیدی مرتبط با زیرساخت موشک‌های بالستیک متعارف نیز از دیگر اهداف اولویت‌دار خواهند بود.»

طالبی نیز در این زمینه می‌افزاید: «احتمال عملیات در جاسک و جزایر مشرف به تنگه وجود دارد. اگر آمریکا فرض کند که اورانیوم غنی‌شده در بوشهر نگهداری می‌شود، ممکن است تلاش کند هم‌زمان با تمرکز بر خارک و بوشهر، یک دستاورد هم‌زمان در حوزه هسته‌ای و نفتی به دست آورد.»
واکنش تهران؛ غلبه "میدان" بر دیپلماسی
با وجود اینکه برخی از مقامات جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر مدعی بودند که آبراه بین‌المللی تنگه هرمز مسدود نیست، سپاه پاسداران روز جمعه ۷ فروردین با صدور اطلاعیه‌ای به صورت رسمی بسته بودن این تنگه را تأیید کرد.

روابط عمومی سپاه با صدور بیانیه‌ای، تردد هرگونه کشتی "از و به" مبدأ بنادر کشورهایی را که "هم‌پیمانان دشمن" می‌خواند، از هر کاربری ممنوع اعلام کرد و مدعی شد که سه فروند کشتی کانتینربر از ملیت‌های مختلف را که قصد عبور از این آبراه بین‌المللی را داشتند، با اخطار نظامی بازگردانده است.

نیروی دریایی سپاه در این اطلاعیه به صورت رسمی اعلام کرد که "تنگه هرمز بسته است" و هر گونه تردد در این تنگه با برخورد سخت مواجه خواهد بود.

اعتراف سپاه در حالی مطرح می‌شود که دو روز پیش عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی مدعی شده بود که "تنگه هرمز بسته نشده است".

در مورد این دوگانه رضا طالبی معتقد است که ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی در این مقطع بیش از پیش در اختیار سپاه و نیروهای رادیکال‌تر قرار گرفته است: «میدان این بار به‌طور کامل بر دیپلماسی غلبه پیدا کرده و تهران در وضعیت فعلی تمایلی به حرکت به سمت مذاکره ندارد.»

طالبی در پاسخ به این پرسش که آیا این درگیری مقدمه‌ای برای سقوط نظام است، می‌گوید: «روشن است که با نیروی ده هزار نفر نمی‌توان کشوری با این وسعت را اشغال کرد. شاید اساساً هدف سقوط نظام نباشد و ایجاد یک وضعیت میدانی و چندپاره در ایران برای اهداف آمریکا و اسرائیل کافی باشد. ایران می‌تواند به سمت الگویی شبیه سوریه حرکت کند. آنچه در میدان دیده می‌شود، ناشی از تحمیل شرایط اسرائیل بر تصمیم‌گیری واشنگتن است.»

به گفته او، در صورت گسترش درگیری، احتمال ورود نیروهای مسلح مخالف، ایجاد شکاف در بدنه نظامی و فعال شدن گسل‌های داخلی بسیار بالا است و این رویکرد به معنای ورود به یک جنگ فرسایشی و رادیکال‌تر شدن ساختار سیاسی است.
+2
رأی دهید
-1

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۷
    We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
    اینقدر دلم میخواد نیرو خالی کنند از سمت جنوب بیان به سمت تهران مردم هم باهاشون هی پیشروی کنند ببینم کدوم گنده گ...ی جرعت می‌کنه اسلحه رو مردم عزیزمان بکشه خ...ه دارن اون موقع بیان بیرون
    1
    1
    جمعه ۰۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۷
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۶
    شیرمردان - سیدنی، استرالیا
    We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
    نزدیک به ۱ میلیون ایرانی در نیروهای مسلح منتظر شما بی پدرها هستند. شرط میبندم یه سرباز آمریکایی یا یه کشتی از خلیج فارس سالم بیرون نمیره. باور ندارید بیایید تا بفهمید ایران براتون چی آماده کرده.
    0
    0
    شنبه ۰۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.